سایر منابع:
سایر خبرها
مرتضی آقاتهرانی؛ مرد شماره یک پایداری ها
نیمه جان به ابرها نمی رسد و از جای شان تکان نمی خورند، درست شبیه خاطره هایی که حریف خطوط چهره مرد شماره یک پایداری ها نمی شوند تا پایداری هم در کلامش هویدا باشد و هم در صورت و سیاستش. قرار گفت وگو را نه در دفتر کار یا خانه اش که در مسجد می گذارد و می گوید: همینجا در حیاط مسجد خوب است، می نشینیم. مرتضی، آقاتهرانی است اما ریشه و نسبش به اصفهان و جماعت سنگ تراش ها می رسد. با این حال، او به
امام صادق(ع) از منظر دانشوران اهل تسنن
از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود.هرگز نشد که به محضرش شرفیاب شوم، جز اینکه زیراندازی که زیر پایش گسترده شده بود، از زیر پا برمی داشت و زیر پای من می گستراند. مالک بن انس درباره زهد و عبادت و عرفان امام صادق (ع)می گوید: به همراه امام صادق علیه السلام به قصد مکه و برای انجام مناسک حج از مدینه خارج شدیم. به مسجد شجره که میقات مردم مدینه است، رسیدیم. لباس احرام پوشیدیم، در هنگام پوشیدن لباس
فرزند آیت الله جنتی در نجاری اش/ وانتم را دزدیدند، هنوز پیدا نشده + عکس
می دهند. ما هم می رویم انجام می دهیم. غیر از قم از کجا سفارش گرفته اید؟ از تهران هم بوده. تعجب نمی کنند پسر آیت اله جنتی در خانه شان کار نجاری می کند؟ خیلی ها وقتی روبرو می شویم به هیچ عنوان باورشان نمی شود. همان بهتر که باور نکنند. چرا باور نمی کنند پسر یک مسوول عالی رتبه مثل بقیه مردم امرار معاش می کند؟ خب! حتما از آقازاده ها
این جانباز را شناسایی کنید!
کارهایی روی بدن ما انجام دهد که مثلا" مشکلات ما کم شود. آن زمان الکترودی را داخل بدن ما کار می گذاشتند که با آن درد ما کم و زیاد می شد. اما دیگر پدر من اجازه نداد که آنها روی بدن من آزمون وخطا کنند. از بنیاد شهید که آن زمان آقای کروبی بود، آمدند و خواستند مرا به آسایشگاه ببرند. پدرم نگذاشت و گفت: مگه من مُردم! من خودم با افتخار نوکریشو می کنم! و مرا به خانه برد. فاش نیوز: خب در
پایان بی قراری ها پس از 31 سال
ازدواج دست من و خودش را روی قرآن گذاشت و گفت: این قرآن بین من و شما باشد که نه من به پدر و مادر شما بی اعتنایی کنم و نه شما به پدر و مادر من . طوری رفتار کرد که منافق خجالت کشید و رفت 3 ماه بعد از ازدواج مان باردار بودم، شبی از خانه پدرم به خانه خودمان می رفتیم. منافقی آمد جلوی ما، خواست تفنگ را درآورد، علی اکبر گفت: همسرم را نکشید، مرا بکشید، طوری رفتار کرد که منافق خجالت کشید و
امام روح الله از جام زهر نوشت
ولی عراق به حملات خود ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد. اما عراق موفقیتی بدست نیاورد و نهایتاً جنگ ایران و عراق در 29 مرداد 1367 پایان یافت. در ادامه نامه امام خمینی(ره) که به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه 598 در تاریخ 29 تیر سال 67 صادر کردند و دارای نکات و مسائل مهم است را می
بررسی بازی Aliens Drive Me Crazy: آدم فضایی ها روی زمین!
مانند و بی کیفیت دارد٬ بلکه آن پویا و زنده است و با پیاده شدن شما از ماشین تغییر رنگ می دهد و ناگهان محیط تاریک می شود و این امر سبب شده تا Aliens Drive Me Crazy حس و حالی ترسناک داشته باشد و کاربر واقعا تصور کند که درحال انجام ماموریتی بسیار مهم است! تفنگ های متعدد این گیم بسیار خلاقانه و نسبتا جدید هستند و قابلیت های بی شماری همراه خود دارند. شخصیت های منفی که بعضی اوقات در قالب یک ربات
گروهک های ضد انقلاب بارها پدرم را تهدید کرده بودند/ پدرم می گفت من راهی را که اننتخاب کرده ام، با تمام ...
به گزارش راهیان نور ، بانو نصرت رستمی فرزند پیشمرگ مسلمان کرد شهید غفار رستمی در گفت و گو با خبرنگار جهاد رسانه ای شهید رهبر، گفت: در روزهایی که مردم سنندج در راهپیمایی های مردمی علیه حکومت پهلوی شرکت می کردند، پدرم صبح زود از خانه بیرون می رفت و شب دیروقت به خانه می آمد، من و برادرم نیز در تمام این لحظات که صدای شلیک گلوله و درگیری مردم با نیروهای امنیتی رژیم پهلوی به گوش می رسید در خانه عمویم
ماجرای نخلی که در برابر امام صادق(ع) خم شد
منصرف خواهد شد. عبداللّه کاهلی می گوید: بعدها به کوفه رفتم با پسر عمویم راهی روستایی شدیم ناگهان درنده ای پیدا شد و در بین راه مقابل ما قرار گرفت. من آیة الکرسی را در برابر او خواندم و گفتم: عزمت علیک بعزیمة اللّه و عزیمة محمّد رسول اللّه و عزیمة سلیمان بن داوود و عزیمة امیرالمؤ منین و الائمة من بعده الا تنحیت عن طریقنا فلم تؤذنا فانا لا نؤذیک این دعا را که خواندم نگاه کردم دیدم سرش را جلو
مرعوب عادات جاری در جامعه نشوید
هنری و فرهنگی بسیاری در تاریخ هنر ایران شده است. رفتار و موقعیت شناسی اش و عملکرد او در برخورد با هنرمندان جوان و گمنام و همچنین هنرمندان پیشکسوت و نام آور به گونه ای بوده که او را در صحنه هنر کشور ماندگار کرده است. ایجاد بستر مناسب برای هنرمندان جوان و همراهی و همدلی با آنها در مواجهه با مصائب فرهنگی امروز کشور از نکات قابل توجه شخصیت اوست. گالری داران بسیاری در این عرصه وارد شدند و چند صباحی
ذره بین
نقشه مادر و دختر برای قتل پدر در یوسف آباد تهران رکنا| پسر نوجوان که ماجرای مرگ پدرش را یک حادثه معرفی کرده بود، در بازداشتگاه پرده از قتل پدرش از سوی خواهر و مادرش برداشت. ساعت 17:30 یکشنبه، 25تیرماه مأموران کلانتری 124یوسف آباد در جریان مرگ مرموز مرد 50ساله ای در خانه اش قرار گرفتند. زمانی که تیم های پلیسی در محل حاضر شدند با جسد پدر خانواده که از ناحیه سر هدف گلوله ساچمه ای اسلحه
خانه دوست همین جاست
زبان انگلیسی، به امور اقتصادی هم مشغول است، پسر دوم ایشان دکتر محمد علی جوادی – چشم پزشک متخصص پیوند قرنیه و مؤسس و مدیر عامل بانک چشم کشور – نیز علاوه بر انجام امور عام المنفعه، در حیطه چشم پزشکی اقدامات شایسته ای داشته و دارد و مهندس محمدرضا جوادی که با ایده ای متفاوت، نگرانی را از ذهن و دل جوانان روستای محمدآباد و مناطق اطراف زدوده است. حکیمی با بیان اینکه خوشبختانه طی سال های اخیر در
بیوگرافی ارنست همینگوی ، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات
. داستان پیرمرد و دریا از این جا شروع می شود که یک پیرمرد صید کننده ماهی به بدشانسی برمی خورد و هر روز که به صید ماهی می رود دست خالی بر می گرد در حالی که بقیه صیادان ماهی صید می کردند و کم کم پسرکی که با پیرمرد همراه بوده است پدر و مادرش او را از پیرمرو جدا می کنند به خاطر بدشانسی پیرمرد که ماهی صید نمی کند و در کنار صیاد دیگر مشغول به کار می شود. نکته قابل توجه داستان این است که پیرمرد هیچ وقت از
درددل های پدر پیر ملت
بگیرند و صحه بر آنهمه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند? حال، مسلمانان باور می کنند که زائران ایرانی برای اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام کرده اند و می خواهند کعبه را دزدیده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور کرده اند که سران آنها دشمنان واقعی امریکا و شوروی و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور می کنند. البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست
نقاشی همیشه مهجور بوده است
/> وقتی به سال 1356 نزدیک شدیم جنبش همگانی و خودجوشی در کشور به وجود آمد که دیگر به کسی فرصت نشستن در خانه را نمی داد و اجازه نمی داد که تماشاگر وقایع پیرامونی اش باشد. هر آدمی خودش را موظف می دانست که به صحنه بیاید و کاری بکند. همه ما دنبال خلق یک اتفاق بودیم. هیچ کس آن زمان به فردیت خودش فکر نمی کرد. همه می دویدند که به جمع برسند و ما بشوند. از منِ وجودی خود بیرون آمده بودند که ما را بسازند
نوری شگفت انگیز میان دو اقیانوس...
رابطه عمیق یک مادر و پسر کندوکاو می کند، در تبدیل شدنش به فیلم به خوبی توانست تمام ارزش ها و داشته های داستان تکان دهنده اش را به مدیوم جدیدش منتقل کند؛ چنان که وقتی در پایان ناگهان می بینیم که آنها با هیولایی شگفت انگیز ملاقات می کنند، یکی از تکان دهنده ترین صحنه های سینمایی سال های اخیر پیش چشم مان موجودیت پیدا می کند... وظیفه آمریکایی دیگر فیلم اقتباسی سال گذشته بود که از رمانی نوشته
ماجرای توهین شرم آور به روحانی از زبان خودش
خودم گذشت می کردم. دوست داشتم او زنده می ماند تا از نزدیک شخصیت یک روحانی را بشناسد. حرف های خانواده روحانی زخمی پسر روحانی زخمی هم درباره حادثه به خبرنگار ما گفت: 4 ساعت پس از گذشت حادثه از طریق سایت ها متوجه شدم پدرم در متروی شهر ری زخمی و به بیمارستان منتقل شده است. بلافاصله من و مادرم با تلفن پدرم تماس گرفتیم، اما کسی جواب نداد. خیلی نگران شدیم و به سرعت خودمان را به
مبارزانی از ایل شوهان
مورد توجه و تعقیب سازمان ساواک بودند. هر از گاهی افرادی که به زبان فارسی صحبت می کردند جهت دیدار و ملاقات با خلیفه کریمی نیاء به خانه ایشان در شهر کوت مراجعه می کردند و پسر ایشان یعنی عین الله که هیجده ساله، رشید و وزنه بردار بود، آن ها را پیش پدر خود می برد. در یکی از ایام تابستان 1351، چند نفری که به زبان فارسی صحبت می کردند به درب خانه آقای کریمی نیاء مراجعه کردند و خواهان دیدار و ملاقات
علی فلاحیان: سعید امامی خودکشی نکرد
کیست - و به کمیته مرکز بفرستند. این اقدام ثمرات بسیار خوبی داشت. یکی از ثمراتش این بود که کلا منافقین استقرارشان را از دست دادند و سازمان دستور خروج کامل داد که عمدتا به عراق رفتند. ظاهرا دوم آبان بود که دیگر ترورها هم قطع شد. چطور جزو موسسان وزارت اطلاعات قرار گرفتید؟ در آن زمان بحث بود که دیگر کمیته ها جمع شود. آیت الله مهدوی با این مسئله مخالف بود. خیلی جلسات متعددی بود که
مروری بر روزنامه های سه شنبه 27 تیرماه/ روحانی با حکم رهبر چه می کند؟ /تتلو را به پرچم اصولگرایی تبدیل ...
ماجرای همنشینی تتلو با برخی چهره های سیاسی اصولگرا از جمله حمید رسایی، نقوی حسینی و ضرغامی در جشن خبرگزاری فارس و واکنش اصولگرایان و اصلاح طلبان به آن از سوژه های خبری امروز 27 تیرماه برخی روزنامه های ایران است. آرمان امروز واکنش عباس عبدی به این موضوع با عنوان اصولگرایان تاج روی کلاه تتلو را ببینند چاپ کرده و روزنامه همدلی گزارشی با عنوان اصولگرایان از تتلو چه می خواهد منتشر کرده است. به گزارش تابناک، خبر بازداشت حسین فریدون و آزادی او پس از 24 ساعت و بستری شدنش در بیمارستان در روزنامه ه
اسیدپاشی در لندن، هفت تیرکشی در شیکاگو
اطمینان حاصل شود برای جلوگیری از حملات اسیدپاشی هر کار ممکنی انجام می گیرد. تا قبل از این نیز برای حملات شدید مجازات حبس ابد برای عوامل اسیدپاشی در نظر گرفته شده بود. در تازه ترین حمله که پنجشنبه شب رخ داده، پنج نفر که سوار موتور بودند در عرض 90 دقیقه هدف حملات اسیدپاشی قرار گرفتند. یک پسر 16 ساله در ارتباط با این حملات بازداشت شده است که به زودی در دادگاه حاضر خواهد شد. همزمان با افزایش
فرزندی در قامت لباس پدر شهیدش/کوتاه قامت اما بلند همت
می کرد، قاعدتاً مخالف حضور فرزندانش در جبهه نمی شد. حتی این اقدامش مشوق عموها برای حضور در جهاد می شد. دشمن وارد زندگی شان شده بود و اگر خانه شان تصرف می شد ناموسشان هم به اسارت می رفت. پس خون علوی در وجودشان باعث شد تا از اسلام، دین و کشورشان دفاع کنند و در آن شرایط سکوت معنا پیدا نمی کرد . شهید آدینه در چه عملیاتی حضور داشت؟ پدرم از همان اولین روزهای دفاع مقدس به جبهه رفت
پدرم استاد فرشچیان را نابغه می دانست/ رتبۀ اصلی را خدا به بنده اش میدهد
ساله بودم خیلی دلم می خواست استاد فرشچیان را ببینم. یک روز حاج دایی ام از تهران آمده بودند و گفتند بیایید به هنرستان برویم، وقتی رفتیم "استاد رستم" را نمی شناختم، رفتم و به ایشان گفتم که می خواهم استاد فرشچیان را ببینم، او گفت که آقای فرشچیان نیستند، این موضوع گذشت و من همینطور ناراحت بودم و گفتم خدایا من خیلی دلم می خواهد محمودآقا فرشچیان که پدرم اینقدر از او تعریف می کرد را ببینم. زمانیکه 34
مرگ یک زن در عملیات دستگیری زورگیران
2 پسر و یک زن پژوسوار وقتی به تعقیب مردی پرداختند تا نقشه سرقت و باجگیری از او را اجرا کنند، تصورش را هم نمی کردند که این ماجرا برایشان گران تمام شود. به گزارش همشهری، آنها برای پس دادن مدارک طعمه شان با وی قرار گذاشتند اما سرقرار با پلیس روبه رو شدند و در جریان فرار از دست مأموران زن جوان کشته و یکی از زورگیران زخمی شد. حوالی ساعت یک بامداد دیروز مرد جوانی به مقابل یک
مرگ ناخواسته پدر توسط پسر
دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. در تحقیقات پلیسی، کارآگاهان با حضور در محل تحقیق از پسر متوفی که در زمان وقوع حادثه به همراه پدرش تنها در خانه حضور داشت، پرداختند، پسر متوفی در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: قصد سفر داشتیم، پدرم از من خواست تا اسلحه [ بادی ] را برایش بیاورم تا آنرا امتحان کنیم؛ من یک ساچمه داخل تفنگ بادی
پیچیدگی های پیوند، عطش درونی ام را سیراب می کند
، مکتب خانه های قدیمی وجود داشت ولی مدارس نوین خیر، همه سعی می کردند در مکتب خانه خواندن و نوشتن قرآن و زبان فارسی را یاد بگیرند. حافظ سعدی و فردوسی می خواندند اما با آمدن معلم شیوه جدید آموزش تربیت هم راه خود را میان مردم باز کرد. ایشان از رضاشاه تقاضای معلم کرد و از همان موقع هم که این معلم آمد همه افراد محل را ملزم کرد پسر و دختر خود را به مدرسه بفرستند. این معلم آقای مجیدی نام داشت. ایشان چند
دستگیری یکی از متهمان تیراندازی در رامیان
سایت ها و کانال های خبری درباره بزرگ نمایی این حادثه گفت: این حادثه بر خلاف آنچه در برخی رسانه ها مطرح شد، درگیری مسلحانه نبود، بلکه فقط ضارب تفنگ داشت. وی اضافه کرد: در این حادثه یک نفر بر اثر برخورد گلوله ساچمه ای زخمی شد که پس از انتقال به بیمارستان و اقدامات درمانی، همان روز از بیمارستان مرخص شد و یک نفر دیگر هم که به علت پرت شدن از روی موتورسیکلت مصدوم شده بود، به زودی از بیمارستان