سایر منابع:
سایر خبرها
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
غربی و سازمانهای اطلاعاتی به ماجرا باز می شود. از طرفی تمام دلال های اسلحه تحت نظر سازمانهای اطلاعاتی در سایه عنایت آنها خرید و فروش می کنند. ایران برای تهیه تسلیحات مورد نیاز با منوچهر قربانی فر دلال اصلی معاملات تسلیحاتی ایران با غرب در ارتباط بود. هاشمی رفسنجانی نیز به عنوان فرمانده عالی جنگ در ارتباط مستقیم با جریانات مربوط به تهیه سلاح بود چنان که در مقدمه خاطراتش خود می نویسد: از اوایل سال
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
بودن نیروهای مهاجم دشمن، تقریباً ده برابر نیروهای مدافع و از کار افتادن ادوات در لحظات اوّل به خاطر استفاده دشمن از سلاح شیمیایی است. جلسه تا ساعت یک بعد از نصف شب طول کشید. به اهواز برگشتیم و دو سه ساعت خوابیدم. برنامه رضایی برای جبران شکست فاو / مخالفت هاشمی با پیشدستی در جنگ شهرها خاطره روز 31 فروردین سال 1367 صبح تیمسار حسنی سعدی [ فرمانده نیروی زمینی ارتش ] برای تعلیق دستور
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
اینکه طوری عمل کنید که باعث راحتی شود. بلافاصله ناصر مقدم عکس العمل نشان داده ، به ساواک تهران دستور می دهد که فعالیتهای او را تحت نظر بگیرند و مسافرتهای تبلیغی او را اطلاع دهند و اعمال و رفتارش تحت مراقبت کامل باشد. فشار ساواک به گونه ای افزایش می یابد که دستور مراقبت از سخنرانی او در دانشکده الهیات مشهد که به دعوت رئیس دانشکده صورت گرفته بود نیز صادر می شود. سال 1352 را نیز
فن آوری هسته ای را جهانی کنیم/ بابک زنجانی های خارجی در کمین دلارهای ایرانی
انجام گرفت؛ تا قبل از شروع جنگ دوم جهانگیر، یهودیان آلمانی، کشورشان را با رعب و وحشت ترک کنند و به فلسطین مهاجرت کنند. رامین ادامه داد: حالا بعد از پنجاه سال بوندستاگ آلمان جلسه بزرگداشتی برای یادبود این حادثه برگزار کرد؛ هاینس گالینسکی، رئیس وقت شورای مرکزی یهودیان آلمان، اصرار داشت که باید او سخنران ویژه این اجلاس باشد؛ اما فلیپ ینینگر، رئیس وقت پارلمان با وی مخالفت کرد و خودش سخنرانی
70 سال با شورای امنیت؛ از شکایت تقی زاده تا توافق ظریف
قطعنامه 2231 شورای امنیت، جواد ظریف نیز در توئیترش نوشت: ایران طی 35 سال گذشته هرگز رفتار منصفانه ای از شورای امنیت ندیده است. منتظریم تا شواهدی دال بر تغییری اساسی که در قطعنامه امروز وعده داده شده مشاهده کنیم. در تاریخ 70 ساله شورای امنیت، 35 سالش ایرانیان با خاطره ای خوش از شورای امنیت خارج شدند و در 35 سال دیگر هر آنچه در خاطره ایرانیان از شورای امنیت مانده، تلخ و سنگین بود. باید دید
فرمانده ناجا: حادثه تلخ کهریزک باعث بیداری پلیس شد
در برابر آن حادثه زبانی جز عذرخواهی نداریم و تنها قادر به جبران بخشی از آثار تلخ آن هستیم. فرمانده ناجا ادامه داد: داستان تلخ کهریزک باعث بیداری در پلیس شد و پس از آن ما به سمت توجه بیشتر به حقوق شهروندی پیش رفتیم. احمدی مقدم افزود: بحث حقوق شهروندی پس از آن حادثه یکی از مطالبه های اصلی شورای عالی امنیت ملی بود و من در آن جلسه قول دادم که ظرف مدت 2 سال وضعیت بازداشتگاه ها و
نگاه های مختلف به حضور ظریف و صالحی در مجلس
کانون دوربین های خبرنگاران رسانه های مختلف قرار بگیرد در حد توان اکثر خطوط قرمز را رعایت کردیم هم بخشی از سخنان ظریف در جلسه ی علنی دیروز مجلس بود که در عنوان گزارش خبری روزنامه ی کیهان به نقل از وی برجسته شد. اقتصاد، صنعت، دانش و سیاست پس از توافق روزنامه های امروز تحلیل ها و یادداشت هایی را در خصوص تاثیر توافق بر حوزه های مختلفی مانند اقتصاد، صنعت، دانش و سیاست داخلی
گاف های ظریف در مجلس/ تنابنده: از برخی شوخی ها احساس گناه می کنم
ها است یا برنامه دفاعی ایران؟! بی نظیر در تاریخ/ فابیوس و موگرینی در واگن اول سفر به تهران/ دولت مطالبات پس از توافق را برنامه ریزی کند/ پیروزی استادان اصلاح طلب در دانشکده حقوق و علوم سیاسی/ محسن تنابنده: در برابر برخی شوخی ها احساس گناه می کنم/ پایان متفاوت محسن تنابنده در گینس روزنامه اصلاح طلب شرق در گزارشی با عنوان " بی نظیر در تاریخ "، به روایت ظریف از توافق هسته ای در
بازخوانی پرونده عمارت عشرت آباد
که بار دیگر نشان داد سپاه همواره در تبعیت از قوانین و صیانت و حفظ حقوق مردم پیشرو و مقدم است. پرده ی آخر؛ و حالا فقط یک قدم مانده به پایان قصه ای که هر ورز غصه دارتر می شد و "عشرت آباد" را در خود فرو می برد، اجرائی کردن دستور فرمانده سپاه پاسداران، یعنی کاهش سازه های فلزی سبزرنگ مجتمع در حال ساخت که چیزی بیش از 30 متر و 14 طبقه را در حریم 70 متری بنای تاریخی "عشرت آباد" بالا رفته بود. براساس مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی این سازه حالا باید به 16 متر کاهش پیدا کند تا "عشرت آباد" دست کم باز هم به حالت گذشته بازگردد. پایان پیام/ پایان پیام/ 47 ...
در سازمان هواشناسی چه خبر است؟
از حادثه، مراکز هواشناسی هشدارهای لازم را داده بودند یا خیر، هیچ کدام پاسخ درستی ندادند. تنها یکی از مسؤولان آتش نشانی کشور بود که بصراحت اعلام کرد، هیچ هشداری به آنها داده نشده بود. بدیهی است اگر چنین می شد، پلیس راه باید جاده های پرخطر کوهستان مانند جاده چالوس را مسدود می کرد و امروز احتمالاً شاهد چنین تلفات تأسفباری نبودیم و هموطنان از دست رفته در کنار خانواده هایشان بودند. در تهران
جلاد عراق از آغاز تا پایان + عکس
عنوان محور شرارت نشان از پایان اعتبار بعثی ها نزد حامیان پیشین شان دارد. ریاض ابراهیم وزیر بهداشت دولت صدام حسین در پی بیان انتقادی کوچک در جلسه هیئت دولت در همان جلسه با شلیک گلوله از سوی صدام حسین اعدام شد صدام حسین در سال های پایانی حکومتش جهت جلب رضایت افکار عمومی اقدام به اعمال تغییراتی در سطح کشور نمود. وی اصرار زیادی داشت تا خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه
پیام تاریخی امام(ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 /اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر ...
را از افول ذلت به صعود عزت و شوکت همراهی نماید . بعضی افراد تا قبل از حادثه تلخ و شیرین حج در سال گذشته ، فلسفه اصرار جمهوری اسلامی ایران را بر راهپیمایی برائت از مشرکین به خوبی درک نکرده بودند و از خود و دیگران سؤال می کردند که در سفر حج و در آن هوای گرم چه ضرورتی به راهپیمایی و فریاد مبارزه است، و اگر هم فریاد برائت از مشرکین هم سر داده شود، چه ضرری متوجه استکبار می شود و چه بسا افراد
اعلام طوفان تهران از 10روز پیش در سایت های بین المللی
/> عذرخواهی و عزل مسئولان مقصر در حادثه سیل رحمت اله حافظی در تذکر پیش از دستور جلسه امروز شورای شهر تهران با توجه به بارندگی اخیر و حادثه سیل جاری شده در برخی از نقاط شمال غرب شهر تهران و استان البرز، اظهار کرد: وجود آمارهای ضد و نقیض از میزان تلفات و خسارات از سوی منابع مختلف از 12 تا 60 نفر مفقود، 8 تا 12 کشته، 200 تا 3 هزار نفر روستایی در محاصره سیل و 5 تا 60 خودروی گرفتار سیلاب، بیانگر
شهادت ارثیه خانوادگی
بودیم. یک دفعه مادرم گفت باید برویم شهر. به مادرم گفتم برای چه به آنجا برویم؟ و در پاسخ گفت که اسماعیل شهید شده است و دارند به داراب می آورندش. هر چه اصرار کردیم که اشتباه می کنی و بمان تا عزاداری کنیم قبول نکرد. زمانی که به شهر داراب برگشتیم برایمان نامه ای آوردند که دستنوشته برادرم بود. اما مادرم تا آن را دید گفت این خط پسرم نیست، من مطمئنم که اسماعیلم شهید شده است و این نامه کار دوستانش است
پایبندی به قوانین، بیش از کسی که سال ها قضاوت کرده!
شاید تیرماه یادآور هر حادثه خوب و شیرینی در ذهن خیلی هایمان باشد، برای بیشتر ما با یادآوری یک داغ گره خورده است؛ داغ رنج بی رحمانه ای که بعضی بر برخی جوانان وطن در کهریزک روا داشتند و موجبات بدرود حیات گفتن چند تن از ایشان را فراهم آوردند؛ داغ رنجی که اولیای دم آن شهدا امیدوارند داغ پیشانی مسببان این رویداد تلخ و امثالهم شود. به گزارش تابناک ، ششمین سالگرد جنایت رقم خورده در بازداشتگاه
نیمه شب در پاریس
اقوام نزدیک خانوادگی ما بود در نمایش مردم که توسط مرحوم نوشین اجرا می شد به عنوان بازیگر حاضر شدم. این نمایش احتیاج به چند تا بازیگر کودک داشت که من هم یکی از آنها بودم. این اولین برخوردم از رویارویی با تئاتر و پشت صحنه آن و تمرینات تئاتر بود. برای کودکی به آن سن و سال خیلی دنیای جالب و تازه ای بود وقتی می دیدم آدم هایی که با ظاهر شهری و امروزی سر صحنه تئاتر حاضر می شدند و با یک گریم و لباسی متفاوت
میزگردی داغ با موضوع قطعنامه
گرفت . در مناظرات انتخاباتی دیدید که آقای محسن رضایی به آقای ولایتی گفت مگر قرار نبود که کار بزرگی کنیم؟ مگر فاو را نگرفتیم، شما چه کار کردید؟ نقش سپاه و ارتش و فرماندهانشان به عنوان عناصر تعیین کننده در این کتاب نیامده، نظرات آقای رشید در سال 65 و بعد از عملیات کربلای 4 را نیاورده اید، نظرات آقای عزیز جعفری را نیاورده اید، مشروح جلسه شورای فرماندهی که متشکل از 17 فرمانده لشکر بود و من و
اظهارات حاشیه ای مسئولان در نماز عید فطر دیروز/احمدی نژاد، ضرغامی، عارف و... چه گفتند؟
توطئه های آنها را خنثی کرده اند که ان شاءالله اطلاعات آنها را در آینده خواهیم داد. مومنی جانشین فرمانده ناجا اسکندر مؤمنی جانشین فرمانده ناجا نیز گفت: امیدواریم که هیچ انسانی در تصادفات جاده ای کشور کشته نشود و هیچ خانواده ای در غم از دست دادن عزیزانش چشمانش اشکبار نشود. سردار سرتیپ اسکندر مؤمنی در حاشیه نماز عید سعید فطر در مصلای تهران در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار
مهتاب کرامتی: توقع ام بالا رفته! / 100 میلیارد دلار گم شد؟!/ آیا برجام، سیستم موشکی ایران را زمینگیر می ...
شهدای غزه بود!نزدیکی حماس به عنوان نهادی که عنوان حامی حقوق مردم فلسطین را بر دوش می کشد به آل سعود جز با تفکرات ایدئولوژیکی وهابی گری هیچ توجیه دیگری ندارد. در ادامه می خوانیم: اوایل سال جدید شمسی که حمله سعودی ها به یمن در صدر اخبار جهان قرار گرفت.این رویداد در نوع خود قابل توجه و تامل بود ولی بعد از در فضای سیاسی بحث کمک حماس به آل سعود در جنگ با یمن مطرح شد ولی در آن زمان هیچ یک از