سایر خبرها
پسرم اجازه نداد اسلحه ام روی زمین بماند
را رهسپار جبهه مقاومت اسلامی کرد. گزارش جوان از حضور در خانه شهید کمالی دهقان و گفت وگو با پدرش یدالله کمالی دهقان را پیش رو دارید. مراسمی که شگفت انگیز بود اولین نکته ای که در خانه شهید کمالی دهقان جلب توجه می کند، ویترین وسایل اوست که توسط خانواده با نظمی خاص چیده شده اند. از لوح های تقدیرش گرفته تا عکس ها، چفیه، تصاویر شهدا و پول های نوعیدی سال 1394 (سال شهادتش) که در لابه لای
آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد/کار جبهه مردمی تمام نشده است
ناطق برگردند؟ بله با ایشان خصوصی هم صحبت کردم گفتم چرا نمی آیی جامعه؟ بیا تو هم نظر داری، نظرات خوب داری نظرات خودت را ارائه بده، نظرات خوبی داری حیف است نیایی، ولی نمی آید. مجری: جواب ایشان چیست؟ یک آزرده خاطری از زمان آقای مهدوی داشت و قدری روی او اثر گذاشته بود که آزرده خاطر شده بود و در مجموع من مُصر بودم و هستم که ایشان بیاید. مجری: آقای روحانی چطور
عقب نشینی علیمنصور: از بنزین سبز به بین المللی
شود گفتمان های متغیر او را در طول حضورش در استقلال چندان جدی گرفت. منصوریان هیچ وقت مربی حاشیه ها نبوده و به درد تیم های بی طرفداری مثل نفت می خوره استقلال باید یک سرمربی مطرح و کار کشته خارجی بیاره ک علم روز دنیا رو داشته باشه، یکی مثل برانکو بالاخره هرچی باشه استقلال دومین تیم پر طرفدار کشوره استقلال از اغاز تاسیس تا سال 1380 با 3 تا مربی قهرمانی های زیادی رو به
پسر طیب:پدرم به عَلَم گفت جرأت داری عکس خمینی را بردار
مال کیست؟ اما پدرم جواب نداد. شهردار کوتاه قدی بود که به شانه مرحوم پدرم زد و گفت مگر با تو نیستیم؟ زبان داری، یک کلمه جواب بده . پدرم گفت برو دنبال شر نگرد. برو سوال کن از من چرا می پرسی؟ گفت از شما بپرسیم، چه می شود؟ ، سیلی اول را خورد و 6، 7 متر سکندری خورد. مردم میریزند جیپ ها را چپ می کنند، بنزین و کبریت و جیپ ها را آتش می زنند و این 5، 6 نفر را هم جنازه هایشان را از زیر دست و پای
امیر جعفری: می ترسم درباره انتخابات یا مسائل اجتماعی حرف بزنم
که تازه از بدنه دانشگاه جدا شده است، گفت: بزرگ شدن و از یک سالن کوچک شروع کردن و اجراهای بزرگ انجام دادن نیازمند داشتن یک گروه است؛ همانطور که ما هم گروهی به نام سوراخ تو دیوار را با همکاری جابر رمضانی، روشنک مرادی و پیام سعیدی داریم. شش سال پیش من در تئاترشهر اجرا داشتم و جابر رمضانی در مولوی و امسال هردو در ایرانشهر اجرا داریم. گروه ما بازیگر نداشت که با بازیگران مان رشد کنیم. ولی با همدیگر رشد
به من میگن بلقیس نه برگ هویج!!
- ساعته گذوشتی رو زنگ؟ - برا چی بی بی؟ - بِرِی که صُب به عَزِّی تو برسیم! خو بری سحر میگم نِه دختر! - شما مگه میخوای روزه بگیری بی بی؟با این سن و سال روزه به شما واجب نیستا! - واجب نی؟! میه من مث تو کافرم؟! میه من نامسلمونم؟! میه بی دینم؟ تف تو روت بیا که به من نگی روزه نگیر! خاااااااااااااک تو سرِت کنن... عروسُم بچه که تربیت نکرده! دونه داغ آورده بالا
استاد فاطمی نیا: در امور دینی و معنویات خودسر نباشیم+گزارش تصویری
ها با اختلافاتی که در حجت هایشان هست، یعنی هر کسی با دلیل و حجتی پشت به دین کرده اند. آقا سیدالساجدین علیه السلام تمام اطرافیانش را کشتند این شوخی نیست! 25 سال گریه کرد و حتی بیشتر اما وقتی دعا می کنند می فرماید: اگر خدایا مرا به جهنم هم ببری باز می گویم تو را دوست دارم. خدا را قسم می دهیم که امتحانات ما را سخت نکند، نمی گوییم امتحان نشویم چون این دعا نامستجاب است و ما هر لحظه در حال
رمز بقای جمهوری اسلامی ورود رأی مردم به عرصه فقه اسلامی است/ امام می گویند سیاست داخلی نباید در دایره ...
است گفتار تو از برای دنیا است/ بس کن، تو خذعبلات بس کن . اینکه کسی بیان درد جامعه خودش باشد، طبیعتا مردم به او اقبال می کنند. امام نسخه حل مشکل جامعه آن روز بوده است. امام 15 سال در ایران نبوده و طیف خاصی از روحانیت که شاگردان امام هستند، با امام ارتباط داشتند و بقیه جامعه پیوندی با امام نداشته است. چگونه می شود که در حد فاصل فوت حاج آقا مصطفی تا انقلاب همه مردم به امام اقبال می کنند
تصویر شهیدی که در قبر به درخواست مادرش چشمانش را باز کرد!
روی قبر بغلی که خالی بود کوبید و گفت علی اصغر اینجا رو برای من نگهدار. انگار از شهادتش خبر داشت. به پدرش هم گفت فعلا تابلو سفارش نده. من که شهید شدم اونوقت یه تابلوی دوتایی سفارش بده. کسی اون موقع باورش نشد اما 5 ماه بعد علی اکبر همون جایی دفن شد که خودش نشون داده بود. و پدر هم یه تابلوی دوتایی ساخت و بالای سر این دو کبوتر شهید نصب کرد. محل دفن گلزاری شهدای بهشت زهرا(س) تهران ، قطعه 29 ، ردیف 5 ، شماره 8 روحشان شاد و یادشان گرامی باد . . .
اختصاصی/ درآمد پرسپولیس از اسپانسر: 45میلیارد!
/> اما ما دلواپس ها 8 سال در مقابل عراقی که 30 تا کشور پشتش بودن وایسادیم نزاشتیم یه وجب از خاکمون بره دولت شما فقط ضرر پشت ضرر بود دوباره مردم رو گول زدین رای اوردن اما تاریخ جواب قضاوت میکنه که ما درست کار بودیم یا شما که مثل قاجارها دارین مملکت روبفنا میدین آقا سعید گل شما از کجا میدونید من سازشکارم؟علم غیب دارید؟کرامات دارید؟ درسته اینجا سایت ورزشیه ولی لازمه
آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟
گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری
10 خاطره از زندگی امام خمینی (ره) / دارایی حضرت امام هنگام رحلت چقدر بود؟
کردم که چشمهایشان پُر از اشک شده است و گریه میکنند. بار دیگر موقعی گریه ی امام را دیدم که سخن مادر شهیدی را برای ایشان بازگو کردم: در شهری سخنرانی داشتم. بعد از پایان سخنرانی، همین که خواستم سوار ماشین شوم، دیدم خانمی پشت سر پاسدارها خطاب به من حرف میزند. گفتم راه را باز کنید، تا ببینم این خانم چه کار دارد. جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگویید بچه ام اسیر دست دشمن بود و اخیرا مطلع شدم که او را
حمایت امام خمینی(ره) از ملت مسلمان افغانستان
معنوی را در دوران بیماری و رحلت امام خمینی(ره) می توان دید. در اوایل پیروزی انقلاب، یا در سال 1368 خورشیدی، وقتی حضرت امام خمینی(ره) در بستر بیماری بود، هزاران نفر در مناطق مختلف افغانستان برای سلامتی آن رهبر و اندیشمند بزرگ قرن روزه گرفتند.(10) در مساجد و تکیه خانه ها، برای سلامتی آن راد مرد تاریخ دست به دعا برداشتند. هنگامی که از رحلت جانکاه امام بزرگوار، اطلاع یافتند غوغای در جهان برپاشد که
دمی با ادبیات
شغل دنیا چیه؟ گفتم: چی؟ راننده گفت: راننده تاکسی بعد دوباره گفت: هر روز باید بری سر کار، دو روز کار نکنی دیگه هیچی تو دست و بالت نیست، از صبح هی کلاچ، هی ترمز، پا درد، زانو درد، کمر درد، با این لوازم یدکی گرون، یه تصادفم بکنی که دیگه واویلا می شه، هر مسیری
سهیل روز تولدم مرا بیهوش کرد و
کردم و یک شب به مشکل دلم را راضی ساخته و با او تماس گرفتم. گویی او هم منتظر تماس من بود، همین که نامش را گفتم، با خوشحالی گفت: کتایون! عزیزم تو هستی؟ گفتم: بله،من هستم؛ امّا شما چگونه من را شناختید و نامم را از کجا می دانید؟ او خنده دلنشینی سر داد و گفت: می دانستم که سرانجام در دل تو هم، نسبت به من احساسی پیدا می شود و به من زنگ خواهی زد. به هر ترتیبی بود، همان شب هر دو به هم اظهار
هندبالیست لژیونر کردستانی از بازی در ایران تا تیم استوابخارست رومانی
تاکتیک پذیر نبودم و هندبال را یاغیانه فرا گرفته بودم و کسی نبود آموزش درست را به ما بدهد. همچنان که از تیم ملی نوجوانان وجوانان حذف می شدم امید خود را برای تمرینات از دست نمی دادم و انگیزه ام نیز بیشتر می شد وخود را برای ورود به تیم ملی بزرگسالان آماده می کردم. در سال 88 در لیگ برتر آقای گل شدم و در سال 89 بهترین بازیکن لیگ برتر شدم و سال های بعدی نیز همین روال ادامه داشت
روایت رضا امیرخانی از رحلت امام خمینی(ره)
پانزده خردادی بود. الان 68 آن موقع 42 بوده. 25 سال. من هم 25 سالم است. من بابام را ندیده بودم. مردم! تو این مدت من به همه می گفتم، من بابا دارم. حالا بابای من هم مرده، دوباره مرده! _ آی آقا موا... حرفش را خورد. پای مصنوعی جانبازی جدا شده بود. جوانی کمک کرد تا از میان جمعیت پار را بردارد. _ آقا این اطراف، دور همین بهشت زهرا که آقا را خاک می کنند، الان آدم بیاید زمین
در سوگ اسطوره ها
هم نکرد. بغض، بهت و عبور. قهرمانی سزاوارانه رئال، سیلی آخر برای هفته سوگواری اسطوره ها بود. یک آهنگ تکراری برای خاکسپاری چند رویا که هرگز. که هیچوقت. که هیچ جور. ایتالیایی بلد نیستیم. پس علی الحساب، همین جمله اکبر میثاقیان، برای همه شب های صبح نشده روزگار: فوتبال همه ما رو بیچاره کرده! . توتی و بوفون اسطوره نیستند. توتی تو فینال جام حذفی 2010 با اینتر جوری لگد زد به ماتحت بالوتلی که من
نطق حماسی امام پس از آزادی از زندان که به چندین زبان دنیا ترجمه شد
سرکوبی قیام 15 خرداد، در مسیر مبارزه با رژیم بسیج شدند. مبارزۀ بی امان و اصولی با اسرائیل و خطر جهانی صهیونیسم برای اقتصاد و دیگر شئون کشور، مورد گفتگوی جدی قرار گرفت و سخن روز شد. رژیم شاه که از حملۀ بی امان امام خمینی (ره) به اسرائیل وحشت کرده بود، به مانور تازه ای دست زد و با پیش کشیدن خطر اعراب برای منطقۀ خوزستان و به اصطلاح، توطئۀ جمال عبدالناصر به منظور اشغال این منطقه کوشید احساسات کاذب
بازیگر زن معروف داستان اعتیاد پدرش را در پستی اینستاگرامی کامل کرد+عکس
: " نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت. خطِ پدرِ! پارسال وقتِ برنامه ماه عسل مجال نداد همه شو بگم شاید امسال وقتش بود درست بعد از دیدن صحنه ی بخشش پدر توسط خواهران منصوریان، تو کپشن جا نمیشه تو کامنت اولم مابقی رو می نویسم و کانال تلگرامم. سال هفتادو پنج وقتی پدرم رفت نقطه ی زیر صفر فقرو تجربه کردیم وسایل خونه مونو با کلنگ نابود کرده بود
سخت ترین کار دنیا روحانیت است
نفر بود نیاز به یک طلبه جهادی داریم. طلبه جهادی در معدن رو کسانی می فهمند که نقش روحیه دهی طلاب در 8 سال دفاع مقدس و اردوهای جهادی فعلی رو بدانند. بنده از برج اسفند سال 1390 همکاریم رو با اون معدن شروع کردم در حالی که منزلم قم بود 14 روز رو در محل معدن بودم و 7 روز رو مرخصی میاومدم. چه مدت طول کشید این همکاری؟ بنده تا برج آبان 94 در معدن بودم به عنوان امام جماعت و مشاور و
مارکزِ دروغی و واقعی در بازار کتاب ایران
هزار سال حکومت کرد، یک روز کم. مارکز جعلی، مارکز واقعی وقتی این رمان را با عشق در روزگار وبا مقایسه می کنیم متوجه این تغییر می شویم. عشق در روزگار وبا روایت عشق و عاشقی پدر و مادر مارکز است با این تفاوت که آن ها ازدواج می کنند اما در داستان، به شکل یک عشق ابدی در می اید. مثلا تلگرافچی بودن پسر و مخالفت پدر دختر عینا همان است که در واقعیت بوده است. این رمان یکی از زیباترین
پرستو صالحی پرده ای دیگر از زندگی اش را به تصویر کشید
آخه دو تا خاله ام هم با مامان بزرگم زندگی می کردن جا نبود برای همه مون، عمه ام گفت من برم خونه ی اونا دو سال فقط اخر هفته ها مامانم و امیر و می دیدم من امیری که تمام عمرمون نفس به نفس هم بودیم از هم دور موندیم شب ها براش تو دفتر خاطراتم نامه می نوشتم، امان از اون دو سال دوری ... خونه مادر بزرگ و فروختن سهم مامان و دادن شد یک آپارتمان 50 متری اجاره کنیم تو نارمک هر سه تامون کار می کردم مامان سوزن
جعل روایت در حوزۀ علم کلام
2. 2. تبلیغ علم غیب امام صادق (ع) ابوالخطاب دربارۀ امام صادق (ع) ادعای علم غیب می کرد که امام صادق (ع) این ادعای وی را رد کرد. عنبسة بن مصعب گفت حضرت صادق (ع) به من فرمود: از ابوالخطاب چه شنیدی؟ گفتم: او می گفت: شما دست بر روی سینۀ او گذاشته ای و فرموده ای حفظ کن این مطلب را و فراموش نکن و اینکه شما دارای علم غیب هستید و به او فرموده اید که گنجینۀ علم ما است و حافظ اسرار و
رهبر معظم انقلاب: تنها عامل برطرف کردن مزاحمت دشمن اقتدار و ایستادگی ملّت است
شاخصها است؛ البتّه شاخصهای استکبار بیش از اینها است: جنگ افروزی میکنند، اختلاف افکنی میکنند، با حکومتهای مستقل درمی افتند، با ملّت خودشان حتّی آن وقتی که منافع گروه های خاص اقتضا میکند درمی افتند، در جنگ صدّام با ایران همه گونه کمکی که برایشان ممکن بود کردند؛ مثال شیمیایی را گفتم، اطّلاعات [هم ] میدادند؛ رئیس استخبارات آن روز صدّام، بعدها مصاحبه کرد و گفت هفته ای سه مرتبه من میرفتم به سفارت آمریکا در
داستان شیرزنان قهرمان ایرانی/توییت مردم و چهره ها+تصاویر
تر شود. در ادامه گفت: به یاد دارم مراسم عروسی خواهرم مرضیه بود که همراه با پدرم برای خرید مرغ رفتیم، اما فروشنده به پدرم گفت: چون چک های قبلی ات را پاس نکرده ای، نمی توانم به تو مرغ قرض بدهم. پدرم التماس می کرد که مهمون دعوت کردم و در آن لحظه من هم به فروشنده التماس خیلی زیادی کردم. گفتم من قول میدهم کار کنم و این پول را پس بیارم. در نهایت به پدرم گفت: به خاطر این بچه بهت قرض میدم. بعد از
خاطره ای جذاب از امام خمینی درباره شیخ عباس قمی
خداحافظی کرده سوار ماشین شدم! بعد از مدتی که او را دیدم جریان آن روز را از او پرسیدم؟ گفت: وقتی شما رفتید خیلی برای ماشین معطل شدم، برای هر ماشینی دست بلند می کردم نگه نمی داشت، تا اینکه یک ماشین کامیونی که بارش آخر بود برایم نگه داشت. وقتی سوار شدم، راننده آدم خوب و خون گرمی بود، و به گرمی پذیرایم شد و تحویلم گرفت، خیلی زود با هم گرم شدیم قدری که با هم صحبت کردیم متوجه شدم که
صلح با وزیر/ طاهری: می مانم و به شایعات کاری ندارم
کار که نکردن از حجازی بگیر تا مربی شد با فشار تماشاگران بازیکن هارو میفرستادن لنگ میگفن بر لنگ ما پول نداریم اسم بیارم رو سایت نمیزارن بعدها کدوم بازیکن گفت که از تو هیت مدیر میگن برو لنگ الان هم درست تو بدترین شرایط ما رو در بلاتکلیفی مطلق فرو میبرن اخه که اگه این تیم دست صاحبش بود خوب می شی متوهم خدا شفا بده
نامه افتخاری: برای منصوریان مربی خارجی می آوریم
با شما دشمن هستید یا دوست یه نمونه موفق از جابجای های این چند سالو بگین حتی باید مظلومی رو نگاه میداشتن حالا دوبار تو فصل نقلوانتقال اخه چند ساله درست تو کوران نقل وانتقال تعقیر فرگوسنم الان بیاد وقت میخواد اقایون الان دو بار جلوی خرید مارو گرفتن این مشکلات همه به خاطره جا به جای بیش از حد به وجود اومد هر کسی که میاد باید بکار اب بده جونه بزنه میوه بده تمام تیمهای لیگ تکلیفشون معلوم شد جز ما اقای
همه چیز درباره فرامرز خالقی از دیروز تا امروز
! ولی همان سال وقتی هم در ورزش و هم در رشته برق و هم کل دانشگاه از دست رئیس دانشگاه تقدیرنامه گرفتم مرا روی صحنه نگه داشت و پرسید واقعاً تو چطور همه این کارها را باهم انجام می دهی. عضو تیم دانشگاه آزاد، دانشگاه امیرکبیر و تیم ملی ایران است و گاهی که این دو تیم در مسابقات دانشگاهی به یکدیگر می خوردند او هم به مشکل برمی خورد. در دو دانشگاه درس می خواند و شاگرداول است و درعین حال تدریس خصوصی