1358 به وسیله گروهی به نام گروهک فرقان ترور شد. آقای دکتر یثربی، شما در آن روز با آقای مفتح قرار ملاقات داشته اید که قبل از این دیدار، این واقعه ترور اتفاق می افتد. از فضای آن روز می گویید که چه وضعیتی وجود داشت؟ من با ایشان از سال ها پیش ارتباط نزدیکی داشتم. آن وقت هم ما مجرد بودیم و ایشان متأهل بود و زن و فرزند داشت. ما سه، چهار نفر بودیم که به طور خصوصی به خانه ایشان رفت وآمد می کردیم و از
؟ من در حیاط ایستادم و آقا پیش امام رفتند. بعد از چند دقیقه مرحوم سیداحمدآقا آمدند و مرا صدا زدند که: بروم داخل! امام چند دقیقه ای صحبت کردند و بعد من اجازه گرفتم و رفتم بیرون. بعداً به آقا گفتم: لازم نبود زحمت بکشید و مرا صدا بزنید. فرمودند: به شما قول داده بودم... حرف های آقا با امام، درباره بنی صدر بود. شهید صدوقی و شهید اشرفی اصفهانی هم در این باره با امام حرف زده بودند. شهید مدنی می فرمودند
: مرا در ادامه راه مصمم تر کرد. پدرم که ما در خانه ایشان را حاجاقا صدا می زدیم از شاگردان مرحوم آیت الله بروجردی بود. با درگذشت ایشان شاگرد امام(ره) و مراجع دیگر شد و به درجه اجتهاد رسید. یادم هست انقلاب که شد انگار ایشان به همه خواسته ها و آرزوهای خود رسیده بود و چیز دیگری در دنیا نمی خواست. وجودش وقف خدمت شده بود. شب و نیمه شب که از ازنا به تهران می آمدیم معلم هایی را که در راه مانده بودند
مرحوم دکتر اعراقی زاده بعد از یک عمل گفته شد مراقب مریض باشد. او سه روز اصلاً به منزل نرفت و مراقب بود تا مریض نمیرد؛ درنتیجه به جبران این کاری که کرده بود، در دورهدستیاری او را قبول کردند. بعد از این که دوره دستیاری شما تمام شد، در چه سالی فارغ التحصیل شدید؟ در سال 1342 و در این سال امتحان استادیاری داده، قبول و استادیار شده و به عنوان کادر رسمی وارد دانشگاه شدم. آن زمان، اول دستیاری
آیا ما به فوت مرحوم پدرم مشکوک هستیم و در جواب گفتم بله ما مشکوک هستیم و حالا دیگر ما را رها نمی کنند. ما یک چیزی گفتیم، آنها دست بردار نیستند. از حضور شما عزیزان سپاسگزاری می کنم و فقط قصد داشتم مقداری از درد و دل خود را گفته باشم. طالقانی می خواست جامعه را به هویت خویش بازگرداند در ادامه برنامه محمدمهدی عبدخدایی گفت: قرن بیستم، قرن بی خدایی است؛ قرنی است که بسیاری از فلاسفه
عزیز، انس و الفتی دیرینه با هم داشته باشند. چه شد که شما در سال 42 به زندان افتادید و پس از آن، با آیت الله طالقانی در یک زندان به سر می بردید؟ در سال 42 مرحوم آقای طالقانی را محاکمه و زندانی کردند. بنده هم همراه مرحوم سیداحمد طیبی شبستری در دادگاه های ایشان شرکت می کردم. بعد به فکر افتادیم که به وسیله حضرت امام، به شکلی موجبات استخلاص ایشان را فراهم کنیم. البته امام جز اعلامیه
امیدوارم که ایشان یک روزی به صوت تک خوان هم روی صحنه بیایند. امینی: از دو سال پیش که در منزل خانم وفادار نشستیم و آثار را لیست کردیم، نظم ایشان توجه مرا به خودش جلب کرد. ایشان آثار قدیمی خودشان را حفظ هستند و هنوز هم کوک و ژوست می خوانند. من، آقای مقدسی زاده و آقای حسین خانی با خواننده های مختلفی کار کرده ایم که همیشه مشکل دارند. آن ها آثاری که بارها خوانندگان دیگر اجرا کرده اند
چه ملک و دارائی دارم مال شما است و تقدیم محضر مبارک میباشد. امام فرمود: من با ملک و دارائی شما کار ندارم و فقط اگر غلام را بفروشی من خریدارم.آن مرد اصرار داشت که امام غلام را بی پول بصورت هدیه بپذیرد ولی امام امتناع میورزید، تا اینکه او را با ملکی که در آن کار میکرد به هزار دینار خریده، برده را در راه خدا آزاد ساخت و ملک را در اختیار او گذاشت تا وسیله ی معیشت وی باشد. امام با این