سایر منابع:
سایر خبرها
آلمانی ها غلط می کنند برای ما تعیین تکلیف کنند/نماز جمعه باعث حفظ و تقویت نظام اسلامی می شود
جمعه سیروان تاکید کرد: امروز همین وهابیون و رژیم آل سعود، 120 روز مردم بی گناه یمن را با حملات دد منشانه خود به خاک و خون کشانده اند. موسوی از حضور و کمک نیروهای بسیج، سپاه، مردمی، ادارات و نهادها در مهار آتش سوزی جنگل های سیروان تقدیر و تشکر کرد. نگاه ناعادلانه مسئولان استان به شهرستانها به گزارش نسیم دهلران ،حجت الاسلام سید محسن موسوی- امام جمعه دهلران- در خطبه
ساخت و ساز غیرمجاز عامل مرگ سیجانی ها !
البرز افزود:به دلیل پهنه کوچک روستا تعداد محدودی از ماشین آلات توانست در محل حضور یابد که البته همان تعداد نیز برای سامان امور کفایت می کرد. وی افزود:با قریب به 20خودرو سنگین و تخصصی مراحل پاکسازی روستا به سرعت و بدون فوت وقت به اتمام رسید. ساختمان های روستا بیمه سیل و زلزله بود فرماندار خاطر نشان کرد:خوشبختانه کلیه خانه های روستای سیجان بیمه سیل و زلزله بودند و در باب مرمت و احیاء ساختمان
احتمال رگبار و رعد و برق برای زاگرس و البرز/ طوفان گرد و خاک در راه زابل
تهران کمی ابری همراه با افزایش ابر و بارش پراکنده و وزش باد پیش بینی شده است. وی همچنین گیلان و خوزستان را با بیشینه دمای 48 درجه سانتیگراد گرم ترین و چهار محال بختیاری و اردبیل را نیز با کمینه دمای 10 و 11 درجه سانتیگراد خنک ترین استان های کشور در روز شنبه اعلام کرد. اخبار مرتبط این پیرزن تنها 11 سال سن دارد+تصاویر جلادان قرون وسطی چربی انسان می فروختند! طراحی نقشه سخنگوی سه بعدی+تصویر پرداخت وام ازدواج توسط یک بانک جدید اهواز و 9 شهرستان دیگر همچنان مدفون زیر خاک+تصاویر گرد و غبار، مدارس و دانشگاه های خوزستان را بست/ ادارات هنوز تعطیل نشده اند ...
وضعیت هوای کشور در نوروز چگونه است؟
دهک کشاورزی را برای استفاده به عنوان زراعت، باغداری، دامداری راه اندازی شد.رییس سازمان هواشناسی کشور در خصوص آموزش کارکنان هواشناسی گفت: آموزش و پژوهش پایه های توسعه هواشناسی است چراکه این دانش در جهان رشد سریعی دارد. با توجه به اینکه سازمان هواشناسی کشور مرکز آموزش منطقه ای سازمان هواشناسی جهانی است، دوره هایی به زبان انگلیسی در داخل کشور نیز برای خارجی ها نیز برگزار می شود. رصد وضعیت
سرپرست واحد بافت خبر داد: تصویب رشته دکتری علوم سیاسی واحد بافت
: با اضافه شدن رشته دکتری تخصصی علوم سیاسی و کارشناسی ارشد رشته های ریاضی گرایش ریاضی فیزیک و مهندسی منابع طبیعی گرایش آبخیزداری تعداد رشته های تحصیلات تکمیلی این واحد دانشگاهی به 11 رشته افزایش پیدا کرده است. سرپرست واحد بافت افزود: رشته دکتری علوم سیاسی این واحد دانشگاهی به عنوان یکی از معدود رشته محل های دانشگاه آزاد اسلامی توانست مجوز وزارت علوم را دریافت کند که این نشان از ظرفیت
مهار آتش سوزی جنگل های حاشیه سد مهاباد
چه کسی خبر داشت که روز 28تیرماه قرار است 16نفر کشته شوند؟/ همه و هیچ کس!
شهرستان و استان، هشدارهای لازم را دادند. یعنی شما به موقع هشدارها رو دریافت کردید؟ اسماعیل نجار: در یک نقطه بسیار محدود که به اصطلاح لوکال می گویند و محلی است، این اتفاق افتاده. هشدار را چند روز قبل دریافت کردید؟ اسماعیل نجار: ما این هشدار را تا 48 ساعت پیش دریافت کردیم. سازمان هواشناسی اعلام کرده در یک نقطه ای شرایط بحرانی است. یعنی هشدار را به
آرزوهای برباد رفته سیل زدگان مازندران
هنگام و بی موقع به تمام هستی و داراییمان آسیب زده، خواستار حمایت مسئولان امر شد. در سیل مازندران به بیش از 10 هزار هکتار از شالیزارهای مازندران بین 30 تا 100 درصد خسارت زده شده است و تخریب سردهنه های کشاورزی از جمله مشکلات است. سید محمد جعفری، معاون جهاد کشاورزی مازندران با اشاره به این میزان خسارت در بخش کشاورزی، اظهارداشت: بارندگی های شدید و فراوان دو سه روز گذشته خسارتهایی
کمیته ای برای ترور آزادیخواهان
اسباب زحمت شد. (مذاکرات مجلس سوم، 7 جمادی الثانیه 1333، ص 89) درست در همین زمان بود که محافل مرموزی عباس افندی را به اروپا و آمریکا دعوت کردند و در این سفر سه ساله وی با تبلیغات جدید در رسانه های غرب معرفی شد و در مجامع فراماسونری سخنرانی های مفصل کرد و از مذهب انسانیت و تجدد در دین سخن گفت. سرانجام شوستر به علت اولتیماتوم روسها، که حضور آمریکاییها در ایران را تحمل نمی کردند، از کار برکنار شد، ولی
تهران فصلی برای نفس کشیدن ندارد
بیابانی داریم که از این محدوده 10 هزار هکتار کانون بحرانی فرسایش بادی است. به گفته وی، منشا عمده گرد و غبار که در جهت باد است در ملارد قرار گرفته است. در واقع می توان گفت اراده جدی برای مهار پدید گرد و غبار وجود ندارد، چون قرار بود15 میلیارد تومان اعتبار برای این مساله تخصیص پیدا کند. اما حقانی تصریح می کند: سازمان جنگل ها برای اینکار 150 میلیون تومان اختصاص داد که با آن نمی توان
(تصاویر) مهار آتش سوزی در جنگلهای حاشیه سد مهاباد
صدای ایران - آتش سوزی که از عصر روز چهارشنبه در جنگل های حاشیه سد مهاباد در داخل محوطه امور آب این شهرستان که بالغ بر 90 هکتار است آغاز شده بود ، با حضور به موقع نیروهای امدادی و آتش نشان شهرستان مهاباد مهار شد.
مانور اطفای حریق هوایی در ارتفاعات سد درودزن فارس برگزار شد
را از این سد حمل و بر روی آتش فرضی ریخت که بلافاصله عملیات مهار به سرعت انجام گرفت. مسعود منصور، معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل ها،مراتع و آبخیزداری کشور، تصریح کرد: اجرای این مانور به معنای تعهد منابع طبیعی به عنوان تنها دستگاه متولی در زمان وقوع حریق نیست و نباید به گونه ای باشد که دستگاه ها و مردم در زمان وقوع حریق تنها منابع طبیعی را مسئول دانسته و به بهانه داشتن بالگرد از این
جنگلهای رامیان ایمن از حریق/ بیش از 7 هکتار اراضی کشاورزی دچار حریق شد
پیشگیرانه انجام داده است. وی با بیان اینکه نسبت به سال گذشته خسارت به اراضی جنگلی بسیار کم بوده است، اظهار کرد: 28 مورد آتش سوزی در اراضی سفالی نزدیک به اراضی جنگلی و چپرحریق گزارش شد که حضور به موقع نیروهای اداره منابع طبیعی و نهادهای مردمی و همچنین ماشین های آتش نشانی، از هرگونه خسارتی از طریق ورود و نفوذ حریق به جنگل جلوگیری به عمل آمد و هیچگونه خسارتی وارد نشد. اجرای عملیات
مقصران حادثه سیل حداقل عذرخواهی کنند!
می گویند پل کن تا 20 کیلومتر جمعیت داشته. به دلیل تعطیلات تعداد مسافران زیاد بوده. کنار جاده پس از سه روز هنوز خودروهایی که زیر آوار گل و ماسه مدفون شده اند را می توان دید. چه خودروهای مانده در بستر رودخانه، چه خودروهای کنار جاده که پس از سیلاب به گوشه ای رانده شده اند. خودروهایی بدون مالک پیدا شده. چطور پس از گذشت سه روز کسی نبوده خودروها را تحویل بگیرد؟ اهالی منطقه می گویند مشخصا صاحبانشان از بین رفته اند در حالی که سیل جز تهران، کرج را هم در نوردید و همین اتفاقات برای مردم و خودروهای آن منطقه هم رخ داد. ...
چهره ها در شبکه های اجتماعی (137)
خواننده خوش صدا و خوش آواز کشورمان. به لطف یوسف کرمی این شماره مان مزین به عکس دهقان فداکار شد. قهرمان تکواندوی جهان در کنار قهرمانِ فداکاری یک ملت، مردی که از جانش گذشت و جان خیلی ها را نجات داد و بخشی از کودکی همه ما را رقم زد و درس فداکاری و از جان گذشتگی داد. همانطور که میبینید ازبر علی حاجوی ملقب به ریز علی خواجوی یک لحظه هم گردن آویزی که نام و نشان اش روی آن درج شده را از خود دور
چرا توافق بازار مسکن را هیجان زده نکرد؟
ودلالان ولگرد مسکن در هر مکانی وهر شغلی ادامه خواهد داشت. لطفافقط با لایک بی طرافانه قضاوت فرمایید تا ما بتوانیم به نحو مطلوبتر اطلاع رسانی کنیم ((دوستدار همه مردم )) علت رکود مسکن و فلج شدن اقتصاد وبی ارزش شدن ریال مسکن مهر است هیچ جای دنیا دولت دست رو ملک نمی گذارد مگر پروژه های ملی مثل سد و تونل و جاده وقطار و... بزرگ ترین اشتباه اقتصادی تاریخ ایران صورت گرفت خیلی کودکانه
یک هزار اصله نخل در شادگان آتش گرفت
با وجود کم آبی شدید، این خواسته به حق نخلداران محقق شود. وی، در رابطه با چگونگی جبران خسارات وارده خاطر نشان کرد: متاسفانه فقط محصول خرما یعنی ثمره نخیلات بیمه شده و تنه نخل بیمه نبوده و از این جهت غرامتی به نخلداران پرداخت نمی شود که نیاز است در این زمینه به طریقی توسط متولیان امور چاره اندیشی و جبران خسارت شود. آلبوغبیش در پایان گفت: برای مهار آتش سوزی تعداد چهار دستگاه آتش
مهار آتش سوزی جنگل های حاشیه سد مهاباد
احتمال وقوع سیلاب در استان لرستان
به گزارش قدس آنلاین از خرم آباد، رضا آریایی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: بر اساس اعلام سازمان هواشناسی استان، به دنبال سیستم ناپایدار جوی طی روزهای آینده احتمال بارندگی و وقوع رگبارشدید، رعدوبرق، وزش باد و طوفان موقتی به ویژه در ساعات بعدازظهر پیش بینی می شود. وی بابیان اینکه پیش بینی می شود بارش ها تا روز شنبه ادامه داشته باشد، افزود: این پدیده همانند دو روز گذشته برای نیمه شرقی استان
پیش بینی توفان برای 9 استان کشور
سازمان هواشناسی کشور گفت: طی دو روز آینده برای استان های واقع در دامنه های زاگرس مرکزی و جنوبی، غرب، مرکز و جنوب شرق کشور، ابرناکی، رگبار، رعد و برق و وزش باد پیش بینی می شود. احد وظیفه گفت: از بعدازظهر امروز پنج شنبه، با نفوذ جریانات شمالی، در سواحل جنوبی دریای خزر، شاهد بارش پراکنده باران گاهی با رعد و برق خواهیم بود. وی افزود: طی 2 روز آینده برای مناطق شرق، شمال شرق و جنوب شرق کشور، وزش
آتش سوزی این بار جنگل های مهاباد را فراگرفت
شریان نیوز: عصر چهارشنبه همزمان با تندباد شدید در شهر مهاباد ، بخشی از درختان محوطه سد مهاباد در آتش سوختند. خوشخبتانه نیروهای سازمان آتش نشانی با استفاده از امکانات و تجهیزات توانستند ساعتی پس از شروع این آتش سوزی را بطور کامل مهار کنند. فرماندار ، اعضای شورای اسلامی شهر ، شهردار و جمعی از مسئولین واحدهای شهرداری در ابتدای حادثه در محل حاضر بودند. خوشبختانه این حادثه تلفات جانی در پی نداشته و علت آن در دست بررسی است .
بیابان زایی؛ بحران فراگیر
انسانی در سرعت تخریب خاک و فرسایش آن نقش قابل ملاحظه ای دارد.وی اظهار می دارد: از بین رفتن پوشش گیاهی، چرای بی رویه، قطع درختان، کشاورزی ناپایدار، تغییر کاربری اراضی زراعی و باغات و مدیریت ناپایدار منابع خاک از عوامل فرسایش خاک محسوب می شوند.مدیر کل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست اضافه می کند: اجرای طرح های انحرافی و تغییر جریان طبیعی آب، خشکاندن تالاب ها و عدم توجه به حق آبه های زیست محیطی طبیعت و
سفر به خاتم (5):معرفی جنگل باغ شادی هرات شهرستان خاتم
یزدفردا :در ادامه دومین سفر فرداییان (یزدفردا) به شهرستان خاتم (هرات و مروست) مسافت حدود 260کیلومتر تا جنگلهای باغ شادی هرات که 12 کیلومتر آن خاکی است طی کردیم. قسمتی از جنگلهای منطقه جهت نگهداری گونه های جانوری مخصوصا گوزن زرد فنس کشی و تحت نظارت و حفاظت محیط زیست شهرستان خاتم است . برای حضور در محل باغ شادی از دو مسیر می توان حرکت کرد ،یکی از طرف هرات به جاده چاهک به طرف باغ شادی
پای دردل معاون امور عمرانی استانداری یزد
نشان می دهند ولی اتفاقا جواب دادن هیچ اشکالی ندارد، یک مدیر هم محکم بیاید بگوید اشتباه کردم به نظر من اشکالی ندارد. پذیرفتن اشتباه خودش شهامت می خواهد باید قبول کند که اشتباه کرده، نمی خواهم بگویم این مثال هایی که شما زدید اشتباه بوده هست، نه! ولی بالاخره شهر مثل موجود زنده می ماند. یعنی هر روز یک تحولی در آن اتفاق می افتد، قطعا یک میدان یا یک چهار راه و اصلا حتی یک پارک، هر روز به نیاز روز آن باید
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
:" اگر شما به قول های خودتان در خصوص تامین به موقع تجهیزات مهندسی و مهمات و همچنین حضور بیشتر در جبهه ها عمل کنید ، ما قول یک عملیات موفق را به شما خواهیم داد ". آقای هاشمی در پاسخ ضمن قبول موارد یاد شده گفت :" بیشتر پشتیبانی را به عهده من بگذارید و من در کنار شما خواهم بود ". در خاتمه این جلسه و در پی توافق فرمانده نیروی زمینی سپاه ضمن اشاره به توانایی فرماندهان سپاه بر انجام دادن امور ، افزود
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
است در ایران صرف کارهای خیر از قبیل تأسیس مدرسه ، مسجد و مؤسسات خیریه برسد یا در اختیار جمعیت شیروخورشید سرخ قرار گیرد تا از این طریق در امور عام المنفعه خرج شود : نامبرده اظهار داشته وظیفه شرعی آنان حکم می کند وجوهی که از طرف مردم به عنوان امانت در حسابهای آنان واریز شده به فلسطین فرستاده شود و چنانچه در جایی غیر از محل مورد نظر مردم صرف شود متهم به خیانت در امانت خواهند شد لذا از اجرای خواسته
شگفتی های گردشگری به وسعت ایران
بسیاری را به حضور می طلبد. مقبره شیخ امین الدین جبرییل از جمله بهترین نمونه مقابر گسترده معماری اسلامی ایران محسوب می شود که سادگی و موزون بودن اجزا آن و تزیین فوق العاده در سطوح داخلی این بنا، آن را در زمره شاهکارهای معماری دوره صفویه قرار داده است. علاوه بر قبر شیخ جبرئیل در محوطه این مجموعه تاریخی قبر چند تن از شاهزادگان صفوی و همچنین قبر امامزاده حمزه که به روایتی برادر امام موسی کاظم است
نتیجه توافق تاریخی هسته ای شکست تابوی تحریم های ظالمانه است
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، علی اصغر میرزایی شامگاه امروز در نشست با مدیران ادارات شهرستان بندرگز اظهار کرد: این توافق به گونه ای است که دولت آمریکا و دولت های اروپایی نخواهند توانست سیستم تحریم را به حالت اولیه بازگردانند. وی خاطرنشان کرد: مسئله بحران انرژی هسته ای با درایت فرماندهان جبهه دیپلماسی، تدبیر دولت تدبیر و امید و حمایت ها و ارشادات حکیمانه مقام معظم رهبری به نتیجه رسید