سایر منابع:
سایر خبرها
قتل به خاطر پرداخت هزینه رستوران
پدرم برود و به او اعتراض کند. چون او هم مبلغی از هزینه را داده بود. در این بین خواهرزاده ام پسرم را هل داد و او را از خانه بیرون کرد.پسرم می خواست از روی در وارد شود که شیشه بالای در شکست اما خواهرزاده ام تکه ای شیشه برداشت و با آن ضربه ای به شکم پسرم زد و او را به قتل رساند. هرچند متهم به قتل بازداشت شد اما دست داشتن در این جنایت را انکار می کرد. او دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک
صدور کیفرخواست در پرونده قتل امیرعلی
دچار تشنج شده است اما پزشکی قانونی مدتی بعد مرگ کودک خردسال را خونریزی مغزی بر اثر اصابت جسم سخت به سرش اعلام کرد. کارآگاهان جنایی تهران در جریان بررسی ها متوجه شدند که روز حادثه امیرعلی با پدرش در خانه تنها بوده و پس از آن حالش بد شده و به بیمارستان انتقال یافته است. همین کافی بود تا این مرد با دستور قاضی جنایی بازداشت شود. پدر 30ساله امیرعلی که کارگر نانوایی است در تحقیقات به قتل پسرش
دختری خواستار نبش قبر پدرش برای کشف راز مرگ شد
/> این شاکی در ادامه اظهاراتش به بازپرس گفت: حال پدرم چند روز قبل از مرگ بد شد و از آنجایی که در تهران حضور داشت، او را به بیمارستانی در پایتخت بردند اما در نهایت پدرم در بیمارستان درگذشت و چون بیمارستان علت فوت پدرم را عفونت اعلام کرده بود و او سابقه سرطان داشت، جسد وی به پزشکی قانونی نرفت. این دختر مدعی شد: همسر مادرم به من گفت که به پدرم محتویات آمپول را داده و پدرم آن محتویات را
ستاره های هالیوودی و والدین خلافکارشان!
تصور کنید که او تجاوز می کند و همسرش را کتک می زند. پدرم الان به این شکل مشهور شده که اصلا هم واقعیت ندارد و این مسئله خیلی مرا آزار می دهد. پدر دیدی عضو دسته گانگسترهای آمریکایی "فرانک لوکاس" بود پدر دیدی زمانی که او تنها سه سال داشت از دنیا رفت، و رپر ما بیشتر عمرش تصور می کرد که پدرش در یک حادثه رانندگی کشته شده است، هرچند که این موضوع صحت نداشت. دیدی بعدها متوجه شد که پدرش
واکاوی نقش آیت الله سیدمصطفی خمینی در سا مان دهی نهضت اسلامی با نگاهی به اسناد ساواک/ نقش سید مصطفی در ...
، نیروهای نظامی از هوا و زمین در خیابان های قم به مردم حمله کردند. حاج آقا مصطفی با سخنانی همراه با شدت ناراحتی و گریه از مردم سپاسگزاری کرد. [5] آن روز شاید مهمترین روز حیات فرزند امام بود. ایران یکپارچه قیام و خشم بود و مأموران رژیم دستور تیر مستقیم گرفتند و یکی از فجیع ترین قتل عام های تاریخ معاصر یک رژیم علیه مردم کشور را رقم زده بودند. مصطفای 33 ساله در چنین اوضاعی سکان کشتی تحولات
شیعه بود اما در جمع رزمندگان اهل سنت به شهادت رسید
کرد. یک بار به سیستان رفت و سپس از آنجا عازم سفر به سوریه شد. با شهید سالاری چگونه آشنا شدید؟ پسرخاله ام بود. هر دو هم اهل و ساکن بندر هستیم. من متولد 1356 هستم و همسرم عبدالحمید سالاری متولد 1355 بود. سال 1379 با مهریه 14سکه با هم ازدواج و زندگی مشترکمان را آغازکردیم. ایشان نظامی بود،اما چند سالی قبل از شهادت از کارش استعفا کرده بود و شغل آزاد داشت. از آنجایی که پدرم نظامی بود
آیا واقعا چالش نهنگ آبی در ایران وجود دارد؟
شلوغ نیست؛ عمه "ن" نخستین زنی است که آنجا می بینیم در حال آشپزی است، می گوید: "صبح همان روز پدرم هر دو را با ماشین رساند کتابخانه محله؛ گفتند می خواهیم درس بخوانیم و بعد خودمان بر می گردیم رفتنشان همان و برگشتشان هم همان"! مادر "ع" پنج سالی است که در قید حیات نیست و امکان صحبت با پدرش به دلیل شوک ناشی از حادثه وجود ندارد، عمو و عمه اش برای صحبت جلو می آیند، تازه اعلامیه مراسم ختم "ع
شخصیّت حسین علیه السلام در نگاه دشمنان
که حسین گفته است جدّم از جدّ یزید برتر است این سخن او درست است؛ چون هرکسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد زبان حالش و حرف دلش این است که جد حسین از جدّ یزید گرامی تر است . عمر بن سعد در حادثه کربلا عمر سعد خطاب به شمر بن ذی الجوشن می گوید: به خدا سوگند، حسین با یزید بیعت نخواهد کرد؛ چون روح پدرش علی علیه السلام بر وجود او حکم فرماست . شمر بن ذی الجوشن وقتی شمر در
قتل پسردایی به خاطر هزینه جوجه کباب
گرفت. او گفت: روز حادثه همراه پسردایی ام رامین بیرون رفتیم و مشروب خوردیم. در مسیر بازگشت، چند سیخ جوجه کباب خریدیم و به باغ رفتیم. پس از خوردن ناهار، پدربزرگم سهم غذایش را به مادرم داد، اما وقتی رامین از این موضوع باخبر شد، به پدربزرگم گفت تو روی پول خوابیده ای، اما هیچ وقت به ما کمک نکرده ای و باعث شده ای پدرم با کارگری زندگی اش را بچرخاند. پدربزرگم عصبانی شد و با سیلی به صورت رامین
جزئیاتی درباره مرگ مشکوک مصطفی خمینی
وی به طرف بغداد حرکت کرد. حجت الاسلام سیدرضا برقعی که از یاران نزدیک امام (ره) و آقا مصطفی بود هم روایت مشابهی را در خاطرات خود ذکر کرده است. از طرفی سیدحسین خمینی، فرزند حاج آقا مصطفی نیز در رابطه با شهادت پدرش به نکته دیگری اشاره کرده و بیان کرده است: در بیمارستان، دکتر ایاد علی البیر برای معاینه پدرم آمد و گفت که "مع الاسف، وی فوت کرده و مرگش هم عادی نیست. اگر اجازه بدهید بنده جسد را
خانواده قربانیان نهنگ آبی: هنوز فایل خداحافظی را نشنیده ایم
ایستاده اند؛ خانه خیلی شلوغ نیست؛ عمه "ن" نخستین زنی است که آنجا می بینیم در حال آشپزی است، می گوید: "صبح همان روز پدرم هر دو را با ماشین رساند کتابخانه محله؛ گفتند می خواهیم درس بخوانیم و بعد خودمان بر می گردیم رفتنشان همان و برگشتشان هم همان"! مادر "ع" پنج سالی است که در قید حیات نیست و امکان صحبت با پدرش به دلیل شوک ناشی از حادثه وجود ندارد، عمو و عمه اش برای صحبت جلو می آیند، تازه
آقازاده ای که آقازاده نبود
قانون - سرنوشتش این بود که به جرم مبارزه برای دفاع از اندیشه هایش و همراهی با نهضت پدرش، بازداشت و بعد از آن به همراه خمینی کبیر(س) تبعید شود و در نهایت به شهادت برسد. شهادت مصطفی هنوز یکی از مرموزترین اتفاقاتی است که کسی از پشت پرده آن خبر ندارد. اول آبان سال 56، وقتی به پدر خبر می دهند که مرگ مصطفی مشکوک است و باید کالبد شکافی شود،ایشان اجازه این کار را نمی دهد و می گوید با این کار
مرگ مشکوک آقا مصطفی خمینی
امام (ره) و آقا مصطفی بود هم روایت مشابهی را در خاطرات خود ذکر کرده است. از طرفی سیدحسین خمینی، فرزند حاج آقا مصطفی نیز در رابطه با شهادت پدرش به نکته دیگری اشاره کرده و بیان کرده است: در بیمارستان، دکتر ایاد علی البیر برای معاینه پدرم آمد و گفت که "مع الاسف، وی فوت کرده و مرگش هم عادی نیست. اگر اجازه بدهید بنده جسد را کالبدشکافی کنم و این مسئله را ثابت کنم". دکتر ایادعلی البیر جراح و
پایان نزاع دسته جمعی در شرق تهران با یک قتل
جمعی ، (م-ع) که شرب خمر کرده بوده و حالت طبیعی نیز نداشته است با وارد کردن چاقو به قلب(ن-ع) منجر به خونریزی شدید وی و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات فوت می کند. ناظری افزود:در این درگیری قاتل و همدستانش از محل حادثه متواری ودر خانه ی یکی اقوام مخفی شدند که ماموران مجرب این فرماندهی با استفاده از هوش بالای اطلاعاتی مکان مورد نظر را رصد و در یک اقدام غافلگیرنه همگی عاملین
شب خونین در قصابی+ عکس
موبایل قربانی صورت گرفته است. تلاش برای افشای راز جنایت شبانه آغاز شده بود که پلیس یکی از دوستان قربانی به نام عرفان 17ساله را به عنوان مظنون بازداشت کرد. شواهد نشان می داد قربانی و عرفان آخرین بار در پارک با هم در حال صحبت بودند. زخم های روی دست پسر نوجوان شک پلیس را دو چندان کرد و وی به قتل اعتراف کرد. پسر نوجوان گفت: من محمدرضا را کشتم . در این چند روز سرگردان بودم و حتی
مرگ مشکوک آقا مصطفی، فرزند امام (ره)
سیدحسین خمینی، فرزند حاج آقا مصطفی نیز در رابطه با شهادت پدرش به نکته دیگری اشاره کرده و بیان کرده است: در بیمارستان، دکتر ایاد علی البیر برای معاینه پدرم آمد و گفت که "مع الاسف، وی فوت کرده و مرگش هم عادی نیست. اگر اجازه بدهید بنده جسد را کالبدشکافی کنم و این مسئله را ثابت کنم". دکتر ایادعلی البیر جراح و فارغ التحصیل از دانشگاه سلطنتی لندن بود. پیکر مرحوم والد کالبدشکافی نشد؛ چون آن موقع
در مسیر شهادت
علیرضا صدقی پیشتر حجت الاسلام محتشمی پور اعلام کرده بود دو مراسم به مناسبت سالگرد مرحوم آیت الله سیدمصطفی خمینی در نجف و تهران برگزار شود. مراسم نخست روز جمعه 28 مهرماه در نجف اشرف و با حضور جمع کثیری از طلاب و اساتید حوزه علمیه نجف اشرف و سخنرانی آیت الله سید مجتبی حسینی نماینده مقام رهبری در عراق، حجت الاسلام سید صدرالدین قبانچی امام جمعه نجف و حجت الاسلام سید علی اکبر محتشمی پور، در جوار
بازداشت جراح ارتوپد در پرونده جنایت خانوادگی
اسکاتلند رفته و در رشته ارتوپدی تحصیلکرده و فارغ التحصیل شده است. با توجه به مدارک موجود در پرونده و شکایت زن جوان، کامران به عنوان مظنون به قتل بازداشت شد.اما مرد 46 ساله منکر جنایت شد و گفت: من و پدرم فقط با هم جرو بحث کردیم، ضربه ای هم که به سر پدرم خورده بود مربوط به روز حادثه نبود بلکه مربوط به 10 روز قبل ازآن بود. آن موقع من و پدرم برای تفریح به شمال رفته بودیم که پای پدرم سر خورد و
دفاع پدر بزرگ از نوه خطاکار
به گزارش خبرنگار ما، چهاردهم فروردین ماه سال 95، مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک پسر 24 ساله ای به نام سیامک در یکی از بیمارستان های لواسان باخبر و راهی محل شدند. بررسی ها نشان داد پسر جوان در جریان درگیری خانوادگی زخمی و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحت فوت شده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد که عامل قتل، پسر عمه 25 ساله سیامک است که بازداشت شد. هر چند که
ساواک : از سعودی قول گرفتیم فرزند خمینی را شدیدا مجازات کند!
رئیس جمهوری وقت عراق نیز اردیبهشت 1354 به ایران مسافرت کرده بود، حکومت بعث تصمیم داشت تا به بهانه مشکوک بودن فوت آیت الله مصطفی خمینی تنی چند از اعضای بیت امام را دستگیر کرده و ماجرا را لوث نماید و از این رو امام خمینی(ره) چنین اجازه ای نداده و دستور دفن شهید را صادر می کنند، چند روز پس از این رویداد نیز امام خمینی شهادت فرزند برومندشان را از الطاف خفیه الهی (16) نامیدند. رژیم که تصور می کرد
امام سجاد (ع) در ذهن و زبان اهل سنت
محتمل است مدفن سر امام حسین (علیه السلام) باشد و مردم مصر به آن مشهد رأس الحسین می گویند هنوز این جمله بر دیوار مکتوب است : ” مقام رأس الحسین کعبه مصر است “. شیخ محمد فرحات چند سال قبل در روز جمعه ای مصادف با 28 ربیع الثانی در مسند امام جمعه الازهر چنین گفت : ” اهل بیت رسول الله تاریخ جهاد را در اسلام ساخته اند. یکی از این قهرمانان جاوید تاریخ سید الشهدا حضرت ابا عبدالله الحسین است. وی برای
در خصوص پرونده بنیتا؛در جلسات دادگاه از وکیل متهمان دعوت نشد!/آیا صدور احکام سنگین بدلیل جریحه دار شدن ...
وقتی وکیل حضور نداشته باشد، هم تحقیقات باطل است و یا حداقل مؤثر نیست. از برخی افراد نامبرده شده در پرونده، تحقیقات نشد وی با اعلام این که در پرونده ی بنیتا ، 10 مورد نقض تحقیق در این پرونده داشتیم که اعلام شد ، اظهار کرد: از فردی که متهم، در روز حادثه به او گفته است: من سابقه دارم و اعتیاد دارم، نمی توانم بروم اطلاع دهم این اتفاق افتاده! ، تحقیق نشده است. ضمن این که در قضیه ی
بازداشت پزشک ایرانی در مرگ اسرارآمیز پدرش
به کما رفت. به دنبال این حادثه دختر این مرد به کلانتری قلهک رفت و از برادرش به نام رامین به اتهام ضرب و جرح پدر شکایت کرد. وی در توضیح ماجرا گفت: برادرم پزشک مقیم اسکاتلند است. او چند وقت پیش به ایران بازگشت و یکی از خانه های پدرم در شمال تهران را به قیمت 700میلیون تومان فروخت تا خرج زندگی اش را برای مدتی که در تهران است، تأمین کند. او حتی به صورت موقت با زنی ازدواج کرد تا اینکه روز
حلب تا موصل زیر چتر امن تکاور ایرانی
همسر شهید خیرالله احمدی فرد، در معرفی او می گوید: شهید احمدی فرد متولد 20 اسفند سال 1348 است. در شب تاسوعا در یکی از روستاهای اطراف اسلام آباد به دنیا آمد و در حمله آزادسازی موصل در 16 بهمن 95 شهید شد. بعد از فوت پدرش به اسلام آباد غرب مهاجرت کرد و تحصیلات را در همانجا گذراند. از 14سالگی به جبهه رفت و تا 47 سالگی که به شهادت رسید خدمت را ادامه داد. در ادامه گفت وگو با این همسر شهید را می خوانید
حلب تا موصل زیر چتر تکاور ایرانی
می کنیم. همسر شهید خیرالله احمدی فرد، در معرفی او می گوید: شهید احمدی فرد متولد 20 اسفند سال 1348 است. در شب تاسوعا در یکی از روستاهای اطراف اسلام آباد به دنیا آمد و در حمله آزادسازی موصل در 16 بهمن 95 شهید شد. بعد از فوت پدرش به اسلام آباد غرب مهاجرت کرد و تحصیلات را در همانجا گذراند. از 14سالگی به جبهه رفت و تا 47 سالگی که به شهادت رسید خدمت را ادامه داد. در ادامه گفت وگو
وقوع دومین قتل در بافت طی یک هفته گذشته
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از کرمان، خدابخش روح الامینی، دادستان عمومی و انقلاب بافت دیروز شنبه، 29 مهر از وقوع دومین قتل در شهرستان بافت طی یک هفته گذشته خبر داد و گفت: علت و انگیزه این حادثه اختلافات خانوادگی بوده است. دادستان عمومی و انقلاب بافت با بیان اینکه رسیدگی به این پرونده در شعبه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بافت در حال انجام است،گفت: متهم با قرار بازداشت
بازنگری و بازنگاری تاریخ مشروطه و نقش آیت الله لنکرانی در آن
لنکرانی) افتخار شاگردی شیخ شهید را داشت. پدر مرحوم لنکرانی (حاج شیخ علی) هم از یاران و همفکران نزدیک مرحوم شیخ بوده و با هم ارتباط خانوادگی داشتند. وقتی شیخ شهید از هجرت کبرای قم در صدر مشروطه به تهران باز می گردد، مرحوم لنکرانی به همراه پدرش در مراسم استقبال از شیخ فضل الله و بعد تحصن ایشان در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) شرکت می کند و اینجاست که از نزدیک در متن ماجرای مشروطه قرار می گیرد
زبان حال امام سجاد (ع) از 7 مصیبت جانسوز شام
به گزارش شفاف، از بزرگترین حوادث تلخ جهان اسلام که همواره یاد و خاطر آن، قلب و جان آدمی را به درد می آورد، حادثه جانسوز کربلا است. حادثه جانگداز کربلای خونین، یک حادثه عظیم و بی نظیری است که وقتی انسان با چشمانی باز و دلی سرشار از ایمان به آن می نگرد، به روشنی می یابد که چنین حادثه ای در طول تاریخ بشریت بی سابقه است. آنچه به این جریان بی نظیر، تداوم بخشیده و آن را جاودانه ساخته است
متهم: مقتول قصد تعرض داشت
آنها از ماجرای قتل باخبر باشند. با این توضیحات مأموران چند نفر از دوستان مقتول را تحت تعقیب قرار دادند و بعد از شناسایی، آنها را بازداشت کردند، اما از آنجائیکه هیچ مدرکی علیه آنها وجود نداشت همگی آزاد شدند. دو هفته از ماجرا گذشت تا اینکه کارآگاهان به یکی از دوستان مقتول به نام بابک 17 ساله که پدرش صاحب مغازه مرغ فروشی بود مظنون شدند و وی را بازداشت کردند. بابک که تعدادی زخم چاقو روی دست
بخشش قاتل، به شرط گذشت از طلب 280 میلیونی
یکم اردیبهشت ماه سال 89، مأموران پلیس تهران جسد مرد میانسالی را در میدان کاج، مقابل بیمارستان مدرس کشف کردند. شواهد نشان می داد آن مرد در محل دیگری به قتل رسیده و سپس جسدش به این مکان منتقل شده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و تشخیص هویت، مشخص شد جسد متعلق به عباد 44 ساله است که بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیده است. همچنین مأموران در شاخه دیگری از تحقیقات دریافتند، مقتول چند روز