سایر منابع:
سایر خبرها
تصادف عجیبی که زندگی راننده را زیرورو کرد
؟ خلبان تخلف کرده بود. او باید حداقل 50 - 100 متر بعد از جاده فرود می آمد. ضمن اینکه درحالی که تصدیق 2 شخصی نداشت، پرواز یک به او داده بودند. محل دقیق برخورد هواپیما با تاکسی شما کجا بود؟ محل فعلی وزارت راه. هواپیماها انتهای جاده نخریسی فرود می آمدند. آن موقع قصد داشتید کجا بروید؟ می رفتم رباط طرق دنبال زن و بچه ام. بالاخره پرونده
واژگونی خودرو یک سوم سوانح رانندگی در خراسان رضوی
. سرهنگ صفایی در ادامه از قابلیت ثبت سرعت متوسط خودروها توسط دوربینهای مستقر در جاده های خراسان رضوی خبر داد و افزود: در این صورت ترفند کاهش سرعت خودرو در محدوده استقرار دوربینها از سوی رانندگان میسر نخواهد شد. استان خراسان رضوی با 21 هزار کیلومتر جاده اصلی و فرعی، 120 کیلومتر آزاد راه و هفت هزار کیلومتر بزرگراه رتبه نخست حمل مسافر جاده ای و ریلی را در کشور دارد و از جمله استانهای دارای بیشترین بزرگراه محسوب می شود.3027/1858
برخورد پلیس اصفهان با 488 هزار تخلف سرعت
تک وسیله ای رخ می دهد که این آمار از میانگین کشوری بالاتر است . رییس پلیس راه استان اصفهان با بیان اینکه برنامه ما بر این است که توقف رانندگان را در طول مسیر سفر افزایش دهیم، تصریح کرد: در صدد هستیم که طرح ایستگاه های امنیت سلامت را در تمام مدت سال اجرا کنیم تا حداقل این ایستگاه ها در 10 نقطه همواره فعال باشند . وی با تاکید بر اینکه جان مردم، خط قرمز ماست، گفت: در حال حاضر در
جان مردم، خط قرمز پلیس راه اصفهان
اصفهان امروز: رییس پلیس راه استان اصفهان با تاکید بر اینکه با کسی رودربایستی نداریم و جان مردم، خط قرمز ماست، گفت: در حال حاضر در مسیرهای اصفهان- بهارستان، اصفهان-شاهین شهر و اصفهان- نجف آباد، ارائه خدمات حمل و نقل عمومی از سوی ناوگان اتوبوس رانی درون شهری انجام می شود که این کار خلاف قانون است. سرهنگ رضا رضایی افزود: پلیس راه بر اساس تبصره 3 ماده 14 قانون اخذ جرایم جدید این موضوع را به عنوان یک
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
35 درصد تصادفات اصفهان مربوط به بزرگ راه ها است
اصفهان وی در حوزه کنترل نامحسوس خودروها گفت: یک سری دوربین های سیار تیم های گشتی در جاده ها وجود دارد که در استان اصفهان به 80 دستگاه دوربین سیار جاده ای تجهیز است که سرعت خودروها را رصد می کند و سال گذشته نیز 49 هزار تخلف را ثبت کرده است. رئیس پلیس راه استان اصفهان در مورد فرهنگ سازی پلیس و رفع تخلفات تصریح کرد: تا کنون 5هزار کلاه ایمنی در روستاها بین موتورسیکلت سواران توزیع
تازه ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگری، قمه زنی ...
از طرق دیگر مانند تلفن، نامه و امثال آن نیز محقّق می شود. قطع رحم با خویشاوند معصیت کار 433٫ قطع رحم با خویشاوند معصیت کار جایز نیست مگر اینکه احتمال داده شود که ترک معاشرت با او موقتاً موجب خودداری او از گناه می شود که در این صورت به عنوان نهی از منکر، قطع رحم واجب می گردد. کمک به متکدّیان 434٫ اگر کمک به متکدیان، ترویج دروغ، بیکاری و تکدّی گری و تخلف از قانون
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
خاکریزها را با تیر تانک می زدند. با این حال شاید 17 تا 19 تانک را خودم زدم، حدود 10-15 تا دیگر هم بچه هایمان زدند. یگانی که سمت ما آمده بود، ضربه محکمی خورد وعقب رفت. بچه ها هم با فشنگ، عقبه پیاده شان را می زدند ولی متاسفانه سمت راست و چپ ما سقوط کرده بود و ما نهایتا مجبور شدیم بیاییم عقب. همه نیروها یا شهید شده بودند یا زخمی. یادم هست عراقی ها، محسن اسحاقی که بیسیمچی بود را در سنگر
چراغ های جلویی که عابران پیاده را شناسایی می کنند
کرده و به راننده کمک می کند به راحتی عابران پیاده را که ممکن است در حال عبور از عرض جاده باشند، شناسایی کند. قابلیت نور نقطه ای به هنگام حرکت از یک دوربین مادون قرمز روی گریل استفاده می کند تا حداکثر 8 عابر پیاده یا 8 حیوان بزرگ را در فاصله 393 فوتی شناسایی و ردیابی کند. این سیستم می تواند دو مانع را با نور مشخص کند؛ یک نقطه و یک خط روی جاده با چراغ های ال ای دی مشخصی که کنار چراغ های
خودروی پراید، رکورد دار حوادث جاده ای استان اصفهان است
سال گذشته 25 درصد افزایش نشان می دهد. سرهنگ رضایی افزود: از ابتدای سال تاکنون 490 هزار برخورد قانونی با رانندگان خودروهایی که با سرعت غیرمجاز حرکت کردند انجام شد که نسبت به سال گذشته 12 درصد افزایش داشت. وی همچنین از توقیف هزار و 33 دستگاه خودرو به دلیل انجام تخلف خبر داد و گفت: در چهار ماه گذشته 200 فقره گواهینامه رانندگی به دلیل دریافت نمره منفی صاحبان آنها توقیف شده است. وی علت
جلوگیری از تصادف با چراغ جلوی هوشمند
شرکت فورد می گوید چراغ های جدیدی که برای نصب در جلوی خودروهای خود طراحی کرده در زمان چرخش اتومبیل به راست یا چپ در جاده ها می چرخند و این امر باعث می شود تا نور آنها همیشه خود جاده را روشن کند.یکی از فواید استفاده از این چراغ ها تشخیص دقیق و سریع موقعیت موتورسیکلت ها در جاده است. رانندگان معمولا در مسیرهای مارپیچ و شیب دار به خوبی نمی توانند موتورسیکلت ها را تشخیص دهند، اما این کار در صورت چرخش
مشهد، همچنان در انتظار اعتبارات اتوبوسی / برنامه 8 ساله شهرداری مشهد برای نوسازی ناوگان اتوبوسرانی
مسیرهای مختلف، بر عملکرد رانندگان نظارت می کنند و در صورت مشاهده هرگونه تخلف با آنان برخورد می کنند. وی تصریح کرد: همشهریان می توانند در صورت مشاهده تخلف در رانندگی یا رفتار نامناسب از سوی رانندگان به روسای خطوط در انتهای خط ها مراجعه و یا با شماره تلفن 33234 تماس بگیرند و شکایات خود را مطرح کنند. همکاران ما نیز به این شکایات رسیدگی کرده و با راننده خاطی برخورد انضباطی خواهند داشت
تازه ترین فناوری هشدار برای چراغ های جلو اتومبیل عرضه شد
هدف مسؤولان شرکت فورد از تولید نسل جدید چراغ های خودرو، کاهش تصادفات در برخورد مستقیم و قسمت جلو خودرو است. مدیر شرکت فورد ضمن اشاره به موفقیت این سیستم در آزمایش های انجام شده اظهارکرد: در واقع این سیستم ارتباط میان فناوری و روش های کنترل کاهش تصادفات است. هدف نهایی شرکت فورد افزایش ایمنی رانندگان و عابران در ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهای جهان است. براساس اطلاعات مرکز
دستور دولت برای گرفتن یک ساختمان بزرگ از نهاد ریاست جمهوری/ مصرف سالانه 420 میلیون لیتر الکل در کشور
برداشته خواهد شد که ایران به تعهداتش در توافق هسته ای عمل کند و انتظار این است که این مدت زمان 6 تا 9 ماه باشد. حتی در توافق قید الزام بازگشت سریع تحریم ها در صورت تخلف ایران از عمل به تعهداتش پیش بینی شده است. متیو اورسمان مشاور حقوقی تحریم ها در شرکت حقوقی پیلزبری در این زمینه می گوید: حتی الان هم که توافق بدست آمده باز هم روند کارها بسیار کند خواهد بود به خصوص برای شرکتهای آمریکایی؛وانگهی
هیچکس نباید ایرانی راتهدید کند/مدعی نیستم برجام کاملا به نفع ماست
قرمز اصلی خود عبور نکند و بالاخره یک بار دیگر بر آمریکا ثابت شد که به تعبیر مقام معظم رهبری باید تسلیم ایران را مگر به خواب ببیند. ظریف اظهار کرد: فرزندان ملت ایران در این مذاکرات برای 6 کشور به ظاهر بزرگ دنیا و اتحادیه اروپا روشن کردند که هیچکس هرگز نباید یک ایرانی را تهدید کند. وی تاکید کرد: برای همه جهانیان ثابت کردند غنی سازی ما و تحقیق و توسعه مرتبط با آن و اصولا هیچ یک
شبح مرگ بر کنفرانس سران؛ بغداد در آتش
تقویم رسیده بودند به تابستان سال 1361 و زمان موعود داشت نزدیک می شد. رزمندگان ایرانی حدود یک ماه قبل در عملیات موفقیت آمیزی توانسته بودند کمر ارتش عراق را بشکنند و خرمشهر را از عراقی ها پس بگیرند. ضربه ای که بعید بود حالا حالاها ارتش عراق از زیرش کمر راست کند. حالا برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها در بغداد داشت مایۀ اعتبار و آبروی مجدد می شد برای صدام! چیزی که خوشایندِ ایرانی ها نبود.
اولتیماتوم رییس راهور ناجا
عصر روز چهارشنبه می شود نیروهای پلیس راهور ناجا در حالت آماده باش کامل هستند و با رانندگان متخلف قاطعانه برخورد خواهند کرد.رییس پلیس راهور ناجا سرعت و سبقت غیرمجاز، استفاده نکردن از کمربند ایمنی، صحبت با تلفن همراه هنگام رانندگی، حرکت از شانه خاکی و ... را از بیشترین تخلفاتی دانست که موجب بیشترین حوادث رانندگی می شوند.به گفته وی ماموران پلیس راه در صورت مواجه شدن با چنین تخلفاتی علاوه بر اینکه
متن کامل سخنان وزیر امور خارجه در جلسه علنی مجلس
/> ما در صورت طی مراحل تصویب، به دقت رفتار طرف مقابل را رصد می کنیم و در برابر هرگونه تخلف و زیاده طلبی ایستادگی خواهیم کرد همان گونه که مردم ما در 36 سال گذشته و ما در 22 ماه گذشته نشان داده ایم. نگران حرف های تبلیغاتی و نامه های بی ارزش هم نباشید که در ماهیت توافق تأثیری نخواهند داشت. آنچه بدست آمده حاصل کار گروه مذاکره کننده نیست. این توافق نتیجه و تجلی عزت و اقتدار ملی است. به
متن کامل سخنان ظریف در جلسه علنی مجلس
ادامه دهد. ما در صورت طی مراحل تصویب، به دقت رفتار طرف مقابل را رصد می کنیم و در برابر هرگونه تخلف و زیاده طلبی ایستادگی خواهیم کرد همان گونه که مردم ما در 36 سال گذشته و ما در 22 ماه گذشته نشان داده ایم. نگران حرف های تبلیغاتی و نامه های بی ارزش هم نباشید که در ماهیت توافق تأثیری نخواهند داشت. آنچه بدست آمده حاصل کار گروه مذاکره کننده نیست. این توافق نتیجه و تجلی عزت و اقتدار
متن کامل سخنان ظریف در جلسه علنی مجلس
برخورداری از همکاری های بین المللی به مسیر منطقی خود برای رسیدن به یک ظرفیت تجاری و صنعتی با آخرین استانداردهای علمی، و با نشاط و آرامش بیشتر ادامه دهد. ما در صورت طی مراحل تصویب، به دقت رفتار طرف مقابل را رصد می کنیم و در برابر هرگونه تخلف و زیاده طلبی ایستادگی خواهیم کرد همان گونه که مردم ما در 36 سال گذشته و ما در 22 ماه گذشته نشان داده ایم. نگران حرف های تبلیغاتی و نامه های بی ارزش هم
آموزش برخورد با حوادث و نحوه درخواست کمک از سازمانهای امدادی
صدای آژیر اعتمادکرده و برای نجات جان همنوع مسیر عبور خودروهای امدادی راباز کنند. در قوانین راهنمایی ورانندگی کشورها جریمه اجازه ندادن به عبور خودرو امدادی سنگین تعیین شده است وسرنشینان این خودرو با یادداشت شماره پلاک مزاحمین درپایان ماموریت آنها را تحویل پلیس راهور میدهند. چراغ گردان چراغ گردان هم شامل همه مواردبالا میشود بامشاهده چراغهای گردان آبی و قرمز پشت سرتان به سرعت مسیر را باز کنیدتا راننده آنها مجبور به کشیدن آژیر بخصوص درساعات شب و استراحت مردم نشود.
ظریف و صالحی در مورد توافق هسته ای در مجلس چه گفتند؟
برنامه هسته ای خود را حفظ کرده و با برخورداری از همکاری های بین المللی به مسیر منطقی خود برای رسیدن به یک ظرفیت تجاری و صنعتی با آخرین استانداردهای علمی، و با نشاط و آرامش بیشتر ادامه دهد. ما در صورت طی مراحل تصویب، به دقت رفتار طرف مقابل را رصد می کنیم و در برابر هرگونه تخلف و زیاده طلبی ایستادگی خواهیم کرد همان گونه که مردم ما در 36 سال گذشته و ما در 22 ماه گذشته نشان داده ایم. نگران حرف
مرکز کنترل ترافیک اراک تجهیز می شود
ابوالفضل شالی بگ در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در اراک ، با اشاره به اینکه راه اندازی مرکز کنترل ترافیک مجهز به سیستم های روز در کلانشهر اراک، یکی از اولویت های کاری سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری اراک بود ه، اظهار داشت: با نصب دوربین های مجهز در نقاط حادثه خیز چون تقاطع های سطح شهر و خطوط اتوبوسرانی، پلاک خوانی و حجم عبور خودروها، کنترل ترافیک و عبور از چراغ قرمز ثبت می شود. وی افزود
شورای امنیت ماشه را چکاند؛ نوبت ایران است/ چه کسی هزینه هتل محل مذاکرات را پرداخت کرد؟/ قاتل بخشیده شده ...
تا نام خود را به عنوان اولین مهمان سیاسی اروپایی دوران پساتوافق ایران ثبت کند البته فابیوس رئیس جمهور فرانسه از پیش نوبت گرفته بود که به ایران سفر کند؛ همچنین قرار است وزرای خارجه و اقتصاد ایتالیا نیز به زودی مسافر تهران شوند. همان مقاماتی که روزی ایران را سرزنش می کردند امروز به امید بهبود روابط با کشوری که در منطقه تاثیرگذاری بالایی دارد به تهران می آیند و برای داشتن نمایندگی شرکتهای مهم خود در