سایر منابع:
سایر خبرها
سیاست انگلستان در مورد تجزیه کشورهای اسلامی و ایران
شدند را بر اساس یاداشتهای خود آنان در پنج بخش بررسی می کند. بخش اول به میرزا ابوالحسن خان ایلچی اختصاص یافته است که در سال 1809 به لندن اعزام شد. خاطرات او در حیرت نامه (چاپ تهران1346) مضبوط است. وی پس از ورود به لندن در لژ فراماسونری ثبت نام کرد و تا آخر عمر در این لژ باقی ماند. یاداشت های او به سبب این که بیشتر به دنبال عشق و خوشگذرانی می گشت، اهمیتی چندان ندارد. در بخش دوم
پرچمدار ادبیات ایران در بالکان
بدانم که ظاهراً شهرت جهانی دارد. این جشنواره، هرساله در ماه سپتامبر یا اکتبر برگزار می شود که سابقه ای 50 سال داشته و بهترین جشنواره شعر در منطقه بالکان است و روزهای شعر سارایوو عنوان دارد. در این برنامه، طی 5 روز، شعرای مهم بین المللی جهان می آیند. این روزها مشغول به ترجمه کدام اثر فارسی هستید؟ داستان هایی از مصطفی مستور و منِ او اثر رضا امیرخانی./ روزنامه ایران کلمات کلیدی مصاحبه با معمر کودریچ ادبیات ایران در بالکان
نویسنده های سینمایی
فیلمی مواجه شوید. مشاغلی از این دست در سینما زیاد نیست. شاید فقط فضانورد، نظامی و شاید هم نویسنده که البته این آخری بسان چند شغل قبلی فیلم را از نظر ژانری وابسته به حضور خود نمی کند. حضور نویسنده در دنیای فیلم نوعی روشنی خاص به فیلم می بخشد. درواقع این نکته که نویسندگان دنیایی بهتر می سازند، درون فیلم نیز کاربرد دارد. نویسندگان داستان هایی درباره عشق و وحشت زندگی به ما می گویند و الهام بخش دیگران
نصب کاشی ماندگار وقتی خوشحال کننده است که نقشه فرهنگی شهر را پدید آورد/ انسان ها به خشونت بی دلیل عادت ...
اولین مقاله ای که در کتاب آورده شده مربوط به سال 54 است که در روزنامه اطلاعات آن زمان منتشر شده بود، یعنی نزدیک به 40 سال پیش. بنابراین سال ها برای کتاب تاریخ طنز ادبی ایران کار کردم و سعی داشتم تحلیلی از شوخی های ایرانی در گذر زمان به دست آورده باشم. این اثر درواقع دنباله یک کار پژوهشی دیگر به نام 90 سال نوآوری در هنرهای تجسمی بود که از سال 1300 تحولات نقاشی مدرن ایرانی را مورد بررسی و ارزیابی قرار
آشفته بازاری بی هویت
افرادی که نگران کپی رایت هستند بیشتر می شود. موضوع کپی رایت چشم انداز ادبیات و ترجمه ایران را گرفتار کرده است. این باعث شده خوانندگان اعتماد خودشان را از دست بدهند. نویسندگان هم همین طور. بعضی از آن ها مثل پل استر، قبول کرده اند که مبلغ ناچیزی از مترجمان ایرانی بگیرند، اما دیگران مثل ماریو وارگاس یوسا اعتراض کرده اند. سال 2008 هم جی. ام. کوتسی، برنده نوبل از من خواست بیانیه ای را به خبرگزاری های
توهین به رئیس جمهور و حواشی پیش آمده سخن مشترک بهشت نشینان
میکنند ، تلاش می کنند شکوه این روز را کمرنگ کنند و در یک صدایی ملت بر علیه رژیم صهیونیستی شکاف ایجاد کنند. محسن سرخو ضمن محکوم کردن اهانت به رییس جمهور و معاون اول در راهپیمایی روز قدس ، خواستار پیگیری این موضوع از طریق مراجع قضایی و امنیتی شد. رییس کمیته حمل و نقل و ترافیک شورای اسلامی شهر تهران گفت: روز قدس ، روز فریاد بر سر رژیم صهیونیستی است و افرادی که در چنین روزی به رییس
فاجعه ی سردشت، سی ساله شد
روزنامه قانون - شادی مکی: هشت هزار نفر در سردشت مصدوم شیمیایی شدند. توفیق بی توشه: فقط می خوام تحت پوشش درمانی بنیاد باشم توفیق بی توشه : طی یک سال چند بار پوستم کنده میشه ستاره فتاح پور : سردشت طی 30 سال گذشته رنگ خدمت به خود ندیده است ستاره فتاح پور: خودکشی در شهر زیاد شده، اما کلینیک اعصاب و روان نداریم کوچه های شهرِ مصدومان شیمیایی هنوز
باید به گذشته پناه برد و دست وپا زد
هم تا امروز ادامه داده است: تپه های سبز ، راز کوچک (برنده نخستین جایزه ادبی قلم زرین گردون به عنوان بهترین مجموعه داستان سال 72 و جایزه بیست سال داستان نویسی به عنوان یکی از بهترین آثار داستانی پس از انقلاب سال 77)، یک زن یک عشق ، جنسیت گمشده ، گربه های گچی همگی به مشکلات زنان در جامعه ایرانی می پردازند و شاخص ترین اثر او که برایش جایزه انجمن منتقدان و مطبوعات را به ارمغان آورد، رمان از شیطان
میدانی در پاریس به نام مارکز نامگذاری شد
به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر؛ در مراسم نام گذاری میدانی به نام گابریل گراسیا مارکز که با حضور رییس جمهوری کلمبیا و شهردار پاریس انجام شد، از تابلوی میدان مارکز رونمایی شد. گابریل گراسیا مارکز برنده نوبل ادبیات سال 1982، در سال های 1956 و 1957 در پاریس زندگی کرد و رمان مشهور کسی به کلنل نامه نمی نویسد را در این شهر به نگارش درآورد. این میدان در فاصله بین خیابان دوباک و
حقایق تکان دهنده از آخرین وضعیت فاجعه بار قربانیان حمله شیمیایی صدام به سردشت
به گزارش " حافظ نیوز "،قانون به مناسبت سالگرد حمله شیمیایی صدام به شهر سر دشت، با تیتر لاله های واژگون سردشت بازخوانی فاجعه انسانی اولین بمباران یک شهر جهان با تسلیحات شیمیایی پرداخته است. در بخشی از این گزارش آمده است: از هفت بمب شلیک شده به این شهر، چهار بمب به مناطق مرکزی از جمله مسیر ورودی شهر، یک بمب به سرچشمه آب شهرو دو بمب به روستای رشهرمی انداخته شد که به گفته شاهدان عینی دراین روستا
هنوز در فرهنگ ما فلانی دارد قصه می گوید یعنی حرفش مهم نیست!
عامیانه استفاده کرد تا بتواند رمان جدیدش را بنویسد. این ماجرا تا دهه شصت ادامه یافت نا زمان گلشیری که در باغ در باغ چند مقاله در جهات کشف بوطیقای روایتگری ایرانیان نوشت. توجه گلشیری زیباشناسانه تر از آل احمد بود. چون به فرم و نوع روایت توجه بسیاری داشت. سال ها بر داستان ایرانی گذشت تا اینکه ما دقیق شویم که وقتی بچه ای داستان را روایت می کند باید با زبان کودکانه باشد یا اگر اول شخص، راوی
وضعیت فاجعه بار قربانیان حمله شیمیایی صدام به سردشت / طرح اتهام رباتیک بودن ترند جهانی حمایت از روحانی / ...
اصلاحات روز به روز معدل بالاتری در اقدامات قانون شکنانه و ضد منافع ملی ثبت کرده است، کارنامه ای که با اقدام آنها در روز قدس و توهین به رئیس جمهور و برخی دیگر از مقامات کشور بیش از گذشته به سیاهه شان افزود. البته در تمام دوران های یکه تازی آنها برخی می گویند خودسر اند تا از نسبت دادن مستقیم شان به نهاد، گروه یا جناح سیاسی خاصی پرهیز کنند. گاهی هم هواداران سرشناس شان! به میدان می آیند و
مسابقه سرعت درآشفته بازار ترجمه!
گروه ادبیات، نشر و رسانه: چند سالی می شود که ترجمه های چندگانه اغلب ضعیف دست از سر ادبیات داستانی برنمی دارد. درواقع کافی است رمانی یا نویسنده ای نامش در میان برندگان یکی از چند جایزه معتبر ادبی دنیا از قبیل نوبل، بوکر یا دوبلین و نظایر آنها بیاید. بعد از این اتفاق می توانی مطمئن باشی که تا چند روز دیگر (باور کنید اغراق نیست!) بله تا چند روز دیگر در ویترین کتابفروشی ها چشمت به جمال چندین و چند
4 نشانه وارد شدن نور به قلب انسان
بگویم اینقدری نمی ارزی، خب بیا به ما ارزش بده، ما را قیمتی کن، شنیدم عاشقی پروانه خوئی، به آئین محبت راستگویی، یکی دلباخته پپیش شه عشق، علی سرّ له گنجینه عشق، بیامد تا شه افروزد دلش را، همین نوری که بیست و هفت هشت شب است داریم می گوییم بیامد تا شه افروزد دلش را، ز برق عشق سوزد حاصلش را، بیامد نزد آن شه بادلی پاک، دلی چون گل ز داغ عشق صد چاک، بیامد تا نشان زان یار جوید، چون می دانست آدرس خدا را
روشنفکر در میدان
به گزارش فرهنگ امروز به نقل از اعتماد؛ ژان پل سارتر بدون تردید سرشناس ترین روشنفکر سده بیستم است. چهره ای جنجالی و نام آور هم به خاطر حضور مستمر و پیگیرش در عرصه عمومی، هم به دلیل رمان ها و نمایشنامه های پرمخاطبی که نوشت و هم به علت آنکه یکی از سردمداران اصلی جنبش فلسفی اگزیستانسیالیسم فرانسوی بود. البته با ظهور شورشیان جوان و جریان های جدید فلسفی در دهه های پایانی آن سده ستاره بختش افول کرد، اما
خطر شکست خط قرمز وزارت بهداشت
گویا بی پولی با نام بهداشت و درمان کشور گره خورده و به دردی مزمن و همیشگی بدل شده است؛ چراکه پس از یک دوره نسبتا راحت یکی – دو ساله در بیمارستان ها، باز هم مشکلات مالی عرصه را بر درمان کشور تنگ کرده است. به گزارش عطنا به نقل از ایسنا ، پیش از این گرانی خدمات سلامت، عدم بازنگری کتاب تعرفه گذاری کالیفرنیا طی 20 سال و به دنبال آن پرداخت و دریافت وجوه غیرقانونی در بیمارستان ها و مراکز
پیشگامان جنبش دانشجویی
جایزه گنکور به سارتر تعلق گرفت اما هنگامی که در سال 1964 نام او به عنوان برنده جایزه نوبل اعلام شد، از پذیرش آن سر باز زد و به این ترتیب شأن و منزلت خود را بیش ازپیش بالا برد. زوج سارتر و دوبوآر از اواسط دهه 50، بیشتر ماه های سال را در شهر رم به سر می بردند و در همین شهر بود که دوبوآر از سارتر کاملا نابینا شده پرستاری می کرد؛ البته سارتر باوجود مشکل بینایی همچنان گاهی پرجنجال ظاهر می شد
سعید نعمت الله: من آدمی نیستم که بایستم و حرف بخورم!
یک فانتزی هایی دارم. قصه لبخند رخساره متعلق به الان نیست و مربوط به حدود شش سال پیش است، روزی یک اتفاقی را از روزنامه خواندم که طی یک ماجرایی پدر و پسری با هم دچار اختلاف شدند، قصه هم این بود که پسر عاشق دختری می شود و این زمینه اختلافاتی را به وجود می آورد. درنهایت وقتی می خواستند این اختلافات را حل و فصل کنند پدر عاشق مادر دختر مورد نظر فرزندش می شود و این برداشت را از آن گزارش روزنامه ای برداشتم