سایر منابع:
سایر خبرها
4 چراغ روشن برای توفان اشتباهات!
در حالی است که مدیران هواشناسی می گویند هشدارهای لازم را داده اند اما بسیاری از مردم می پرسند که آیا گفتن همان گزارش های روزمره در تلویزیون با محوریت وزش باد و گرد و غبار به منزله هشدار است؟ داوود پرهیزگار، رئیس هواشناسی کشور در این باره اعلام کرده است اختلاف پیش بینی سرعت بادی که هواشناسی برآورد کرده با آنچه اتفاق افتاده تنها 15 کیلومتر بوده که این اختلاف پیش بینی طبیعی است. هرچند که هنور خیلی ها
بر هم زدن سخنرانی باب شود سنگ روی سنگ بند نمی شود
گریز از مرکز، ماشین گریخت. ساعت شده بود یک نیمه شب از فرودگاه به سمت داخل شهر حرکت کردیم و آنها نیز از پشت سر ما با چراغ نور بالا می آمدند و ما از داخل آینه ماشین متوجه حضور آنها در پشت سر خود شدیم. راننده ما سرعت بسیار بالایی گرفت و در اتوبان های داخل شهر سرعتش به 150 کیلومتر رسیده بود و از شانس ما شهر را به خوبی می شناخت و به همه خیابان هایش مسلط بود. بعد از چند دقیقه حرکت در اتوبان به یک پل رو گذر
آلمانی ها غلط می کنند برای ما تعیین تکلیف کنند/نماز جمعه باعث حفظ و تقویت نظام اسلامی می شود
جمعه سیروان تاکید کرد: امروز همین وهابیون و رژیم آل سعود، 120 روز مردم بی گناه یمن را با حملات دد منشانه خود به خاک و خون کشانده اند. موسوی از حضور و کمک نیروهای بسیج، سپاه، مردمی، ادارات و نهادها در مهار آتش سوزی جنگل های سیروان تقدیر و تشکر کرد. نگاه ناعادلانه مسئولان استان به شهرستانها به گزارش نسیم دهلران ،حجت الاسلام سید محسن موسوی- امام جمعه دهلران- در خطبه
ساخت و ساز غیرمجاز عامل مرگ سیجانی ها !
حضور داشتند و مابقی اهالی خود روستا بودند. ستاد بحران در کوتاهترین زمان ممکن در محل حضور یافت این مسئول ادامه داد: با توجه به یک طرفه بودن جاده چالوس ستاد بحران شهرستان جهت حضور در منطقه از طریق همراهی اسکورت پلیس راهور پس از یک ساعت و اندی از وقوع حادثه در محل حضور پیدا کرد. اهالی روستا پیش از ما ناجی حادثه دیدگان بودند ایرانی افزود :خوشبختانه پیش از حضور ما اهالی
وضعیت هوای کشور در نوروز چگونه است؟
دهک کشاورزی را برای استفاده به عنوان زراعت، باغداری، دامداری راه اندازی شد.رییس سازمان هواشناسی کشور در خصوص آموزش کارکنان هواشناسی گفت: آموزش و پژوهش پایه های توسعه هواشناسی است چراکه این دانش در جهان رشد سریعی دارد. با توجه به اینکه سازمان هواشناسی کشور مرکز آموزش منطقه ای سازمان هواشناسی جهانی است، دوره هایی به زبان انگلیسی در داخل کشور نیز برای خارجی ها نیز برگزار می شود. رصد وضعیت
مهار آتش سوزی جنگل های حاشیه سد مهاباد
اختصاص 8 میلیارد و 300 میلیون ریال اعتبار جهت احیای منابع طبیعی گچساران
مردم قبل از خرید زمین به ویژه اراضی بدون سند رسمی باید از ملی نبودن آن اراضی اطمینان پیدا کنند، یادآور شد: از ابتدای سال 93 تاکنون سه هزار و 874 متر مربع زمین در این شهرستان با هدف کاهش احتمال تصرف سودجویان سند دار شده است. این مقام مسئول در پایان در پاسخ به شایعاتی مبنی بر وقوع آتش سوزی در روستای کلاغ نشین و خسارات های ایجاد شده، اظهار کرد: در این روستا تنها نیم هکتار از اراضی در آتش سوخت که خوشبختانه با وجود دو غرق بان در منطقه این آتش به سرعت مهار شد. انتهای پیام/82022/م40/ ...
چه کسی خبر داشت که روز 28تیرماه قرار است 16نفر کشته شوند؟/ همه و هیچ کس!
شهرستان و استان، هشدارهای لازم را دادند. یعنی شما به موقع هشدارها رو دریافت کردید؟ اسماعیل نجار: در یک نقطه بسیار محدود که به اصطلاح لوکال می گویند و محلی است، این اتفاق افتاده. هشدار را چند روز قبل دریافت کردید؟ اسماعیل نجار: ما این هشدار را تا 48 ساعت پیش دریافت کردیم. سازمان هواشناسی اعلام کرده در یک نقطه ای شرایط بحرانی است. یعنی هشدار را به
باد و باران تابستانه در گچساران
به گزارش خبرنگار ایرنا، این بارندگی که با رعد و برق و وزش باد شدید همراه بود،باعث شکسته شدن سرشاخه برخی درختان و آبگرفتگی معابر شد. رییس اداره هواشناسی گچساران میزان بارندگی عصر پنجشنبه در این شهرستان را چهار و یک دهم میلیمتر اعلام کرد. اردوان نوشاد پور میزان سرعت باد در این شهرستان را 11 متر در ثانیه ذکر کرد. وی افزود: کمترین و بیشترین دمای هوای گچساران در شبانه
آرزوهای برباد رفته سیل زدگان مازندران
است. تخریب پل روستای پارسی در سوادکوه نیز بر اثر سیل، مشکلات روستانشنان منطقه را تشدید کرد و امورات مردم را مختل کرده است، همچنین بارندگی شدید به بخش های مختلف این روستا، آسیب زده است. در سیل اخیر که بیشترین خسارت در شهرستان سوادکوه گزارش می شود، بیش از 100 روستا درگیر شدند و تخریب اراضی کشاورزی، شکستگی تیرهای برق، آسیب دیدن واحدهای مسکونی از جمله مشکلات این منطقه است.
برنامه های آخر هفته تلویزیون
می رود به داخل چاهی سقوط می کند که او را وارد دنیای خیالی می کند و....فیلم سینمایی سفر باران به کارگردانی مرضیه کاظم زاده، جمعه 2مرداد ماه ساعت 9 صبح از شبکه پنج روی آنتن می رود. این فیلم داستان سه بچه ابر را روایت می کند که از بخار قطرات آب دریای خزر تشکیل و با وزش باد به سمت جنوب رشته کوه های البرز هدایت می شوند و دیگر توان بازگشت به دریا را ندارند و به همین خاطر مجبور می شوند تا برای
جزئیات جدید از گاف هواشناسی در طوفان اخیر
نداشت، اظهار کرد: برخی در این میان به عدم حضور استاندار و معاونان در استان شکایت داشتند و معتقد بودند عوامل امدادی دیر در محل حادثه حاظر شده اند در صورتی که این حادثه ساعت 9 شب 28 تیرماه جاری رخ داد و نیروهای امدادی قبل از ساعت 11 همان شب در محل حادثه حاضر شدند و ساعت یک بامداد روز 29 تیرماه یعنی دوشنبه اولین جلسه ستاد بحران استان با حضور اعضای این شورا تشکیل شد. اداره کل هواشناسی
بارش باران تابستانه مردم گچساران را غافلگیر کرد
/> این باد و باران تابستانه که مردم گچساران را غافلگیر کرده است، در برخی روستاها موجب طغیان آب رودخانه ها و سرریز شدن آب انهار اراضی کشاورزی شده است. براساس گزارش ایستگاه هواشناسی استان کهگیلویه و بویراحمد اکنون حداکثر دمای این شهرستان 42 درجه سانتی گراد و حداقل دما 28 درجه سانتی گراد است. همچنین سرعت وزش باد در گچساران شدید و میزان حداکثر رطوبت آن نیز 52 درصد است که تا 72
کمیته ای برای ترور آزادیخواهان
های بعد. بعد از به توپ بستن مجلس و تعطیلی آن، مشروطه خواهان در به در شده و همه دستاوردهایشان را بر باد رفته می دیدند. سکوت مرگبار و خفقان سنگین پس از انحلال مجلس، برای آزادیخواهانی که به انقلاب مشروطیت دل بسته بودند سخت آزاردهنده بود. قزاق ها مجلس را گلوله باران کرده و نمایندگان را تار و مار کردند، تعدادی از مشروطه خواهان را دستگیر کردند که در باغشاه به دار آویخته شدند. تعدادی به سفارتخانه ها
تهران فصلی برای نفس کشیدن ندارد
بیابانی داریم که از این محدوده 10 هزار هکتار کانون بحرانی فرسایش بادی است. به گفته وی، منشا عمده گرد و غبار که در جهت باد است در ملارد قرار گرفته است. در واقع می توان گفت اراده جدی برای مهار پدید گرد و غبار وجود ندارد، چون قرار بود15 میلیارد تومان اعتبار برای این مساله تخصیص پیدا کند. اما حقانی تصریح می کند: سازمان جنگل ها برای اینکار 150 میلیون تومان اختصاص داد که با آن نمی توان
(تصاویر) مهار آتش سوزی در جنگلهای حاشیه سد مهاباد
صدای ایران - آتش سوزی که از عصر روز چهارشنبه در جنگل های حاشیه سد مهاباد در داخل محوطه امور آب این شهرستان که بالغ بر 90 هکتار است آغاز شده بود ، با حضور به موقع نیروهای امدادی و آتش نشان شهرستان مهاباد مهار شد.
خسارات تندباد در سردشت و مهاباد
با اعلام اینکه شهرداری سردشت به همراه تیم های امدادی بلافاصله در محل حاضر و خدمات لازم را به مردم ارائه کردند گفت: اطلاعات دقیق این حوادث بعد از بررسی های کارشناسی اطلاع رسانی می شود. جعفری در خصوص ابعاد تندباد در این شهرها نیز اظهارداشت: بر اساس اعلام سازمان هواشناسی سرعت باد در سردشت که شدت بیشتری داشت به 45 کیلومتر در ساعت و میزان بارش باران به 7.2 میلیمتر رسید.
مانور اطفای حریق هوایی در ارتفاعات سد درودزن فارس برگزار شد
را از این سد حمل و بر روی آتش فرضی ریخت که بلافاصله عملیات مهار به سرعت انجام گرفت. مسعود منصور، معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل ها،مراتع و آبخیزداری کشور، تصریح کرد: اجرای این مانور به معنای تعهد منابع طبیعی به عنوان تنها دستگاه متولی در زمان وقوع حریق نیست و نباید به گونه ای باشد که دستگاه ها و مردم در زمان وقوع حریق تنها منابع طبیعی را مسئول دانسته و به بهانه داشتن بالگرد از این
چرا توافق بازار مسکن را هیجان زده نکرد؟
ودلالان ولگرد مسکن در هر مکانی وهر شغلی ادامه خواهد داشت. لطفافقط با لایک بی طرافانه قضاوت فرمایید تا ما بتوانیم به نحو مطلوبتر اطلاع رسانی کنیم ((دوستدار همه مردم )) علت رکود مسکن و فلج شدن اقتصاد وبی ارزش شدن ریال مسکن مهر است هیچ جای دنیا دولت دست رو ملک نمی گذارد مگر پروژه های ملی مثل سد و تونل و جاده وقطار و... بزرگ ترین اشتباه اقتصادی تاریخ ایران صورت گرفت خیلی کودکانه
مهار آتش سوزی جنگل های حاشیه سد مهاباد
هوای دماوند تا شنبه خنک باقی می ماند
روز جمعه همانند روز پنجشنبه پیش بینی شده است. مسئول ایستگاه هواشناسی شهرستان دماوند بیان کرد: روز شنبه نیز جوی ناآرام با افزایش ابر و وزش باد با بیشینه دمای 27 و کمینه 15 درجه سانتی گراد پیش بینی شده است. گفتنی است در شهرستان دماوند سه ایستگاه هواشناسی در شبانه روزبه طور اتوماتیک وضعیت هوا را ازنظر دما، رطوبت و سرعت باد ثبت می کند. انتهای پیام/م
آتش سوزی این بار جنگل های مهاباد را فراگرفت
شریان نیوز: عصر چهارشنبه همزمان با تندباد شدید در شهر مهاباد ، بخشی از درختان محوطه سد مهاباد در آتش سوختند. خوشخبتانه نیروهای سازمان آتش نشانی با استفاده از امکانات و تجهیزات توانستند ساعتی پس از شروع این آتش سوزی را بطور کامل مهار کنند. فرماندار ، اعضای شورای اسلامی شهر ، شهردار و جمعی از مسئولین واحدهای شهرداری در ابتدای حادثه در محل حاضر بودند. خوشبختانه این حادثه تلفات جانی در پی نداشته و علت آن در دست بررسی است .
بیابان زایی؛ بحران فراگیر
وارد شدن دام در دامنه جنگل ها در کنار کاهش بارندگی و گرمایش زمین موجب گسترش پدیده بیابان زایی شده است.گری لوئیس نماینده برنامه توسعه ملل متحد درایران می گوید:بیابانزایی در همه جای کشور در حال وقوع است و همه را تحت تاثیر قرار می دهد. تاثیر منفی بیابانزایی تنها گریبانگیر کشاورزان نیست و تنها به آنانی که در نزدیکی بیابان ها ساکن هستند، آسیب نمی رساند. بیابانزایی گریبانگیر همه است.وی می افزاید: برای
خسارات تندباد و بارش باران در سردشت
جانی در برنداشت. وی افزود: وزش باد شدید همچنین موجب شکسته شدن شاخه های درختان و شیشه برخی از پنجره ها و روشنایی برخی منازل مسکونی این شهر شد. وی اضافه کرد: بارش شدید باران همچنین موجب آبگرفتگی خیابان ها و معابر عمومی سطح شهر سردشت شده و مشکلاتی را برای تردد مردم و وسایط نقلیه به وجود آورد. ستاد حوادث غیرمترقبه شهرستان سردشت تاکنون خبری از خسارات احتمالی بارش باران و
پای دردل معاون امور عمرانی استانداری یزد
انتظامی اینگونه، یعنی همه دستگاه هایی که هم اکنون خدمات می دهند باید با یک مدل مشخص اینکار را انجام دهند.یک پلان مدیریت به دنیا نشان دهیم و بگوییم ما می خواهیم این بافت را حفظش کنیم آن هم با این ارزش ها ، برای دنیا مهم باشد و این کار باارزشی است البته اگر بتوانیم انجام بدهیم، وقت و هزینه بر خواهد بود. خوشبختانه مردم خیلی مشتاق شده اند و همراهی می کنند این یک اتفاق خوبی است ،در دنیا بسیاری از
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
رفتم و خدمت امام خمینی رسیدم و به ایشان گزارش دادم و گفتم: آخرین پاتک دو شب قبل بوده و 75 روز در حال جنگیدن هستیم. امام(ره) کمی تأمل کردند و فرمودند: دیگر تمام شد و شما موفق شدید! پس از دیدار امام سری به خانه زدم ولی همچنان مضطرب بودم. پس از یک دیدار 2-3 ساعته با آنها به سرعت برگشتم منطقه. اتفاقا بعد از 24 ساعت که برگشتم، عراق در جاده ام القصر حمله ای کرد و در همین حین رزمندگان ما دو سرهنگ عراقی را
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
تعبیر می کنی ؟ گفت : تغییر بزرگی در زندگی من بوجود می آید. و سرانجام ساعت 30/22 سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358، هنگام بازگشت از جلسه شورای انقلاب آن گاه که صدایی جز صدای بالهای ملائکی که برای پرواز روح پاک مطهری به زمین هبوط کرده بودند شنیده نمی شد، او از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت . گلوله ای آتشین از زیر لاله گوش راست داخل و از بالای ابروی چپ خارج شد. گواهان بسیاری مراتب تهجد و نیایش
نبود اعتبار مانع استفاده از بالگرد برای اطفای حریق جنگلها در لرستان
طی هفته های جاری اخبار آتش سوزی در مراتع و حنگلهای لرستان هرچند که آمار متفاوتی دارد اما صدر اخبار استان را به خود اختصاص داده است، آتش سوزی هایی که انگار خیال تمام شدن ندارد و هر روز دامان گوشه ای از استان را می گیرد. به گزارش میرملاس ؛ از هفته [...] طی هفته های جاری اخبار آتش سوزی در مراتع و حنگلهای لرستان هرچند که آمار متفاوتی دارد اما صدر اخبار استان را به خود اختصاص داده است، آتش سوزی هایی که انگار خیال تمام شدن ندارد و هر روز دامان گوشه ای از استان را می گیرد. به گزارش میرملاس ؛ از هفته گذشته تاکنون بخش هایی از جنگل و مراتع کیالان، پیرمار، تخت چان و گردکانه پلدختر به کرات در این استان دچار حریق شدند که با توجه به وزش باد این آتش سوزی ها چندین بار پس از اطفا دوباره جان گرفتند و شعله ور شدند. گذشته از وقوع آتش سوزی هایی که از ابتدای امسال در خرم آباد، دلفان، بروجرد، کوهدشت و چگنی رخ داده نکته مورد اهمیت عدم استفاده از بالگرد در این حوادث است. بالگردی که در زمان برگزاری مانورهای نمایشی مدام بر فراز صحنه پرواز می کند و صدای حضورش در منطقه گوش فلک را کر میکند در زمان وقوع آتش سوزی های واقعی در آشیانه آرام گرفته و خود را برای حضور پر سر و صدا در مانور بعدی آماده می کند!! مدیر کل منابع طبیعی لرستان در پاسخ به سوال ایرنا در خصوص عدم استفاده بالگرد در بسیاری از آتش سوزی های جنگل و مراتع استان گفت: این بالگرد متعلق به هلال احمر است و منابع طبیعی باید به صورت ساعتی آن را کرایه کند. مهرداد بهاروندی افزود: هلال احمر برای هر یک ساعت عملیات بالگرد و حضور آن در اطفای حریق 50 میلیون ریال طلب کرده که با توجه به کمبود اعتبارات این نهاد در بسیاری از حوادث حریق حضور بالگرد منتفی می شود. وی تصریح کرد: نکته حائز اهمیت اینکه علیرغم مکاتبات بسیار مبلغ 50 میلیون ریال به ازای هر یک ساعت حضور بالگرد در صحنه عملیات اطفای حریق باید قبل از برخاستن بالگرد از آشیانه به حساب هلال احمر واریز شود در غیر اینصورت اجازه پرواز به بالگرد امدادی داده نخواهد شد. وی تصریح کرد: اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری لرستان از نظر تعداد و تخصص نیروی انسانی و همچنین تجهیزات مشکل نداشته اما هلی برد نیرو واعزام آن به محل حادثه سخت و زمانبر است و تا زمانی که نیروها در محل حاضر شوند وسعت اتش سوزی افزایش یافته است. بهاروندی گفت: به تازگی 100 دستگاه آبپاش جدید با ظرفیت 20 کیلوگرم آب هر یک به ارزش هفت میلیون ریال خریداری شده اما با توجه به اینکه بسیاری از آتش سوزی ها در مناطق سخت گذر رخ می دهد عملا حمل این دستگاهها و حرکت در ارتفاعات برای نیروهای اطفا حریق غیر ممکن شده است. وی تصریح کرد: درصورت حضور بالگرد ، علاوه بر کاهش چشمگیر مدت زمان حضور نیروها در محل حریق، این دستگاهها نیز حمل شده و سرعت عمل در اطفا افزایش خواهد یافت. *** دریافت وجه و عملیات های بالگرد امدادی ارتباطی به هلال احمر لرستان ندارد مدیر عامل جمعیت هلال احمر لرستان نیز در این خصوص به ایرنا گفت: بالگرد امدادی استان به هیچ عنوان برای عملیاتهای اطفا حریق مناسب نیست و در قرارداد آن نیز اشاره به انجام این عملیاتها نشده است. حسین رضا مرادی افزود: شاید تنها کارایی این بالگرد در زمان وقوع آتش سوزی هلی برد و انتقال نیرو باشد. وی همچنین تصریح کرد: هیچگونه وجهی که این بالگرد در ازای خدمات پروازی دریافت می کند به هلال احمر استان پرداخت نمی شود بلکه با قرار دادی با شرکت نوید، مبالغ به حساب هلال احمر کشور و سپس به حساب این شرکت واریز می شود. *** آتش سوزی جزو حوادث غیرمترقبه نیست مدیر کل ستاد بحران استانداری لرستان نیز گفت: با توجه به اینکه بسیاری از آتش سوزی ها در کشور به دلیل دخالت عوامل انسانی رخ می دهد، این رویداد جزو حوادث غیرمترقبه محسوب نمی شود. رضا آریایی با بیان اینکه بیش از 95 درصد آتش سوزی های مراتع و جنگل های استان منشا انسانی دارد افزود: بالگرد کنونی در اختیار شرکت هواپیمایی نوید است و طبق دستورالعمل هلال احمر و در قبال عقد قرار داد فعالیت می کند. وی حضور این بالگرد در استان به ویژه در حوادثی همانند سیلاب، تصادفات و نجات بیماران به خصوص در مناطق سخت گذر استان را بسیار مثبت ارزیابی کرد و ادامه داد: این بالگرد برای اطفا حریق طراحی نشده است. وی بدون اشاره به مبلغ دقیقی گفت: این بالگرد بر اساس دستوالعمل خاص برای ، مبالغ خاص و مشخصی برای انجام عملیات ها دریافت می کند که در این خصوص حضور در مناطق دچار حریق نیز باید مبلغی به این بالگرد پرداخت شود تا هلی برد نیرو یا تجهیرات سبک توسط آن صورت گیرد. لرستان بیش از دو میلیون و 100 هزار هکتار جنگل و مرتع دارد و از میان هشت هزار گونه گیاهی ایران، هزار و 700 گونه گیاهی آن در رویشگاه های بومی لرستان وجود دارد که این میزان ذخیره ژنتیکی ارزشمندی است. الهام بابایی / ایرنا درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...