سایر منابع:
سایر خبرها
گفت وگو با محمود دولت آبادی به بهانه انتشار کتاب این گفت وسخن ها / آزادی قانونی تمام حرف من است
می شوند. گرفتار آن چیزی که مغز را دچار کرده و باید از دستش رها شوی. مثلا هر یک از داستان های بنی آدم را در یک نفس نوشتم که از دستشان رها شوم. یا کلنل که دو سال تمام دچارش بودم و نفسم را گرفت و تلاشم همه آن بود که ازش نجات پیدا کنم. مثل دشواری زایمان است. زایمان نقطه آخر است، از آن لحظه که بار بر می داری تا به آن لحظه ی زایش برسی ... بسیاری چنین تشبیهی کرده اند ولی من اسمش را
گزیده ای از زیباترین اشعار غلامرضا طریقی
زندگی نامه غلامرضا طریقی غلامرضا طریقی سال 1356 در زنجان متولد شد. او کار شعر را از سال 1374 با راهنمایی های حسین منزوی آغاز کرد. طریقی رتبه برگزیده شعر دانش آموزان کشور، رتبه اول و دوم شعر عاشورایی دانش آموزان کشور، رتبه اول کنگره شعر و قصه جوان کشور و رتبه اول چند کنگره دیگر در مناطق مختلف کشور را کسب کرده است . مجموعه های اشعار او جهان غزلی عاشقانه است ، هر لبت یک کبوتر سرخ است
شهرام میرجلالی: مخاطبان موسیقی سنتی هم در ماشین های خود موسیقی پاپ گوش می کنند!
بازار عرضه شد و مورد توجه مخاطبان شهرام میرجلالی قرار گرفت. چند هفته پس از این اثر به سراغ شهرام میرجلالی رفتیم و با او درباره سوابق کاری اش در موسیقی، تغییر سبک خوانندگی اش از سنتی به پاپ و همچنین حواشی دیگر درباره همکارانش صحبت کردیم. او همچنین در این گفتگو از برگزاری کنسرت هایش در آینده نزدیک و انتشار موزیک ویدئوهایش خبر داد. *تو این حرفه را از موسیقی سنتی شروع کردی، ورودت به آن سبک
فیلسوف آزادی
سردربیاورد. در رمان تسخیرشدگان یا شیاطین داستایوفسکی شخصیتی وجود دارد به نام شیگالف که گفته های او نوعی طنز تلخ است. در قسمتی از این داستان، در یکی از جلساتی که نهیلیست های روسی دور یکدیگر جمع شده بود یک دفترچه از جیب خود درمی آورد و روی میز می کوبد و می گوید رفقا! من یک طرح برای اصلاح تمام دنیا دارم که از آزادی مطلق شروع به استبداد مطلق ختم می شود. شاید توانسته باشم از زبان شیگالف، تا حدی فلسفه سیاسی
کیارستمی؛ نابغه ای که از نو باید شناخت
تمام جشنواره های جهانی و رویدادهای فرهنگی تحت تأثیر فقدان نخستین کارگردان جهانی سینمای ایران بوده است و آثار او از نان و کوچه تا مثل یک عاشق ، از تیتراژ قیصر تا پوستر یک حبه قند ، از تصویرسازی کتاب کودک تا راه ها و برف ها و سایه روشن ابر و خورشید در عکس هایش و... ستوده شده، درباره او بسیار سخن ها گفته شده و تعزیت ها خوانده شده است. اگر چه همچنان همنشینی ناچسب واژه زنده یاد با نام عباس کیارستمی به دل
در ستایش کیارستمی و سینمای او
با این مصاحبه کن. سؤال های خوبی می پرسه. کیارستمی که هنوز عصبانی بود حرفی نزد و با عجله از آنجا دور شد و به سمت حیاط رفت. این موضوع گذشت تا اینکه سال بعد وقتی کتاب حافظ به روایت کیارستمی که گزیده اشعار حافظ به انتخاب او بود منتشر شد، من در تهران بودم و برای گفت و گو در مورد این کتاب به او زنگ زدم. با اینکه سرمای سختی خورده بود، درخواستم را برای انجام گفت و گو پذیرفت و مرا به خانه
شب های ماه نشان در شبکه افق،
زنده ملی ما ایرانیان است اگر ما بتوانیم از شعر در جاهایی که می تواند اثر بگذارد استفاده بکنیم، ضریب امتیازگیری صحبتمان بالا می رود. به نظرم استفاده از شعر در همین مجری گری و اجرا لازم است. من بیش ترین شعرهایی که در این شب ها می خوانم، شعرهای مذهبی و عارفانه است که می دانم اثر هم می گذارد. هرچند که بیش ترین تأکیدم روی خواندن اشعار و توجه به شاعران بعد از انقلاب است که موصوف به شاعران انقلاب اسلامی هستند، چون این شاعران انقلاب اسلامی حرف مردم را می زنند و اثرگذارند. بنابراین بیش تر از این اشعار استفاده می کنم. ...
یادداشتی درباره مجموعه شعر مادر اثر نعمت مرادی
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عابدین پاپی: مرادی شاعری است منظر گزین که نظرش به شعر همیشه بر اساس یافته هایی می باشد که از بافتار فردی و شخصیتی موطِن خود خیز بر می دارند و البته حس نوستالژیک و آرکائیک شاعر به موطن خود نیز مصداقی از این نماد است به شیوه ای که از نام مجموعه شعرهای این شاعر می توان به این دریافت های معنایی دست یافت . به هر روی این شاعر تاکنون مجموعه اشعاری را به نام پدر ، مادر و
شعر و ادبیات کودک؛ چشمه ای از شادابی و تازگی
فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکلی، هیچکس باهاش رفیق نبود. تنها روی سه پایه، نشسته بود تو سایه. باباش میگفت: – حسنی میای بریم حموم؟ – نه نمیام، نه نمیام – سرتو میخوای اصلاح کنی؟ – نه نمیخوام، نه نمیخوام...... تقریبا تمام بچه ها داستان های زیبای شنگول و منگول و شنل قرمزی را شنیده اند و با کمک ظرافت های موجود در این داستان به احتمال وقوع ناراستی در محیط
ادبیات کودک و نوجوان خلاقیت زا باشد
تصویرگری هایی انجام می شود این تصاویر چقدر متناسب با کتاب و اثرگذار است؟ زرنشان: در کتاب ویژه خردسال چه شعر و چه داستان، تصویر حرف اول را می زند زیرا کودک بیشتر با چشم ارتباط برقرار می کند، به طوری که در کتاب کودک تصویر جایگاه ویژه ای دارد و کودک تنها با دیدن جلد و رنگ کتاب تصمیم به توجه به کتاب کرده و محتوای آن مهم نیست. تصویرگری ها در کتاب باید هماهنگ و مناسب باشد، به طوری
مولانا شاعری امروزی و پاسخگوی نیازهای وجودی ماست
متحجران و داعشیان در هر جای جهان دست در انبان و انبار شریعت می کنند و از این انبان و انبار آیه ها و روایت ها وحدیث ها و شعر ها بیرون می آورند تا به وسیله آن آزادی انسان ها را لگدمال و حرمتشان را از بین ببرند، شاید وظیفه ماست که دست در همان انبان فرو ببریم و از همان کوله بار، گوهرهایی بیرون بیاوریم و بگوییم که شریعت محمدی آن نیست که شما عرضه و ارائه کردید و از این شریعت، صورت ها و خیال های زیبایی می توان
محمود دولت آبادی : آزادی قانونی تمام حرف من است/ آقای روحانی؛ آرای انبوه مردم بسیارسنگین اند!
در تمام مدتی که کتاب این گفت و سخن ها را می خواندم، حسرتی همراهم بود و مدام به این فکر می کردم که ای کاش شما زندگی نامه تان را می نوشتید. در همین کتاب اشاره هایی هم در همین مورد دیدم. مثلا در جایی می گویید اگر حوصله کنم و زندگی ام را بنویسم... و حالا پرسش من این است شما که حوصله دارید برای نوشتن رمان هایتان ده، پانزده سال زمان بگذارید، چگونه است که برای نوشتن زندگی نامه خودتان حوصله ندارید؟ واقعا اگر جواب درست را بدهم، نه شما باور می کنید و نه خوانندگان. برای نوشتن درباره هر کسی فرقی نمی کند من باشم یا دیگری نیاز است که آدم دوستدار آن شخصیت باشد. در آثار و مواردی که نوشته ام، دوستدار شخصیت های آثارم بوده ام ولی در مورد خودم، نه تنها عاشق خودم نیستم، بلکه آنقدر از دست خودم خسته و عصبی هستم که هیچ رغبتی به بازنویسی خودم ندارم. بعید است دیگران باور کنند شخصی خودش را دوست نداشته باشد ولی به واقع خودم را در معانی معرفی کردن به دیگران دوست ندارم. چرا از دست خودتان خسته و عصبی هستید؟ کلی گفتم از باب قیاس. آخر من همیشه با دیگران و به عشق دیگران زندگی کرده ام و لازمه اش همین بوده که بتوانم سلامت و تندرست و بدون روان پریشی باقی بمانم که بتوانم کاری انجام دهم اما هر بار که سراغ نوشتن اتوبیوگرافی خودم رفته ام حس کرده ام چه اهمیتی دارد؟! باور کنید چند بار به این سمت رفته ام و صفحاتی هم نوشته ام ولی زود پشیمان شده ام. ببینید! داشتم چنین چیزی می نوشتم که ناگهان داستان اول بنی آدم پیدا شد! اولش این بود که بعد از ساعت سه صبح این آدم قوزی ناگهان پیدایش شد و به محض اینکه پیدا شد، هر کاری که داشتم، رها کردم و فکر کردم اصل این است. شاید یک علتش هم این باشد که من در نوشتن تخیل را مهم می دانم تا مستند ساختن را. حتی در آثار مستندی هم که نوشته ام، اگر توجه کنید، داستان گونه است و با تخیل توام شده . در دیدار بلوچ عناصری پیدا کردم که داستان گونه است؛ دو زنی که ازآن سوی کشور می آیند دنبال مردهای خود که برای کار آمده اند و آن ها را نمی یابند ؛ وقتی به ناداری محض دچار و ناچار می شوند برای کرایه بازگشت پولی تهیه کنند به طرف کسانی دست دراز می کنند که بالای چهل سال ...
نیم نگاهی به مکاشفات معصومین وغیرمعصومین
، روحش را به وادی برهوت می برند و همواره در عذاب است. * حافظ قرآن شدن ابوعمرو فارسی مورد بعدی، داستان حافظ قرآن شدن ابوعمرو فارسی است. یکی از خواص اصحاب حضرت امیرالمؤمنین(ع) ابوعمرو فارسی است به نام زاذان. گفت: مشغول خواندن شعر بودم، حضرت از صدای من خوشش آمد. فرمود چرا قرآن نمی خوانی؟ گفتم بیش از مقداری که در نماز خواندن لازم است، چیزی از قرآن یاد ندارم. فرمود: جلو بیا. چیزی
اشعارم را پشت میز نمی نویسم
برای آن کتاب در نظر نگرفته ام. * مجموعه کنار تو ایفل ژست می گیرد شامل اشعار چه سال هایی است؟ این کتاب دقیقاً شعرهای دو سال اخیر من است. یعنی از سال 93 تا 95 و قطعاً محمد حسین ابراهیمی در سال 96 بسیار از آن فضا فاصله گرفته و متفاوت است. * مسائل اجتماعی در شعر شما تا چه حد پُررنگ است؟ من شاعری هستم که پشت میز، شعر نمی نویسم، بلکه سعی می کنم مثل یک عکاس به
تمجید محمد اصفهانی از استاد شجریان در تلویزیون
بخش اصفهانی را به عنوان نام خانوادگی استفاده کردم. در ادامه برنامه مهدی یغمایی خواننده به جمع اضافه شد و به صورت زنده قطعه تو رفتی اصفهانی را خواند و وی در واکنش گفت: مهدی جان هر کاری بخواند خوب می خواند. این کار را که خودش ساخته است و وقتی بهروز صفاریان کار را برایم فرستاد که با ملودی اش آشنا شوم و بعد با روزبه بمانی کار را جلو ببریم. وقتی فایل را گوش دادم متوجه شدم با صدای یغمایی ضبط
سندرم عباس کیارستمی را جدی بگیریم
پنهان می شود، تاریکی، بعد رعدوبرق است که با تاریکی و مرگ به جدال برمی خیزند، باران می بارد. صبح می شود. اگر بدیعی مرده باشد، برای او صبحی در کار نخواهد بود، دیگر تجربه زندگی در کار نخواهد بود. ختم دنیاست. اما این اشتیاق زندگی است که کیارستمی را وامی دارد تا صبح دیگری را نشان دهد. چاره ای ندارد که بدیعی را در قالب بازیکن نقش او، زنده نگه دارد تا صبحی پس از چنان شب هراس انگیزی را تجربه کند و مزه آن
اگر شهید انصاری زنده بود بسیاری از مدیران فعلی استان اخراج می شدند /در حال جمع آوری خاطرات مردمی شهید ...
. آقایانی که از ذکر خاطرات ایشان ناراحت اند خودشان خیلی از مدیر طراز انقلاب فاصله گرفته اند و دوست ندارند اینها زنده شود. دوست دارند انصاری ها بروند در موزه و سالی یک یادواره بگیرند و کار را تمام کنند. -از کانال شهید انصاری بگویید. از کجا شروع کردید؟ کانال شهید انصاری دی ماه سال 95 شروع به کار کرد. اولش فکر می کردیم در حد یک کانالی باشد که چند تا از دوستان خودمان از
شعر باید بگوید انقلاب ما ادامه ی کربلا است
شبرنگ به دنبال خلق کردن و ابداع صرف نبود . او خلق اهل بیتی انقلابی را هدف قرار داده بود . من معتقد بودم شعر اسماعیل شبرنگ باید حرف بزند ؛ بیان داشته باشد . ما بعد از قیصر امین پور محمد علی مودب را داریم ، میلاد عرفان پور و محمد مهدی سیار را داریم . اشعار این ها حرف می زنند من شعر عاشقانه را کلا کنار زدم و عهد کردم شعر باید عاشقانه هایی برای امام حسین (ع) و زهرای اطهر (س) و اهل بیت (ع) باشد . این
به خنده و نوشتن و سرودن نیاز دارم
کانون چه توانایی هایی را در تو تقویت کرده است؟ چه فرقی بین خودت و نوجوان های دیگر می بینی؟ از سال 1391 عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. کانون خانه ای برای همه کودکان و نوجوانان است؛ برای پرورش خالصانه، نه برای کسب درآمد. در کانون، نوشتن، سرودن و نواختن ساز را آموختم و کلاً وارد فعالیت های هنری شدم. کلاس های ادبی کانون را اما بیشتر دوست دارم. خُب همین که راه خودم را پیدا
آن ها که در همراهی با امام از عرفان دوری کردند، ناکام شدند.
گویا قصۀ آدمی در احسن القصص از الف تا یا روایت شده و بعدها سعدی با شرح احوال زلیخا ، روز و حال زمانه اش را باز می گوید. چگونه سعدی در آیه ها وضعیت انسان را به عینه می یابد و طوری به اشاره باز می گوید که تو گویی فرض گرفته مخاطبین می دانند چه را مراد کرده است. اصلا تضمین و اشاره به داستان و مثل در یک شعر، زمانی معنا دارد که قصه ای مشهور باشد و باطن آن بیش و کم بر مخاطبان آشکاره؛ و اگر نه که شاعر معما نمی بافد.
واکنش رئیس ستاد نماز جمعه تهران به حواشی شعرخوانی میثم مطیعی
شناخته شده ای است در طول سال هر جا دعوت شده جوانان از او استقبال کردند. فرض کنید در بین ده ها مداحی یک شعر هم حاشیه داشت مگر برخی از این دولتمردانی که می گفتند انتقاد صورت بگیرد با تعابیر توهین آمیز راجع به منتقدان صحبت نکردند؟ نگفتند مگر کسی حرفی زد؟ ما در کشوری هستیم که آزادی در شعارهای انقلاب مطرح می شد و حداقل این آزادی بیان است. اگر مطیعی یا هر منتقد دیگری نقدی دارد از زبان مردم و
یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی
آدم ها تاریخ مصرف دارند؟ نکند قرار است خندوانه نباشد و خب این آخری های رامبد، چه بهتر که با هجمه همراه شود. تا چه زمانی تلویزیون ستاره هایش را مصرف می کند و دور می اندازد؟ این همان برنامه ای نیست که سر عطاران در آوردید و سر بزنگاه چنان آش را شور کردید که دیگر رنگ عطاران را هم ندیدیم؟ حالا از همان عطاران کلی سریال آرشیوی دارید که آی فیلم را با همان ها زنده نگه داشته اید. این هایی که در این یک هفته
- مجید قناد - ، عمویی که هفته ای 150 بچه دارد
هرکاری را به کاردان خود سپرد برای همین تا حدی مسؤولان را مقصر می دانم. مجید قناد افزود: هشت سال من تهیه کننده، مجری و نماینده صداوسیما در شبکه دو بودم و برنامه فیتیله زنده اجرا می شد و هیچ مشکلی برای این برنامه پیش نیامد. چرا بعد از رفتن من از این برنامه سه تهیه کننده نتوانستند ادامه دهند؟ چرا با اینکه برنامه ضبطی بود، عاقبت برنامه به اینجا ختم شد. پس هر کاری را باید به کاردانش داد. کسی
یک سالگی ابهام
برگشتند و هرسه فیلم بلند آخر او حول محور زن داستان می گردند. او در سال 78 در نشریه گزارش فیلم در گفت وگویی درباره زن در سینمایش عنوان کرده بود: نشان دادن زن به عنوان محمل عشق را دوست ندارم. دوست ندارم فکر کنند که زن برای این است که درباره اش شعر عاشقانه گفته شود یا دوستش بداریم یا دوستت بدارد. مفهوم زن به عنوان مادر یا بهتر بگویم زن- مادر را دوست ندارم. زن- معشوق را هم دوست ندارم. زن ذلیل
با احمد یوسفی مقدم به مناسبت روز قلم؛ قلم های ما به جای پاک کن، به تلاش نیاز دارد!
چه تاثیری گذاشته اند. یوسفی گفت: مسئولیت ها زیاد شده، اما مؤلف و متن از هم جدا شده اند. در گذشته جملات ادبی بسیار به نویسنده وابسته بودند، به عنوان مثال مصرع معروف بی تو مهتاب شبی از آن کوچه گذشتم تبدیل به یک عبارت پرکابرد در ادبیات روزمره ما شده است. اما این جمله همراه با اشعار فریدون مشیری شخصیت پیدا کرد. این نویسنده و فعال رسانه ای گفت: نام مشیری در ابتدای امر بزرگتر از متن
کیارستمی از زبان کیارستمی
هرچه بیشتر داشت. اما از ده به بعد زن ها به سینمای کیارستمی برگشتند و هرسه فیلم بلند آخر او حول محور زن داستان می گردند. او در سال 78 در نشریه گزارش فیلم در گفت وگویی درباره زن در سینمایش عنوان کرده بود: نشان دادن زن به عنوان محمل عشق را دوست ندارم. دوست ندارم فکر کنند که زن برای این است که درباره اش شعر عاشقانه گفته شود یا دوستش بداریم یا دوستت بدارد. مفهوم زن به عنوان مادر یا بهتر بگویم
خواننده معروف از پزشکی تا خوانندگی ارکستر ملی ایران
/> محمد اصفهانی 14 تیر ماه سال 1345 در خیابان 17 شهریور تهران به دنیا آمد. اصفهانی در سال 1376 در رشته پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغ التحصیل شد. او با بهره مندی از مکتب محمدرضا شجریان و علی جهاندار موسیقی ایرانی آموخت. اصفهانی ابتدا با اجرای آثاری روی اشعار شعرای معاصر مانند فریدون مشیری و همچنین اجرای تیتراژ سریال، پا به عرصه خوانندگی گذاشت. او در سال 1373 به