سایر خبرها
مثل آب خوردن شوهر خوب پیدا کنید!
آدم های مختلفی وجود داشته و دارد. پس با آدم های زیادی برخورد داشته اید. چه در محل کار، چه در محل تحصیل، در جامعه و. . . . پس دیگر یک دختر 14 ساله یا یک پسر نوجوان چند دهه پیش نیستید که به یکباره و با دیدن فرد جدیدی که با معیار های تان همخوانی دارد، دل ببازید. مقایسه کردن موقعیت های حال حاضرتان با ارتباط های قبلی یا حتی مواردی تخیلی که در فیلم ها دیده اید هم اشتباه است. گاهی صبر کردن
دستگیری 106 سارق خشن در پایتخت +تصاویر
. گفتگو با متهم موبایل قاپ را بخوانید تا در جریان فعالیت های این مجرم سابقه دار و خشن قرار بگیرید. چرا دستگیر شدی؟ - من زورگیر بودم. چند بار هم سابقه زندان دارم. آخرین باری که دستگیر شدم کارم را تغییر دادم. تنهایی کار می کردم که کمتر دستگیر شوم. چه کار می کردی؟ - فقط موبایل قاپی؛ آن هم فقط گوشی های اپل. قبلا چطوری زورگیری می کردی
گزارشی از اتفاقات قمارخانه ای در تهران
انواع بازی ها را انجام می دهند و پول معامله می کنند. آنها تنها برای تفریح این کار را می کنند و به قمارخانه نمی روند. دسته سوم کسانی هستند که در محله های پایین محل قماربازی دارند. آنها جمع می شوند از مردم پول می گیرند و شرط بندی می کنند که خیلی از آنها کلاهبردار هستند و با تقلب پول مردم را می دزدند. او معتقد است: معمولا در قماربازی چون هر دو طرف متهم هستند و به خاطر خلافی که انجام می
جنایت در پایان خیانت زنانه
شوهرم اطلاع می دهد. از آنجا که به ستوه آمده بودم و نمی دانستم چکار کنم چاقویی را که همراهم بود از کیف بیرون آوردم و از پشت سر چند ضربه به وی زدم و پا به فرار گذاشتم. صبح دیروز این زن قرار بود در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک تحت محاکمه قرار بگیرد اما به دلیل اینکه خانواده قربانی شناسایی نشده اند قاضی عبداللهی رئیس شعبه 4 کیفری و دو قاضی مستشار از ریاست محترم قوه قضائیه تقاضا کردند طبق ماده
دزدهای گوشی ربا!
یکی از شاکیان که مرد 68 ساله ای اهل ایتالیا بود، گفت: من چند روز قبل به عنوان توریست وارد ایران شدم. روز حادثه برای دیدن مکانی تاریخی به مرکز شهر تهران رفتم. نزدیک ظهر در حال عبور از خط عابر پیاده ترمینال فیاض بخش بودم که موتورسیکلتی با دو سرنشین به من نزدیک شد و ناگهان کیفم را که روی دوشم آویزان بود، قاپیدند و به سرعت از محل گریختند. وی ادامه داد: داخل کیفم دو دستگاه گوشی، یک دستگاه
قتل دوست قدیمی به بهانه تفریح
/> وی اضافه کرد: پس از رسیدن به محل مورد نظر متهم به قتل سلاح را به طرف یکی از همراهانش گرفته و درباره اختلافات قبلی که با هم داشتند، بحث و مشاجره می کنند. عباس زاده اظهارکرد: با اوج گرفتن مشاجره بین آنها فرد مسلح با شلیک یک گلوله جوان 22 ساله به هویت الف را از پای درآورد که با توجه به برخورد تیر به سینه مقتول و ناهمواری مسیر، گرمای هوا و خونریزی شدید منجر به مرگش می شود.
بچه دزدی درچند ثانیه
قصد داشتم وارد منزلم شوم کلیدهای ساختمان را از کیفم بیرون آوردم و در حالی که نوزاد دخترم را درون کالسکه گذاشته بودم برای چند ثانیه وارد ساختمان شدم تا کالسکه را با خود ببرم اما در همین فرصت کوتاه که از فرزندم غافل شدم در کمال ناباوری دیدم او درون کالسکه اش نیست. هراسان به هر سو دویدم اما در تاریکی شب هیچ کس را ندیدم به همین خاطر هم بلافاصله با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم و
سر بریدن کودک 10ساله برای شفا گرفتن بیمار!
نفر او را گرفته بودند فردی دیگر گلوی او را برید. وقتی پلیس مقتول را پیدا کرد گردن او کاملا از بدنش جدا شده بود. 11 نفر از جمله کشیش یاکاهان به علت شراکت در جرم دستگیر شدند و حداقل پنج نفر از آنها به به همدستی در این قتل اعتراف کردند. روستای ناوالپارسی که در منطقه مرزی هند قرار دارد خانه فقیران و بی سوادهای کشورهای مختلفی است. در این جنایت هم متهم ها از این طبقه اجتماعی هستند.
گردان تک نفره زرین 3هزار شلیک موفق داشت
لباس بسیجی و خندان آمد خانه ما. به من گفت برو آن کتابی که برای پدرت نوشتی را بردار بیار. کتاب را بردم محضر ایشان. نگاه کردند و دیدند تعدادی از عکس ها نیستند. از من پرسیدند آن عکس ها چه شده؟ من هم عکس ها را به فدراسیون تیراندازی داده بودم تا برای پدر سالانه شهید بگیرند. گفتم عکس ها به امانت جایی هستند. شهید فرمودند: آنها را برگردان وکار کتاب را تمام کن. آن زمان برادرزاده من در ای سی یو بستری بود
قتل دکتر اردبیلی ناموسی نبوده
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: پنجشنبه هفته گذشته، اصغر پیرزاده، تنها پزشک سرطان شناس استان اردبیل در خانه یکی از بیماران خود توسط جوانی 22 ساله مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفت و به شدت دچار جراحت شد. ضارب با پلیس و اورژانس تماس گرفت و پزشک مجروح به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد. متهم نیز توسط ماموران دستگیر شد. کشته شدن پزشک اردبیلی واکنش
زندگینامه حسنعلی نخودکی اصفهانی
می فرمود : نخستین روزی که برای زیارت و درک حضور مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری به محل سکونت ایشان در مدرسه بخارائیها رفتم، اتفاقاً روز جمعه بود و کسی را در صحن و سرای مدرسه نیافتم که جویای اطاق آن مرد بزرگ شوم؛ ناگهان از داخل یکی از حجرات دربسته، صدائی شنیدم که مرا با نام، نزد خود می خواند، بسوی اطاق رفتم، مردی در را به روی من گشود و فرمود: بیا، کشمیری منم . و نیز پدرم می فرمودند
سفره های خالی، کوچه های بن بست
جاهاست که بیشتر و بیشتر می شود. انگار که تا روستا و همدان بوده، بهشت بوده و حالا.... فاطمه وسط جهنم زندگی می کند، سال های زیاد، اما مرگ تنها بچه اش او را له می کند. نابود می کند. دختری که درست 14، 15ساله بوده و دو روز دیگر قرار نامزدی و بله بران داشته. دخترک خوش و خندان ایستاده وسط کوچه منتظر فاطمه بوده که بیاید بروند، چیزی بخرند. فاطمه نمی داند چرا دلش یک دفعه شور افتاده، گفته دختر مواظب ماشین باش
کار شبانه روزی حقوق 350هزار تومانی!
خانه را در اختیار من قرار دادند. خانه ام با آنکه کوچک بود، اما با صفا بود. یک اتاق با آشپزخانه محل زندگی من و نازنینم بود. انگار در زندگی ام معجزه رخ داده بود و من و نازنین صاحب خانه ای شده بودیم که برایمان از شیک ترین و بزرگ ترین قصرها با ارزش تر بود. خدمتکاری در خانه ها زن جوان هر روز صبح کودکش را در آغوش می گرفت و راهی خانه های مردم می شد تا با نظافت خانه ها درآمدی داشته
تضاد جمع بندی و نتیجه گیری کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)
دوباره از صفحه 1176 تهذیب اللغة ازهری مطلبی نقل کرده و نوشته است: قزمُلی گفت: درع، پارچه ای است که زنان وسط آن را برش می دهند، دو آستین برایش قرار می دهند و دو شکاف جانبی اش را می دوزند و به این ترتیب درع و پیراهن درست می شود. اما چون این تحلیل با تمایلات تحقیقی نویسنده در تضاد است، می گوید: این گزارش بیان گر پیراهن های زمان پیامبر نیست و در گزارش دارالندوه که مربوط به عصر پیامبر است ... هیچ اشاره
راهی برای حل اختلافات با خانواده همسر
زندگی همسرش ندارد و کاملا در حاشیه قرار گرفته است که این حس ناخوشایند در درازمدت به سست شدن روابط عاطفی و بروز مشکلات عدیده ای منجر می شود. مانع دخالت های بی جا شوید هرگز دلسوزی و مشورت را دخالت قلمداد نکنید، گاه شنیدن سخن اطرافیان بویژه والدین خالی از لطف نیست و منفعت هایی در پی دارد، اما این به معنای حضور هر لحظه ای و بی موقع آنان در زندگی نیست. کسی که در زندگی شما دخالت می کند
روایت یک اتهام
علاوه بر روایت داریوس، رسانه های فرانسوی در آرشیو خود نام سه متهم را در این پرونده مشخص کرده بودند، ژرژیو دوفوا به عنوان وزیر تأمین اجتماعی، لوران فابیوس به عنوان نخست وزیر و ادموند اروه به عنوان وزیر بهداشت در دولت فرانسوا میتران. بررسی ها نشان می دهد، پس از برگزاری دادگاه، قاضی رأی به بی گناهی فابیوس و دوفوا داد و ادموند اروه وزیر بهداشت در دولت فرانسوا میتران، متهم به قتل غیرعمد شد،
نقشه مرگبار دختران برای پدر سخت گیر
معتمد برای ما بود و یک روز به من و سعید گفت مقتول برای تامین هزینه های موادمخدر، فرزندانش را وادار به کارهای نادرست می کند و باید از بین برود. ما هم نفری 200هزارتومان پول گرفتیم تا دستکش و کلاه تهیه کنیم. وقتی مقابل خانه مقتول رفتیم، اول سعید یک ضربه با قمه به او زد. مرد گیج و بی حال شد و ضربات بعدی را من به او زدم. او انگشت اتهام را به سمت حمید گرفت و گفت: اگر حمید واقعیت را به ما می
ماجرای گُل خوردن صوری از ولیعهد در مدرسه نظام/ به ما گفتند فردا اعدام خواهید شد!/ شاهد سقوط فاو بودم ولی ...
کسب نمره قبولی، شاگرد مدرسه نظام شدم. ماجرای گُل خوردن از ولیعهد در مدرسه نظام یک روز قرار شد، مسابقه فوتبالی بین بچه های دبیرستان نظام و کلاس ولیعهد برگزار شود. در آن مسابقه من دروازه بان بودم. در نیمه اول ما یک بر صفر جلو بودیم که در بین 2 نیمه به من گفتند شما باید 2 گل از ولیعهد بخورید. این داستان بذر کینه را در دل من کاشت. پیش خودم می گفتم "چرا من باید از ولیعهد گل بخورم
قتل و تجاوز دختر 6 ساله توسط پسرعمویش
اطلاعات دروغی در اختیار پلیس قرار داده است. آخرین فرضیه ای که از سوی کارآگاهان مطرح شد، موضوع تعرض به دختربچه و قتل او بود. از این رو ماموران در قالب چند تیم، 12 خانه را در سطح منطقه بازرسی و 9 نفر را در این زمینه دستگیر کردند، اما بازجویی از این افراد هم به نتیجه نرسید. پس از گذشت چهار روز از ناپدید شدن دختر شش ساله، تیم جنایی به پسرعموی 17 ساله مهدیه مشکوک شد و او را زیر نظر
در گفت وگو با کونیکو یامامورا روایت شد؛ زندگی یامامورا از کیوتو تا فکه و از بودا تا اسلام
شدند و وسایل را جست و جو کردند به لطف خدا سمت آن کمد که در طبقه بالا بود نرفتند و به این ترتیب اصلا نتواستند رساله و اعلامیه ها را پیدا کنند. به استقبال امام در بهشت زهرا(س) رفتیم اما دیر رسیدیم روزی که امام خمینی (ره) به ایران برگشتند شما هم به استقبال ایشان رفته بودید؟ بله. روز بیست و دوم بهمن 57 بود و پسرم ، محمد، آن زمان تقریبا هفده ساله بود و همراه با چند نفر
کافی شاپ، ایده های موفق و استیون جانسون!
نقش کافی شاپ ها در بروز ایده های نوین، می گوید: من مدت زیادی را در طول پنج سال گذشته، درباره قهوه خانه ها فکر کردم، چراکه به نوعی در تلاش و تحقیق برای یافتن پاسخ این سؤال بودم که ایده های خوب از کجا می آیند. چه محیط هایی هست که منجر به انواع نوآوری منحصر به فرد، و خلاقیت استثنائی می شود؟ نوع محیط چیست؟ فضای خلاقیت چیست؟ و کاری که انجام داده ام این است که هم به محیطی مثل قهوه خانه، توجه
محمدرضا را از دکمه لباس شناسایی کردم
خانه آمد و سراغ من را گرفت بگویید از صبح خانه بودم. آن زمان ما در میدان خراسان زندگی می کردیم. ردیف اول از سمت راست: نفر اول: آقای نیک بین، نفر دوم: مرحوم خوش دل (پدر سیدمحسن خوش دل)، نفر سوم: مهدی گیوری ردیف دوم از سمت راست: نفر اول: عباس مهدی زاده، نفر دوم: دیکساز، نفر سوم: اکبری مقدم، نفر چهارم: شمیرانی ردیف سوم از سمت راست: نفر اول: شیوانی، نفر دوم: سید محسن خوش دل، نفر
قصه عجیب یک ازدواج با 61 سال اختلاف سنی!
/> وی ادامه داد: از حرف هایی که مادرم می زد متوجه شدم که در آغاز تابستان به دنیا آمده ام و خواهر و برادری نیز ندارم. پا به پای پدر در مزرعه کار می کردم و با فروش محصولات کشاورزی و چوپانی زندگی می کردیم. از نوجوانی چوپان بودم و هر روز دام اهالی روستا را به دشت می بردم و غروب به روستا بازمی گشتیم. از آنجا که تنها بودم وظیفه مراقبت از پدر و مادرم نیز برعهده من بود. آن زمان روستاها به صورت ارباب و رعیتی
کلاهبرداری در 26 سالگی/مأمور تقلبی اداره آب و فاضلاب دستگیر شد
جهت رسیدگی در اختیار اداره چهاردهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. مالباخته پس از حضور در اداره چهاردهم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در حال ساخت و ساز یک مجتمع مسکونی در خیابان سید جمال الدین اسدآبادی بودم که شخصی بنام علی محمدی با مراجعه به بنده، خودش را مأمور سازمان آب معرفی کرد و با اعلام اینکه جهت انجام امور اداری نیازی به مراجعه به سازمان آب نبوده !! و تنها می بایست
اقتصاد کشور را تقدیم مونتاژکارها و وارداتچی ها نکنیم/ اتفاقی نیافتاده که انتظار رونق بورس را داشته ...
/> آرمان درباره خانه های خالی از سکنه گزارش داده است: برای حدود 30 میلیون شهروند ایرانی که هر سال با اتمام قرارداد اجاره خانه خود یا باید به دنبال راضی کردن صاحب خانه برای تمدید قرار داد باشند یا باید با پیدا کردن خانه ای جدید، رنج اسباب کشی را بر خود همواره کرده و به جایی دیگر بروند، تصور اینکه سالانه حدود 80 هزار میلیارد تومان از محل خالی بودن خانه ها، آن هم فقط در پایتخت ایران خاک می خورد، سرگیجه آور
فرزندخواندگی؛ یک نمایشنامه در چهار پرده
کردم که باید مراکز ناباروری رو پیدا کنم و مطمئن بودم که این مشکل حل شدنی است. از فردا با مراکز مختلف تماس گرفتم و پیگیر شدم. وای که همشون برای 6 ماه تا یک سال آینده رو وقت می دادن. تازه فهمیدم چقدر متقاضی برای درمان وجود داره. در این مدت انتظار هم رفتم مطب دکتر زنانم تا اطلاعات بیشتری کسب کنم. چون هر چی در اینترنت سرچ می کردم، اطلاعات زیادی درمورد مشکل شوهرم پیدا نمی کردم. وقتی نتیجه رو به
فرزندان شهیدم را با رزق حلال کارگری پرورش دادم
بیمار شد و در خانه افتاد. نیاز به دارو و درمان داشت. حاصل زندگی من با او، پنج فرزند، سه پسر و دو دختر شد. مستأجر بودیم و هزینه زندگی مان بالا بود. یک سال بعد همسرم به رحمت خدا رفت. برای همین مجبور شدم خیلی زود برای تأمین مخارج خانه و خانواده ام دست به کار شوم. به خانه مردم می رفتم و کارهایشان را انجام می دادم. کار خانه، لباسشویی، کارگری. خیلی کار کردم. نمی خواستم کسی به بچه هایم ترحم کند
شغل دوم هنرپیشه ها چیست؟
ها (به خصوص به قلم بازیگری سرشناس چون کیانیان) خواندنی هستند اما اینکه بتوان آن ها را در معنای اخص کلمه داستانک نامید، محل تردید است. این مردم نازنین با استقبال مخاطبان مواجه شد چراکه مطالعه تجربه های یک بازیگر مطرح در کوچه و خیابان و خانه و ... لذتبخش است. در یکی از داستانک های کیانیان می خوانیم: روز - خارجی - خیابانی در تهران در اتومبیلی بودم که هر روز صبح مرا
قاتل: همسرم طلاق توافقی را نپذیرفت، او را کشتم
جدایی گرفتم. برای همین به همسرم گفتم بیا توافقی از هم جدا شویم . ولی او قبول نکرد. چند ماهی با او سر این موضوع درگیر بودم تا اینکه روز حادثه به او گفتم هر طور شده باید بیایی و توافقی از هم جدا شویم. ولی باز هم قبول نکرد، برای همین عصبانی شدم و او را کشتم. با اعتراف این مرد پرونده وی با صدور کیفرخواست به شعبه 71 سابق دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. متهم در این شعبه محاکمه شد
زنبیلت را در صف شیمی درمانی بگذار!
. دور از چشم. خیلی قدیمی نیستند به خدا! مال همین پارسال. عکس سفر شمال. همه هستند. همکلاسی های دانشگاه. در عکس می خندند. باک شان نیست از چیزی. یکی شان، نفر دوم از چپ، همان که انگشتش را شاخ کرده پشت سر نفر بغلی، حالا شبیه عکس آن روز نیست. موهایش جابه جا ریخته. چند تار باقی مانده را تراشیده اند که یکدست شود. ابرو ندارد. مژه ندارد. هیکلش لاغر و نحیف است. بیماری تمام وجودش را برده و با این حال آدم باز