سایر منابع:
سایر خبرها
آیت الله هاشمی: ایران در مذاکره وقت گذرانی نمی کند / اگر آمریکا آدم شود، باز شدن سفارتش در تهران محال ...
دو کشور مسلمان، روابط خوبی با هم ندارند. شما چگونه فکر می کنید و آینده این رابطه به چه شکل خواهد بود؟ ● زمانی که جنگ عراق علیه ایران تمام شد، روابط ایران با بسیاری از کشورها که حامی صدام بودند، خوب نبود. بعد از جنگ که من مسؤول ریاست جمهوری شدم، این روابط خصمانه را تبدیل به روابط دوستانه کردیم. در منطقه ما، عربستان در رأس آنها بود. ملک عبدالله آن موقع امیر، ولیعهد و مرد عاقل و کاردانی
روایت اهالی ادلب از زندگی در شهر تروریست ها
هرج و مرج، فقر شدید، تعدی ها و دستگیری ها و اعدام های مکرر، و البته دزدی از هزاران خانه، خلاصه ای است از آنچه از زمان ورود القاعده به ادلب (در اواخر ماه مارس) تا کنون در این شهر بزرگ سوریه می گذرد. همین تصویر تیره ای که شاخه ی القاعده در سوریه و هم پیمانانش برای مردم ادلب رقم زده اند باعث شده یکی از به اصطلاح فعلان انقلابی [نیروهایی که مخالف نظام سوریه محسوب می شوند] سکوت خود را شکسته و با انتشار
هنوز می شود مسائل مان را با عربستان حل کنیم / اگر آمریکا آدم شود، باز شدن سفارتش در تهران محال نیست
/> ● زمانی که جنگ عراق علیه ایران تمام شد، روابط ایران با بسیاری از کشورها که حامی صدام بودند، خوب نبود. بعد از جنگ که من مسؤول ریاست جمهوری شدم، این روابط خصمانه را تبدیل به روابط دوستانه کردیم. در منطقه ما، عربستان در رأس آنها بود. ملک عبدالله آن موقع امیر، ولیعهد و مرد عاقل و کاردانی بود. اولین ملاقات ما با ایشان در اجلاس سران کشورهای اسلامی در کشور سنگال بود که در اولین ملاقات ما، خیلی از یخ ها آب شد
جر و بحث های داغ برای خروج دودسفید از دودکش های کوبورگ
بود، فاصله هایی میان تقاضاهای طرفین وجود دارد که باید با تمدید زمان در باره آن بحث شود. ژاپن تودی نیز گزارش داد: مساله کیفیت گفت وگوها اهمیت بیشتری از زمان دارد، لذا طبیعی است که روزهای بیشتری به این رویداد مهم اختصاص داده شود. تلویزیون ژاپن هم گزارش کرده است که مسایل باقیمانده از 13 سال قبل پیچیدگی های خاص خود را دارد و باید از لحاظ حقوقی و فنی و با اراده سیاسی لازم مورد بحث قرار گیرد
توصیه اخلاقی آیت الله حائری به هاشمی
قول داد و به قولش عمل کرد. او نمی دانست تبعات کارش چقدر موجب نگرانی می شود. وی در پاسخ به این سؤال که حرف احمدی نژاد در روزهای خانه نشینی چه بود؟، تصریح کرد: خب، برای هر رئیس جمهوری ممکن ذهنیاتی پیش بیایید و برای ایشان هم پیش آمده بود اما من معتقدم که کمبود مشاور خوب در اطراف ایشان مشکل ساز شده بود. خب من در دولت شهید رجایی هم به دعوت خود ایشان، استاد اخلاق بودم واقعا شهید رجایی بیشتر
روزه با طعم کله گنجشک!
من ماه رمضان را از 9 سالگی تجربه کردم و چون جثه کوچکی داشتم، همه می گفتند نباید روزه بگیرم، امّا مادربزرگم خیلی من را تشویق به روزه داری می کرد. یادم هست که وقتی تصمیم گرفتم مثل اهل خانواده روزه بگیرم، مادربزرگم به من گفت که روزه کله گنجشکی بگیر و من هم نمی دانستم این چه جور روزه داری است. بعد از شنیدن حرف مادربزرگ، مدت ها با خودم کلنجار رفتم و هی با خودم می گفتم یعنی باید کله گنجشک
یک سال پس از فاجعه: تراژدی کودکان غزه و بحران آسیب های روانی / گزارش نشریه نیشن
کنارش هم اتاق پسران. اینجا آشپزخانه بود، یک حمام، و راه پله. همه ی رویاهای من زیر این ویرانه دفن شده است. حتی اگر این خانه را دوباره بسازند، همیشه این ترس در دلمان هست که دوباره ویرانش کنند . از حال و روز صبحی پسر 15 ساله ی خانواده ی عواجه پرس و جو کردم. صبحی نسبت به دفعه ی پیش که در غزه بودم، و برای مستند یک خانواده در غزه از این خانواده تصویر می گرفتم، تودارتر به نظر می رسید. او که زمانی
قتل در حمله شبانه خواستگار شکست خورده
که با همسرانم داشتم هر دو را طلاق دادم. از این ازدواج ها سه فرزند دارم. بعد از شکست در ازدواج دوم با دختری به نام مهسا آشنا و به او علاقه مند شدم. قصدم این بود که با مهسا ازدواج کنم. ما سه سال با هم در ارتباط بودیم تا اینکه به خواستگاری اش رفتم اما مهسا با ازدواج مخالفت کرد، بعد از آن تصمیم گرفتم هر طور که شده دختر موردعلاقه ام را به خانه خودم ببرم. به همین دلیل به خانه پدر او حمله کردم و دست به چاقو بردم . بنا بر این گزارش متهم درحال حاضر در بازداشت به سر می برد و تحقیقات از او ادامه دارد. ...
خاطرات باران کوثری از دندون طلا
باران کوثری درباره حضور در مینی سریال دندون طلا ، خاطراتش از زمانی که نسخه نمایشی آن اجرا می شد و ویژگی های نسخه سریالی آن سخن گفت. باران کوثری درباره حضور در مینی سریال دندون طلا گفت: زمان اجرای دندون طلا 15 ساله بودم و در این سن مدام به تئاترشهر می رفتم و تئاتر می دیدم. وقتی که نوبت به دیدن این نمایش هم رسید، هیجان زده شدم. چند روز بعد هم برای بار دوم به تماشای این نمایش نشستم چون
سلطه کمونیست ها مانع روزه داری ام نشد
این اوضاع برایتان بگویم؛ وقتی من دانشگاه مسکو پذیرفته شدم و به این شهر رفتم، از جوان های مسلمان بقیه کشورها نماز خواندن صحیح را یاد گرفتم. در دانشگاه مسکو دانشجوی خارجی زیاد بود، من هم علاقه داشتم با مسلمان ها رفت وآمد کنم. دانشجویان پاکستانی، افغانی و کشورهای عرب در مسکو بودند که من با آن ها دوست شده بودم. تحصیل در دانشگاه مسکو باعث شد برای نخستین بار با مسلمانان دیگر کشورها آشنا شوم. به یاد
عملکرد پرسپولیس واقعا آزار دهنده بوده است/ می دانم که سیاسی پشت تیم است/ روز اول می خواستم از همه ...
هم فرصت زیادی نداشتید؛ کلی ستاره و فقط چند دقیقه وقت! به نظر من به تیم 98 که کارهای خیر زیادی انجام داده، باید وقت بیشتری داده می شد. وقتی برنامه را دیدم و متوجه شدم فقط 10 دقیقه به بچه ها فرصت دادند، خدا را شکر کردم که به این برنامه نرفتم. شان تیم 98 بیش از این است و باید وقت بیشتری به آن ها داده می شد. کاش موقع دیگری دعوت می کردند و این همه ایستادند تا فقط 10 دقیقه به برنامه بروند. بچه
روزگار سخت خانواده یک زندانی
تنها امیرعباس و امیر حسین دو قولوهای 18 ماهه برای او مانده اند. تصویر کودکی 4 ساله که روی دیوار خانه نصب شده نشان می دهد که انگار چند ماهی است با مادر و پدر خداحافظی کرده است. وقتی داستان را برایمان تعریف کرد، گریه اش گرفت. همه ساکت شدند. بعد گفت: سامانم را خیلی دوست داشتم. به تصویرش نگاه کرد و ادامه داد: مشکل قلبی داشت. پدر رقیه، پیرمرد 70 ساله ای است که کلاه سبزش رسم زیبای قدیم را همراه
حمله شبانه برای ربودن دختر مورد علاقه
خراسان جنوبی اضافه کرد: همسر مقتول ادامه داد متوجه شدم فردی که وارد خانه شده قبلا به منزل ما رفت و آمد داشته و خواستگار دخترم است و گفت آمده ام نامزدم را ببرم که به او گفتم دخترم در خانه نیست که در ادامه ضارب با چاقو شوهر، دختر و پسرم را مجروح کرد. عرب زاده گفت: در ادامه با حضور ماموران، ضارب دستگیر و از متهم تحقیق شد که گفت: قبلا دوبار ازدواج کردم و سه فرزند دارم و مدت سه سال با دختر
افطاری به رنگ پهلوانی و گذشت
کردند و از نبود این مرشد در آن روز تأسف می خوردند. مرشد فریبرز هم به پاس احترام استاد شاگردی هر از چندگاهی از فرصت استفاده می کرد و برای شادی روح مرشد حسن دعایی قرائت می کرد تا به حاضرین و به ویژه نسل امروزی ها بگوید که باید رسم فتوت و جوانمردی در همه زمان نگه داشته شود. من هم از فرصت استفاده کردم و با پیشکسوتان ورزش این شهر به گفت و گو پرداختم تا از رسم و رسوم های گذشته در
مرید حاج همت
من امسال می خواهم بروم. پیاده هم می خواهم بروم تا کربلا که حاجتم را از امام حسین(ع) بگیرم برای برادرم. خلاصه رفت برای ما گذرنامه گرفت و چون من نمی توانستم زمینی بروم برایم بلیط هواپیما گرفت و بالاخره به همراه پسرم و دخترم رفتم کربلا. اولین لحظه ای که وارد حرم امام حسین علیه السلام شدم سلام کردم به آقا و بعد گفتم آقاجان! قسمت می دهم به علی اکبرت، به علی اصغرت، نه که من تنها چشم به راهم. خیلی
جنایتکار پولدار: مست بودم، رفتارم دست خودم نبود
نمایشگاه خودرو دارد. پس با پدرت کار می کردی؟ نه. با خانواده ات زندگی می کردی؟ نه پدر مادرم از هم جدا شدند، مادرم با برادرهایم در کرج زندگی می کند و پدرم نیز ازدواج کرد و مشغول زندگی خودش است. تو تنها زندگی می کنی؟ حدود پنج سالی بود خانه مجردی داشتم و با دوستانم زندگی می کنم. چرا کنار مادر و برادرانت نماندی؟ کفیل آنها هستم اما
3 روز شهید بودم!
یخ زیاد و سرما خورده ام. به روی خودم نیاوردم تا رفتیم برای عملیات فاو. از طریق همان بچه های تبلیغات جبهه های جنگ قرارگاه خاتم به فاو رفتم. در فاو هم یک روز در میان سهمیه شیمیایی داشتیم. تأکید کرده بودند هر کس با خودش ماسک و فیلتر اضافه نبرد، آمدنش به آنجا حرام است. گفته بودند سلاح نبرید طوری نیست، ولی ماسک و فیلتر اضافی حتماً ببرید. با این همه عراق شیمیایی زد و فیلتر کم آوردیم و دوباره مجروح شدیم
پناهیان: آدم گاهی باید برای زندگی بجنگد
به گزارش عرش نیوز ؛حجت الاسلام علیرضا پناهیان که در رمضان گذشته با موضوع تنها مسیر-راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی سخنرانی کرد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت، امسال قرار است به مدت 30 شب در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین به موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر بپردازد و به سوال چگونه یک زندگی بهتر داشته باشیم؟ پاسخ دهد. در ادامه فرازهایی از چهاردهمین جلسه این سخنرانی را می خوانید: زندگی بهتر یعنی زندگی پرتلاش و سرشار از مبارزه/ آدم گاهی باید برای زندگی
چگونه پدربزرگ و مادربزرگ ها، سال ها بدون حق خواهی زندگی می کردند، جوان های الان نمی توانند؟
و می سازند این فقط یک اصطلاح زیباست برای گفتن! هیچ زنی نمی تواند وقتی می سوزد بسازد؛ بلکه می سوزاند و کسی که اول می سوزاند همسر و در درجه بعد فرزندانش است. پس در ترکیب سپهر روانی و مطلوب خانواده که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی با هم ترکیب می شوند، امکان این که یکی حقش را بستاند ولی متقابلا حق طرف مقابل را ندهد، امکان ندارد. اگر زنی حق مرد را نمی دهد، مطمئنا حق خودش را هم نمی تواند بستاند. این ها
کسی که از محبت شدید برخوردار نیست نیمه افسرده زندگی می کند
بیمار افسرده را بر او نگذارند، ولی بالاخره این زندگیِ بهتر نیست. حالا این محبت شدید-که زندگی را بهتر می کند- در کجا پیدا می شود؟ همۀ دنیا و تاریخ بشر در معرض شما قرار دارد که ببینید آیا جز درِ خانۀ خدا و اولیاء خدا، کسی در جای دیگری می تواند به این محبت شدید برسد یا نه؟ تلاش و مبارزه رکن دیگر زندگی بهتر/ زندگی بدون تلاش لذت بخش نیست رکن یا عامل دیگر زندگی بهتر، تلاش و مبارزه
فقط گاهی می شود با رئیس جمهور شوخی کرد
بیایم؟ گفت: نه عیبی ندارد. بعد وارد کلاس شدم و دیدم همان آقا شروع کرد به درس دادن و او همین کمال آقای تبریزی خودمان بود. من و کمال اختلاف سنی کمی با هم داشتیم ولی او داشت به عنوان معلم به ما درس می داد. حس خیلی خوبی داشتم از این که ایشان را دیده بودم. چند سال بعد، به تدریج ما بیشتر با هم آشنا شدیم و کار مشترکمان را شروع کردیم. در فیلم عبور که اولین فیلم کمال بود من طراح صحنه، دستیار
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
می کنند: "چهار یا پنج ساله بودم که به دبستان رفتم و به اصطلاح امروز چون سن من کافی نبود، در کلاس آمادگی شرکت کردم، مدرسه ما به نام زینت در شیراز معروف بود، ولی در همان کلاس آمادگی، به ما تعلیماتی یاد دادند که خوب آنها را فراگرفتم و به همین دلیل بدون این که سلسله مراتب رعایت شود، مرا به کلاس های بالاتر بردند." درخشندگی این نبوغ، زمانی اوج می گیرد که آیت الله مکارم شیرازی، ره ده ساله
ناشناس ماند چون بر نفسش سوار بود
همان زمان تا پایان عمرش در کسوت پاسداری بود. با اینکه دو برادرش زمان جنگ شهید شدند در هشت سال جنگ بدون ادعا و بهره ای کامل حضور داشت. همه اعضای خانواده شان اهل جهاد و شهادت بودند. به رغم مجروحیت شیمیایی اش درصد جانبازی اش خیلی کمتر از جانبازی اش بود. ویژگی های اخلاقی ایشان به هر جایی نمی رفت و سر هر سفره ای نمی نشست. وقتی مراسم و برنامه ای بود می پرسید خرج این هیئت را چه کسی
فرید احمدی: به نیما وارسته و بنیامین گفتم که سبک ما، استریت است
ها و ماشین های مردم نشود و آنها تصمیم نگیرند هیچ قضاوتی نمی توان کرد. مثلا در آلبوم 88 قطعه تنها شدم وای خیلی شنیده شد و هیچکسی نمی توانست در مورد آن اثر پیش بینی داشته باشد. تا زمانی که قطعات وارد لابراتوار ذهن و عاطفه مردم نشود اصلا نمی توان پیش بینی کرد. سعی کردیم در آلبوم 94 حداقل چهار یا پنج قطعه داشته باشیم که دل مردم را به دست بیاوریم و اطمینان داریم که برای این قطعات اتفاقات خوب رخ خواهد
برادرکشی درپی اختلاف جاری ها
را ادب کنم! به او گفتم مگر از روی نعش من عبور کنی که بتوانی چنین کاری را انجام بدهی! این گونه بود که ما با یکدیگر درگیر شدیم در همین حال چاقوی آشپزخانه را برداشتم و به داخل حیاط رفتم که پدرزنم چاقو را از من گرفت. روز بعد به همراه همسرم و برای اعلام شکایت به کلانتری سیدی رفتیم و از آن جا به برادرم زنگ زدم که اگر شکایت کنیم حداقل 2 سال زندانی می شوی در واقع می خواستم این ماجرا را تمام
چرا دولت بی خیال جمع کردن خودروهای فرسوده شده است؟/ مشکل در پرداخت وام ازدواج دانشجویی
کار مناسب که تمام حق و حقوق رو کامل میده هستم ولی قبل از اینجا به نوعی با همه موارد بالا درگیر بودم . جرات پیگیری هم نداشتم چون قطعا مساوی بود با اخراج یا عدم قرارداد جدید. باورتون میشه سال 90 حدود 300 حقوقم بود با یک روز حق بیمه در ماه بدون مرخصی هم صبح هم عصر باید میرفتم دستمزد 300 هزار. سلام اگه ی پیگری برا تحویل دادن خدرو سایپا 111 بکنید ممنون میشم الان از زمان تحویل این خودرو 2 ماه
خبری که امیرالمومنین از معراج نبی آورد
شود عالی اعلی؛ علو است و هیچ احدی به جز نبیّ مکرّم که نور لولاکیه است، به حد اعلی او در اسماء و صفات ورود پیدا نمی کند. امیرالمؤمنین می شود جلوه اعلی اسماء و صفات ذوالجلال و الاکرام در همه اسماء و در همه صفات. مثلاً در باب علم، امیرالمؤمنین اعلی بر علم است و همه در این باب است. هیچ کسی نیست مِن الانبیاء إلّا به اینکه در باب علم در محضر مولی الموالی، زانوی تلمّذ زده است. همه علم خدا یک
شهر و خیابان ها بزرگترین دغدغه و منبع الهام من است/ شعر شعبده بازی نیست، معجزه ی کلمات است
و دیپلم تجربی دارم. بنده در قسمت مدیریت داخلی هتل مشغول به کار هستم و به علت شغلم از حدود یک سال و نیم قبل به تهران منتقل شده ام. از چه سالی اقدام به نوشتن شعر کردید؟ آیا تاکنون اثری از شما به چاپ رسیده است؟ بنده از سال هشتاد و هشت وقتی که بیست و شش ساله بودم، به صورت جدی و حرفه ای نوشتن شعر رو در قالب غزل شروع کردم و امسال اولین مجموعه ی شعرم منتشر خواهد شد. شما
زخم داوود داستان فلسطین است
کند که در حقیقت، داستان فلسطین است. روابط عاطفی بین انسان ها و پیوندهای عمیق بین اعضای خانواده به خوبی تصویر شده است. خواننده با گذشته و حال شخصیت های داستان همراه می شود و تنها یک برش از زندگی آن ها را نمی بیند. همان طور که کتاب روایت می کند، انسان ها می توانند حتی در جنگ به حس مشترک عمیقی دست پیدا کنند که فراتر ازهمه چیز است. مثلا جولانتا یک فرزند عرب را بزرگ می کند و به او عشق می ورزد و یا حسن
آیین سنتی سخنوری چرا فراموش شد؟
داران در فاصله بین افطار تا سحر اوقات خود را در قهوه خانه ها سپری می کردند و تُرنا بازی و نقالی و غزلخوانی و ............ در این مغازه ها رواج داشته است اما شاید از همه اینها مهم تر آیین سخنوری و سردم خوانی است که خیلی ریشه ای است و به نظر می رسید که منقرض شده و سرنخی از آن باقی نمانده است با خبر شدیم که شما تنها کسی هستید که در این مورد اطلاعات مفیدی در دست دارید و مجالس متعدد سخنوری را برای بازنمایی