سایر منابع:
سایر خبرها
یار 58 ساله آیت الله هاشمی .../ اولین همسر رییس جمهور که در پاستور صاحب صندلی شد
! حاج آقا که به نوق رفته بود، آمیرزاعلی برای پسرش، اکبر، از تو خواستگاری کرده است. حاج آقا هم همان جا جواب قبول داده است. خشکم زده بود، دستپاچه شدم، نمی دانستم چه جوابی بدهم، سپاهی از افکار پریشان به یکباره به ذهنم هجوم آورد. خانم جون حرف هایش را تکرار کرد، با دست اشاره کردم سکوت کند و خیلی خونسرد بدون ذره ای عصبانیت گفتم خانم جون یعنی چه همان جا جواب قبول داده؟ چرا به من چیزی نگفته است؟ مگر زندگی من
خروش کاوه ضدانقلاب را زمین گیر کرد
جاهای دیگه داره چیکار می کنه؟گفتم این که می گی درسته، اما بالاخره خانواده هم حقی دارن، حداقل هر از گاهی باید یک خبر از خانواده ات هم بگیری. گفت: به نظر من تو این دوره و زمونه، انسان همه هست و نیستش رو هم فدای اسلام و انقلاب بکنه، باز هم کمه. الان اگه لحظه ای غفلت کنیم، فردا مشکل بتونیم جواب بدیم. نه محمد، فعلاً وقت استراحت و سرزدن از خانواده نیست. بدجور به او غبطه می خوردم. *یکی از
معاون حقوقی رئیس جمهوری: آیت الله هاشمی رفسنجانی مردی از جنس امیرکبیر بود
مصلحت نظام با بیان اینکه آیت الله هاشمی رفسنجانی بسیار زود ازاین دنیا رفت، افزود: باید مبانی انقلاب و عوامل پیروزی و دوام آن را به درستی برای نسل جوان تبیین کرده و به آنان منتقل کنیم و جوانان باید بدانند آیت الله رفسنجانی عمر خود را به مانند یک سرباز آماده باش اما در قالب یک سردار هوشیار در سنگر فرماندهی و همچنین در قالب یک مدیر لایق تمام عیار در خدمت نظام و مردم بود. او با اشاره به
احوال و آثار و افکار شیخ بهایی
مردم به اندازه ای بود که در میدان نقش جهان جا نبود که جنازه ی او را حرکت دهند .(40) علامه ملا محمدتقی مجلسی گوید: من بر جنازه ی او نماز خواندم و قریب به پنجاه هزار نفر با من به جنازه نمازگزاردند.(41) در کتاب تنبیهات آمده است که: در سنه ی یکهزار و سی هجریه مریخ در عقرب راجع شد. بعد از تفکّر و تدبّر بسیار از ضعف و تباهی حال مشتری در آن وقت بخاطر رسید که شخصی از علما فوت شود و از آن وهنی به
شهیدی که درخواست آب کرد!
کند، گفتم آقای رحمانی اینقدر بالای نوک قله نرو تیر می خوری و یک وقت متوجه شدم ایشان تیر خوردند و چندبار شهادتین را گفت، بعد رو به رحمانی کرد و گفت: راستی رحمانی تو زنده ای!؟ باز خدا را شکر که شما صحیح و سالم هستید. در آخر ماجرای به دنبال رحمانی از کتاب پارچه های سبز رنگ آمده: خدا را شکر کردم که پس از 22 سال، بار دیگر فرمانده گروهان، جانشین، معاون و پیک گروهان را این بار نه در چادر هفت
رویشی دیگر...
شعارهایشان تجلی داشت: هاشمی هاشمی راهت ادامه دارد ، یا این شعار که وصیت هاشمی، حمایت از روحانی همه نشان داد که مردم کشورمان بسیار خوب درک کردند، آنچه را که هاشمی گفت. طبق اعلام قبلی نماز بر پیکر آیت ا... هاشمی از سوی مقام معظم رهبری اقامه شد و حضرت آیت ا... خامنه ای بر پیکر آن همرزم و مبارز قدیمی نماز اقامه کردند و برای آن مرحوم، غفران، عفو و رحمت الهی را مسألت کردند. با آغاز مراسم روضه
استراتژی های شکست و پیروزی
هاشمی هر دو نقش جداگانه ای را ایفا می کردند که البته نیاز به کار تحقیقاتی دارد. اما در آن زمان برداشت بنده این گونه بود. در آن زمان که عملیات والفجر 8 تمام شد پیش از خطبه های نماز جمعه، آقای محسن رضایی صحبت کرد و جمله ای با این مضمون گفت که دنیا چون حقوق ما را نداد ما دست به عملیات زدیم. احساس کردم که این صحبت با استراتژی آقای هاشمی بسیار هماهنگ است. در قصه فریب اطلاعاتی عراق با ابزار آمریکایی ها
تربیت جوانان در هیاتی که دو شهید یار غار پایه ریزی کردند/وفای شهید در قولش به پدر+صدای شهیدان
کنه اومد و بهم گفت : میشه ساعت 4 صبح بیدارم کنی تا داروهام رو بخورم؟ ساعت 4 صبح بیدارش کردم ، تشکر کرد و بلند شد از سنگر رفت بیرون بیست الی بیست و پنج دقیقه گذشت ، اما نیومد ... نگرانش شدم رفتم دنبالش و دیدم یه قبر کنده و توش نماز شب می خونه و زار زار گریه می کنه بهش گفتم : مرد حسابی تو که منو نصف جون کردی می خواستی نماز شب
رهبر معظم انقلاب با حضور در دانشگاه تهران بر پیکر یار دیرینه خود نماز گزاردند
حضور انبوه و پرشور مردم قدرشناس، مؤمن، انقلابی و وفادار، رؤسای قوای سه گانه و مسئولان لشکری و کشوری، در فضایی آکنده از حزن و اندوه دردانشگاه تهران برگزار شد، بر پیکر آن همرزم و مبارز قدیمی نماز اقامه و برای آن مرحوم، غفران، عفو و رحمت الهی را مسئلت کردند. سپس پیکراستوانه انقلاب با شکوه فراوان درحالی که روی یک خودرو قرارگرفته بود توسط مردم تابهشت زهرابدرقه شد وحجم جمعیت به قدری زیاد بود که
کربلای 5 نمایش غیرت بچه بسیجی ها در سخت ترین شرایط جنگ
حرف هایشان جدی است و گفتم یا علی من هم با شما می آیم درحالی که به دلیل پاره شدن یکی از بخیه های پایم، شلوارم خونی شده بود حاج علی و اردشیر عزیز با دیدن این صحنه گفتند تو که هنوز زخم هایت خوب نشده کجا بیایی؟ و ... نماز را خواندیم و پس از خوردن صبحانه ای مختصر به سمت شلمچه حرکت کردیم وقتی به اهواز رسیدیم و از سه راه سوسنگرد به سمت جاده اهواز_خرمشهر مسیرمان را طی کردیم شکم به یقین مبدل شد
شاد و خوشحال به استقبال اعدام می رفتیم
/> شما در آن شب به خاطر سمپاتی به مرحوم کاشانی به منزلشان رفته بودید یا صرفاً ناظر بودید؟ من زیاد به منزلشان نمی رفتم، چون دیگر سمپاتی سابق را نسبت به ایشان نداشتم، آن شب هم برای تماشا رفته بودم. متأسفانه در آن اواخر، برخی از اطرافیان آقای کاشانی، آدم های موجهی نبودند، مثلاً فرزندشان، مصطفی، رفتارهای سؤال برانگیزی داشت و هر وقت هم به مرحوم کاشانی می گفتند، می گفت: مصطفی، جان من است و