سایر منابع:
سایر خبرها
از کشتن پشه ها لذت ببرید!
شده حشره کش برقی کمک خوبی در بهداشت خانگی باشد. شب ها، پشه ها با حرکت دور سرم من را دیوانه می کنند. پایان دادن به شکنجۀ شبانه مساوی بلند شدن از تخت خواب و روشن کردن لامپ بود. بعد، تلاش بی ثمری می کنم تا با حواس گنگ ناشی از خواب، حشره را وسط هوا گیر بیندازم. این عملیات که شکست می خورد، مجبورم یک مگس کش در دست بگیرم و منتظر باشم که پشه بنشیند. با وجود یک حشره کش برقی، می توانم در تاریکی
ارائه بلیت بر ای ورود کافی نیست
همراه داشتم مواجه می شدم و جر و بحث هر روزه با مسئولان که اجازه نمی دادند، رایانه دستی ام را با خود به داخل سالن ببرم. البته که هر بار بعد از توضیحاتی که باید هر روز تکرارشان می کردم که رایانه دستی، وسیله اولیه کار یک خبرنگار است، به سختی می توانستم وارد سالن بشوم. محل ورود همه بانوان از خبرنگاران گرفته تا تماشاگران و بانوان دعوت شده، از یک درب مشترک بود و شاید همین موضوع موجب شد که بتوانم با برخی
مردانِ خیابانی...!
برای پول درآوردن استفاده می کند. ابروهایش را که با مداد قهوه ای پهن کرده به هم گره می خورد و با بغض ادامه می دهد: دوست دارم ازدواج کنم و از دست این خانه، خواهرم و دخترهایی که به اینجا می آیند راحت بشوم. از اینکه مردان پیر و پولدار را تیغ بزنم، خسته شده ام. ، اما به اعتقاد خودش راهی برای بیرون آمدن از این باتلاق ندارد. صحنه سوم: مردان متاهل بیشتر، مردان متاهل مشتری من هستند
حجت الاسلام تقوی؛ سید شهیدان 12 رمضان
را زیارت می کرد. درگوشی به من گفت: ای کاش می تونستم این محافظا رو کنار بزنم و یک لحظه آقا رو ببوسم و بیام من هم با خنده پاسخ دادم: حالا ما رو بگی یه چیزی، خوبه هفته ای سه بار آقا رو تو کلاس درسشون می بینی، با این سن و سال دست بسیجی های 18 ساله رو از پشت بستی پست نگهبانی مرزی حزب الله در جنوب لبنان همان روزهای اولی که مدیرعامل شد بر خلاف روش معمولش که مشورت می گرفت
نیمه پنهان جنگ
دشمن بود، از سپاه به من گفتند تعدادی از زنان هستند که ما نگران وضعیت آنها هستیم، از طرفی همسرانشان هم در جنگ رزمنده اند. در شهرک هر ویلایی به دست خانواده یکی از مسئولین بود. من هم یکی از همان ویلا ها را در اختیار داشتم. البته حالا به این خانه ها می گویند ویلا. ما آن زمان اسم خانه سازمانی روی آنها گذاشته بودیم. به همین دلیل من از سپاه خواستم این زنان را پیش ما منتقل کند تا از آنها مراقبت کنیم. از
ناگفته های ضیاء الدین دری از کیف انگلیسی و کلاه پهلوی
دستمایه کار قرار داده بودند. به نظر شما چرا سینمای ایران برخلاف سینمای هالیوود با منافع ملی کشور گره نمی خورد؟ سینمای ایران تقریباً ساز خود را می زند، البته منظورم از منافع ملی صرفاً پیروی از سیاست و فرهنگ رسمی نیست. من این را بارها گفته ام ولی حرف های آدم هایی مثل من در رسانه ها بایکوت می شود. سینماگران در ایران به خاطر برخی محدودیت ها مدام مظلوم نمایی می کنند، محدودیت هایی که به نظر من
ترکش ها هنوز ترکمان نکرده اند
آرام می کند و می گوید: داشتم روپوشم را می پوشیدم که بروم مدرسه. آژیر کشیدند. هول شدم. دست نرگس –خواهر کوچکم را گرفتم و دویدم سمت ناصر تا با هم فرار کنیم بیرون. یک لحظه همه جا تاریک شد و من چیزی نفهمیدم. سیاه باز چیزی می گوید. این بار کشیده و مبهم. نسیم بی اعتنا می گوید: 7 سالم بود که ویلچری شدم. دل سیر کودکی نکردم. همه رویاهایم زیر آوار ماند. بغض زیادی از آن روزها همراه من است. گل های
رای 29 اردیبهشت به سیاست بود نه اقتصاد
بازیگران اجتماعی هم تغییر کرده. اینکه نهایت این مسیر کجاست، باید منتظر شد و دید. اما آنچه در حال حاضر به چشم می آید این است که هیچ یک از جناح های سیاسی دیگر دغدغه جامعه را ندارند، بلکه دغدغه اصلی آنها حفظ قدرت از رهگذر انواع ترفندها است. البته یکی این وسط برنده است و دیگری بازنده. آن جناحی که گفتار پیچیده تری داشته باشد، طبعا برنده است و می تواند اقشار متوسط را تا حدی قانع کند ولی به هر حال ما
مربی ام در اولین دیدار گفت به درد دوومیدانی نمی خوری/ به سکوی آسیا فکر می کنم
رفتم. صد البته که این اکتساب بی شک مرهون زحمات فردین محمدزاده است و او نیز در این موفقیت سهیم است. رکورددار جدید دوی 400 متر ایران در ادامه گفت: بعد از بازی های باکو توانستم بدنم را در بهترین تعادل ممکن نگه دارم و در کیش با محمدزاده، مربی ام تمرینات فشرده و تخصصی را دنبال کردیم تا به آمادگی کامل برسم. خیلی دوست داشتم تا نتیجه این آمادگی یک موفقیت شیرین باشد. در فکر بودم که روزی یکی از
پژمان جمشیدی: از روی صحنه زیرچشمی علی پروین را نگاه می کردم!
سورپرایز کند. در مورد بازی های جام ستاره ها صحبت می کنی؟ این هشتمین دوره بازی های جام ستاره هاست. البته من تا قبل از این به دلیل اجرای نمایش پپرونی برای دیکتاتور در تهران حضور نداشتم و نتوانستم مثل سال های پیش در کنار بچه ها باشم. البته از الان تا آخر بازی ها هستم و امیدوارم که هشتمین دوره هم مثل سال های قبل با خوبی و خوشی تمام شود. ما تا اینجای کار و تا امسال بدون هیچ کمک دولتی این بازی
گفت و گو با کاوه آفاق ؛ ستاره جوان و جنجال آفرینِ عاشق وطن
تلاش کردم، کامل انجام دهم. شما در عرصه تجسمی هم دستی بر آتش دارید و گویا قصد دارید بزودی دوباره نمایشگاهی از نقاشی هایتان برپا کنید. در مورد علاقه تان به حوزه تجسمی و نمایشگاهی که قرار است برپا کنید توضیح دهید. دست ناقابلی بر آتش دارم آن هم به واسطه پدر مادر و البته دورانی است که معماری می خواندم. در دوران ما کسانی که نقاشی شان خوب نبود، دروس معماری را نمی توانستند راحت پاس
چک استقلال به رسم امانت در دست من است
/> اختلاف مالی داشتیم. البته من به آنها خیلی تخفیف دادم ولی در نهایت به توافق نرسیدیم. * شنیدیم 400 میلیون تومان تخفیف دادید. درست است؟ بله، درست است. من به خاطر پورموسوی (سرمربی فولاد) و مردم خوزستان می خواستم با فولاد همکاری کنم ولی نشد که به توافق برسیم. من خوزستان و مردمش را دوست دارم. دل کندن از آنها سخت بود ولی قسمت نشد که با فولاد همکاری کنم. * شایعاتی مطرح
آرزویم این است که هیچ جنگی هیچ جای دنیا وجود نداشته باشد
و بزرگ تر شده اند؛ نمود بیش تری دارد، در این مورد برای ما حرف بزنید . راجع به زنانگی در شعر که گفتید، اشاره درستتان اشاره به کتاب سنگ های نه ماهه بود که از اسمش هم مشخص است. به خاطر اینکه دوره ای بود که خیلی این سوال در ذهن من بزرگ شده بود، خیلی دغدغه ی این را داشتم و خیلی مطالعه متمرکزی روی این مبحث داشتم، اینکه زنان برای به دست آوردن حقوق خودشان چه تاریخی را پشت سر گذاشته اند. خیلی
کودکی ممنوع! / جایی در قلب هرندی برای کودکان می تپد
پله های رنگی انجمن را یک به یک بالا می روم؛ از پنجره طبقه پنجم بیرون را نگاه می کنم و هرندی را پر از آسیب می بینم. سراغ کودکان حاضر در انجمن که می روم، کودکانی آفتاب سوخته می بینم که می خواهند کودکی کنند اما چهره آسیب در این محله به آن ها لبخند می زند و راه را بر آن ها می بندد. فضایی برای کودکی کردن در هرندی نیست. شاید دلخوشی این کودکان هم همین پله های رنگی انجمن حمایت از کودکان کار است که در آنجا سواد و هنری یاد بگیرند و کمی بازی کنند. به گزارش مهرخانه ، اوایل روز است. مردم یک به یک شروع به خروج از خانه ها کرده اند. ماشین شه ...
ویلایی ها ؛ از خودگذشتگی زنانی که نادیده گرفته شده اند
. آنها (به زعم خودشان خودی ها) نزدیک سی سال است که از جنگ گفته اند، متاسفانه تعداد زیادی شان را به شکلی خیلی بد گفتند و یک تعداد زیاد هم تکراری شده است. به همین دلیل جوان هایمان حوصله ندارند آن قصه ها را دوباره بشنوند. اما در مورد شکل گیری قصه ویلایی ها باید بگویم، یکی از دوستان من خودشان مدتی در چنین منطقه ای زندگی می کردند یک خاطره ای برای من تعریف کردند که همان جرقه اولیه را در ذهن من
گزارش میزگرد تحلیل انتخابات | لیلاز، فاطمه صادقی و سلیمی نمین
است. ببینید! من در مورد بدنمایی یا بد نشان دادن کارنامه ما در 40-30 سال گذشته، هشدار می دهم. ما از سال 68 تا 84 متوسط رشد اقتصادی مان 5/5 یا 6 درصد در سال بوده است. بعد از این دوره هم دوباره شروع کردیم به از سر گرفتن این رشد، در توزیع درآمد هم حداقل در 30 سال 25 سال گذشته آن را بدتر نکردیم؛ یعنی هم ضریب جینی و هم نسبت های دهک های درآمدی در حال خیلی بدتر شدن نبوده و من فکر می کنم جامعه در حال خروج
برانکو برای فصل بعد پرسپولیس روی من حساب کرده/ قطعا در دربی به استقلال گل می زنم
دارند حتی یک فرصت گل را هم از دست ندهی. به همین دلیل خودم را به لحاظ روانی آماده حضور در پرسپولیس ساخته ام. علی کریمی محبوب ترین فرد مورد علاقه ام است اولین بازیکنی که در پرسپولیس دوستش دارم، علی کریمی است حتی در رؤیاهایم از خدا می خواستم روزی به توانایی های او نزدیک شوم البته بازی محسن خلیلی و علیرضا نیکبخت واحدی را هم زمانی که در پرسپولیس بود، خیلی دوست داشتم.
بولتن موسیقی و تئاتر: پالت روی صحنه تئاتر/ تئاتر، چشیدن تجربه های لذت بخش است
می کنیم که فکر می کنم با توجه به رپرتواری که در نظر گرفته شده می تواند برای طرفداران موسیقی نواحی جالب توجه باشد. البته بنده پیش از این نیز تجربه حضور در این گروه را داشتم و در شهرها و کشورهای مختلف مجموعه برنامه هایی را اجرا کردیم. خضری درباره شرایط شرکت هنرمندان مطرح موسیقی اقوام در جشنواره موسیقی نواحی کرمان گفت: به طور حتم برگزاری جشنواره های مرتبط با موسیقی نواحی در هر عنوان و ساختاری
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل ...
حضورش در جبهه جهت دیدار خانواده به خانه بازگشتند و با استقبال گرم خانواده و مردم زادگاهش روستای طلاور روبه رو شدند، اما مدتی بعد که دوباره تصمیم بازگشت به جبهه را داشتند به خاطر سن کمی که داشتند، با مخالفت عده ای از بستگان مواجه شدند که در آن روز سردارعلیخانی در جواب این مخالفت گفتند: "امروز امام به ما نیاز دارد وباید بروم و او را یاری کنم" و دوباره در جواب ایشان گفتند که امام چه نیازی به تو و
اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم
بخوانم. شاعرش هم آقای خاکسار دزفولی بود. خیلی از بچه رزمنده ها این شعر را گوش دادند و به شهادت رسیدند. فاستقم کما امرت ای روان سوی حسین؛ انتظارت دارد ای خیبرشکن کوی حسین. البته غیر از آن، رزمنده بسیجی، بیمی زجان ندارد شعر آقای احتشامی و ای دلیران غیور، جبهه میعاد حضور شعر صائب اصفهانی را هم خیلی دوست داشتم. اولین بلندگویی را که با آن مداحی کردید، به خاطر دارید؟ بله از این
تعبیر یک رؤیا / یک روز همراه با زنان تماشاگر در مسابقات لیگ جهانی والیبال
ایجاد کرده بود. شیشه را پایین دادم تا کسالت ترافیک را با تماشای افرادی که میان ماشین ها بوق و رنگ و پرچم می فروختند، بگذرانم؛ آن وسط ها می شد در بازار سیاه بلیت هم گیرآورد. همزمان با تماشای رنگ های سبز و سفید و قرمز داشتم خودم را برای جنگ اعصاب های همیشگی پیش رو آماده می کردم. با اینکه چند سالی می شود لیگ جهانی هر سال در تهران برگزار می شود،اما فرقی در ورود و خروج ما خبرنگاران زن ایجاد نشده
حاشیه های یک دیدار رمضانی/ از کنایه مودب تا گرفتن اشک و احسنت ها/ رقص شمشیر هجو نشود حیف است + تصاویر
نفر بعدی معرفی می کند. آقا می گویند اهل شادگان عربند، شعر شما عربی است؟ شعبانی، اشتباه قزوه را اصلاح می کند و می گوید من اهل هندیجانم! قزوه می گوید فرقی نمی کند. آقا جواب می دهند آنها عربند اینها فارس! وسط های شعر، آقا ایرادی می گیرند به ساخت زبانی یکی از فعل ها. قزوه دوباره می گوید شاید هندیجانی ها این طور می گویند. آقا باز هم جواب می دهند نه، خیلی هم خوب فارسی حرف می زنند! دو شاعرِ
کفش ها، پابند رکود
مشام می رسد، مخلوطی از چرم و چسب و البته رطوبت. اوس مرتضی پینه دوز قدیمی محل است، خودش نیز یادش نمی آید چند سال و از واژه خیلی استفاده می کند. می گوید قدیم ترها کفش ها کفش بود، راحت سه چهار سال را جواب می داد. اما حالا چی، حتی برخی کفش ها فقط مال یک شب است، مثل کفش شب عروسی. این را راست می گوید با احترام به تمام خانم های بزرگوار، اما اغلب زن ها کفش هایی را که برای یک مجلس خصوصا اگر عروسی باشد
خدایا! می شود من هم مثل برادرم شهید شوم؟+ عکس
شهید شده. به همین خاطر مادرم می گوید، چون برادرت تازه شهید شده، نرو جبهه. حالا من چکار کنم؟ هر چه شما بگویید من و مادرم قبول می کنیم.” حاج آقا گفت : ” هرکس از جبهه اسلام سرپیچی کند، جز کفار و منافقین است. الان واجب است که همه به جبهه بروند حتی اگر مادرت اجازه ندهد.” دیگر چه می توانستم بگویم؟ رضایت دادم و محمود به جبهه رفت. □ توی جبهه به ش اصرار کرده بودند
شاعران در محضر رهبر انقلاب چه خواندند؟
زیر گریه بزند. * عبدالحسین انصاری عبدالحسین انصاری از شاعران جنوبی کشورمان و از شهر بندر عباس غزلی در جمع شاعران و رهبر انقلاب خواند. بگذار پای غنچه به لبخند وا شود شاید دری به سمت خداوند وا شود بستیم سیب سرخ به نارنج های دوست ای کاش بخت این همه پیوند وا شود سر می رسد دوباره بهار از سفر اگر از دست و بال چلچله
سجاد استکی: بهترین کارنامه لژیونرهای ورزش ایران برای ماست
کنید؟ سال گذشته آلمان شرایط خودش را داشت و آن اتفاقات افتاد ولی نمی توان گفت سال خیلی بدی برایم بود. با این حال نتوانستم آن چیزی که می خواهم را به دست بیاورم. خدا را شکر امسال که به رومانی آمدم و در چمپیونزلیگ شرکت کردم اولین تجربه ام را در لیگ اروپا پشت سر گذاشتم. با کمک خدا و دعای پدر و مادرم هم که واقعا از این نظر حمایتم کردند، با انگیزه ای هم که خودم داشتم توانایی هایم را نشان دادم. سخت
ایران- ازبکستان؛ صعود با طعم تلخ کینه
ازبکستان با 13 و 12 امتیاز در رده دوم قرار دارند. فرمول صعود همان فرمول همیشگی است، دو تیم اول مستقیما راهی جام جهانی می شوند، تیم سوم هم به بازی های پلی آف می رود. در این گروه رقابت بین سه تیم ایران، کره جنوبی و ازبکستان است. ایران اگر فردا برنده شود کار را تمام می کند. در صورت برد ازبکستان کمی کار گره می خورد، تساوی هم نتیجه بدی برای ایران نیست و تنها صعودش را به تاخیر می اندازد.
برادر کجایی؟
پای خود را در جنگ از دست داده بود فرماندهان برای حضور مجدد او در خط مقدم مخالفت می کردند اما سرانجام تسلیم اصرارهای او شدند. علی مدتی را مجددا به آموزشی رفت و اوایل سال 65 دوباره به جبهه بازگشت. ملاقات او و برادر دیگرم حمید در جبهه جالب بود. حمید بعد از رفتن علی به جبهه همراه دیگر بسیجیان به جبهه رفت و در آنجا وقتی این 2 برادر همدیگر را ملاقات کردند علی با اصرار از حمید خواست تا به خانه بازگردد. او
خوشحالی آری، تحقیر نه!
هم پیش چشم هزاران مرد و زنی که دلخوشی شان همین فوتبال است و بس! از معدود زمان هایی که از مایلی کهن خوشم آمد روزی بود که شنیدم به بازیکن های تیم ملی گفته بود وقتی به مالدیو گل می زنید توپ را برندارید بیاورید وسط زمین! آلمان ها بی رحم گل زدند. مثل کتک زدن کسی که زیر دست و پایت افتاده است و تو فکر می کنی اگر بلند شود ممکن است تو را بکُشد پس بهتر است تا می خورد کتکش بزنی!
فضای مجازی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی
نفوذ بوده و توسط هکرها، سارقان اینترنتی، دولت ها و نهادهای اطلاعاتی قابل سوءاستفاده خواهند بود، لذا یک هکر می تواند، کنترل تمامی ابزار و وسایل مورد استفاده فرد در منزل، محل کار و دیگر محیط ها را به دست بگیرد و اطلاعات مفصل و دست اولی در مورد عادات زندگی خصوصی و حرفه ای مردم جمع آوری کند. ** راه های برون رفت از آسیب های اجتماعی با قانونگذاری صحیح آسیب های اجتماعی را شاید بتوان یکی