سایر منابع:
سایر خبرها
تلخ ترین حرفی که مسیر زندگی مهمان ماه عسل را تغییر داد
داد: به خاطر اینکه یک نفر را داشته باشم که به من روحیه بدهد با همسرم ازدواج کردم. من نیمه گمشده خودم را در سن 20 سالگی پیدا کردم. در دوران دانش آموزی او را دیده بودم اما این آشنایی تمام شد و در رفت و آمدی که به خانه خاله شان در خمین می آمدند دوباره پیگیر شدم و آدرس خانه آنها در تهران را گرفتم. وی افزود: تصور می کردم که وقتی به خواستگار بروم جواب رد می شنوم به همین خاطر با عمویم
حمله خونین به خواستگار پشیمان!
خواهم. سپس متهم در شرح ماجرا به قضات گفت: جوان همسایه- شاکی پرونده- خواستگار خواهرم بود اما وقتی متوجه شدم از ازدواج با خواهرم منصرف شده است بشدت عصبانی شدم. او از مدت ها پیش با خواهرم در ارتباط بود و افراد فامیل و ساکنان محل همه می دانستند که قرار است دامادمان شود. برسر همین موضوع با هم درگیر شدیم و در حالی که خونم به جوش آمده بود چند ضربه به او زدم اما حالا پشیمان هستم و تقاضای عفو و بخشش دارم
تازه عروس در حالی به مرد مورد علاقه اش پناه آورد که یک هفته از عروسی اش نگذشته بود و!
تماس نگرفتم. می خواستم مدتی درآنجا بمانم و بعد نزد خانواده ام بازگردم. می خواستم با این کار، شوهرم مرا طلاق دهد تا با مرد مورد علاقه ام بتوانم ازدواج کنم. اشتباه کردم که خانواده و شوهرم را به دردسر انداختم. با مشخص شدن این موضوع نوعروس جوان تحویل خانواده اش شد و به خانه بازگشت. رادیو سهام 110 این اخبار را از دست ندهید: دختر جوان را که در ماشینم
آرایش میکنم تاشوهر پیداکنم!
. زمانی که دلیل آرایش کردنش را جویا می شویم، می گوید: من هنوز مجرد هستم و بالاخره باید ظاهرم در سطح جامعه و محیط کارم به نوعی باشد که اگر کسی قصد ازدواج داشت رغبت کند به من پیشنهاد بدهد. اما اگر متاهل بودم دلیلی برای آرایش نمی دیدم. وقتی در پاسخ به رویا می گوییم : مردی که قصد ازدواج داشته باشد به خاطر لوازم آرایش پیشنهاد ازدواج نمی دهد ادامه می دهد: نه خانم. مردم عقلشان به چشمشان است و اگر بدون آرایش
با اینکه شوهرم مچم را سر قرار گرفت باز هوس های شیطانی دست بردارم نبود و!
گفت: سال آخر دبیرستان را می گذراندم که با عابد ازدواج کردم. او همسر شایسته ای بود و به من عشق می ورزید. چند سال از بهترین روزهای زندگی ام را در کنار او سپری کردم، چرا که همسرم همه تلاش خودش را برای فراهم کردن یک زندگی زیبا برای من و دو دختر خردسالم به کار می گرفت. اما همه بدبختی های من از زمانی به وجود آمد که همسرم حدود دو سال قبل با یک سری مشکلات مالی رو به رو شد. او که شغل آزاد دارد، نتوانست به
ارتباط عاطفی مرد بنگاهدار تهرانی با زن جوان همسایه تا جایی پیش رفت که!
همسایه ها بازداشت شد و من و یک مغازه دار دیگر که شاهد ماجرا بودیم به دادسرا رفتیم و شهادت دادیم. وی ادامه داد: همین ماجرا باعث آشنایی بیشتر من با این خانواده شد. سال بعد زن جوان با شوهرش دچار مشکل شد و از او طلاق گرفت و به خانه پدری اش بازگشت. من هم متاهل و صاحب فرزند بودم. مغازه مان را به بنگاه تبدیل کردیم. از چندی پیش او برای درددل کردن، با من تماس می گرفت و همین باعث آشنایی بیشتر ما شد
این زن دوبار سرطان را شکست داده است +عکس
صراط: دوبار رخ به رخ شده با سرطان ؛ دو بار مچ انداخته پنجه در پنجه با همین بیماری ترسناک ؛ همین بیماری که خیلی وقت ها شنیدن اسمش هم تن خیلی ها را می لرزاند، رویا جعفری اما زن جوانی است که به فاصله 9 سال، دو بار گرفتار سرطان شده، همه مراحل درمان را هر دوبار از اول تا آخر رفته، روزهای سخت شیمی درمانی، پرتودرمانی ، جراحی و رسیده به امروز ... همین امروز که لبخند روی لب او و اعضای خانواده اش است. رویا
رمزگشایی از معمای 21 ساله یک نوزاد
به انگلیس رفت. من هم غیابی از او طلاق گرفتم. اصلا از وقتی من از دخترم جدا شدم همه زندگی من زیر و رو شد. پدرم فوت کرد، بعد از چند سال همسرم من را تنها گذاشت و رفت. خودم هم مشکل تیروئید و غدد لنفاوی پیدا کردم. الان چند سال است که تحت درمان هستم اما به شوق دیدن بچه ام یک لحظه هم ناامید نشده ام. از کجا مطمئن هستید که دختر شما زنده است؟ همان طور که گفتم هرگز مرگ او را باور نکردم
وقتی حسن در لباس عروسی دستم را گرفت تنم لرزید
. اگر ماموران انتظامی مرا دستگیر نمی کردند، معلوم نبود امروز به چه سرنوشت شومی دچار می شدم. دختر نوجوان که دیگر کمی آرام گرفته بود به روزهای تلخ جدایی پدر و مادرش از یکدیگر اشاره کرد و گفت: چند سال قبل تیغه تیز تبر طلاق بر ریشه زندگی خانوادگی ما فرود آمد و رشته عشق و محبت را بین پدر ومادرم قطع کرد. از آن روز به بعد اگرچه از توهین ها، فریادها و کتک کاری ها در زندگی ما خبری نبود اما این سکوت نیز همانند
کمپین یک مهاجر، یک دوست، یک رأی مرا به جامعه معرفی کرد
افغانستانی است. آقای سوختانلو چه چیزی باعث شد در انتخابات نام نویسی کنید؟ به خاطر دغدغه اجتماعی و فرهنگی ام نسبت به فضای حاکم بر شهر مشهد، برای شورای شهر کاندیدا شدم. من پیش تر در حوزه مسائل اجتماعی ایران کارهای پژوهشی زیادی انجام داده بودم و اطلاع داشتم که مشهد درگیر چالش های اجتماعی و فرهنگی عدیده ای است. حاشیه نشینی، فقر و طلاق از موارد چالش برانگیز این شهر است. البته در کنار
نن جون و متخصص پوست!!!
چند روز بود نن جون پیرم همراه با عمو و زن عمو رفته بودند مسافرت! دیروز عصر که داشتم از پیاده روی بر می گشتم از باز بودن در خانه اش متوجه شدم نن جون از مسافرت برگشته. خوشحال وارد خانه اش شدم! نن جون روی لبه ی پله های ایوان نشسته بود و از چهره ساده و مهربانش معلوم بود از چیزی دلخور است! سریع به سمتش دویدم و بغلش کردم! پرسیدم: نن جون سفر خوش گذشت؟! کجاها رفتید؟! آهی
اهدای تخمک در ایران، بازار گرم دلال ها
، زوج های نابارور را صاحب فرزند می کند رفتم تا از روند واقعی مبادله غیرقانونی تخمک اطلاعاتی به دست آورم. پیش از این بارها در ادامه پیگیری هایم با تجربه درهای بسته و قطع مکالمه روبرو شده بودم و باید خود برای پژوهش حضوری دست به کار می شدم؛ این بار نه با عنوان فروشنده بلکه متقاضی. پس از پیمودن پله های پرشمار ساختمان پزشکان، به مطب آنچنانی رفتم که رنگ و بوی درآمدزایی داشت و منشی اش با چهره
قتل دختر موردعلاقه با نانچیکو
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ،18 اسفندماه سال 93 مرد میان سالی به یکی از اداره های پلیس شهرستان پاکدشت مراجعه کرد و مأموران را در جریان ناپدیدشدن ناگهانی دخترش، پریسا، قرار داد. او به مأموران گفت: دخترم از خانه خارج شد و قرار بود که چند ساعت بعد برگردد، اما تاکنون خبری از او نشده و چون تلفن همراهش را هم جواب نمی دهد نمی دانم چه اتفاقی برای او افتاده است. با ثبت شکایت پدر مفقودی، به
خوشحالی والدین عماد از درمان فرزندشان
عماد دو سال و سه ماه دارم که فرزندم عماد به صورت جدی بیمار است البته دخترم نیز بخاطر سوء تغذیه و مشکل خونی و به واسطه تشنجی که در 15 ماهگی اش داشت، تا حدودی دچار مشکل شد اما خوشبختانه اکنون هیچ مشکلی ندارد. وی درباره روند بیماری عماد نیز چنین توضیح داد و افزود: زمانی که عماد یکسال بیشتر نداشت، متوجه شدم دارای مشکلی است و وی را برای روند درمانی به بیمارستان بردم. وی تصریح کرد: البته
ناکامی مرد همسرکش در خودکشی با مرگ موش
منتقل شد. او به افسر تحقیق گفت: دخترم با برادرزاده ام ازدواج کرده و ثمره زندگی آنها، پسری 8 ماهه است. من و دامادم با هم به عنوان گچ کار در ساختمان ها کار می کردیم. دخترم مدتی بود با همسرش درگیری و اختلاف داشت . امروز صبح قراربود دو نفری به محل کار برویم. اما دامادم با من تماس گرفت و با ادعای این که حالش خوب نیست گفت سرکار نمی آید. وی افزود: عصر بعد از کار چند بار با تلفن همراه دخترم و
بولتن سینما و تلویزیون: وحشت آفرینی آمریکایی/ گیشه در شوک حمله داعش
شود تا بار دیگر احساس امنیت به مردم بازگردد .موسوی در بخش دیگری از صحبت هایش افزود: این حادثه مردم را هوشیار تر کرد و شوک حاصل از این اتفاق به مرور رفع خواهد شد و به نظر من بعد از شب های قدر و با نزدیک شدن به اکران های عید فطر شاهد رونق دوباره ای در سینماهای کشور خواهیم بود .موسوی در پاسخ به این پرسش که بسیاری از افت فروش سینما در سه ماهه نخست سال به نسبت سال گذشته صحبت می کنند و تحلیل او از گیشه
اکبر از پاکسازی میادین مین به دفاع از حرم رسید
درست بروم. من و اکبر در 19آبان ماه سال 1369 زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. طبق شرطی که همسرم گذاشته بود و آن قولی که من از ایشان گرفته بودم سعی مان بر یک زندگی متعادل بود که همه موارد و اصول انسانی و اسلامی در آن گنجانده شده باشد. همان ماه های اول زندگی به رغم کم بودن درآمد مان، تصمیم گرفتیم به یکی از فامیل های بسیار کم وسع و مستحق کمک کنیم اما خودمان هم پول نداشتیم و از طرفی اکبر باید به
مردانِ خیابانی...!
بار شوهرم که معتاد بود، مجبورم به تن فروشی کرد. بعد از مدتی هم خودم معتاد شدم و حالا هم کارم به اینجا کشیده شده است. ، اما سودابه شرایط متفاوتی دارد و حامل ویروس اچ. ای. وی است. او با لبخندی که انگار بر روی لبانش مهر شده است می گوید: حدود یک سال پیش فهمیدم ایدز دارم. نمی دانم از چه زمانی و توسط چه کسی به این ویروس مبتلا شده ام و ممکن است افراد زیادی را مبتلا کرده باشم. مقداری صدای
ابتکار سایت همسریابی؛ یافتن همسر دوم یا سوم!
از چندهمسری است.” در قوانین اسلام مردها می توانند چهار زن داشته باشند. آقای شیخه که 33 سال دارد می گوید: “از زمان راه اندازی سایت در ماه مارس، بیش از 160 ازدواج صورت گرفته است. بیش از نیمی از متقاضیان مردهایی بودند که به دنبال همسر دوم یا سوم می گشتند.” علاوه بر زنان بیوه، افراد طلاق گرفته یا کسانی که می خواهند برای اولین بار ازدواج کنند نیز از این وب سایت استفاده می کنند
پاراگراف کتاب (122)
. نه، حساب و کتاب ایشون با منه. پس من ده تا از تو کم می کنم و تو هم ده تا از این کم کن. هالیوود | چارلز بوکوفسکی 4_ وقتی دستگیر شده بودی، هیچ امیدی نداشتی که زنده بمانی. چند ماه بعد که حکم گرفتی، توی اولین ملاقات، به مادرت گفتی تا دوازده سال دیگر، کی مرده است و کی زنده؟ و مادرت گفته بود انشاالله صحیح و سالم می آیی بیرون. حالا که بازجو تو را می برد به طرف
عکس:پسر رئیس با دخترم رفتار زشتی کرد، رئیس و پسرش را کشتم
داخل راه پله داخل ساختمان که کاملا مشرف به حیاط است در حال صحبت با گوشی تلفن همراه خود بودم . همزمان ، دخترم که 14 سال سن دارد ، برای گذاشتن زباله به در خانه رفته بود ، دخترم در حال بازگشت به داخل خانه بود که ناگهان میلاد متوجه رفتار و حرکتی غیر اخلاقی را در قبال دخترم انجام داد . خون جلو چشمانم را گرفته بود اما چون میلاد از لحاظ بدنی بسیار قوی تر بود ، به ناچار آن شب سکوت کردم تا فردای آن روز
مهاجرت شاید یک رویای شیرین
کنیم. خوشبختانه سه سال بعد همه ما با دست پر از کانادا بازگشتیم تا با آنچه در آنجا فرا گرفته ایم بتوانیم به کشور خود خدمت کنیم اما در مورد موفقیت افراد معروفی که به خارج از ایران رفته اند باید بگویم که من در کانادا با تعدادی از آنها برخورد داشتم. آنها نتوانسته بودند در کانادا جایگاهی را که در ایران داشتند کسب کنند. البته باز هم به طور قطع نمی توانیم بگوییم که همه این افراد ناموفق خواهند بود. چون آدم
راز قتل مالک لامبورگینی و باشگاه یوونتوس چیست؟+تصاویر
این ازدواج با وجود چهار فرزند به طلاق می انجامد سپس خواهر ادواردو با یک مسیحی ازدواج می کند و از این جا به بعد، یک نوع رقابت بین یهودیت و مسیحیت در مورد فرزندان خواهر ادواردو به وجود می آید. بی اهمیتی ثروت آنیلی برای ادواردو و تمایلش به اسلام، موجب شد تا پدرش حاضر نشود میراث خانواده را به او بسپارد؛ لذا جیانی آنیلی پسر برادرش که مسیحی بود را به عنوان جانشین ادواردو تعیین می کند. اما چیزی
نیمه پنهان جنگ
نداشتم. همان سال ها در آخرین فعالیتم در سینما، منشی صحنه فیلمی از مجید مجیدی بودم و تازه ازدواج کرده بودم. شاید فکر می کردم روزی فیلمساز شوم ولی اینکه حالا حتما نخستین فیلم ام در چنین ژانری باشد در ذهنم نبود. در اصل برخورد با سوژه اصلی ویلایی ها باعث شد من سراغ ساخت فیلم اولم بروم. برخورد با این سوژه چگونه برای شما به وجود آمد؟ خانم فاطمه قدیریان، همسر آقای جواد نوروزبیگی
ماجرای شبحی قرمز رنگ در اتاق خواب دختری به نام سهیلا در پایتخت!
نمی رسید، نمی دانم چقدر طول کشید که بیهوش شدم و وقتی چشمانم را باز کردم دیدم جلوی تلویزیون روی زمین افتاده ام و همه جای خانه مرتب است، به بدنم نگاه کردم ولی اثری از سوختگی نبود. سهیلا که صدایش می لرزید، ادامه داد: خنده ام گرفت و تصور کردم خیالاتی شده ام وقتی رفتم سر کار تصمیم گرفتم فراموش کنم. شب بعد بود که باز هم این اشعه های قرمز سراغم آمدند و عذابم دادند. ترسیده بودم بخاطر همین خانه
موثقی: بلاتکلیفی به فیلم ضربه زد / ناصرپور: حضور در مافیا ضامن موفقیت در سینما است!
توانم تکلیف مردم که پشتوانۀ واقعیِ سینما هستند را روشن کنم! شما می توانید تکلیف خیلی از موارد را روشن کنید، چرا فیلم دو سال باقی ماند؟ ما خیلی تلاش کردیم این فیلم اکران شود و با پخش های زیادی صحبت شد آقای موثقی تلاش کردند از همه دوستان شان استفاده کردند و متاسفانه نتوانستند آنطور که باید، بعد از یکسال و نیم تلاشِ ما توانستیم گویا فیلم را راضی کنیم که فیلم را پخش کنند
جشن طلاق؛ دورهمی برای جدایی یا مسخره کردن فرهنگ ازدواج؟!
خب آن جا، هم کیک های طلاق با رنگ ها و طعم های مختلف و حلقه های شکسته فراوان است. اما در این گوشه دنیا، در نزدیکی ما یعنی عربستان سعودی که شاهزاده اش، طلاقش را نخستین گامی می خواند که در راه رسیدن به آزادی برداشته، جشن طلاق با جدیت برگزار می شود. در یکی از کشورهایی که سختگیرانه ترین قوانین را برای طلاق زنان دارد، زن ها بعد از جدایی از همه کسانی که آن ها را حمایت کرده اند دعوت می کنند تا
یک سال قبل از شهادتش، زنگ زد خانه گفت: یک خوابی دیدم که هر چه این مدت آمدم اینجا مزدم را گرفتم، پرسیدم ...
/> این نامه از طرف امام موسی کاظم(ع) است یک سال قبل از شهادتش تابستان بود، زنگ زد خانه گفت: یک خوابی دیدم که هر چه این مدت آمدم اینجا مزدم را گرفتم، پرسیدم چه خوابی؟ گفت: نه، می آیم ایران تعریف می کنم. دختر شهید: بابا چند ماه و چند روز بعد از سالگرد مادر بزرگم شهید شد، بعد از مراسم هفتم مادربزرگم، پدرم برای اولین بار می خواست برود کربلا ببیند کاروان چگونه می برند، آن زمان
طنز؛ سورئالیسم مضاعف در ماه عسل
دنبال عرق نعنا و کاسنی می رفتم. خلاصه که خیلی بیچاره ام. مجری: تن تن جان، می خوام یه خبری بهت بدم که می دونم اصلا انتظارشو نداری. در اصل تو پسر دیوید بکهام بودی، ولی پرستار بیمارستان اشتباهی تو رو جابه جا کرده. قرار بود خیلی خوشبخت بشی، واقعا متاسفم. تن تن: من واقعا شوکه شدم، نمی دونم چی بگم. مجری: هیچی نگو، فقط گریه کن، ترجیحا شونه هات تکون بخوره. دوستان فیلم بردار
فرار شش میلیاردی دختر عاشق
خیلی اعتماد داشتم او را حسابدار خودم کردم و همه اسناد و دارایی هایم در اختیارش بود. چندی قبل پسر ثروتمندی به نام فربد به خواستگاری دخترم آمد؛ اما به دلیل اینکه می خواستم کتایون را به جوانی از فامیل، شوهر بدهم با وجود اصرار دخترم با این ازدواج مخالفت کردم.مشاجرات وجروبحث های ما دراین باره ادامه داشت تا اینکه روز گذشته دخترم به طور ناگهانی از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. وقتی مدارکم را بررسی کردم متوجه