سایر منابع:
سایر خبرها
17 زن و دختر از شیاطین پایتخت شکایت کردند
چکیده مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه روز گذشته به شرح زیر است: تابناک قصابی خرس قهوه ای برای خوردن گوشتش+تصاویر همشهری لو رفتن دزدان ورزشکار هنگام تقسیم اموال سرقتی ایران اعتراف هولناک مردان خشن در قتل گروگان جام جم 17 زن و دختر از شیاطین پایتخت شکایت کردند چکیده مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه روز گذشته به ش
پایان دادن به اسلام محمدی!
: کیستی؟ گفتم: مردی عربم. سوگند به خدا بیش از آن کنجکاوی نکرد و سپس به من گفت: از مردمی که پشت سر نهادی بگو. گفتم: از مرد دانایی پرسیدی. دل مردم با توست، درحالی که برعلیه تو شمشیر می کشند. (16) 3. تملک مشروعیت به دست آوردن حاکمیت قدم نخست نقشه راه حکومت اموی بود. آنان با قبضه قدرت و تصاحب جُند عراق درصدد تملک مشروعیت برآمدند و با استفاده از عنوان خلافت اسلامی مشروعیتی برای اعمال
حادثه ها
: کارآگاهان پلیس متوجه شدند این زوج مسن با تشکیل صندوق قرض الحسنه خانوادگی و پرداخت چند فقره وام، اعتماد خانواده ها و اقوام را به این صندوق جلب کرده اند و با سرمایه دو میلیاردی صندوق، از محل متواری شده اند. سرهنگ خالقی ادامه داد: با تلاش شبانه روزی مأموران پلیس آگاهی، مخفیگاه جدید دو متهم شناسایی شد و زن و شوهر کلاهبردار که 50 و 55 ساله هستند، دستگیر و به اداره پلیس منتقل شدند. وی افزود: متهم اصلی
عملیات ویژه پلیس برای انهدام شبکه های زورگیری
در شهریار رها کردند و متواری شدند . در ادامه پرونده های مشابه تشکیل و مشخص شد سارقان از سه نفر دیگر نیز به همین شیوه در مسیرهای مارلیک به شهریار و قرچک به سمت سه راه افسریه زورگیری کرده اند. با آغاز تحقیقات پلیس و شناسایی محل تردد متهم اصلی پرونده در مارلیک، محل اختفای وی تحت کنترل قرار گرفت و مأموران پس از اطمینان از حضور متهم در منزل، در عملیاتی ویژه سارق را به نام آرش دستگیر کردند و در
پایان سال ها زندگی مخفیانه قاتل فراری
کتک خوردن پدر من توسط او را طراحی کرد و درواقع مقتول هیچ تقصیری نداشت .متهم به قتل در ادامه اعترافاتش گفت: بعد از فرار مدتی در کوه های اطراف کرمانشاه سرگردان بودم، بعد از آن از ترس دستگیری به اراک رفتم و مدتی در آنجا پنهانی زندگی می کردم، سپس راهی اسلامشهر شدم و بعد از مدتی نیز به شهریار رفتم. مرتب محل زندگی ام را تغییر می دادم تا پلیس نتواند ردی از من پیدا کند، در تمام این مدت از اسامی جعلی
بخشش عامل قتل در جشن عروسی
شرق: اولیای دم جوانی که توسط شوهرخواهرش به قتل رسیده بود با حضور در دادسرای جنایی تهران اعلام کردند از خونخواهی گذشت می کنند. پرونده این قتل تابستان سال 89 با اعلام خبر کشته شدن جوانی به نام میثم با ضربه چاقو تشکیل شد و وقتی مأموران، تحقیقات خود را آغاز کردند متوجه شدند عامل جنایت، شوهرخواهر مقتول به نام داود است. پدر مقتول در جریان تحقیقات به مأموران گفت: دخترم و شوهرش با هم اختلاف داشتند
برادرکشی به خاطر اختلاف قدیمی
چاقو ضربه ای را به برادر بزرگ ترم وارد کردم که به قلبش اصابت کرد و باعث خونریزی شدید و مرگ او شد. من واقعا قصد انجام قتل نداشتم و فقط می خواستم برادرم را بترسانم تا مرا تحت فشار نگذارد . مراد بعد از اعتراف به جرمش به صحنه قتل منتقل شد و صحنه جنایت را بازسازی کرد. او درحالی که به شدت می گریست، بار دیگر از قتل برادرش ابراز تأسف کرد. متهم درحال حاضر در زندان منتظر جلسه محاکمه است.
تجاوز مرد کارتن خواب به دو پسر جوان
این راه کشاند. برای تهیه پول خرید شیشه تصمیم گرفتم دست به زورگیری و سرقت بزنم به همین خاطر یک چاقو تهیه کردم و نقشه ام را به اجرا گذاشتم. تحت تأثیر توهم ناشی از مصرف شیشه در حین زورگیری وسوسه شدم و 2 پسر جوان را مورد آزار و اذیت قرار دادم. با اعترافات تکان دهنده این متهم پرونده جهت تحقیقات بیشتر و شناسایی قربانیان احتمالی این مرد در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفت. مرجع: شهروند
17 زن و دختر از شیاطین پایتخت شکایت کردند
ربودن و آزار و اذیت زنان اعتراف کردند. همزمان با اعترافات متهمان و انتشار چهره آنها در رسانه ها 9 زن و دختر جوان به دادسرا و پلیس آگاهی مراجعه و دو پسر شیطان صفت را شناسایی کردند. 2 پسر شرور کابوس شب و روزم هستند نیوشا 20 ساله آخرین قربانی دو پسر شیطان صفت است که از لحظات دلهره آور آن روز می گوید. گفت وگویی را با او انجام دادیم که می خوانید: از روز حادثه بگو؟
قتل دوست صمیمی با قابلمه
زمین افتاد و بیهوش شد. بعد از مدتی متوجه شدم کشته شده. خیلی ترسیده بودم برای همین فرار کردم. متهم ادامه داد: پس از چند ساعت با دامادم تماس گرفتم و موضوع را تعریف کردم. او خواست خودم را تسلیم کنم. من هم به کلانتری گلبرگ رفتم و ماجرا را تعریف کردم. با ثبت اعترافات متهم، پرونده برای رسیدگی در اختیار قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. اولیای دم تقاضای قصاص قاتل را
زنی که شوهرش را به آتش کشید
، ماموران پلیس و قاضی پرونده صحنه جنایت بازسازی شد. غلامزاده ابراز داشت: متهمان اعتراف کردند که شبانه 10 عدد قرص خواب آور به مقتول خورانده و بین حالت خواب و بی هوشی او را به همراه یک گالن 20 لیتری بنزین داخل خودروی مبنی پاترول گذاشته اند. وی افزود: پسر جوان و همسر مقتول با خودروی پراید متعلق به پسر جوان پشت سر مینی پاترول حرکت کرده و پس از توقف در کنار جاده ای فرعی در 25
همسرکشی به دلیل اختلافات خانوادگی
اسلحه گلوله ای به او شلیک کردم. وقتی همسرم غرق در خون روی زمین افتاد، جلو رفتم و فهمیدم مرده است. به شدت ترسیدم و فرار کردم. تصور نمی کردم مدرکی علیه من وجود داشته باشد و قصد داشتم خود را با دروغ گویی تبرئه کنم . متهم به قتل، بعد از اعتراف به جرم خود به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و پرونده او در اختیار بازپرس جنایی قرار گرفت. بنابر این گزارش، درحال حاضر برای متهم قرار بازداشت صادر و وی روانه زندان شده است تا تحقیقات قضائی تکمیل شود. این در حالی است که اولیای ِدم مقتول با شکایت علیه دامادشان، خواستار مجازات او شده اند. ...
حوادث کوتاه از کشور
دلایل و مدارک موجود، به جرم خود مبتنی بر قتل ن 55 ساله اعتراف کرد و برای ادامه تحقیقات و روند قضائی پرونده به استان کرمانشاه منتقل شد.وی ادامه داد: قاتل اعتراف کرد که پس از ضرب و جرح پدرم توسط مقتول و به استناد سخنان پدرم، در پی یک انتقام جویی شخصی با تهیه سلاح و کمین در مسیر عبور این فرد، با شلیک چند گلوله او را از پای درآورده و اقدام به فرار کردم اما بعدها مشخص شد که موضوع ضرب و شتم پدرم کار مقتول نبوده و فقط به عنوان پاپوشی برای انتقام جویی از اقوامم از نامبرده صورت گرفته است.
دسیسه زن 24 ساله برای قتل شوهر
به گزارش کرج رسا ، روز یکشنبه، کارگر جوانی که از صبح زود برای کار به مزرعه ای در یکی از روستاهای شهرستان آق قلا در استان گلستان رفته بود با جسد مرد جوانی روبه رو شد که داخل مزرعه افتاده بود. مرد جوان وحشتزده ماجرا را به پلیس خبر داد و دقایقی بعد تیم تحقیق راهی مزرعه شد. مقتول جوانی حدودا 32ساله بود که ضرباتی که با جسمی سخت به سرش وارد شده بود، باعث مرگش شده بود. با روشن شدن هوا، مأموران از مردم
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
، سید جلیل هوای همه دوستانش را داشت و مدام شلیک می کرد تا همه به سلامت از آن منطقه عبور کردند ولی در نهایت خودش شهید شد. بچه من را نشانه گرفتند و به سرش شلیک کردند. وقتی خبر شهادت سید جلیل را شنیدید... عروس من (همسر سید جلیل) می داند که من اصلا گریه نکردم. بچه ام غیرتی بود و می دانستم که اصلا خوشش نمی آید من گریه کنم. من افتخار می کردم که فرزندم را در این راه فدا کردم. روایت
کنجکاوی فرد را به دام مرگ کشاند!
به چه هدفی وارد باغ های اطراف شده او را تعقیب می کرده و پس از آنکه فرد معتاد متوجه این امر می شود، وی را با وارد کردن ضربه چوب به سرش به قتل می رساند.سرهنگ نظری خاطرنشان کرد: پلیس پس از اطلاع از موضوع و بررسی علل حادثه مشخص شد هیچ اختلاف قبلی خاصی بین قاتل و مقتول نبوده است با تشکیل پرونده در این خصوص، قاتل را به مراجع قضای معرفی کرد.
میهمان سرزده؛ عامل قتل زن جوان
ساعت 17یکشنبه به مأموران کلانتری تهرانسر خبر رسید که زن 36ساله ای در خانه اش با ضربات چاقو مجروح شده که پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده است. ماموران همراه با بازپرس احمدبیگی کشیک جنایی تهران راهی محل جنایت که ساختمانی 2طبقه در غرب تهران بود شدند. تنها شاهد حادثه دختر 6ساله مقتول بود. به گفته این دختر بچه زمانی که او همراه مادرش در خانه مشغول استراحت بودند زنگ خانه شان به صدا
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت/ رفتار جلیلم را امروز با افرادی مقایسه می کنم که بیت المال را هدر ...
سید جلیل را شنیدید... عروس من (همسر سید جلیل) می داند که من اصلا گریه نکردم. بچه ام غیرتی بود و می دانستم که اصلا خوشش نمی آید من گریه کنم. من افتخار می کردم که فرزندم را در این راه فدا کردم. روایت های متعددی را از شهادت جلیل برایم تعریف کردند می گفتند پیکرش را کوسه ها خورده اند، برای همین خیلی ناراحت شدم و می گفتم خاک بر سرم، یعنی بچه من را کوسه ها خوردند و حتی استخوانی هم از او باقی
جنایت بعد از قرار پیامکی
آلود را در سفره یکبارمصرف پیچیدم و داخل گونی گذاشتم سپس با کمک همسرم جنازه را در صندوق عقب ماشین مقتول گذاشتم و خودرو را در پارکینگ عمومی رها کردم . متهم به قتل همچنین در مورد آلات قتل که میله فلزی و چاقو بود نیز گفت: همان شب آنها را در سطل زباله انداختم .در ادامه تحقیقات، زن جوان که مزاحمت مقتول را به شوهرش خبر داده بود، مورد بازجویی قرار گرفت و ابتدا همین ادعا را مطرح کرد اما در ادامه
نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان
اسامه بن زید برای جنگ با بنی ضمره فرستادند. اسامه به اسلام آوردن یکی از اهالی این قبیله توجّهی ننمود و وی را به قتل رسانید. همراهان اسامه ماجرا را به پیامبر اکرم (ص)گزارش دادند و گفتند: ای رسول خدا! ندیدی که اسامه چگونه مردی را که می گفت: لا إله إلا الله محمّد رسول الله به قتل رسانید! پیامبر(ص) وقتی این گزارش را شنیدند خطاب به اسامه فرمود: با لا إله إلا الله ، چه کردی؟! اسامه گفت: ای رسول خدا! آن مرد
پشت پرده کودتاهای یک قرن اخیر
. روز 6 مارس 1853 رابرد هرز در مقاله ای که تحت عنوان THE DESTRACTION OF THE CALIFORNIAN INDIANS در روزنامه DAILY ALTA منتشر کرد خبر داد از امروز به بعد سرخ پوستان آمریکایی آماده بریده شدن سر (سربریده شدنی که از آن دوره تا به امروز به انحای مختلف دست به دست شد تا در قرن بیست ویکم این سیاست را داعش ادامه دهد ) قتل با تفنگ یا کشتار با آبله شوند. سرمقاله نویس روزنامه san Francisco
مهاجمان موتورسوار مرد 60 ساله ای را پس از تعقیب کشتند
مرد 60 ساله ای با ضربات چاقوی مهاجمان ناشناس در مشهد به قتل رسید . ساعت حدود 19 شب یکشنبه گذشته مرد 60 ساله ای خودرواش را در حاشیه یکی از خیابان های مشهد پارک کرد و هنگامی که قصد داشت وارد منزل خواهرش شود ناگهان مورد هجوم 3 جوان نقابدار قرار گرفت. مهاجمان موتورسوار که در تعقیب مرد 60 ساله بودند با انگیزه نامعلومی او را با ضربات چاقو مجروح کردند و از محل گریختند.دقایقی بعد
متهم: نمی توانستم بیکاری را تحمل کنم
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز 27 مهر ماه سال 89 بود که مرد میانسالی به نام جمشید راهی کلانتری 147 گلبرگ شد و گفت یکی از دوستانش را در خانه اش به قتل رسانده است. با حضور مأموران پلیس و بازپرس در محل، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و جمشید مورد تحقیق بیشتر قرار گرفت. او گفت هنگام مشاجره با دوستش با قابلمه به سر او ضربه زده که منجر به فوت وی شده است. پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات در دادگاه کیفری استان
سوزانده شدن پیکر فرمانده سپاه سردشت توسط ضدانقلابیون/ همیشه می گفت: "من خدمتگزارم"
ای علیه کوموله و دمکراتها و منافقین منطقه کردستان ترتیب دادند، ولی به علت نرسیدن تعمدی مهمات به دستور بنی صدر او به اتفاق 40 تن از همرزمانش و برادر کوچکش عباس در کمین دشمن گرفتار و سپس به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و به آرزوی دیرینه خود رسیدند. اما این پایان ماجرا نبود و پیکر شهید به دست دشمن افتاد و آنها به جسم بی جان شهید علی اصغر هم رحم نکردند و آن را سوزاندند. بعد از گذشت 5 روز
تسویه حساب خونین دوست صمیمی با پرتاب چاقو
روز نو : دوم مهرماه سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند و با حضور در محل حادثه در شهرک واوان به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که پسر جوانی با ضربه چاقو به قتل رسیده است. مادر مقتول در جریان تحقیقات به ماموران گفت: دو نفر از دوستان پسرم امروز به خانه ما آمدند و پس از درگیری یکی از آنها با چاقو ضربه ای به پسرم زد و فرار کرد.
خواندنی هایی ازبازطراحی واحداطلاعات سپاه
آمیز بود. با نفوذ یکی از بچه ها به جای فردی که از خارج آمده بود، عملیات را انجام دادیم. او را دستگیر کردیم و این جوان را به جای او به جنگل فرستادیم. کار بسیار خطرناک و آن جوان کسی بود که قبل از انقلاب با خانواده اش ارتباط داشتم. نسبت به ما جوان بود و از نظر عاطفی خیلی او را دوست داشتم، چون بچه پاکیزه و با شهامتی بود. واقعاً علاوه بر تکنیک ها، با دعاها خدا خیلی کمک مان کرد که آن عملیات را انجام
ناله های قنوتشان گوش فلک را کر می کرد
را به اسکله بستم و مشغول راه رفتن شدم که دیدم چند لحظه بعد یک غواض با لباس خیس در حال آمدن به سمت من است و دیدم که همین علی شیبانی است. از ویژگی های ممتاز بچه های غواص مظلومیت آنها بود. یادم هست بعد از یکی از عملیات ها بچه ها خیلی خسته بودند و من از موتوری گردان درخواست ماشین کردم تا بچه ها را برای استراحت و مرخصی به خرمشهر ببرد. بعد از چند ساعت دیدیم که یک کامیون کمپرسی برایمان فرستادند و بچه ها
از سیاست رهایی نداریم
این روزها از میدان جامعه شناسی ایرانی صداهای امیدوار کننده ای به گوش می رسد. از همان فردای انتخابات 92 وقتی که جامعه شناسان به طور جدی به تحلیل جامعه شناختی رفتار انتخاباتی مردم پرداختند و تا همین امروز که نسبت به رویدادهایی مثل مرگ موسیقیدان جوان واکنش نشان داده اند، به نظر می رسد بحث های ایشان از مباحث انتزاعی مربوط به فلسفه علوم اجتماعی یا نقدهای گاه و بیگاه سیاسی فراتر رفته و امر اجتماعی را
سرنوشت مردی که با قابلمه دوستش را کشته بود ختم به خیر شد
مهرماه سال 89 مردی به نام علیرضا در حالی که پریشان و آشفته بود، به کلانتری 147 گلبرگ رفت و با صدای لرزان گفت دوستش ابوالقاسم را به قتل رسانده است! بلافاصله اکیپی از مأموران برای بررسی ادعای این مرد به خانه ای در نارمک رفتند و با پیکر بی جان ابوالقاسم روبه رو شدند. علیرضا در بازجویی ها گفت: من با ابوالقاسم دوست بودم و از یک سال پیش وی را می شناختم. دوستی ما نیز از اینجا آغاز
کشته سازی برای اهداف استعماری; از بوسنی تا سوریه
مقامات و رهبران جهان در مراسم بیستمین سالگرد کشتار سیستماتیک مردم بوسنی می پرسد ، چگونه آن فاجعه رخ داد؟ چگونه جوخه های اعدام صربهای بوسنی توانستند بدون هیچ مانعی بیش از هشت هزار مرد و پسر را ظرف چند روز بیخ گوش نیروهای سازمان ملل که قانونا مسئول حفاظت از قربانیان بودند، قتل عام کنند؟ چه کسی سربرنیتسا را که از طرف سازمان ملل ناحیه امن اعلام شده بود، تحویل جوخه های مرگ داد و چرا؟ طی دو دهه