سایر منابع:
سایر خبرها
نظر مردم در مورد عاشقانه های ناآرام چیست؟
اما از اوضاع خسته شده بودند و دیگه نمی خواستند اوضاع ادامه پیدا کنه موسیقی زنده و صدای ساکسیفون محشر بود و مو رو به تن آدم سیخ می کرد صحنه ی خانوم کریمی و آقای فروتن از همه بیشتر منو تحت تأثیر قرار داد ولی همه ی بازی ها محشر بود البته من خودم فقط دو صحنه از فیلم های شب های روشن و شهر زیبا رو تونستم تشخیص بدم، اما در صورت ندونستن هم می شد داستانو فهمید به طور کلی اگه
سحر قریشی و رازهای خانوادگی اش
بودند، خاله مادرم نقاشی بسیار حرفه ای هستند، مادر خودم نقاش هستند و علاوه بر آن کارهای دستی بسیار حرفه ای درست می کنند، دایی ام خطاط بسیار هنرمندی هستند و سپهر هم در نقاشی دستی دارد. همان طور که گفتم سپهر زیاد به وادی بازیگری علاقه مند نیست و بیشتر به موسیقی گرایش دارد. خیلی دوست دارم به صورت حرفه ای به موسیقی نگاه کند و قطعا من هم حمایتش می کنم. حمایت از خانواده و اطرافیان اخلاق
زورگیر سریالی از زنان: صفحه حوادث روزنامه ها را زیاد می خواندم/ خانواده ام باور نمی کنند زورگیر باشم
زورگیری کردی چطور بود؟ خیلی ترسیده بودم و موفق نشدم. جو طوری شده بود که با ترس و لرز جلو رفتم. وقتی آن زن جیغ و داد کرد، فرار کردم. یک هفته بعد کیف یک خانم را بدون تهدید از ماشینش برداشتم و فرار کردم اما دفعه سوم تصمیم گرفتم طعمه ام را با چاقو تهدید کنم و از او طلا بگیرم که ارزش داشته باشد و به دردم بخورد. چون دفعه قبلی که کیف را برداشتم و فرار کردم فقط لوازم آرایش در آن بود که به کارم
فروش باند و برج مراقبت یک فرودگاه کشور/ کشف تخلف میلیاردی در مازندران/ ابتکار ویژه برای مقابله با روزه ...
ماه بالاخره در ساعت ده شب با ایشان وقت تنظیم شد و به ایشان گفتیم که شما دیگر در دولت وزیر نیستید ولی من دوست دارم شما بعنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی فعالیت کنید. گفت من امشب میخواهم به سنگال بروم و اصرار کرد که من می روم. گفتم شما از نظر من وزیر نیستی. ولی با این حال با هواپیمای اختصاصی رفت و گفت که دوشنبه ظهر بر میگردم.من هم همانجا حکم عزل ایشان را صادر کردم و نوشتم که دوشنبه
اعجاز ایران
روی نیمکتی در زیر سایه ی یک درخت نشسته بود و کتابی را مطالعه می کرد. اصلاً به من توجه نکرد. از دور به او نگاه کردم و احساس حسادت داشتم. او می خواست که علم و دانش بیشتری در مورد جهان داشته باشد تا رد کمتری از زندگی در آن احساس کند. تمایلی در من به وجود آمد که در کنارش بنشینم و در زمینه ی کتاب صحبت کنیم.... پس از برداشتن چندین گام، متحیر بر سرجای خود میخکوب شدم. آن مجسمه ای بیش نبود. به خود گفتم
فروش باند و برج مراقبت یک فرودگاه کشور/ کشف تخلف میلیاردی در مازندران/ ابتکار ویژه برای مقابله با روزه ...
آنها هم رفتند و پناهنده شدند. بعد از سفر نیویورک، در جلسه ای قضیه بررسی شد و بنا شد ایشان عوض شوند. لازم به ذکر است که من در دور دوم دولت با ایشان دیگر کاری نداشتم و تمام کارهای بین المللی به عهده خودم بود. بهرحال از روزی که تصمیم گرفتیم که ایشان وزیر نباشد، ایشان مداوماً در سفر بود حتی در دولت هم که حضور پیدا می کرد سریعاً ناپدید می شد تا اینکه بعد از سه ماه بالاخره در ساعت ده شب با ایشان وقت
داستان شاه و پری
خانواده اسعدی نظام، بر سفره عقد نشاندند ، وی که دوشیزه ای دبیرستانی و بی خبر بود به عقد علی آشوری پسر اسعدی نظام در آمد. عقد نافرجام پری و علی آشوری که بر اثر توطئه چینی مادر پری و پدر علی طراحی شده بود؛ پس از گذشت چهار ماه استحکام خود را از دست داد، و مادر پری فهمید که این پلکان ترقی محکم نیست ، پس از طریق دیگری سعی نمودکه در بدبختی دخترش کوشا باشد ... پری از همان ابتدا با اکراه به عقد
کسب رضایت همسر؛ عمده ترین انگیزه زنان متأهل برای عمل زیبایی/ تصویر ایده آل زنان از زیبایی از تعریف مردان ...
کردم، می گفتم چقدر با تصویر ذهنی ای که خودم داشتم متفاوت بود. بچه که بودم، خیلی کارتون و انیمیشن نگاه می کردم. بعد خوب مسلماً دخترهایی که تو اون انیمیشن ها بودن دقیقاً همین حالتو داشتن؛ چشم های درشت و خوشگل، دماغای کوچولوی یه کم انحنادار، لب های خوشگل، خوب من خیلی اون جوری دوست داشتم، دوست داشتم خودمم این شکلی باشم. (در همین زمینه: آیا زنان در مدیریت بدن خود کنشگرانی آزادند؟ )
انتقام جویی پس از شنیدن جواب نه
شکست در ازدواج، انگیزه ای بود که باعث شد دختر و پسر جوان که هر دو مهندس کامپیوتر هستند در 2 پرونده جداگانه دست به انتقام جویی در فضای مجازی بزنند. به گزارش همشهری، نخستین پرونده چند روز پیش با شکایت زن میانسالی به جریان افتاد. وی به مأموران پلیس فتای استان گیلان گفت: چند روز پیش موبایلم زنگ خورد. آن طرف خط مردی بود که می خواست با من قرار ملاقات بگذارد. من که حسابی شوکه شده بودم گفتم که
حرف های آیدین آغداشلو، آهو خردمند و محسن درخشان در یک نمایشگاه
/> ایا نگاه شما به مرگ هم تغییری کرده؟ بله. خیلی. دیگر گاهی دلم برای آنطرفی ها تنگ می شود با خودم میگم زودتر بروم آن دنیا باهاشون دیداری کنم! محسن درخشان: زمانی که در غربت کارگری می کردم دلم خوش بود که نقاشی می کنم آقای درخشان شما از چه زمانی کار نقاشی رو شروع کردی؟ از بچگی از درس خواندن بدم می آمد و نقاشی می کردم. من خانواده خوبی دارم که همیشه در
تیم نفت آبادان به نیمه نهایی صعود کرد
در دانشگاه و رشته های تربیت بدنی هم داریم می گوییم مدرسی که برای یک و دو می گذاریم مهمتر است تا تخصصی. بچه های تربیت بدنی بسکتبال یا فوتبال می گذراند در نهایت دکتری می گیرد ولی آن کسی که تربیت بدنی یک و دو را می گذراند می شود زن وکیل یا وزیر یا رییس جمهور یا معاون اگر ما افراد ناآگاه را در کنار این ها بگذاریم این ها از ورزش زده می شوند و خسته می شوند و شادابی ندارند. در دانشکده خودم می گویم
سپیده خداوردی: همین روزها مامان می شم...
، همه باید در این سن ازدواج کنند و یا... بعضی ها زندگی مجردی را ترجیح می دهند و از آن لذت می برند، برخی دیگر هم دوست دارند زندگی شان را با دیگری شریک شوند، من جزو دسته دوم بودم. پس از اینکه با همسرم آشنا شدم، حس کردم برای ادامه زندگی، می توانم به او اعتماد کنم و با هم همراه شویم. ازدواج ما سپیده: همسرم دانش آموخته رشته فیلمسازی در فرانسه هستند و در زمینه موسیقی هم فعالیت می کنند
امین حیایی از چه خسته شده؟
آن باعث شده اصلاً امنیت پرواز شکل بگیرد گروهی که با گذراندن دوره های مختلف و آموزش های لازم تمام تلاش خود را به خرج می دهند تا جلوی هواپیما ربایان را بگیرند. آقای آهنج فیلمنامه را به من دادند خواندم، قصه و نقش را خیلی دوست داشتم، فیلمنامه دارای لحظات و فضای بسیار خوبی بود. گروه بسیار همراه و کار بلد بودند. من کارم را با بخش اکراین آغاز کردم، ما حدود 2 ماه اکراین بودیم. بخش هایی هم در
58 سال طبابت بدون مطب /جایزه نوبل ایرانی به نام پرفسور یلدا
نگفت باید پزشکی بخوانم ،یعنی همیشه نه تشویقی بود و نه تحمیلی. من فکر می کنم خودم ذاتاً درس خوان بودم و پشتکار عجیبی داشتم. وقتی در درسی نمره کم می گرفتم، به دلیل همان غروری که داشتم واقعاً غصه می خوردم و همان حسی که دوست داشتم همیشه برتر باشم، مجبورم می کرد که همیشه خوب درس بخوانم. شما در مدرسه معمولی درس خواندید و محله ای که زمینه های انحراف در آن زیاد بود،چطور آلوده شرایط
فاطمه معتمدآریا: مثل خودم حرف می زنم
دوره بله. در دوره های پیش از ما هنرمندانی بودند که علاوه بر هنرشان، به خیرخواهی نیز شهره بودند. خود شما چه تصویری از اکنونتان می توانید ارائه دهید؟ بازیگر یا فعال فرهنگی و اجتماعی؟ من همیشه یک بازیگرم و بازیگری یک فعالیت فرهنگی است بنابراین خودم را یک فعال فرهنگی می دانم تا هر چیز دیگری و البته که فعالیت فرهنگی در یک کل بزرگ تر انجام می شود که همان فعالیت های اجتماعی است
چهره ها در شبکه های اجتماعی
شود! و این است از مزایای داشتن دوست مشهور! سلفی مهران غفوریان، امین زندگانی و همسرش در ردیف اول یک کنسرت. همان ردیفی که برای عموم فروشی نیست و مخصوص خواص است! بله، مشخص شد دوستان در کنسرت رضا یزدانی بودند. در کنار لادن مستوفی و هنگامه قاضیانی. حضور علی اوجی هم که اتفاقی طبیعی است. همه اینها به کنار، چه تیپی زده لادن خانمِ مستوفی! انگار همین الآن از راسته پارچه فروشانِ بازار
تمجید جالب رهبر کره شمالی از زنان خلبان
داد که این دو زن قبلا در سال 2014 و در جریان یک تمرین تعقیبی هوایی مورد ستایش کیم قرار گرفته بودند. البته نکته جالب آن این است که کیم جونگ اون هر دو بار در تعریف های خود به نحوی حرف زد که این دو نفر خانم هستند و پرواز با جت مافوق صوت حتی برای مردان هم سخت است. خبرگزاری دولتی کره شمالی KCNA از قول رهبر این کشور نوشت: پرواز دو خلبان خانم با جت مافوق صوت موفقیتی است که ما باید با آن افتخار کنیم. این
مروری بر خاطرات شهدای ماه مبارک رمضان
ماه رمضان سال هفتاد و چهار بود که یکی از دوستان مان ما را برای افطاری دعوت کرد. نیم ساعت به اذان مانده، رسیدیم. بوی آش توی خانه شان پیچیده بود. اذان گفتند، همه دور سفره نشسته بودیم که تلفن زنگ زد. صاحبخانه گفت: معصومه خانم! با شما کار دارند از سرخه ست. " با تعجب گفتم: با من؟ این جا؟ گوشی را گرفتم. برادرم بود و پشت سر هم حرف می زد. انگشت هایم از شهد خرمایی که توی دستم بود به
روایت زنان امروز لبنان به قلم یک سیاستمدار
بیان می کنم؟ من از این موضوع اطلاع دارم زیرا من امتیاز متولد شدن در این سیستم را داشتم و اذعان می کنم که اگر به خاطر خانواده ام نبود هیچ فرصتی برای پیشرفت در زمینه سیاسی به دست نمی آوردم. از منظر شخصی، من به عنوان یک زن هیچگاه با بی احترامی و بی اعتنایی رو به رو نشدم. بلکه بر عکس به سبب پدر بزرگ و پدرم توجه زیادی به من شد. سابقه خانوادگی به من اجازه داد بتوانم موانع جنسیتی را پشت سر
کارتن خوابی زنانه در شب های پایتخت
8سال پاکی داشتم... شبها توی پارک می خوابم و هنوز نگذاشته ام اتفاقی که برای خیلی از زن های معتاد به خاطر به دست آوردن مواد می افتد، برایم بیفتد. خانم! خودم را می کشم اما اجازه نمی دهم این اتفاق برایم بیفتد. حالا هم فقط به من کار بدهند تا پول داشته باشم. حاضرم نظافتکار باشم و خانه شما را تمیز کنم. مرادی زن دیگری را می آورد کنار دست آنا می نشاند. نمی تواند درست راه برود. بی قرار است. تند
کارتن خوابی زنانه در شب های پایتخت
حتی یک سیگاری هم وجود ندارد. من فرار نکردم خودشان این بلا را سرم آوردند و دیگر مرا نخواستند. کش دار حرف می زد و حرف هایش را فراموش می کرد. خودش می گفت خانم ببخشید نمی توانم قشنگ حرف بزنم. 8روز است از اراک آمده ام. قبلا با پای خودم رفتم کمپ و 8سال پاکی داشتم... شبها توی پارک می خوابم و هنوز نگذاشته ام اتفاقی که برای خیلی از زن های معتاد به خاطر به دست آوردن مواد می افتد، برایم بیفتد. خانم! خودم را می
خاطره همسر "یک اعدامی" از آیت الله گیلانی!
و در حالی که قاشقی شربت به دهانش می ریخت، گفت: مادر، این خانم شیخ الاسلام زاده است، شوهرش را ماه پیش محاکمه کردند و حبس ابد گرفت. به دعوت آقاجانم به این جا آمده. زن بیمار نیم خیز شد و نگاه غریبی به من انداخت که نتوانستم تحمل بکنم و سرم را پایین انداختم. دختر جوان پیش من برگشت وبا صدای غمزده ای گفت: آقا داداشم چند روز قبل در تصادف اتومبیل شهید شد.(1) ما الآن از سر خاکش برگشتیم
حاج حمید مژده شهادت در غربت را از قرآن گرفته بود + تصویر
. حمید می گفت حاج آقا را دارند نشان می دهند. ما متوجه منظورش نمی شدیم. دوباره که جمله اش را تکرار می کرد تازه نگاه می انداختیم به تلویزیون و او را در صف نمازگزاران نماز جمعه می دیدم و می فهمیدیم که منظور از حاج آقا خود ایشان است. حاج حمید در زندگی نگاه می کرد ببیند مقام معظم رهبری روی چه چیزی از همه بیشتر تاکید می کند. همان کار را با جدیت انجام می داد و همین رویه حاج حمید نشان دهنده اوج
پرستو صالحی:تا بحال نه سیگار کشیدم نه عمل زیبایی کردم!
بود که خیلی هم بابتش پشیمانم. چرا پشمانید؟ چون با تغییر سن، نگاه آدم به زندگی عوض می شود. من در 37 سالگی احساس می کنم که طبیعی بودن و آنچه با آن متولد شدم را بیشتر دوست دارم تا اینکه بخواهم خودم را شبیه دیگری کنم. اگر می گویم پشیمانم، چون می دانم یک چیزهایی قابل برگشت نیست. حتی به دوستانم که می خواهند کارهای اینچنینی کنند، می گویم به فکر 40 سالگی تان باشید. در 40 سالگی آنقدر
گزارش روزنامه نگار قرقیزستانی از وضعیت ایران و تهران معاصر
شده است. ضمناً در ایران به عکس اروپا و قرقیزستان مردم موقع سلام دادن به خانم دست نمی دهند، بلکه دستها را به حالت نیایش جلوی صورت خود بالا می آورند و کمی سرشان را خم می کنند و لبخند می زنند. این رسم اندکی عجیب به نظر می رسد و یادآور فیلم های قدیمی درباره پادشاه و وزیر است که در آن فیلم ها با این رفتار به حاکمان سلام می دادند. ولیکن این رسم بسیار خوشایند و دلنشین است زیرا عین یک خانم با زن رفتار می
مواجهه با کبری 11 در قلب فرانکفورت
که به شرط خرید سوغاتی های خوب و قشنگ اجازه ی سفر داده. حرف حساب جواب ندارد، با علامت سر گفته او را تأیید می کنم. ساعت 9 صبح از هتل خارج می شویم. هوا آفتابی و آسمان آبی است. خبری از آلودگی هوا نیست. این یکی دو روز تجربه زندگی در هوای پاک را بدون سردرد، تیر کشیدن شقیقه، احساس خارش و گرفتگی ته گلو و خستگی و رخوت داشتم. به هاف بان هوف یا همان ترمینال اصلی شهر می رسیم. روبه روی
تو یک قهرمان هستی... / آنچه از نگاه نویسنده "کافه سینما"، احسان علیخانی می تواند از خانم اپرا وینفری فرا ...
کوچک دوست داشتنی، یک جشن صمیمی، یک ابراز علاقه و احترام واقعی، همه این ها می تواند آدمی را شاد کند. چه رسد به پسربچه هشت ساله ای که فوتبال دوست دارد و مثل همه پسربچه های دیگر حتما از ورزش و وسایل الکترونیکی و شیرینی و شکلات خوشش می آید. وقتی صورت بغض آلود عقیل را دیدم، پیش خودم گفتم کاش بیشتر از آدم های موفق اطرافمان یاد می گرفتیم. یک تقدیر کوچک از بزرگمرد کوچک ما، یا یک سورپرایز هیجان
"کوکب خانم" داستان ها در دنیای واقعی
قول خودش احساساتی می شود و به گریه می افتد و زودتر از او "طیبه خانم" که یکی از اهالی روستاست و در پذیرایی از مهمانان کمک دست منیر خانم است، گریه می کند. اهالی روستای قلعه بالای شاهرود علاقه زیادی به او دارند و می گویند: ما از مهمان های او پذیرایی می کنیم و او از ما. از وقتی منیر خانم آمده، پای گردشگران هم به اینجا باز شده و ما هم دیگر دوست نداریم از اینجا برویم. تقدسی، قلعه
این که بگوییم از خارج به بنی صدر خط می دادند من قبول ندارم
مواضعی اتخاذ کرد که به چشم دینداران و انقلابیون آمد. ضمنا چون به قول شما قیافه اش شبیه حزب اللهی ها نبود و به عنوان مثال اطرافیانش خانم هایی بدون حجاب اسلامی بودند، تیپ های متجدد و روشن فکر نیز او را می پسندیدند . توکلی در تشریح علل دیگر موفقیت بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری به کناره گیری رقیب و مخالف سرسخت بنی صدر اشاره کرد و توضیح داد: نامزد اصلی نیروهای مذهبی در نخستین دوره انتخابات
پرنفوذترین مجموعه های تلویزیونی دنیا را بشناسید: 15 سریال با بیشترین تعداد رای در IMDB
ندیدم لیستی از 15 سریال برتر که بیشترین تعداد رای را در سایت IMDB توانسته اند بدست آورند برایتان آماده کنم تا از حالا بتوانید خودتان را برای لذت بردن از تابستانی گرم در کنار دیدن سریال های جذاب آماده کنید. من به شخصه تعدادی از سریال هایی که در لیست ذکر شده اند را دیده ام و دنبال می کنم که نظر شخصی خودم را در قسمت های مربوط به همان سریال ها برایتان خواهم گفت. با ما همراه باشید. رتبه 15