سایر خبرها
عناوین روزنامه / فال روزانه - چهارشنبه 27 بهمن 95
/> شما امروز می توانید در خرج و مخارجتان تغییراتی ایجاد کرده و راهی را پیدا کنید که فشار مشکلاتی که بر دوشتان سنگینی می کند را کم کنید. اگر شما به واسطه اصلاحات بسیار کم اما مهمی که در روش پول خرج کردنتان ایجاد کرده اید ولخرجی هایتان را کمتر کنید، به زودی می توانید نتایج مثبت آن را ببینید. دارم امید عاطفتی از جانب دوست***کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر
آنچه یک مسافر حج در دوره قاجار باید رعایت می کرد
را درآورده، به دست گرفتم که او وارد شد. پرسیدم که تو را چه واقع شده که به این شتاب و سرعت می رسی؟ در جواب گفت، آن که باید ده تومان وجه نقد کار سازی نمایی که ضرور دارم. در جواب گفتم که در بین راه تنخواه نقد از کجا میسّر باشد که به تو بدهم؟ گفت: چنانچه به رضایت می دهی فبها والاّ آنچه تنخواه نقد و اسباب که دارید تماماً را خواهم گرفت و شما را خواهم کشت. دیدم چاره ای بجز محاربه یا تسلیم تنخواه
چند پیشنهاد برای ماه عسل رفتن
سراسر دنیا جاذبه های فراوانی دارد. این جزیره مشهور با صخره ها و سنگ های سفید، سواحلی شنی تمیز و آب های فیروزه ای و چشم اندازهای طبیعی و معماری جالب ساختمان ها، سالانه زوج های بسیاری را به سمت خود می کشانند. بهترین فصل برای سفر به آن، بهار و پاییز است. در تابستان مسافران و گردشگران بسیاری آنجا می روند و بسیار شلوغ است. 4. سن سباستین یکی از بهشت های زمینی عاشقان دلباخته است. تپه
شهید لاجوردی سر سوزنی به حقوق توجه نداشت/تفاوت فرقان و منافقین به روایت شهید لاجوردی
مجاهدین از حالت نفاق درآمده و برای همه دنیا شناخته شده اند. در مورد بچه های گروه فرقان، با توجه به زمان یعنی سال 58، شب و روز کار می کرد. ایشان درباره فرقانی ها حرفی می زد که من هم قبول دارم. می فرمود اینهایی که از فرقان می آیند و توبه می کنند، من به عنوان تواب قبول دارم. دلیلش هم این است که من حاضرم در اتاقی که اینها هستند، بخوابم و یک اسلحه هم به دستشان بدهم. اگر توبه نکردند، مرا بزنند.
چون منشی این دو مرد بودم هر چه می گفتند قبول می کردم!
دختر جوانی که پس از شکست عشقی سعی داشت از پسران و مردان انتقام بگیرد، در دام دو مرد شیطان صفت گرفتار شد. این دختر که به پیشنهاد شرم آور صاحبان شرکت محل کارش بله گفته بود، نمی دانست آن ها از تمام رفتار های غیر اخلاقی فیلم گرفته اند. دختر جوان در حالی که دستش از همه جا کوتاه شده بود نزد مشاور اجتماعی پلیس رفت. حرف های تکان دهنده این دختر را از زبان مشاور پلیس می خوانید: باز هم مثل همیشه
حجت الاسلام شریف: دغدغه ی همه ی ما باید امام زمان(عج) باشد
زمان(عج) برویم! آیا اگر ما این موانع را برطرف نکنیم تضمینی وجود دارد که ما جزو آن افراد نباشیم، اگر موانع برطرف نشود کار خیلی بد پیش می رود. یکی از آقایان نقل می کند که ما در مکه بودیم به مرحوم حاج آقا فخر تهرانی گفتم: آیا می شود کسی به محضر امام زمان علیه السلام برسد؟ ایشان فرمود: بله می شود. در همان لحظه دیدیم در مقابل خیمه ای هستیم و گفتند: این خیمه حضرت حجة بن الحسن است صبر کن داخل
اسیدپاشی که با قربانی خود ازدواج کرد
که یک بار اسیدپاشی کرده، ممکن است باز هم بکند. می گویند نمی ترسی تنها بروی؟ نمی ترسم. اسیدپاش و انگیزه هایش را تا حدی می شناسم اما خنده دارترین و شاید تکان دهنده ترین سفارش را هم می شنوم؛ چرا می خواهی برای نوشتن یک گزارش، سرنوشتت را عوض کنی؟ تا پیش از این هیچ وقت چنین نظراتی درباره یک سوژه نگرفته ام، یعنی یک اسیدپاش چنین تصویری از خودش برای مردم می سازد؟ از راه می رسد. با قدی
برف چال ، اوچال ، یخچال ؛ خوش بحال چال ها
باش گفته برای همگان سلامت همراه با شادی ارزو نموده و با مولانای بزرگ همنوا می شوم انجا که ؛ رزق اصلی بشر را نور خدا خوانده و از إنسانها خواسته تا برای تناول این مایده اسمانی ، با طبیعت دوست و با آب و سبزه و بهار ، قرین گردند : قوت اصلی بشر نور خداست قوت حیوانی ، مر او را نا سزاست لیک از علت در این افتاد دل که خورد او روز و شب ، زین اب و گل
مرحوم هاشمی رفسنجانی "عدالت" را از بین برد
حجاریان را موقعی که داشت روزنامه صبح امروز درمی آورد و هنوز ترور نشده بود، در نمایشگاه کتاب دیدم و گفتم این آزادی که دارید ترویج می کنید گسل های جامعه را عمیق تر می کنید. گفت ما می گوییم آینده برمی گردد؛ گفتم نه آقاجان! برو تاریخ جهان سوم در حال توسعه را مطالعه کن می فهمید که نه، برنمی گردد و عمیق تر می شود. خودش هم در آن افتاد و ترور شد و کسانی که او را ترور کردند بعداً شدند باند میرحسین موسوی در انتخابات 88 . دارم کد می دهم ببینید.
نورافکن: اگر موقعیت نداشتیم چطور سه تا زدیم؟
. از روزی که او و دوستان جوانش کاری کردند که در تاریخ بازی های دربی ماندگار شود.او که خودش را به عنوان یکی از پدیده های استقلال مطرح کرده می گوید تیم شان در آینده حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت. یک روز خوب و با شکوه برای شما بود. کمتر کسی فکرش را می کرد که استقلال با سه گل پرسپولیس را شکست دهد. خدا را شکر می کنم که این اتفاق افتاد. قبل از بازی شاید خیلی ها شانس بیشتری
رحمتی: ظرفیت نداشتم، به حرکت طارمی عکس العمل نشان می دادم
کارت قرمز دادی؟ ما همه بازیکنان با هم دوست هستیم و برخوردها در دربی طبیعی است. در ادامه محسن مسلمان عصبی بود که گفتم خودت را کنترل کن. او هم گفت سال قبل شما 4 گل خوردید اینطور با ما رفتار کردید،می توانید خوشحالی آن ها را در دربی سال پیش ببینید. مهدی طارمی سال قبل بعد از گل چهارم پرسپولیس عدد 4 را در دو قدمی من نشان داد اما هیچ واکنشی نشان ندادم. اگر من ظرفیت نداشتم همان موقع واکنش نشان می دادم. منبع: وب سایت برنامه نود
در برنامه نود چه گذشت؟+ فیلم
چرا من را از پشت می زنی که به من حمله کرد؛ سید جلال گفت می آیم می زنما که من به بازیکنان گفتم ولش کنید بیاید بزند؛ سید جلال در دو قدمی هم بیاید نمی زند و اخلاق اش را می شناسم. رحمتی ادامه داد: به آقای فغانی گفتم چرا کارت قرمز دادید؟؛ ما همه بازیکنان با هم دوست هستیم و برخوردها در دربی طبیعی است؛ محسن مسلمان کمی عصبی بود که گفتم خودت را کنترل کن اما او گفت سال قبل شما 4 گل خوردید اینطور با
علیرضا فغانی: این جوسازی ها برای من تازگی ندارد/ سیدجلال را اخراج نکردم
به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا از شهروند، صحبت های فغانی را در ادامه می خوانید: شهر حسابی شلوغ شده... (می خندد) تهران که همیشه شلوغ است، معمولا روزهای بارانی هم شلوغ تر جلوه می کند! منظورم به خاطر قضاوت شما در دربی است. تقصیر من است؟ من هرطور قضاوت می کردم، برخی براساس منافع خودشان انتقاد می کردند. به هرحال من یک انسان هستم و اشتباه برای هرفردی وجود دارد، اما باید بگویم این جوسازی ها برای من تازگی ندارد و بارها درچنین شرایطی
حکم اعدام هویدا را چه کسی اجرا کرد؟/ عزت شاهی: از راه و روش [خلخالی]خوشم نمی آمد
چهار راه مولوی چند نفر را به جای شما می آوریم. من هم گفتم پس همان آدمها به درد شما می خورند. لذا ما آمدیم بیرون از کمیته. آمدیم بیرون و یک چند ماهی بیرون بودیم و حتی یک عده ای هم گفتند برویم دادستانی و با لاجوردی همراهی کنیم، ولی آقای لاجوردی چون اخلاق من را می شناخت، خیلی تمایل نداشت که من بروم آنجا و به من می گفت که شما بازوی ما در کمیته هستید و شما همانجا باشید. به همین دلیل ما دیگر
پرویز مظلومی: رحمتی و سید جلال حسینی از دوستان قدیمی هستند/ برد دیروز را تلفنی به منصوریان تبریک گفتم
بازنده باشد، آنها نیمه دوم، فشار زیادی بر دروازه استقلال آوردند اما خط دفاع آبی پوشان به خوبی پرسپولیس را آنالیز کرده بود و منطقی و به دور از احساس بازی کردند و توانست تمامی روزنه ها را ببندد، که همین مسئله باعث شد پرسپولیس به گل نرسد، حتی آن گلی را هم که در لحظات پایانی به ثمر رساند طبق گفته کارشناسان خطا بوده است. مظلومی در ادامه خاطر نشان کرد: مهم، برد دربی بود که استقلال آن را به دست
ترکی: اجازه دخالت به یک مسئول امنیتی در دربی را ندادم
گل نرسد که جو تحت تأثیر قرار بگیرد. روز گذشته هم اتفاق خوبی برای من افتاد و تماشاگران مرا تشویق کردند. آن هم در شرایطی که برای اولین بار این اتفاق می افتاد. * در مورد شما حرف و حدیث های زیادی مطرح می شد، اینکه برخی ها اعتقاد داشتند ترکی بیش از اندازه در زمین بداخلاق و جدی بود. چنین چیزی نیست. اصول حرفه ای می گوید داور طبق قانون برخورد کند. رفتار من بر اساس رفتار طرف مقابل بود
شمشاد های نشئه وسط بزرگراه
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) به نقل از روزنامه شرق، یک مددکار که سال هاست در این حوزه کار کرده پیشنهاد داده یک بعدازظهر میهمان کارتن خواب های اتوبان همت باشیم. بی دعوت قرار گذاشته ایم، مطمئن نیستیم اصلا اجازه عکاسی می دهند یا نه، به فکرمان هم نمی رسد با پریدن از روی نرده ها هم کاسه می شویم، غذا می خوریم و حرف می زنیم؛ از بسم الله افغانستانی تا امیر دنیرو، خوش تیپ بلوار همت، با خنده های گَل و گشاد قبولمان می کنند
شهیدی که هیچ گاه لباس نو نپوشید/روز خواستگاری از پنجره بیرون پرید
بگیرد و بگوید چرا نگذاشتی؟ شما جواب می دهی؟ مادرم گفت: نه شنیده ام در همان رمل های فکه باهمان دمپایی حرکت می کرده و دوستانش گفته بودند ابراهیم اینطوری خیلی سخت است و او گفته است که نه سخت نیست. یکبار دیدم در خانه دولادولا راه می رود. گفتم چی شده؟ گفت کمرم درد می کند. ساکش را که باز کردم دیدم یه عکس در بیمارستان انداخته است. گفتم بیمارستان بودی؟ گفت عکس را دیدی؟ گفتم خب چشمم خورد. بعد کاشف به عمل آمد
محمد شمس لنگرودی: جهان به سمت عوام زدگی می رود
هم بازی کنید؟ بازی در تئاتر خیلی به من پیشنهاد می شود اما قبول نمی کنم چون باید وقت زیادی بگذارم. باید در این هوا و ترافیک و دود و... ماه ها برای تمرین و اجرا وقت بگذارم و این تقریبا برایم غیرممکن است وگرنه خیلی دوست دارم. اگر امکان بهتری بود، بازی می کردم. مخصوصا که همیشه آرزویم این بود که بتوانم در یکی از آثار برشت بازی کنم. درباره شعر گفتید که دیگر در ناخودآگاه تان رفته
چرا باید از اوباما متشکر باشیم؟
نامه می نویسد و اظهار ارادت و محبت و همکاری می کند، از این طرف علناً و صریحاً از فتنه گر حمایت می کند و می گوید ما پشت سر شما ایستاده ایم و دنبال فتنه ایجاد کردن در کشور است. چهره ی نفاق [همین است]. همان دستکش مخملینی که روی پنجه ی آهنی کشیده شده بود که من این را بارها گفتم. ما هیچ تشکری نمی کنیم. ما می دانیم که چه کار می کردند. می فهمیم که آن ها چه کار می کردند. این می گوید از او تشکر کنید.
از ابتدا به میرحسین مشکوک بودم/ رییس فتنه روی جورابش نوشته بود مرگ بر آمریکا
اینها است. این موسوی دو روز بعدش، من دیدم آمد در رفاه. در اقامتگاه امام به من گفت آقای بادامچیان دستم به دامنت دارم اعدام می شوم. گفتم چرا؟ چون ما با همه خبرنگارها همراهی می کردیم و کار می کردیم. گفت که این عکس های 4 نفر اعدامی آن بالای مدرسه رفاه را من انداختم در کیهان. گفتم کی به تو گفت بری آنجا. گفت راستش دیدم که آنجا یک خبرهایی است، رفتم آنجا آنها خیال کردند شما من را فرستادید. به
مادر شهیدی که در خواب توسط فرزند شهیدش شفا یافت
بوسید و گفت: محمد، خیلی وقت است ندیدمت. محمد گفت: مادر از وقتی شهید شده ام بزرگ تر شده ام آنجا سرم خیلی شلوغ است شهید حسن آزادیان هم از دسته جدا شد و آمد پیش من و گفت حاج خانوم، خدا بد ندهد طوری شده؟ محمد گفت: مادرم طوریش نیست. مادر اینها چیست که دور پایت بسته ای؟ من گفتم: چند روزی است که زمین خورده ام ، پایم درد می کند ان شاءالله خوب می شوم. محمد گفت: مادر چند روز پیش رفتم کربلا یک پارچه سبز برای
استقلالی ها در توییتر؛ می زنه سه تا سه تا
پورحیدری نموند تا این روزای خوب #استقلال رو ببینه محمد: اولین یا دومین بازی #استقلال که این فصل کامل دیدم، پشیمونم نکرد. آفرین به این استقلال جوان و با انگیزه حکیمه: برانکو قبل دربی: برای دربی سورپرایز دارم. برانکو بعد دربی: دیدید گفتم سورپرایز دارم. ماهم به جرگه سه تاخوران پیوستیم مصطفی: تبریک ب #تاج آسیا #استقلال جانانه بازی کرد شایسته برد بود. تلاش همزمان
منصوریان: اگر دقیقه 70 گل می خوردیم قطعا بازنده می شدیم
. باید دیوار و پشت بام را بزرگ کنیم که از آن نیفتیم. قبل از بازی کلی قلب گل و لاله سفارش می دهیم و در جریان بازی دعوا می کنیم. باید قبل از بازی برای هم آرزوی سلامتی داشته باشیم و سپس به یکدیگر دست بدهیم. توازنمان کم است و به خوبی بالانس نشدیم. اتفاقاتی که پایان بازی افتاد را نمی پسندم ما یکی از سخت ترین مسابقاتمان را پشت سر گذاشتیم. منصوریان در مورد اینکه چه شد تیمش پس از عقب افتادن به
90/ گل های مهمتر از داربی زدم ولی کسی یادش نمی آید
چه کسی باشد؟ دوست دارم بازیکن جوان گل بزند. اگر کریمی، نورافکن یا اسماعیلی باشد بهتر است. 90: کدام بازیکن فوتبالش یاد خودت می اندازد؟ اکثر جوان ها به خصوص کریمی و اسماعیلی. 90: به استادیوم می روی؟ هنوز پیشکسوت نشدم به استادیوم بروم (می خندد) 90: راستی چقدر بدشانس هستی تصادف بدی داشتی . اتفاق پیش می آید و این هم شانس ماست !
رئیس فتنه روی جورابش چه نوشته بود؟
موسوی دو روز بعدش، من دیدم آمد در رفاه. در اقامتگاه امام به من گفت آقای بادامچیان دستم به دامنت دارم اعدام می شوم. گفتم چرا؟ چون ما با همه خبرنگارها همراهی می کردیم و کار می کردیم. گفت که این عکس های 4 نفر اعدامی آن بالای مدرسه رفاه را من انداختم در کیهان. گفتم کی به تو گفت بری آنجا. گفت راستش دیدم که آنجا یک خبرهایی است، رفتم آنجا آنها خیال کردند شما من را فرستادید. به همین علت راهم
راه اشتباه شاه
دبیرکل حزب مردم و از دوستان نزدیک شاه بود، معتقد است: کسانی هستند که می گویند طرح حزب رستاخیز را شاه ریخت، ولی به نظر من این طرح مال هویدا بود. برخی نیز اعلام تاسیس حزب فراگیر رستاخیز را به سفر شاه به مصر و الهام وی از انور سادات مربوط می دانند، نظری که فرح دیبا آن را رد کرده و گفته است: به خاطر دارم که اعلیحضرت تصور می کرد که در ایران همه از حزبی پیروی می کنند که رهبرش نخست وزیر است
وام 80 میلیونی ازدواج یا کفن و دفن؟!
الحسنه قرار می گرفت. البته نظام بانکی در زمان تصویب این قانون مقاومت هایی از خود نشان داد ولی دست آخر بانک ها مجبور شدند تن به اجرای قانون دهند. بر اساس بند یک بخشنامه بانک مرکزی در تاریخ 30 تیرماه سال جاری، بایستی از مردادماه سال جاری پرداخت ماهانه 150 هزار فقره تسهیلات قرض الحسنه ازدواج برای هر ماه جهت اقدام توسط بانک های عامل صورت پذیرد. هرچند گزارش های متفاوتی در سال جاری
روایت جانبازی ابوالفضل های جوان در کربلای والفجر مقدماتی
است که می توانید آن را از اینجا بخوانید. در ادامه بخش دوم گفت وگو آمده است. اقامه نماز عشق روی جاده شنی جاده شنی شهید احمد متوسلیان قرار بود مسیر احداث راه تدارکاتی باشد. ابتدای راه آماده شده بود و دستگاه های راه سازی برای ادامه کار مشغول بودند. هنوز وقت اذان نشده بود که 2 ستون حرکت کردند. کمی که راه رفتیم به آخر راهی که ساخته شده بود رسیدیم و مسیر رملی آغاز شد. با تاریکی هوا
روضه های جعلی فاطمیه چگونه رواج پیدا کرد / متن صحیح روضه شهادت فاطمه زهرا(س)
نظر روحی آنچنان درهم کوبیده می شود که گویی آن پایه های روحی که روی آن ایستاده است خراب شده است. زهرا را بعد از پدر اینچنین توصیف کرده اند. زهرا و پیغمبر عاشقانه یکدیگر را دوست می دارند. به فرزندانش امام حسن و امام حسین که نگاه می کند، بی اختیار می گرید، می گوید: فرزندان من! کجا رفت آن پدر مهربان شما که شما را به دوش می گرفت، شما را به دامن می گذاشت و دست نوازش به سر شما می کشید؟. ولا حول و