سایر منابع:
سایر خبرها
امیر جعفری: مار گزیده شده ام، می ترسم درباره انتخابات یا مسائل اجتماعی حرف بزنم
فوتبال؛ اصل است. کاکاوند: نپرداختن به موضوع دراماتیکی مثل فوتبال در سینما و تئاتر اشتباه بزرگی است پوریا کاکاوند (نمایشنامه نویس و کارگردان) با اشاره به انتخاب موضوع فوتبال برای روایت داستانش گفت: اگر قبول کنیم که فوتبال مساله ای است مثل همه اتفاقاتی که در بستر جامعه رخ می دهد و بخشی از روزمره هاست و نفس می کشد و زندگی می کند و آدم ها برایش وقت می گذارند همان قدر که برای
غرب موصل جهنم روی زمین است
ها گفتیم گرسنه هستیم" اما حتی پشت خط مقدم، مردم عادی در تیررس خمپاره های داعش هستند. مردانی از خانه های نیمه ویرانی بیرون می آیند و خوشحال هستند که کسی می خواهد داستان آن ها را بشنود، ما را با خود از این خانه به آن خانه می برند. یک مرد می گوید:" چهار داعشی اینجا زندگی می کردند، روس بودند و زن های جوان داشتند. بی اندازه بی رحم بودند و اگر کسی جرات می کرد حتی با آن ها حرف بزند او را کتک
بازخوانی وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره)؛ دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیز، درندگانی ...
ثقلین تذکر دهم ؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی ، که قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه ای که عرفان آن بر تمام دایرة وجود، از ملک تا ملکوت اعلی ' و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت ، اگر نگویم ممتنع است ؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است ، از مهجور بودن از حقایق مقام والای ثقل اکبر و ثقل کبیر که از هر چیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است ؛ و نه
بازیگر زن معروف داستان اعتیاد پدرش را در پستی اینستاگرامی کامل کرد+عکس
اون، همه رو دوست داشتم مثل اون، رفیق بودم برای همه مثل اون، تصمیم گرفتم مژگانِ زندگی بقیه باشم... از پدر خبر نداشتم آخه مژگان جای خالی اونو پر کرده بود ولی گویا قسمت تکیه گاه داشتن نبود، تکیه گاه بودن بود. تمام سختی های اون سال ها گذشت ولی وقتی جنازه ی پدرم رو تو اون شرایط دیدم تمام اون سختی هارو فراموش کردم." صالحی همچنین در اولین کامنت پست خود نوشته است: " پدر قربانی اعتیاد بود این اون
لاکچری ها در شبکه نمایش خانگی
. از قسمت هفت و هشت به بعد بیشتر درگیر بازیگرها می شوید. چرا همه چیز این قدر لاکچری است؟ ویلاها، خانه ها، ماشین ها، همه جوری است که قشر متوسط جامعه که بیشتر مخاطب شبکه نمایش خانگی هستند نمی توانند با آن همذات پنداری کنند. ما سعی کردیم رویاهای مردم را به آنها بدهیم. کاری که در سینمای هند و ترکیه می کنند. البته با دغدغه ها و عاشقانه های خانواده ایرانی. احساس کردیم که مردم خسته
پرستو صالحی پرده ای دیگر از زندگی اش را به تصویر کشید
هزار تومن بهم میدادن برای منی که صبح ها تو صف اتوبوس یه لنگه پا وامیستادم و معمولا دیر میرسیدم سر کلاس خیلی بود، انقدر درس خوندیم من و امیر که جفتمون دانشگاه قبول شدیم امیر کامپیوتر من بازیگری کارگردانی باید ثابت می کردیم ما مافنگی و بدبخت نمی شیم، شهریه ترم اول و عموم گفته بود کادو قبولیم میده اما ترم دو چی؟! نشد نمیشد انصراف دادم ، تلخ بود... ولی مژگان بود کنارم مثل کوه پله پله هلم میداد... پلان
راننده تاکسی شدن سخت تر از ...!
ننه قمری بلده. همین دیروز 100 نفر رو اخراج کردیم به خاطر این که روی کار اومدن رو اشتباه پیش بینی کردند. قیمت نفت برنت شمال رو اشتباه تحلیل کردند. بورس رو برا مسافر درست نشکافتند. حالا تو اومدی از پایه یک حرف می زنی؟ بدم بچه ها بشکافنت؟ ببین بچه جون. تاکسی، دانشگاه و مدرسه نیست. باید بتونی جامعه ات رو آنالیز کنی. گنده تر از تو نشستند این جا من ردشون کردم. زیباکلام تو مصاحبه من رد شده. استاد
داستان شیرزنان قهرمان ایرانی/توییت مردم و چهره ها+تصاویر
نمی فهمیدم مثل اون، همه رو دوست داشتم مثل اون، رفیق بودم برای همه مثل اون، تصمیم گرفتم مژگانِ زندگی بقیه باشم... از پدر خبر نداشتم آخه مژگان جای خالی اونو پر کرده بود ولی گویا قسمت تکیه گاه داشتن نبود، تکیه گاه بودن بود. تمام سختی های اون سال ها گذشت ولی وقتی جنازه ی پدرم رو تو اون شرایط دیدم تمام اون سختی هارو فراموش کردم.” صالحی همچنین در اولین کامنت پست خود نوشته است: ” پدر قربانی اعتیاد بود این
فیلم تیک آف ؛ عقده های تلخ چند جوان امروزی
فیلم های دیگرِ سینمای ایران می شود. به نظرم همه ما به نوعی مورد اصابت این شلیک ها قرار می گیریم و همه با هم برابر هستیم. مثل فوتبال در هوای بارانی و روی زمین گل آلود می ماند؛ اگر گل آلود است، برای دو تیم گل آلود است، تنها برای من نیست... تیک آف داستان عجیب و غریبی دارد و برای مخاطب کاملا ضد کلیشه است. ایده اصلی فیلم از کجا آمد و چطور در ذهن شما خلق شد؟ ایده اولیه برمی گشت به
افسانه خواهران رزمی کار به روایت ماه عسل / جنگیدن؛ از زندگی تا رینگ
: از فاصله دیشب تا الان ناراحت نیستید که کل قصه تان را تعریف کردید. شهربانو: شاید عده ای هستند که در حال حاضر در جایی از ایران یا هر کجای دنیا شرایطی مانند زندگی ما دارند. شاید با دیدن ما و شنیدن داستان زندگی مان یک یا علی بگویند و بلند شوند و به هدفشان برسند. الهه: اگر خانواده ای با شرایط ما در هر کجایی هستند، باید پدر و همه اعضای خانواده کنار هم بمانند. علیخانی: از
بسته خبری پنجشنبه 11 خرداد ماه 1396
/> ضعیف کُشی به سبک وزیر بهداشت پرویز امینی تحلیلگر مسائل سیاسی: جناب قاضی زاده هاشمی! ضعیف کشی یک فرماندار که به زبان مردم محروم منطقه اش سخن می گوید یا یک خبرنگار یک لاقبا که پشتش از ثروت و قدرت امثال تو خالی است، مزدوری است و از این مزدوری بالاتر برای هر انسانی، پا به رکاب افراد متفرعن بودن است! آدم از گشنگی و ایضا تشنگی بمیرد، بهتر از این است که اینقدر وقیحانه
اثری دیگر از تنسی ویلیامز چاپ شد
های قرن بیستم بوده و تا قرن ها درباره اش در کلاس ها و محافل تئاتری و ادبی صحبت می شود شکی نیست. پس بهتر است که بیشتر از این توضیح و حرف نشنوید و به اصل ماجرا که همانا خواندن نمایشنامه است بپردازید. پشت جلد کتاب آمده است: ... در کل هیچ وقت دیر نیست گر اینکه خودتان را غرق این موفقیت بکنید. تا خرخره درش فرو روید و در نوازش خفه خوان آورش همان چیزی را بجوید که پسر بچه ی همیشه رنجور و در خانه
زیر پوست شهر / رهایی
مطمئنا پی برده اید که قصه امروز ما داستان زندگی فردی است که با ایمان و اراده قوی و پشتکار توانست از منجلاب اعتیاد رهایی یابد. داوود آبکار مشاور و مدرس مهارتهایی زندگی یکی از افراد موفق در زمینه ترک اعتیاد است . وی دارای سه فرزند است و به قول خودش زندگی مالامال از عشق و محبت به خدا دارد. آبکار زندگی گذشته و حال خود را در این قسمت از مصاحبه چنین روایت می کند.