سایر منابع:
سایر خبرها
خاطره میرشکاک از مشاجره با مرتضی آوینی سر آلفرد هیچکاک: به او گفتم، تو هم مثل همه هستی... + ماجرای دیدن ...
یوسف علی میرشکاک می گوید: سید [مرتضی آوینی] کتاب اولش از مجموعه سینمایی هیچکاک همیشه استاد که می خواست آن را منتشر کند را آماده کرده بود. طبق معمول قرار شد ما هم بنویسیم، چون همه از چپ و راست، داخل و خارج، کافر و مسلمان داشتند می نوشتند. من مطلبی با عنوان لغزش بر سطح وحشت نوشتم که بعدها هم با همین عنوان به چاپ رسید. مطلب را با مسعود فراستی که مسؤول جمع آوری مطالب بود دادم، ایشان بعد از مطالعه آن گفت خیلی عالی
Yesterday محبوب ما/ رکورد بیش ترین بازخوانی: از فرانک سیناترا تا فرهاد/ شرح ماجرا+ متن فارسی ترانه
آنقدر در ذهن او کامل بود که مک کارتنی در اصالت آن شک کرد، او در همین مورد گفته است : در یک آپارتمان کوچک در طبقه دوم یک زندگی می کردم، کنار تخت خوابم یک پیانو بود. یک روز صبح با نوایی در ذهنم از خواب بیدار شدم. با خودم گفتم، من این نغمه را می شناسم؟ شبیه ملودی های جاز بود. پدرم بسیاری از آهنگ های جاز را می شناخت، با خودم فکر کردم احتمالاً آهنگی است که قبلاً آن را شنیده ام. سراغ پیانو رفتم و شروع به
شبها صدای نماز شب و گریه داعشی ها را می شنیدم
را روایت کردیم. در انتها زمانی که مسافران پیاده شدند، یکی از خانم ها قرآنش را باز می کند تا قرآن بخواند و با آیه ای با این مضمون روبه رو می شود که شما فکر می کنید پرندگان در اسمان خودشان پرواز می کنند، در حالیکه ما حافظ آن ها هستیم. بعد از این مستند هم به سراغ خالد و مجتبی و پشت پرده شام رفتم. بابت مستندهای سوریه خیلی چوب لای چرخ ما گذاشتند خب به سراغ آثار شما پیرامون جنگ
گلشیفته فراهانی: از پایین بدنم فیلم گرفتند
روی صخره ای که نمی دانی کجا فرود خواهی آمد.خیلی وقت ها حتی نمی دانم که از صخره پریده ام. من در آن زمان دوره خیلی بدی داشتم و شاید یک روز درباره آن چیزی بنویسم. من زخمی بودم. وقتی از ایران بیرونم کردند، من زخمی شدم، چون کار و خانواده ام را از دست دادم. بعد ماجراهای آن ویدئو پیش آمد و من دوباره زخمی شدم. سه ماه بعد پروژه عکاسی پیش آمد و من که زخمی بودم می خواستم بگویم مشکل شما چیست؟ به من نگاه کنید
"روزان" بررسی می کند؛ تحول سلامت هم کاری برای بیماران خاص نکرد
تست قند خون به یکی از مراکز دیابت رفتم خوشحال شدم که آن را رایگان دریافت کردم؛ ولی آنها گفتند نوار قندخون را باید خودم تهیه کنم و قیمت آن 70 هزار تومان است. یعنی تقریبا معادل قیمت خود دستگاه تست قند خون!" با یک نگاه کلی به جمعیت دیابتی های ایران که رقمی معادل 4 میلیون نفر است، می شود گفت انجمن ها و موسسات نمی توانند به چنین جمعیت گسترده ای پوشش کافی مراقبتی بدهند، مگر اینکه از حمایت و
گفتگوی روزان با جمشید محمودی کارگردان "چند متر مکعب عشق"؛ آدم ها را به خاطر نژاد و رنگشان قضاوت نکنیم
تواند داشته باشد. باید برای نقش دختر افغان از چهره ای استفاده می کردیم که مخاطب از قبل نسبت به آن ذهنیت نمی داشت از ابتدا دوست داشتم که بازیگر دختر و پدر افغان، حتما افغان باشند و مخاطب در سینما درگیر این مسئله نشود تا آنها را باور کند. چون اگر از بازیگران شناخته شده ای استفاده می کردیم، مخاطب مدام در ذهنش این سئوال پیش می آمد که آیا بازیگر به لهجه افغان درست می پردازد یا حرکتهایش متناسب
هر آنچه در برنامه نود دیشب گذشت (94/03/11)
استودیو این برنامه اختصاص داشت. علیرضا منصوریان و یحیی گل محمدی، دو مربی جوان و شایسته ای که مربی دو تیم خوب این فصل لیگ برتر بودند. دو تیمی که از قضا روز گذشته فینال جام حذفی را هم رو در روی هم برگزار کرده بودند. یحیی گل محمدی در این برنامه گفت: فصل را خوب شروع نکردیم. وقتی تیم را گرفتم اعتماد به نفس کمی داشتیم. انتظار می رفت اوایل فصل شروع خوبی نداشته باشیم. هفته دهم بود که استقلال را
خرازی: ظریف نه مصدق است و نه کیسینجر
تبریک برای چه! این تبریک ها،کف دست ما را نشان می دهد که چقدر به این چهار ورق کاغذ پاره احتیاج داشتیم. وی در پاسخ به این سوال که این تبریک ها ابتدا از سوی خود دولت و بین مسئولان دولتی رد و بدل شد گفت: این اشتباهی است که مرتکب شدند و رهبری جلوی آن را گرفت، همان شب هم که من در تلویزیون آمدم گفتم که نباید ذوق زده شد. دیپلمات سابق وزارت امور خارجه ادامه داد: باید دید مصلحت و منافع ملی چه
علی کریمی: این آقایان و این فوتبال با روحیه ام سازگار نیست!/می خواهم دو سه سالی استراحت کنم
ام و به گفته پزشک معالج باید چند روز دیگر در بیمارستان بمانم. خودم خیلی دوست دارم هرچه زودتر مرخص شوم و دوران نقاهت را در منزل بگذرانم. البته اگر پسر و دامادم اجازه بدهند... در همین اثنا داماد مایلی کهن که پیدا بود فرد تحصیلکرده ای است، با خوشرویی از مهمانان پذیرایی کرد. یکی از مهمانان سعید شیرینی سرپرست سابق پرسپولیس بود که خیلی کوتاه احوالپرسی کرده و گوشه اتاق 11 بخش سی سی یو روی صندلی نشست.
شیرزاد: دلواپسی آقایان خاص رفع نمی شود
مذاکرات هسته ای است؟ دقیقا. در کمال ناباوری مشاهده می کنیم که اگر این دسته از شهروندان درباره مقوله ای، ابهامی در ذهن داشته باشند، برخی مسئولان با آنان دست به عصا راه می روند به امید زمانی که این آقایان قانع شوند. روی این آقایان تأکید دارم، با اینکه اینها پیاده نظام خود را به خیابان می فرستند، اما اصل موضوع همین آقایان هستند. زمانی اعلام کردند که ما دلواپسیم. از آن روز تاکنون توان بسیار زیادی
بازی با مرگ در خطرناکترین غار ایران +عکس
آشنایی من با این گروه بود. چند وقت بعد من تا چاه پنج غار پراو را رفتم، بعد این گروه خواستند پراو را تا پایان بروند و من هم همراه آن ها رفتم. من همراه با خانم اسفندیاری و آقای فربدیان و آقای رحیم دانایی در یک گروه بودیم که زودتر وارد غار شدیم و سه روز بعد از آن خارج شدیم، اما در گروه دوم که بعد از ما وارد غار شدند، ویکتوریا کیانی راد و امیر احمدی دچار حادثه شدند و فوت کردند. غار نوردی به
زنده تر از تو کسی نیست چرا گریه کنیم
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس ، محمدعلی بهمنی، شاعر و ترانه سرای کشورمان به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)مطلبی را در روزنامه جام جم منتشر کرده است که در ادامه می خوانید. هنگامی که از رادیو خبر اندوهناک ارتحال حضرت امام (ره) را شنیدم، شعری را درست در همان روز چهاردهم خرداد سال 68 سرودم. بندرعباس بودم و غربت و دلتنگی های حضرت امام (ره) بغضی را در من ایجاد کرده بود. یادم می
گزیده ای از آنچه باید از عصر غیبت و ظهور بدانیم
اللَّهِ علیه السلام إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ مِهْزَمٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَخْبِرْنِی عَنْ هَذَا الْأَمْرِ الَّذِی نَنْتَظِرُ مَتَی هُوَ فَقَالَ یَا مِهْزَمُ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ. (18) عبد الرحمن بن کثیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم که مهزم وارد شد و عرض کرد: قربانت: به من خبر دهید: این امری که در انتظارش هستیم
از شنیدن کلمه "مرگ" تکان خوردم/ ماجرای اطلاعیه پزشکی برای امام(ره)
ژوئن 1989 صبح به بیت امام رفتم. احمد آقا اظهار نگرانی داشت. با دکترها صحبت کردم. درمان جدیدی شروع کردند. قرار شد اطلاعیه پزشکی به گونه ای داده شود که نگرانی کمی در آن دیده شود. امام را زیارت کردیم. خیلی ضعیف شده اند. گفتند درد دارند و اشتها ندارند و ناراحتند. صدایشان خیلی ضعیف است. در حالی که پیشانی ایشان را می بوسیدم و دستم سر دستشان بود، فشار ملایم دستشان را احساس کردم
تکریم همسر در زندگی امام خمینی(ره) + تصاویر
.(پا به پای آفتاب، ج1، ص97،(همسر حضرت امام(ره) ) خانم فاطمه طباطبایی، عروس حضرت امام(ره) نقل می کند: امام کاری را به خانم نمی دادند، خانم می گویند وقتی یک دکمه پیراهنشان می افتاد می گفتند: می شود این را بدهید بدوزند. نمی گفتند: خودت بدوز یا احیاناً اگر روز بعد دوخته نشده بود نمی گفتند: چرا ندوخته اید. می گفتند: کسی نبود بیاید بدوزد. تا آخر عمرشان هیچ وقت به خانم نگفتند یک لیوان آب بده
شهید مطهری: دنیا اگر جمع بشود، نمی تواند او را از هدفش منصرف کند
بسیار را بازگو کنم. من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم، دوستانم گفتند: چه دیدی؟ . گفتم چهارتا آمن دیدیم؛ آمن به هدف- به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود، نمی تواند او را از هدفش منصرف
طنز/ داستان خوردن 800 میلیارد دلار پول نفت دولت احمدی ن ژاد
؟ زمین اش کو؟ ای داد بیداد زمین خواری تو روز روشن؟ بیار بگذار سر جاش برادر من. یک شهروند: یکی زمین می خورد ما هم زمین می خوریم. آن یک نفر زمین می خورد پولدار می شود. ما زمین که می خوریم همه به ما می خندند و دست و پایمان می شکند شادروان علامه دهخدا: باید بازبینی دوباره ای بر برخی ضرب المثل های فارسی بکنیم. قدیم می گفتند اول چاه را بکن بعد مناره را بدزد. این 800 میلیارد دلار چاه
خاطره یک عکاس از امام +تصاویر
بگیرم، حتی نمی دانستم باید عکس بگیرم یا فقط ایشان را نگاه کنم؟! ممکن بود دیگر این دیدار پیش نیاید، حسی در وجودم بود که اذیتم می کرد. چند عکس گرفتم. یکی از بچه ها به سید احمد آقا گفت: کاغذی بدید تا ایشان را در حال نوشتن عکاسی کنیم و بعد هم امام (ره) رفتند. همه رفته بودند اما من هنوز منگ آنجا مانده بودم، به خودم می گفتم عکس گرفتم؟ نگرفتم؟ همش خودم را سرزنش می کردم تا اینکه آمدم خبرگزاری و دیدم
امام خمینی (ره) مخالف افراطی گری بودند
) گفتم که مطالب این بیانیه را شما قطعا قبول دارید که ایشان فرمودند حتی اگر مطلبی درباره وحدانیت خدا باشد و من نگفته باشم تکذیب می کنم و من کسی نیستم که حرف غیر صادر شده ای از طرف من نقل شود. دعایی افزود: تاکید امام خمینی (ره) بر دقت، اصالت و رعایت امانت بود.
مایلی کهن، دهداری معاصر است
کهن را دید گفت: آقای مایلی کهن؟ ایشان گفتند: بله؟ استاد برنارد گفتند: زمانی که شما سرمربی تیم ملی ایران بودید، من مسئول آنالیز تیم شما بودم. شما به عربستان 3 تا و به کره 6 تا زدید، این همه افتخار کسب کردید ولی نمی دانم چرا شما را برکنار کردند. آقای مایلی کهن گفتند: من آمده ام از شما یاد بگیرم. بعد از چند جلسه، استاد آلمانی مان (برنارد) وقتی در بازی تمرینی، اسماعیل اردلان (دروازه بان
ناله جانسوز امام صادق برای غیبت امام مهدی علیهما السلام
تولد موسی و غیبتش را مانند غیبت عیسی و تأخیر کردنش را مانند تأخیر کردن نوح مقدّر کرده است و بعد از آن عمر عبد صالح - یعنی خضر علیه السّلام- را دلیلی بر عمر او قرار داده است. به آن حضرت گفتیم: ای فرزند رسول خدا! اگر ممکن است وجوه این معانی را برای ما توضیح دهید. امام علیه السلام فرمود: امّا تولّد موسی علیه السّلام، چون فرعون واقف شد که زوال پادشاهی او به دست موسی است، دستور داد که کاهنان را حاضر
گزارش پزشک امام از آخرین عمل جراحی ایشان
نگاه کردند و گفتند: حالم خوب است. آقای دکتر عارفی! از شما بعید است. به هر حال، حضرت امام بودند که به ما دلداری می دادند. روی هم رفته وضع امام هنگام عصر از صبح هم بهتر بود و در اطلاعیۀ آن روز هم علاوه بر وضع عمومی رضایتبخش امام، خارج شدند ایشان از تخت نیز به اطلاع مردم رسید. روز جمعه پنجم خرداد ماه، سومین روز بعد از عمل بود و کلیۀ پزشکان می دانند که سومین روز بعد از
از حزب الله چهارمردان تا "محافظت" در جماران+عکس
می افزاید: انقلاب که پیروز شد تازه دیپلم گرفته بودم که وارد سپاه شدم و بعد هم به تیم حفاظت پیوستم؛ یادم هست که روز بعد از ورودم به جماران اسمم را به عنوان پاسبخش یک ملاقات های امام (ره) نوشتند و همین نقطه عطفی شد برای اینکه به عنوان محافظ وارد بیت (ره) شوم. حاج حسین مرتاضی، محافظ شخصی حضرت امام امام (ره) با رصد رسانه ها، جریانات داخلی و خارجی را دنبال می کردند حاج
عجیب ترین سؤالات مصاحبه شغلی
کردم شوکه شده بود. رئیس او نیز بداخلاق بود و دیگران از روی ترس معمولا با او روبه رو نمی شدند. گویا رئیس او از شجاعت من خوشش آمده بود و دلش می خواست کسی را استخدام کند که از او نترسد. سپس آن ها زنگ زدند و گفتند که من قبول شده ام. دیانا فلدر نیز گفت: خیلی وقت پیش من برای مصاحبه در یک شغل در آن شرکت حاضر شدم. شخص مصاحبه کننده بدون هیچ رودربایستی از من پرسید: قرار نیست که باردار شوید؟ مصاحبه
دیدگاه آیت الله موسوی اردبیلی در باره افتتاح حرم امام (ره)
نیازی است و چرا چنین هزینه ای؟ وی افزود : من خودم وقتی در اردبیل بودم مساجد و حسینیه های متعددی ساختم که آنجا هم برخی اعتراض می کردند که من گفتم مردم پول دادند تا مسجد و حسینیه بسازیم، شما هم پول بدهید تا هر چه خواستید برایتان بسازیم. اگر مراسم سالگرد برای امام برگزار نمی شد در آینده اصل انقلاب و امام را انکار می کردند. ایت الله العظمی موسوی اردبیلی با تصریح بر این نکته که
امام هرگز به پناهگاه نرفت
فرمان حضرت امام بسیج به طور رسمی تشکیل شود در یک مجموعه ای که به شکل بسیجی آموزش می دادند و نیروهای مردمی را سازمان دهی می کردند و در خیابان دورشهر قم عضو شوم و پس از آن در سال 61 وارد سپاه شدم و از سال 62 هم به مدت پنج سال تا 67 توفیق خدمت به حضرت امام را داشتم و بعد هم به خاطر رفتن به جبهه با اصرار از مرحوم حاج احمد آقا به جبهه ها اعزام شدم و بعد از آن هم در سپاه بودم و جمعا سی سال و شش ماه
رفتار قبیله ای؛ بازی با آبروی خمینی
خمینی را نشناسد؟ که مگر مرامِ امام، امامی که مردم عظمت ش را به چشم دیده اند و به گوش صداقت ش را چشیده اند چیزی ست قابل تحریف؟ که مگر "پابرهنه ها" و "مستضعفین" و "زاغه نشینان" کلمات جداشدنی از کلام خمینی بوده اند؟ با خودم گفتم همانگونه که مقبره ی امام نیاز به "آذین" ندارد، سبک زندگی امام هم نیاز به تعریف ندارد. همه دیده اند تحقیرِ "نیاوران عظیم" را در برابرِ "جماران ساده". همه دیده اند "تزلزل
معرفی برگزیدگان نهال، تهیه کننده آل پاچینو در تهران و خداحافظی طولانی رستاخیز و گینس تا عید فطر
به تهران دارد، در جشنواره فیلم شهر شرکت کرد. وی در این جشنواره با خبرنگار ورایتی در تهران گفتگو کرده است. متن این مصاحبه چنین است: * شما اینجا بزرگ شدید، بعد در لندن مدرسه رفتید و سپس به هالیوود رفتید و به فیلمسازی پرداختید که همکاری با مارلون براندو و آل پاچینو از جمله آنهاست. چه چیزی شما را پس از 15 سال به تهران بازگرداند؟ - دلم می خواست برگردم، اما خیلی مشغول بودم. حالا یک
گفت وگو با زنی که شوهرش او را می فروخت!
تمام. *همان اوایل به اینکه قاتل هستی اعتراف کردی، چرا رسیدگی به پرونده طولانی شد؟ برای اینکه حرفم را باور نمی کردند. البته اول خودم دروغ گفتم، اما بعد از نزدیک به 20 روز تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم. وقتی اعتراف کردم قاتل هستم، باز افسران باور نمی کردند، بعد هم پرونده با اقرار من به دادگاه آمد و قضات هم اعترافات را باور نکردند. آن ها هم می گفتند تو قاتل نیستی. *مگر
یک انتخابات و این همه دولت مرد بی طرف؟!/ روحانی کاری برای مردم نکرده است/ برای جنگ آماده شوید!/ پرهیز از ...
وعده پیروزی بدهد. برخی که می خواستند آقای خاتمی را در سال 92 به صحنه بیاورند، می گفتند انتخابات برای آنان فرع بر موضوع دیگری که مبارزه است، بود. من در آن زمان هیچ وقت وعده پیروزی ندادم. چون هیچ قطعیتی در این باره وجود ندارد. شما وقتی تصمیم به مشارکت گرفتید و اصل مشارکت را پذیرفتید، آن موقع می توانید روی نحوه شرکت و چگونگی صحبت کنید و بررسی کنید چگونه باید عمل کرد که اولاً مشارکت ممکن و معقول باشد