سایر منابع:
سایر خبرها
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/04/16
سال 2016 به تهران سفر کند. * آخرین خبرها از استانی شدن انتخابات امیر خجسته، رئیس کمیسیون شوراهای مجلس با اشاره به ایرادات شورای نگهبان به طرح استانی شدن انتخابات، گفت: مجلس برای تامین نظر شورای نگهبان ایرادات وارده را رفع خواهد کرد. * بیانیه های تازه در آخرین ساعات مذاکرات همزمان با آخرین روزهای مذاکرات هسته ای، جمعی از خانواده های شهدا در بیانیه ای تاکید کردند: خطوط قرمز
یک سوزن به خودمان...
قبل از اینکه به ظاهر این واقعیات جامعه نگاه کنیم و در این اندیشه باشیم که چگونه می شود از همین ها چماقی ساخت برای عرضه توانمندی های خود در عرصه سیاست و زد و بند ، به فکر دِینی باشیم که بواسطه رسانه بر گردنمان نهاده شده. به فکر مردمی باشیم که چشم انتظارند ما حقی زائل شده از آنها را از مسئولین مطالبه کنیم و از میان این پیگیری ها دردی از بینوایان چاره شود. به فکر هنجره های سوخته ای که روزگار امان فریادشان را بریده و دیگر نایی برای نجوا ندارند چه برسد ب
پشت سخن بزرگان مخفی نشوید!
روانه دادسرای فرهنگ و رسانه شد. من اما آن روز، در برابر چرا اینجا را همچین نوشتی؟ پاسخی دادم به فراخور سوال و الا آیا بلد نبودم بغض، بلکه حتی گریه کنم و با دیدگانی پر از اشک، رونمایی مجدد کنم از عشق دیوانه وار خود به حاج احمد متوسلیان ؟! فلذا اگر مخفی شدن پشت سر مقدسات بد باشد، اولی تر آن است دنبال کسانی جز اصحاب مظلوم نقد بگردیم! وقتی منتقد، سخن خود را با استدلال و در عین حال با استقلال از دولت و
بانی حکم اعدام شیخ شهید چه کسی بود
. این رُمان شرح نیمه واقعی نیمه خیالی از تحولاتی است که به انحلال مجلس انجامید. شخصیتهای اصلی داستان اعضای یک گروه مخفی توطئه گر شبه ماسونی اند که خود را جامع آدمیت می خوانند. در صفحه 61 جلد چهارم یکی از اعضای جدید چنین می گوید: تشکر همه شما بزرگان و بذل جان در قدم شما بر من لازم است که در راه نجات ملت من این بذل همت می فرمایید و از برکت شما داخل جامع آدمیت شده و سالک صراط مستقیم گردیده
چرا هاشمی از تقصیر روحانیت گفت؟
این روحانی که تموم میشه. همه تصدیقش می کنن. یک نفر هم میگه اگر بهشتی هم امروز بود مثل هاشمی حرف می زد. اگر باهنر بود. اگر مفتح بود. اگر رجایی بود. همین حرفها رو می زدند. اگر اونا امروز بودند و این فسادها را به نام مقدسات می دیدند ساکت می نشستند یا مثل هاشمی، خون دل مردم را فریاد می زدند؟. آقای هاشمی که وارد می شود. همهمه ها قطع می شود. با صلواتی بلند و یکصدا. بازار احوالپرسی ها گرم است. خیلی
ابتکار: زمان اعلان توافق
رئیس جمهوری نوشت: اگر گرفتاری مردم هر روز بیشتر شود، در پیشگاه شهدا شرمنده خواهیم بود. حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری در ضیافت افطار با خانواده های شهدا و ایثارگران وظیفه همه ایرانیان در برابر شهیدان، ایثارگران و خانواده معظم آنان را بسیار سنگین دانست و اظهار کرد: اگر امروز جوانان کشور بیکار باشند، گرفتاری مردم هر روز بیشتر شود، در جامعه عده ای جوان معتاد وجود داشته باشد و آسیب های اجتماعی بنیان
مهارت تغییر در رفتار دیگران
پاداش نخواهد بود. (نجم / 90) همچنین قرآن مجید (عنکبوت / 9) در خصوص رابطه بین تلاش و هدایت می فرماید: و آنان که همه تلاش و توان خود را در راه ما به کار بردند، به یقین ما آنها را هدایت می کنیم. (احمدی، 1388: 124) چهار. سازگاری و انطباق پذیری: توان اعمال تغییرات سریع، جابه جایی اولویت ها و مدیریت مستمر تقاضاهای چندگانه است. (حیدری تفرشی و همکاران، 1390: 362) انعطاف یعنی
مراسم اربعین شهدای نماز جمعه عربستان برگزار شد
های جریان های تروریستی شوند. وی هدف از چنین اقداماتی را صدمه به ملت و فرزندان امت های اسلامی دانست و تصریح کرد: مسلمانان با شناخت و ممانعت از نفوذ و گسترش تروریسم نسبت به یکدیگر مسؤول هستند. شیخ عنکی خواستار تمکین مردم به بازرسی های امنیتی شد حجت الاسلام شیخ عباس عنکی نیز مسأله وطن را یک قضیه انسانی خواند و گفت: گریه و گرفتن مراسم برای برای شهدا کفایت نمی کند بلکه
حیله های تازه غرب برای دور زدن خطوط قرمز ایران/ توصیف علم الهدی از خریداران بلیت 70 هزار تومانی/ استعفا ...
توافقنامه نهایی هسته ای بین ایران و گروه پنج به علاوه یک تا هفتم این ماه (ژوئیه) وجود ندارد و جزئیات لغو تحریم ها حل نشده است. از سوی دیگر خبرگزاری ایتارتاس به نقل از یک منبع دیپلماتیک در وین نوشت: حداکثر چارچوب زمانی برای اجرای برخی بندهای موافقتنامه هسته ای بین ایران و شش قدرت جهان (پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به اضافه آلمان) 25 سال خواهد بود. این موافقتنامه که
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/04/15
: وظیفه ما در برابر شهدا فقط این نیست که دولت در حد توانش به خانواده های آن ها خدمت می کند بلکه وظایف ما این است که ببینیم شهدا چه چیزی می خواستند. وی با بیان اینکه شهدا، عزت، عظمت و استقلال ملت را می خواستند گفت: اگر خدای نکرده جوانان ما بیکار باشند، گرفتاری های مردم هر روز بیشتر باشد، خدای نکرده عده ای از جوان های ما معتاد باشند، یا آسیب های اجتماعی کاری کند که شیرازه خانواده ها از هم بپاشد
روحانی و ظریف برگ برنده دیپلماسی ایرانی
در این گزارش که در شماره روز دوشنبه پانزدهم تیر 1394 خورشیدی در گفت و گو با محمود امیدسالار انتشار یافت، می خوانیم: شمارش معکوس برای ضرب الاجل 10 تیر در هرم گرمای تابستان شروع شده و داستان هیجان انگیز و رئال مذاکرات هسته ای ثانیه ثانیه به بزنگاه خود نزدیک می شود. همه نگاه ها به وین دوخته شده است تا مگر گشایشی در این گره فروبسته ایجاد شود. اکثریتی در جهان در پی گره گشایی و اقلیتی مثل رژیم
دشمن با فشار بیشتر نمی تواند باج بگیرد
در ابتدای این بیانیه آمده است ؛ خانواده های شهدا از عزیزترین بهره های زندگانی خویش چشم پوشیدند تا ضامن بقا و دوام نظام مقدس جمهوری اسلامی و وطن شوند لذا هر چند که این ایام بارها و بارها به دلواپسی ما طعنه زدند اما به جد دلواپسیم که مسئولان امر نسبت به خطوط قرمز تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در مذاکرات، توجه لازم را مبذول نکنند. در ادامه این بیانیه آمده است ؛ بی شرمانه و وقیحانه از لزوم
شمقدری: آوینی درباره عروس اشتباه کرد
را که گوشه ای چمباتمه زده و به دیوار تکیه داده و سخت در فکر بود به حال خودش رها کرد و مرا به اتاق کناری که اتاق کنفرانس بود برد و منتظر سخن من شد. این آغازی شد که مدت بسیار کوتاهی به آن مجله بروم و چند مطلب و مقاله اندکی بنگارم و وی از روی لطفی که داشت آنها را در سوره چاپ کند. البته من دیدم نمی توانم با این روش خود را آرام کنم ، بی حاشیه از مجله بیرون خزیدم، گویی هیچ وقت آنجا نبودم.
بهشتی هم بود از تقصیر روحانیت می گفت
بهشتی هم امروز بود مثل هاشمی حرف می زد. اگر باهنر بود. اگر مفتح بود. اگر رجایی بود. همین حرفها رو می زدند. اگر اونا امروز بودند و این فسادها را به نام مقدسات می دیدند ساکت می نشستند یا مثل هاشمی، خون دل مردم را فریاد می زدند؟. آقای هاشمی که وارد می شود. همهمه ها قطع می شود. با صلواتی بلند و یکصدا. بازار احوالپرسی ها گرم است. خیلی از فرزندان شهدا احساس فرزندی - پدری به هاشمی دارند. بالاخص
گپی با خانواده شهید امیر درتومیان غواص در عملیات کربلای 4
، چون قرار بود در عملیات کربلای 4 شرکت کند. او هم غواص بود و هم بی سیم چی. این آخرین دیدار ما با امیر بود؛ با اولین پسرم. امیر با همه اعضای خانواده و آشنایان خداحافظی کرد انگار می دانست که دیگر دیداری نخواهد بود. سربازان آن روز از میدان شهر بجنورد اعزام می شدند و امیر هم آماده می شد تا از خانه بیرون برود، به او گفتم پسرم کجا می روی؟ گفت می روم دانشگاه. چون مدتی بود دانشجوی دانشگاه شاهین شهر اصفهان