سایر خبرها
رهایی قاتل از مجازات قصاص
دوستانم دست انداخت تا گوشی تلفن همراه مرد افغان را که با بند به گردنش آویزان بود سرقت کند اما مرد افغان مقاومت کرد. من و بهزاد از ترک موتور پیاده شدیم و به طرفش حمله کردیم. بهزاد با مشت و لگد او را کتک زد. من هم با چاقو چند ضربه به او زدم. وقتی مجروح شد و روی زمین افتاد، گوشی او را سرقت و فرار کردیم. متهم ادامه داد: چند ساعت بعد از حادثه بود که مأموران ما را بازداشت کردند. در جلسه قبل من به
حال و احوال شکنجه در دوران خدایگان
وستدادهل شکنجه در شهربانی مرسوم شد و تا اول انقلاب ادامه داشت و هیچ کس از این کار جلوگیری نمی کرد. انواع شکنجه در شهربانی ها در شهربانی انواع شکنجه ها اعمال می شدند. به عنوان نمونه در زمان رضاخان، اکبر سلاخ متهم به قتل یک زن حامله و دو فرزندش شده بود و چنبره سرب روی سرش گذاشتند! به این صورت که تکه خمیری را روی سر متهم قرار می دادند و سوراخ هایی را در آن ایجاد می کردند، سپس سرب مذاب
خودکشی دانشجویی روی پل مدیریت
دهم پلیس آگاهی تهران، خواستار ملاقات با پسرش شد. وی که از شنیدن خبر به شدت شوکه بود، گفت: باورم نمی شود پسرم پارسا چنین کاری کرده باشد. او پسر درس خوان و آرامی بود و هرگز خلافی از او ندیده بودیم. او هفته گذشته به ما گفت شاید چند روزی به مسافرت برود تا از خستگی امتحانات دانشگاه درآید اما هرگز تصور نمی کردیم چنین حادثه ای رخ داده باشد. ضمن اینکه ما خانواده ای تحصیل کرده و آرام هستیم. هنوز هم در شوک
قتل همسر اول برای ازدواج دوم
پدر شوم. برای همین نزد چندین پزشک رفتیم و در این مدت هزینه های زیادی متحمل شدم اما بازهم همسرم نتوانست بچه دار شود. وقتی از ادامه درمان ناامید شدم تصمیم گرفتم زن دوم بگیرم اما همسرم مخالف ازدواج دوم بود. برسر این موضوع با هم اختلاف داشتیم تا اینکه تصمیم به قتل او گرفتم. وی ادامه داد: روز حادثه او را سوار موتور کردم و ظاهرا برای تفریح به سمت رودخانه کارون رفتیم. در آنجا همسرم روی سکو که
داماد، پدر زن خود را به خاطر مادر زن به قتل رساند
است. با توجه به این اعلام نظر به دستور سرهنگ گنجیان فرمانده پلیس آمل تحقیقات درباره علت واقعی حادثه آغاز شد. در نخستین مرحله از بررسی ها مشخص شد که داماد، مادرزن و دختر قربانی حادثه هر سه شهادت داده اند که خود شاهد تصادف قربانی حادثه بوده اند و صدمه دیدگی او ناشی از آن حادثه بوده است. با وجود این اظهار نظرها مأموران پلیس آمل تحقیق از گواهان حادثه را به صورت انفرادی در دستور کار خود قرار
حقوق بشر در افغانستان پساطالبان
مرتضی افخمی رشیدی- دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی چکیده: وقوع حادثه 11 سپتامبر و به تبع آن لشکرکشی آمریکا به افغانستان برای مبارزه با طالبان و القاعده، بسترساز ایجاد دوران جدیدی در تاریخ افغانستان شد. پس از این حملات، بساط حکمرانی رسمی طالبان به عنوان بزرگترین ناقضین حقوق بشر در طول تاریخ افغانستان، برچیده شده و دولت انتقالی اداره امور را در دست گرفت. توقع بر این بود که با شروع دوران
پس از قتل همسرم، به مادر زنم خبر دادم
همراه همسر و دو پسرم به خانه شان رفتیم. پس از خوردن شام، باجناقم به من گفت پنج سال قبل که یک شب را در بازداشت بودم، همسرم به همراه دو پسرم و مادرزنم شب به خانه آنها رفته بود. از شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شدم و کینه همسرم را به دل گرفتم. متهم در توضیح روز حادثه گفت: عصر آن روز درباره این موضوع با همسرم مشاجره کردم و درباره رفتن به خانه خواهرش از او توضیح خواستم. او اما ادعای باجناقم را رد کرد
ردپای موادمخدر در 2 جنایت خانوادگی
ها برای یافتن ردی از بابک بی ثمر مانده بود، مأموران جنازه پسری ناشناس را یافتند که با شلیک گلوله از پا درآمده بود. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی معلوم شد مقتول، همان بابک است. کارآگاهان برای پی بردن به علت قتل و هویت قاتلِ این جوان، تجسس های ویژه ای را آغاز کردند و فهمیدند مقتول با برادر خود، بهرام، به شدت اختلاف داشته است. از سوی دیگر فاش شد بابک روز آخر به خانه بهرام رفته است. به این ترتیب
زن جوان با مشت شوهر خشمگین کشته شد
در بازجویی ها به قتل همسرش اعتراف کرد. این مرد در بازجویی ها به ماموران گفت: همسرم یک بار ازدواج کرده بود و دختر 11 ماهه ای داشت که با او آشنا شدم و عقد کردیم ، او پدر و مادر نداشت و دلم می خواست کاری کنم تا در خانه ام آسایش داشته باشد. اما همسرم همیشه مرا عصبانی می کرد. او شبها دیر به خانه بر می گشت. بارها به او تذکر دادم اما حرفم را گوش نمی کرد. تا اینکه ظهر روز حادثه در حالیکه به
قتل مادر به دلیل تماشای تلویزیون
از جدایی پدر و مادرم من با مادرم زندگی می کردم و همیشه با هم اختلاف داشتیم. چون من زیاد در خانه می ماندم، مادرم ناراحت بود. روز حادثه هم به خاطر اینکه تلویزیون می دیدم، عصبی شد و ضربه ای به تلویزیون زد و درگیری ما بالا گرفت و من که هیچ اختیاری از خودم نداشتم، مادرم را با روسری خفه کردم و بعد هم موضوع را به پلیس گزارش دادم . متهم گفت قصد ندارد در مورد علت اختلافی که با مادرش داشت صحبت کند
حوادث کوتاه از کشور
فوریت های پلیس 110 مبنی بر یک مورد غرق شدگی در رودخانه زهک بلافاصله مأموران انتظامی برای بررسی موضوع در صحنه حاضر شدند. سرهنگ محمدی منش افزود: با حضور مأموران مشخص شد پسربچه 9 ساله که برای شنا به رودخانه رفته بود به دلیل عدم آشنایی به فنون شنا در رودخانه غرق شد. وی در ادامه از حادثه غرق شدگی دیگری در این رودخانه خبر داد و تصریح کرد: روز شنبه نوجوان 19 ساله ای جهت شنا وارد رودخانه شد که به
خاطره باجناق جنایت آفرید
. در چنین شرایطی با دستور بازپرس جنایی جسد متوفی به پزشکی قانونی و پیکر نیمه جان مرد جوان برای مداوا به بیمارستان انتقال یافت. صبح دیروز بعد از گذشت 5 روز از این حادثه متهم که تا یک قدمی مرگ پیش رفته بود از بیمارستان مرخص و به شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی منتقل شد. او که چند سابقه کیفری در پرونده اش ثبت شده است در اعترافاتش به بازپرس منافی آذر گفت: شب قبل از حادثه خانه باجناقم
زن، قاتل شوهرش را در دادگاه به آغوش کشید
به جدایی راضی شدم و توافقی طلاق گرفتیم. لحظه ای سکوت بر جلسه حاکم شد. یکی از قضات به متهم گفت: تو با چاقو سر قرار رفتی. چه تضمینی است که اگر آزاد شوی، بار دیگر این جرم را تکرار نکنی؟ علیرضا سرش را بالا آورد. کمی چین به صورتش افتاد و با بغض گفت: من پشیمانم. توبه کرده ام. الان پنج سال است در زندانم. نمی خواستم آن روز با قتل تمام شود. می خواستم ثابت کنم خواهرم تنها نیست. قاضی
کشف جسد حلق آویز 2 مرد در شهریار
بررسی موضوع به محل مورد نظر اعزام شدند. آنها هرچه زنگ در خانه را به صدا درآوردند، کسی آن را باز نکرد. تحقیقات از همسایه ها نیز نشان داد این مرد با همسرش اختلاف داشته است.ماموران با هماهنگی قضایی وارد خانه مرد جوان شده و با جسد حلق آویز او رو به رو شدند. در بازرسی خانه، نامه ای به دست آمد که در آن نوشته شده بود دیگر طاقت این زندگی را ندارم و نمی خواهم با همسرم درگیر شوم و او را اذیت کنم
قتل برادر به خاطر یک لحظه عصبانیت
تهران بزرگ قرار گرفت. متهم عارف . ک (24 ساله) پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خصوص انگیزه جنایت و قتل برادرش به کارآگاهان گفت: تازه به خانه آمده بودم که متوجه درگیری مادرم با برادر کوچک خود شدم؛ از این موضوع بسیار عصبانی شده و از محمد خواستم تا برای صحبت کردن از خانه بیرون برویم با اینکه قصد صحبت با محمد را داشتم اما او با من درگیری لفظی پیدا کرد و در ادامه مشاجره ما به
یک لحظه عصبانیت به قتل برادر کوچکتر انجامید
همراه پرونده در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. متهم عارف . ک (24 ساله) پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خصوص انگیزه جنایت و قتل برادرش به کارآگاهان گفت: تازه به خانه آمده بودم که متوجه درگیری مادرم با برادر کوچک خود شدم؛ از این موضوع بسیار عصبانی شده و از محمد خواستم تا برای صحبت کردن از خانه بیرون برویم با اینکه قصد صحبت با محمد را داشتم اما او با من
زندانی که در آن12000نفر کشته شدند
به "میدان قتل” مشهور بود. گروهی از جلادان نوجوان در آنجا منتظر بودند. به آنها از قبل خبر می دادند تا یک قبر بزرگ بکنند. ما یوئن یک ماما بود، اما خمرها به این نتیجه رسیده بودند که تنها بو منگ به دردشان می خورد. او می پرسد: "چرا او را هم زنده نگه نداشتند. او همۀ عمر از مردم مراقبت کرده بود.” این زوج را پس از ورود به زندان از هم جدا کرده بودند. از بو منگ عکسبرداری شد و او را به
فرزند شیشه ای قاتل پدر دستگیر شد
با گزارش این جنایت وحشتناک به قاضی ویژه قتل عمد، بلافاصله قاضی سیدجوادحسینی در خیابان شهید شیرودی (محل جنایت) حضور یافت و پس از چند ساعت تحقیقات میدانی، دستور بازداشت پسر 40ساله مقتول را صادر کرد. بررسی های قاضی شعبه 211دادسرای مشهد بیانگر آن بود که فرزند مقتول با پدرش زندگی می کند و به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد. این درحالی بود که متهم فراری صبح روز حادثه به خانه برادرش رفته و از قتل پدرش خبر
قتل منشی شرکت بعد از تجاوز
حادثه مثل هر روز در محل کارش به عنوان منشی حاضر شد و از آنجایی که هنوز شرکت باز نشده بود با مدیرش تماس گرفت و اعلام کرد پشت در ایستاده است، مدیر هم در یک تماس تلفنی از نظافتچی شرکت خواست در را برای نگار باز کند. بعد از حضور نگار در محل کارش، نظافتچی به بهانه آوردن چای و تمیزکردن اتاق نگار وارد اتاق شد و سپس به او حمله کرد و قصد تعرض به او را داشت اما وقتی با مقاومت نگار روبه رو شد سر او
می خواهم آبرومندانه زندگی کنم
به گزارش خبرنگار جوان، مرد 33 ساله که آرش نام دارد و با پرداخت دیه موفق به جلب رضایت اولیای دم شده روز گذشته وقتی مقابل هیئت قضایی شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت بار دیگر حادثه را شرح داد. او گفت: 23 مرداد ماه سال 89 بود که در خانه نشسته بودم. بر سر مسائل ناچیز با همسرم مشاجره کردم و با او درگیر شدم. خیلی عصبانی بودم به خاطر همین با مشت ضربه ای به سرش زدم که تعادلش را از دست داد و بعد
دعوای خونین 2 برادر برسر پیراهن
بستگانش به بیمارستان منتقل شده اما به علت شدت جراحت فوت شده است. برادر و پسر عموی مقتول که او را به بیمارستان منتقل کرده بودند گفتند که محمد با ضربه چاقوی برادر بزرگش عارف، هدف قرار گرفته است. بعد از تأیید خبر فوت محمد، قاضی سعید احمدبیگی، بازپرس ویژه قتل پایتخت به همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، عارف سه ساعت بعد از حادثه خود را
من را ببخشید به خاطر دختر 8 ساله ام
مهرداد در تصادفی عمدی با خودروی پژو 405 مقابل خانه اش فوت شده است. نماینده دادستان ادامه داد در جریان بررسی های بیشتر راننده خودرو که مردی به نام امیر بود بازداشت شد و به جرم خودش اقرار کرد. او گفت که به خاطر اختلاف کاری مرتکب قتل شده است. نماینده دادستان امیر را گناهکار شناخت و برای او درخواست صدور مجازات کرد. سپس اولیای دم به دادگاه گفتند که خواسته شان قصاص است. در ادامه امیر در
تماس های غیر ضروری تاخیر در اجرای ماموریت های پلیس را به همراه دارد
. کردلو تصریح کرد: در این ماموریت پلیس بر حسب وظیفه واطلاعات دریافتی با مشاهده وضعیت راننده خودرو که در خلاف جهت حرکت می کرده وهمچنین عدم توجه نامبرده به فرمان پلیس به منظور توقف خودرو ناچار چرخ های خودرو را هدف قرار داده ونهایتا خودرو را متوقف وراننده را دستگیر می نمایند . وی ادامه داد: حال این سوال مطرح است که اگر حادثه ناگواری از قبیل اصابت گلوله به راننده یا احدی از رهگذران
یک لحظه عصبانیت به قتل برادر کوچکتر انجامید
تهران بزرگ قرار گرفت. متهم عارف . ک (24 ساله) پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خصوص انگیزه جنایت و قتل برادرش به کارآگاهان گفت: تازه به خانه آمده بودم که متوجه درگیری مادرم با برادر کوچک خود شدم؛ از این موضوع بسیار عصبانی شده و از محمد خواستم تا برای صحبت کردن از خانه بیرون برویم با اینکه قصد صحبت با محمد را داشتم اما او با من درگیری لفظی پیدا کرد و در ادامه مشاجره ما به
رئیس دانشگاهی که بسازوبفروشی می کرد،به اتهام قتل وکلاهبرداری ،پشت میله های زندان است
رهایی از این وضع تصمیم به قتل گرفتم. مرد سالخورده هر شب قبل از خواب شیرکاکائو می نوشید. من هم شب حادثه قرص های خواب آور را در شیرکاکائو حل کرده و به او دادم. بعد از مرگش هم جسد را در حاشیه پردیس رها کرده و با اثر انگشتی که از مقتول گرفته بودم از حسابش برداشت کرده و آپارتمانش را به نام خودم کردم. متهم به قتل پس از بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد. از سوی دیگر همزمان با افشای راز این جنایت، تعدادی از مالباختگان که مهدی به بهانه ساخت و ساز از آنها کلاهبرداری کرده بود، با حضور در دادسرای یکی از شهرهای شمالی از او شکایت کردند. منبع: باشگاه خبرنگاران ...
قرائت جزء چهارم، مناجات و دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان
معبود خود به پرستش می گرفتند از سنخ بقره و از جنس همین حیوان بوده است. خود بقره در این حادثه دارای برجستگی و موقعیت ویژه ای می باشد، و در لابلای داستان مورد بحث، موضع خاصی برای خود کسب کرده است. قضیه و حادثه چه بود؟ در میان بنی اسرائیل جنایتی روی داد، یعنی فردی به قتل رسید. بین اهل قبیله ای که این جنایت در میان آنها اتفاق افتاد- در اینکه قاتل چه کسی است- اختلاف پدید آمد، و همه
دخترک، قربانی عصبانیت پدر
چند لحظه سکوت محله را درهم شکست و بعد از آن بازهم همه جا را سکوت فرا گرفت. مرد جوان ساعاتی بعد جنازه شیرین را داخل خودرواش گذاشت و آنجا را ترک کرد. ساعت یک بامداد آخرین روزهای اردیبهشت امسال، زن جوانی سراسیمه به اداره آگاهی رفت و از قتل هولناکی خبر داد. این زن به افسر کشیک گفت: من از راز جنایتی هولناک با خبر هستم، اما می ترسم آن را برملا کنم. همسرم، امروز دخترم را کشت و مرا
قتل یا محاربه؛ گره کور و عیان اجرای حکم قاتل شهید مرادخانی
حمله مرگبار شناسایی و دستگیر شدند و به جرم خود اعتراف کردند. اعتراف این مهاجمان نشان داد فرود عامل این جنایت برای نجات پدر همسرش که یک مجرم سابقه دار بوده و این بار به اتهام حمل موادمخدر دستگیر شده بود، دست به چنین حمله ای زده بود. رسیدگی به این پرونده با توجه به ابعاد آن به صورت فوری در دستور کار قرار گرفت و در اردیبهشت سال 91 جلسه محاکمه در شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز برگزار شد
وحشت مدعیان اصلاحات از پیام شهدا / آقای محسن رضایی بخواند
های نبرد بود، کجا بودند؟ بی تردید افکار عمومی هیچ گاه اجازه چنین سوء استفاده هایی را نمی دهد و تحرکاتی که دون شأن شهدا و آن مراسم بود را شدیداً محکوم می کند؛ چرا که مراسم شهدا، قداست دارد و این قداست باید حفظ شود. آرمان از احتمال دستگیری مظنون اسیدپاشی در اصفهان خبر داده است: روز گذشته وکیل پرونده قربانیان حادثه اسیدپاشی اصفهان با بیان اینکه در بین افرادی که خشونت علیه زنان داشته اند یک
دستگیری قاتلی که قصد دریافت دیه قربانی را داشت
حادثه زمانیکه به خانه آمدم، دیدم برادرم (متوفی) در حال کتک زدن خواهرم است؛ با توجه به اینکه برادرم به علت اعتیاد و بیکاری و متارکه از همسرش، سابقه درگیری با اعضای خانواده اش را داشت و به زور از اعضای خانواده برای تهیه مواد پول می گرفت، من به کمک خواهرم رفتم که رضا با برداشتن لوله جاروبرقی چند ضربه به سرم زد که سرم دچار شکستگی و خونریزی شد؛ در حالیکه عصبانی شده بودم، با دست راست گلوی برادرم را