سایر منابع:
سایر خبرها
این 18 نفر
نجف آبادی یعنی کار و کار و کار. او که هشت سال خانه نشین بود و به پرورش شترمرغ می پرداخت با روی کار آمدن دولت روحانی دوباره به کابینه بازگشت تا مثل همیشه بی سروصدا فقط کار کند. اولین اقدام او راستی آزمایی آمارها و ارقام بخش کشاورزی (که به دروغ ا علام می شد) و اصلاح و نهایی کردن آن ها و برنامه ریزی بر اساس این آمار به جای آمارسازی بود. اقدام دوم اش اجرای قوانین مصوب مجلس که بلاتکلیف بودند
اجازه ندهیم شهدا در روزنامه ها دفن شوند/ شهید احدی، چمران بسیج است/ بگو ببارد باران بر اساس واقعیت است
من به قدری اخلاق حسنه داشت و حتی یک کلمه در پاسخ به پدر بی احترامی نمی کرد که رضایت آن ها را جلب می کرد. او هیچگاه جلوی پدر سر بلند نکرد و در نوشته هایش یک چیز را از همه مهم تر می دانست و آن نکته حرف امام (ره) بود که می گفت نباید روی زمین بماند. احمدرضا نمونه ولایتمداری بود. احدی با طرح این سوال که امروز ما چه وظیفه ای داریم، عنوان کرد: ما امروز به عنوان خانواده های شهدا دغدغه هایی
ترامپ احمق است، اما نباید مهارتش در حماقت را دست کم گرفت
بهره گرفت تا اولین مصداق باشد از رئیس جمهور به مثابۀ برند. و با کشور ایالات متحده و این سیاره همان کاری را بکند که اولین بار با برج هایِ بلندِ طلایی اش کرده بود: نامش و هر چیزی که این نام تداعی گر آن است را همه جای آن ها بکوبد. کلاین نیروی دیگری را هم مشخص می کند که در پیروزی چهل وپنجمین رئیس جمهور دخیل بوده است. کتاب دکترین شوک3 او که در سال 2007 منتشر شد، استدلال می کند که سرمایه
گزارشی از زنان بهبود یافته کارتن خواب
باشیم. با خوشحالی می گوید: مصاحبه ام چاپ بشود می توانم خودم دیگر روزنامه بخوانم و این یعنی من خوشبخت هستم. آرزوی مادر و پسر بهبود یافته همه چیز از یک دندان درد شروع شد. هیچ وقت فکر نمی کردم دندان درد 14 سال پیشم باعث شود کارتن خواب شوم. الناز امروز مادر سه فرزند است و بیش از یک سال و 10 ماه است که پاک است. به قول خودش از مواد و تمام سختی ها پاک است. پسر پنج ساله اش را در
قتلی که مرتکب شدم مثل یک انفجار خانواده ام را نابود کرد
قتل و این سال ها را می خوانید. ماجرای قتل را تعریف کن. مقتول همسایه و رفیق من بود، به عنوان میانجی وارد دعوا شد که اشتباهی چاقو به او خورد و کشته شد، بعد هم خودم را معرفی کردم. دو سال اول خانواده مقتول هم قبول داشتند که قتل بر اثر یک اشتباه بوده. پس از آن محاکمه اول در شعبه دادگاه پرونده ام به شعبه 37 دیوان رفت و دیه صادر شد. اما بعد از دو سال، نمی دانم چه شد که خانواده مقتول وکیل
ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم "علیه السلام"
عقبة بن قیس بود. حضرت عبدالعظیم از همسرش به نام خدیجه بنت قاسم بن حسن بن زید که دختر عموی خویش بود.[5] پسری داشت به نام محمد که وی نیز همانند پدر بزرگوارش فردی زاهد و شریف بود[6] و دختری داشت به نام ام سلمه که همسر محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن گردید.[7] و به طور قطع زندگانی وی مصادف بود با ایام زندگانی دو امام معصوم یعنی امام جواد و امام هادی علیهما السّلام . و از طرف آن بزرگواران شدیداً مورد
سرگذشت نشر؛ از فروش قسطی تا کتاب تستی
فرزانه ابراهیم زاده: ایده کتاب تاریخ شفاهی کتاب را آن طور که نصرالله حدادی در مقدمه کتاب می گوید، سیدفرید قاسمی در شهریور 1393 در مقابل خانه کتاب داد. او که سابقه همکاری با قاسمی در کتاب هفته را در صفحه راسته کتابفروشان داشت، این پیشنهاد را پذیرفت و به سراغ ناشران قدیمی و صاحب نام رفت. 20 گفت وگو با 20 ناشر در این کتاب چنین شکل گرفت؛ گفت وگوهایی که دنبال کردن آن، مرور تاریخ چاپ و نشر ایران از
نگاهی به زندگینامه مهدی آذرایزدی در روز ادبیات کودک و نوجوان
به گزارش خبرگزاری کودک و نوجوان ، آذریزدی سال 1301 شمسی در خرمشاه از توابع یزد در یک خانواده جدید الاسلام به دنیا آمد. خانواده او جزو خانواده های جدیدالاسلام ها بودند. آنها قبلاً زرتشتی بودند و سه چهار نسل پیش مسلمان شدند. او مختصر خواندن و نوشتن را در خانه از پدر و قرآن را از مادربزرگ فرا گرفت و در 14 سالگی همراه با کار رعیتی و یا شاگرد بنایی مدت یک سال و نیم صبح های تاریک به مدرسه
دخترانی که قربانیان قاچاق جنسی در آمریکا هستند + عکس
ساختن جامعه او را حمایت کند. اسنو در جریان دادگاه بارها از قاضی پرونده پرسیده که آیا این سزای اعتماد او به یک مرد به نام عشق بوده؟ آیا یک زن نمی تواند در آمریکا با خیال راحت زندگی کند و پا در خیابان بگذارد؟ آیا حق او 8 ماه تمام در فاحشه خانه زیستن و دوری از آغوش امن و گرم خانواده بوده است؟ در سال 2016 بود که اسنو برنامه مقابله با قاچاق جنسی موسوم به بازی تمام شد را بنیان نهاد. او در
گزارشی از میزگرد کودک آرمانی والدین ایرانی در عصر ارتباطات
وام گرفته اند اصلا نویسنده نیستند. به عنوان کسی که در فعالیت این مرکز دخیل است به شمار می روند. نویسنده ای بود که کتاب آموزش اعداد از 1 تا 9 را از اینترنت کپی کرده بود. نام 8 نفر را پای آن درج کرده بود. از یکی از آنها پرسیدم این کتاب با این محتوا چطور 8 نویسنده دارد. گفت: چون می خواهم از طریق صندوق بیمه شان کنم اسمشان را پای کتاب آورده ام. ما یک صنف درست و درمان نداریم. 2 سال است قرار
فوران شور زندگی در روزگار کهنسالی
به غذا خوردن و استراحت بسنده می کردند و خبری از برنامه های تفریحی برایشان نبود و هر روز مرگ را انتظار می کشیدند. همیشه تصور می کردم وقتی انسان پیر می شود نزد خانواده عزیز خواهد بود اما در اینجا متوجه شدم که بسیاری از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و زنان و مردان سالخورده از سوی خانواده هایشان طرد می شوند. اردیبهشت سال گذشته همراه با جمعی از دوستان که عشق ورزیدن را خوب می دانستند، شروع به کار
پرونده ویژه خاطره بازی؛ دهه شصتی ها/وقتی که بچه بودم...
خاطره انگیز باشد. با این حال، حتی وقتی پدر و مادرهای قدیمی تر و متولدین دهه های دیگر هم آنها را بخوانند یا بشنوند، نمی توانند به ساد گی جلوِ ابراز احساساتِ خود را بگیرند و فوری نسبت به آنها واکنشِ عاطفی نشان می دهند. می توانیم مثال های بیش تری بیاوریم؛ جمله ها، ترانه ها، سرودها، نام ها، بازی ها، برنامه ها و خیلی چیزهای دیگر که شما را به گذشته دوری پرتاب می کند، به سی سالِ پیش و قول می دهیم با مرور
پسرم، تکیه گاه پدرت باش
چاپ ایمیل یکی از دبیران ادبیات می گفت این روزها بدجوری از این نسل جدید درمانده شده ام. سال های پیش وقتی درس لیلی و مجنون داستان این دو دلداده را تعریف می کردم قطره اشکی از حسرت بر چهره دانش آموزان جاری می شد یا به مرگ سهراب که می رسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی بر چهره دانش آموزان نقش می بست. همیشه قبل از عید اگر برای سرایدار مدرسه از بچه ها عیدی طلب می کردم خیلی ها داوطلب و پیش
از تبار مظلومان
اعلا رسیدیم و سرانجام عقد اخوّت خواندیم. در تمام این مدت آشنایی و برادری همیشه هم مباحثه بودیم، در همه سطوح تحصیلی، از مقدمات تا خارج. دو بار به خاطر دوستی با ایشان، سفر تبلیغی به املش داشتم و در آنجا در منزل پدر بزرگوار آن مرحوم بودیم. وقتی که ایشان در فردوس خراسان در حال تبعید بودند به دیدنشان رفتم. آیت الله ربانی املشی در مورد دوستان دوران طلبگی خود عنوان می دارد: در دوران طلبگی
خودکشی جوانان فرجام های نافرجام
را علت خودکشی خود عنوان کرده و در آن اسم شخص خاص و یا مشکلات خانوادگی را عنوان نکرده بود و این گونه امتحانات سال 95با خودکشی دختر 16ساله به پایان رسید. او 18خرداد ماه پس از امتحان ادبیات فارسی و گرفتن عکس یادگاری با دوستان و معلمان خود در سرویس بهداشتی مدرسه خود را به دار آویخت. از این گونه موارد در سال های تحصیلی گذشته نیزبه ازدیاد دیده شده است و این آمار در سال 94 به اوج خود رسید مثل
کیارستمی؛ نابغه ای که از نو باید شناخت
ایران آنلاین / شامگاه چهاردهم تیرماه با خبری نفس بر و تلخی بی پایان آغاز می شود؛ عباس کیارستمی در پاریس درگذشت . در ایام تعطیل پیش رو و چراغ خاموش رسانه های مکتوب، هضم خبر و درک نبود او بر شانه شبکه های اجتماعی سنگینی می کند. پیام های تسلیت از سوی سیاستمداران نام آشنا، چهره های آشنای ورزش و اهالی فرهنگ و هنر از سراسر دنیا مخابره می شود و هر بار با هر پیام زخم یک سؤال مطلق و ابهام مکرر از یک برهه
یوسا سرانجام از مارکز سخن گفت/ پنجاه سالگی صد سال تنهایی
را برای خانه سبز دریافت کرد و مارکز همان سال صد سال تنهایی را منتشر کرده بود. وی گفت: یک همدلی بین ما به وجود آمد و با هم دوست شدیم . دیدار بعدی در دانشگاه مهندسی لیما رخ داد که به گفته یوسا او مصاحبه ای با همکار کلمبیایی اش در محل عمومی دانشگاه ترتیب داد و این مصاحبه بعدا به صورت غیرمجاز چاپ شد. یوسا درباره مارکز گفت: او در دیدار با عموم عبوس و غیرمعاشرتی و خجالتی بود و وقتی شروع به