سایر خبرها
روایت خبرنگار 2 دلاری از پایتخت جنگ جهان
مان کرد. همان روز آمار چند ایرانی را داشتم که با مجوز سفارت از مرز رد شده بودند. هر کسی کار خودش را می کند. به ابوساجد انگار برخورده باشد. آسمان را نشان داد و با همان لهجه عربی گفت: انشالله سیده زینب(س) . برای فردا شب قرار گذاشتیم. *** شبانه راه افتادیم. بعد از تایید مدارک خروج در اداره گذرنامه لبنان نیم ساعتی در نقطه صفر مرزی رفتیم تا به ورودی مرز سوریه رسیدیم. توی ساختمان
هم کارمند، هم بازنشسته و هم رئیس وزارت اطلاعاتم!/اصلاح طلبی امروز چیزی جز لفظ نیست
ما حاضریم از شما قبول کنیم. می فرمایید که از فیلتر شورای نگهبان در سال 92 یک گزینه اصلاح طلب واقعی به نام آقای محمدرضا عارف عبور کرده است. بعد می گویید من معتقد بودم آقای روحانی توان اجرایی اش بیشتر است. در صورتی که توان اجرایی آقای روحانی را تجربه نکرده بودید چگونه عارف، معاون آقای خاتمی را به نامزدی که به نظر شما اصولگرا بود، ترجیح دادید؟ این بحث دیگری است که توان اجرایی
تیم والیبال نشسته مبارکه را با عمه ام راه اندازی کردیم/ آرزویم کسب مدال طلای پارالمپیک است
ورزش رفتم. چه شد که والیبال نشسته را انتخاب کردی؟ به رشته والیبال علاقه زیادی داشتم با توجه به معلولیتم والیبال نشسته را انتخاب کردم. عمه من مربی ورزش است و با کمک او تیم والیبال نشسته شهرستان مبارکه را راه اندازی کردیم و از همین جا هم تمریناتم کم کم بیشتر شد. اولین مسابقه ای که در آن شرکت کردی چه مسابقه ای بود؟ تقریباً 14 سال داشتم که در مسابقات لیگ برتری
آتنا، کودکی که چشم انتظار همت عاطفه هاست
، حس خوبی دارم به کریستال روی آوردم، روز به روز مصرفم بیشتر می شد و به خاطر مخارج اعتیادم مجبور به فروش تمامی لوازم خانه و قرض کردن از دیگران شدم. از دلایل ترکش می گوید: بعد سال ها مصرف دیگر از خودم و از مواد مخدر خسته شدم. وقتی مادرم رامی دیم که مصرف کننده است، خواهران و برادرانم را که آن ها هم درگیر اعتیاد هستند، دائم از خدا می خواستم یا جانم را بگیرد یا کمکم کند، ترک کنم تا این که اول
مواضع اخیر ترامپ بسیار سخیف بود/ مسئله بانک ها حل نشود مجمع ورود می کند/ طرح فیلترینگ هدفمند را پیگیری ...
واقف اند. فارس: تشکیل هیئت اندیشه ورز چطور؟ مجتهد شبستری: ما پس از اینکه بعد از اجلاس خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدیم، ایشان یک مطلب جدیدی مطرح فرمودند و گفتند باید هیئت اندیشه ورزی تشکیل شود و توضیح دادند که این 38 سالی که از انقلاب می گذرد این هیئت باید بررسی کند که آیا ما در مسائل انقلابی پیشرفت داشتیم یا پس رفت و یا توقف بوده است، اما چون رهبری این را در روز آخر اجلاس
واردات کمر فرشبافان را شکسته است/ لزوم ایجاد مرکزی در رباط کریم برای فروش کالاهای تولیدکنندگان
معاش می کند و این روزها از بی توجهی مردم به حرفه گلایه مند است، او عنوان می کند که تمایل مردم به فرشهای دستباف از بین رفته و فرش های ماشینی جای آن را گرفته اند. خانم مولایی اشتغال در میان زنان را یک امر مهم می داند و به خبرنگار ما این چنین می گوید: اشتغال برای بانون می تواند مفید باشد و این شرط هایی دارد که باید تمام آن ها وجود داشته باشد،در این راه به طور قطع خانواده، محیط اطراف و نوع
تعبیرخواب آزادی36زندانی
، بی آنکه بداند دعاهایش مستجاب شده است، نامه ای را از اورعی رئیس دفتر دادستان کرج دریافت کرد. وقتی نامه آزادی پیرمرد را به دستش دادند وی که زبانش بند آمده بود با چشمانی اشکبار گفت: دیشب خواب آزادی را دیدم. داشتم از سالن بیرون می آمدم و همبندی هایم بدرقه ام می کردند. از صدای گریه خودم بیدار شدم. و... سید بابا می خندید و گریه می کرد. پیرمرد که باور نمی کرد پس از 20 سال حبس، آزاد شده است با
ناگفته های محدثه حیرت از فیلم تحسین شده ائو
فیلم گفت: مشغول تمرین تئاتر در یکی از اتاق های کلاس بازیگری رامین ریاضی، نقش مقابل خودم در فیلم بودم که آقای یوسفی نژاد برای بازدید از کلاس های بازیگری به آنجا آمدند. با حضور در تمرین تئاتر بازی مرا دیدند و برای فیلم ائو انتخابم کردند. او ادامه داد: البته بازی کردن در این فیلم مسیر پر فراز و نشیبی برای من بود. برای انتخاب بازیگر از هنرجویان خواسته شده بود که طی 2 روز فیلمی را از خود
زنگ سینما نجات بخش سینمای کودک خواهد بود/باید در آثار کودک قهرمان پروری کنیم
کردیم دیگر دغدغه روز ما نبود به مراکز دیگر رفتیم و هر جایی چالش ایجاد شد. چون دغدغه ام بود فیلم به صورت شخصی ساخته شد. کارت تهیه کنندگی نداشتم مجبور شدم تمام عوامل را بچینیم و خانم منصوری به عنوان تهیه کننده سر کار حاضر شدند و فیلم ساخته شد. دوستان فارابی بعد از این که خروجی را دیدند و دیدند پیام و مفهوم فیلم کاملاً به روز است و به قول معروف فیلم درست از کار دآمده حمایت کردند. الان هم خوشبختانه
اعترافات وحشتناک مرد معتاد در کمپ ترک اعتیاد /از سقف آویزانش کردم و با چوب به جانش افتادم
آنها رفتم ولی گفتند کیوان دروغ گفته است. در حالی که از دستش خیلی عصبانی شده بودم برگشتم و با چوب به جانش افتادم. ناگهان متوجه شدم حالش بد شده. ولی من ضربه کاری و کشنده ای به او نزدم. چون حالش بد بود با تلفن همراه خودم با اورژانس تماس گرفتم و از آنجا فرار کردم. چطور فهمیدی که کیوان مرده؟ گوشی تلفن همراهم در کانکس جا مانده بود و به یکی از دوستانم گفتم که برود و گوشی را برایم
نشان دادیم با فعالیت های دینی می توان همه تیپ های اجتماعی را جذب کرد
/> تسنیم:شما بیشتر یه چهره رسانه ای بودید چه شد که وارد حوزه مدیریتی آنهم مدیریت فرهنگی شدید دلیل اصلی چه بود دغدغه خاصی داشتید یا خیر؟ بنده سال92 بود که وارد حوزه مدیریت فرهنگی شدم.در دوره کار رسانه ای همیشه دغدغه های مرتبط با این حوزه را داشتم و درحوزه های ادبیات و سینما قلم می زدم. اما بعد از 10 سال تقریبا کار رسانه ای به مرحله ای رسیده بود که احساس می کردم که رسیدن آن خروجی که مطلوبم است در
من طلبه، مستندساز و مدافع حرم هستم
درسم را تمام کردم دیدم فضای استودیو برای ما فراهم نیست. به خاطر همین سراغ مستند رفتم. بعد از جدی شدن عکاسی هم یک سفر به عراق و چندسفر به افغانستان رفتم و حدود دوهزار عکس گرفتم که تجربه فوق العاده ای برایم بود. چون در کنارش کار تبلیغ و سخنرانی هم انجام می دادم. در این میان سرکشی های زیادی هم به منطق محروم داشتم و برایشان حرف زدم. یکی از واجباتی که در زندگی برای خودم گذاشتم همین سرزدن به حواشی شهرها
سینمای ما یک سینمای ورشکسته تجاری است
فیلم سینمایی دریاچه ماهی به کارگردانی مریم دوستی و تهیه کنندگی سعید سعدی که اخیراً در سینماهای کشور اکران شد، نگاهی به وقایع پس از جنگ ایران و عراق دارد. فیلم، داستان چند خانواده را روایت می کند که در نقطه مشترکی به یکدیگر می رسند و در این میان عشق گمشده ای پیدا می شود. در این فیلم بازیگرانی همچون علی دهکردی، نادر فلاح، ستاره اسکندری و لاله اسکندری ایفای نقش می کنند. دریاچه ماهی با وجود اینکه در ژانر سینمای دفاع مقدس قرار داشت، توسط برخی از مدیران فرهنگی نادیده گرفته شد و همین موضوع باعث گشت که سالن های سینماییِ اندکی سهم این فیلم شود. ...
از تشکیک در اصالت نامه امام تا رسیدن به مرز خیانت در دفاع مقدس/ صادق خرازی: نهضت آزادی در جنگ ستون پنجم ...
به چشم می خورد. مع الوصف، چه قبل و چه بعد از فتح خرمشهر، دکتر یزدی نقش مهمی در اتخاذ مواضع علیه دفاع مقدس ایفا کرد. مصاحبه های سران نهضت مانند دکتر یزدی با رسانه های بیگانه و بعضاً حامی صدّام، مبنی بر تأیید ادعای آتش بس و مذاکرة رژیم بعث عراق، آشکارا همراهی با دشمن قلمداد می شد. مثلاً نشریه المجله از طرف عراق و سایر کشورهای مرتجع عربی تغذیه و حمایت می شد و همواره به نفع رژیم عراق و علیه
نقش عاشورا در زندگی ایرانیان/ اگر اعتقاد به عاشورا نبود انقلاب و دفاع مقدس به وجود نمی آمد
؛ شاعر آئینی تازه درگذشته به ذکر خاطره ای از آن مرحوم پرداخت و گفت: من تازه شعر را شروع کرده بودم و آقای شکوهی به قم آمده بود و من در جلسه ای شعر خواندم و ایشان از آن شعر خوشش آمد و به من گفت هر زمان مشهد آمدی با من تماس بگیر. بعدا من به مشهد رفتم و به ایشان زنگ زدم و مرحوم شکوهی با من در حرم مطهر قرار گذاشت. ایشان من را به جلسه استاد قهرمان بردند. در آن جا من شعر خواندم و از شانس خوبم آقای شفیعی
روایتی از پنهانکاری و خشونت زن ها علیه زن ها
من به شدت یادآور آثار چخوف است. یک خانواده و روابطی در ظاهر نزدیک، از جمله مادر، دختر، زن برادر، عروس، مادرشوهر و... که هیچ گونه ارتباطی با هم ندارند. یعنی بعد از گذر از لحظات اولیه، آدم هایی غریبه با هم می بینیم که مادر از راز دختر یا خواهر از راز خواهر خبر ندارد! از منظر ادبیات نمایشی، غنای کوکوی کبوتران حرم چه در ذهنیت شخصی ام و چه هنگام کارگردانی مرا به یاد آثار چخوف می انداخت و تشابه ساختاری
بادامچیان در گفت وگو با شفقنا: کشور را باید به یک حزب خوشنام سپرد/ شیوه های لیبرال سوسیالیستی به درد این ...
احمدی نژاد که قبلاً فکر می شد ایشان کاملاً تابع ولایت است در این قضایا مشخص شد که مسیر دیگری را می رود و از همان جا از بقیه جدا شدند. یا می بینیم که الان بخش عمده ای از اصلاح طلبان می خواهند خودشان را از آقای روحانی دور نگه دارند. دلیل آن هم روشن است. * بخش عمده ای از اصلاح طلبان می خواهند خودشان را از آقای روحانی دور نگه دارند . اصلاح طلبان اشتباه کردند که گفتند آقای روحانی
هیچ شکایتی از هاجر چنارانی ندارم
" استفاده کرده ام. من همان جا تکذیب کرده و اعلام کردم به هیچ عنوان این اصطلاح را به کار نبرده ام و منظورم غربی ترین نقطه خراسان بوده است. جالب است که در آن جلسه خانم چنارانی اصلا حضور نداشتند. او با اشاره به اینکه "دیروز در همایش "سلامت، زنان و خانواده" حضور پیدا کردم و قرار بود در رابطه با آسیب "کودک همسری" صحبت کنم" ادامه داد: در جلسه نشسته بودم که با سر و صدای زیاد از درب ورودی سالن متوجه
جانبازی که خاطره شهادتش لرزه بر اندامتان می اندازد + فیلم
(عج) را خواندم و از سردخانه که بیرون آورده شدم اطرافم شلوغ بود و برای یک لحظه با کمک امام زمان توانستم چشم خود را باز کنم، وقتی اطرافیان متوجه من شدند فریاد زدند که این شهید زنده شده و همه به طرفم آمدند و لباس های مرا به عنوان تبرک پاره کردند و بعد به بیمارستان منتقل شدم و تحت جراحی قرار گرفتم. 18 گلوله خورده بودم و علاوه بر آن ترکش هایی بر بدن داشتم و اکنون یکی از گلوله ها در نزدیکی
روزهای آخر ساخت دری از درهای بهشت در رشت
جا مردم را دیدم که برای هدیه نذورات می آیند اما چند وقت پیش بعد از نماز جمعه رشت، فردی با لباس ساده آمد و یک دو هزار تومانی به مسئول جمع آوری نذورات داد و گفت، این پول کارگری و حلال است. برای من خیلی تاثیر گذار بود و با خود گفتم خیلی ها میلیونی کمک می کند که ماجورند اما خلوص این مرد در بیانش و کمکی که کرد مرا دگرگون کرد. دروشی اظهار کرد: تاثیری که انس با حرم های مطهر اهل بیت (علیه
خداحافظی اسطوره دوچرخه سواری ایران
- آذربایجان، گفت: درست است از لحاظ فنی انتقاداتی داریم، اما از لحاظ پشتیبانی و ترابری و امنیت جاده نسبت به سال های قبل تغییرات زیادی در تور به وجود آمده بود و جا دارد از همه دست اندرکاران تور تشکر کنم و اگر به جای نمایندگان UCI بودم نمره کامل به عوامل اجرایی این دوره از مسابقات می دادم.
قید طلاها را زدم وقتی نگذاشتند، عکس حججی را بر سر بگیرم+عکس
مدال طلا را پس دادم و اعلام کردم که؛ اسم من را از لیست مسابقات و قهرمانی حذف کنید! و سمت رختکن رفتم و در حین تعویض لباس بودم که یکی از متولیان مسابقه آمد و با رو بوسی دستم را گرفت و رفتم سمت سکو و بالای سکو عکس این شهید را بالای سر گرفتم اما این پاین کار نبود بعد از آن پرچم ایران و نوشته یاحسین را هم بالای سر بردم!. رضا خاکپور قهرمان وزنه بردار پاور لیفتینگ از اردبیل ادامه داد: در این
اعتراف قاتل فراری در کمپ ترک اعتیاد
اطلاع داشت، کیوان بود به همین خاطر به سراغش رفتم تا مواد را پس بگیرم اما او ادعای بی اطلاعی می کرد ولی من مطمئن بودم که کار خودش است به همین خاطر به او مهلت دادم تا خودش مواد را پس دهد؛ چند روز بعد دوباره سراغ مواد را گرفتم اما باز می گفت که سرقت مواد کار او نبوده و اطلاعی از آنها ندارد. به همین خاطر کیوان را کشتی؟ من قصد کشتن کیوان را نداشتم و او زیر شکنجه های من تسلیم مرگ شد
اصرار قاتل به - فراموشی - در دادگاه
، اما این کار را نکرد. هر چه سراغ پولم را گرفتم اعتنایی نکرد و حتی به تماس هایم هم جواب نداد. روز حادثه به پارک لویزان رفتم و مشغول مصرف مشروب شدم. آنجا به یکی از دوستان مشترکمان گفتم به وحید زنگ بزند و از او بخواهد برای رفع مشکل مالی مان به پارک بیاید. او تماس گرفت و وحید آمد. یک پایپ در دست داشت. آن را از او گرفتم، اما ناگهان از دستم افتاد و شکست. وحید فکر کرد عمدا این کار را کردم برای همین
شنیده ام ممنوع التصویرم ولی نمی دانم
ستاد مبارزه با مفاسد ریاست جمهوری که آقای جهانگیری مسئول آن است دادم و تأکید می کنم که نقشی در افشای املاک نجومی نداشتم و توصیه کردم که گزارش افشا نشود. به گفته شهردار تهران، اما همان روز این برادر عزیز در همان محل جلسه اسناد گزارش را به یاشار سلطانی داد. من در طول عمرم سلطانی را ندیدم. بعد از 2 الی 3 روز در فضای مجازی گزارش املاک منتشر شد. وی ادامه داد: من یاشار سلطانی را ندیده
آموزش نکات اخلاقی به کودکان، داستان یک مادر
می آید این است که کودکانی که با موضوعات رفتار اجتماعی آشنا نیستند در ارتباط با دوستان، فامیل و معلمان خود با مشکل مواجه می شوند. وقتی شما به کودک خود رفتار درست را تعلیم می دهید، در واقع مهارت های حیاتی برای تمام عمر را در اختیار او می گذارید. به نظر یک متخصص در امور خانواده اولین نکته مهم این است که با کودک طوری رفتار کنید که همان رفتار را از آن ها انتظار دارید. او می گوید: کودکان
تروریسم دینی نداریم / دین برای انسانیت است
خواهم پرداخت. اتفاقاً اخیرا هم در دانشگاه پکن، مقاله ای انگلیسی با عنوان افراط گرایی در اخلاق کنفوسیوسی و اخلاق اسلامی داشتم. از آنجا که دکترای من ادیان و عرفان تطبیقی است و فوق دکترای من الهیات معاصر، خواستم تا نگاهی تطبیقی بین دیدگاه های کنفوسیوسی و اسلامی داشته باشم و افراطی گری و خشونت را از دیدگاه این دو دین بررسی کنم که مشکل روز جهان هم هست. اخیراً کتاب های جدیدی از خانم کارن
از فوتبال متنفر شدم/ سمت دود نرفتم ولی اشتباه زیاد داشتم/ کسی نگفت کجایی ؟ چه می کنی؟
سالگی سرباز هستم. چند تیم لیگ برتری که سرباز می خواستند ، دو سال قبل مرا خواستند که سرباز شوم. من خودم را سرباز کردم که بروم به آن تیم ها. ولی طوری رفتار کردند که واقعا رویم نمی شد در چشمان مادرم نگاه کنم. من دیگر فوتبالم افت کرد. من 18 سالم بود. در این سن و سال نزدیک 18 یا 19 سالگی اشتباه هم کردم ولی این برخوردها با من درست نبود. خدا را شکر که مقاومت را داشتم و الان آنجایم تا دوباره برگردم.
از کوار تا اهواز؛ خاطره جذاب یک رزمنده از اعزام به جبهه
تشکیل شد. نهار گرفتیم و روی صندلی ها و پشت میزها نشستیم و خوردیم. عصر، آدم خودمان بودیم. دراز کشیدم. دلم مثل سیروسرکه می جوشید. نکند خانواده بفهمند؟ حالا چه پیش می آید؟ کتابی با خودم آورده بودم. باز کردم و خواندم. اصلاً خوابم نبرد. کم کم غروب شد. هوای غروب همیشه دلگیر است و آن روز دلگیرتر. به کوهی نگاه می کردم که آفتاب، پشت آن می نشست. آخه روستا و زادگاه من هم همان جا قرار
در پی خلق فضایی متفاوتیم
مرند بود. آن جا آغاز آشنایی من با خانم ماهیان به عنوان همکار بود و در کارها همراه و همکار بودیم، بعد من با ایشان آشنا شدم. پس از آن، این آشنایی پیش زمینه هایش فراهم بود، به همین دلیل دور جدیدی که خانم ماهیان تصمیم گرفت کارگردانی را شروع کند، مثل یک قرار از قبل گذاشته شده، من طراحی ایشان را به عهده گرفتم، یعنی ایشان تمایل داشتند، من هم پذیرفتم و همکاری مان به عنوان کارگردان و طراح صحنه