سایر منابع:
سایر خبرها
مفقود شدن جسد جوان 18 ساله در ساحل عباس آباد
شود 144 نفر را که عمدتا در مناطق ممنوعه مبادرت به شنا می کنند از مرگ حتمی نجات دادند. وی سن بیشتر افرادی که غرق یا نجات یافته اند را بین 20 تا 28 عنوان کرد و گفت: مهم ترین مشکل ناجیان با بیشتر گردشگران به ویژه سنین جوان و نوجوان جدی گرفته نشده هشدارهای ناجیان و ماموران انتظامی است، توصیه ما به این مهمانان این است که با سلامت و امنیت خود شوخی یا لج بازی نکنند و در مناطق مجاز شنا کنند./فارس
داستان فرار یک خانواده از کره شمالی + عکس
پلیس چین و استرداد به کرۀ شمالی، مجبور شدند تا به یک محل سوزاندن اجساد رشوه دهند تا شبانه جسد را بسوزانند. ساعت سه صبح روز بعد، یئونومی و مادرش خاکسترها را به یک کوه نزدیک بردند و پنهانی آن را دفن کردند. یئونومی می گوید: "هیچ مراسم تشییع جنازه ای برای پدرم انجام نشد. حتی این کار را هم نتوانستم برایش انجام دهم. نمی توانستم با کسی تماس بگیرم و خبر فوت پدرم را به کسی بدهم. او 45 سالش بیشتر نبود. حتی
عباس جهانگیریان: ادبیات معاصر ما می تواند مثل سینما جهانی شود
دارد. از فعالیت های اخیرتان در عرصه ادبیات بفرمایید. آخرین کتابی که از من به چاپ رسید پسر نان و نمک رمانی تاریخی درباره یعقوب لیث صفاری بود. کتابی هم به نام سرگذشت پزشکی در ایران برای مخاطب کودک و نوجوان به طور جداگانه در دست چاپ دارم. دو قرار داد هم با مرکز تحقیقات صدا و سیما داشتم، یکی پیوند ادبیات و تلویزیون و دیگری تاریخ تلویزیون در ایران که متأسفانه هر دو به دلیل تحولات
درخواست نبش قبر برای پسر گمشده
، اما تحقیقات پلیس در این زمینه برای مشخص شدن هویت وی و یافتن خانواده اش بی نتیجه ماند تا این که با هماهنگی قضایی جسد مرد ناشناس به عنوان مجهول الهویه در گورستان تهران دفن شد. با گذشت هشت ماه از کشف این جسد روز گذشته زن میانسالی با حضور در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران با ارائه مدارکی اعلام کرد جسدی که به عنوان مجهول الهویه در بهشت زهرا دفن شده، متعلق به پسر بیست و چهار
حوادث کوتاه از کشور
نوجوان 11 ساله ای در استخر کشاورزی در روستای موسی آباد در نزدیکی شهر جدید گلبهار بلافاصله مامورین امداد و نجات آتش نشانی به محل اعزام شد. به دلیل عمق زیاد استخر درخواست غواص از مشهد شد که با حضور آنان جسد نوجوان از عمق استخر خارج شد.گفته می شود این نوجوان پس از عبور از فنس محافظ اطراف استخر بقصد شنا وارد استخر کشاورزی و غرق شد. اخاذی از یک زن بابل- خبرنگار کیهان: فرمانده انتظامی
ایرانیان در هند ناپدید می شوند!
تنش کند. کاماخان با افتخار می گوید: "او خیلی شیطان است. چیزی که تا یازده سال پس از ازدواجم منتظرش بودم و دست آخر نصیبم شد. انگار که الماس کوه نور را به ما داده اند." کاماخان و شوهرش همۀ پس اندازشان را صرف درمان ناباوری کرده بودند که نتیجه ای هم به همراه نداشت، و از بچه دار شدن ناامید شده بودند. تا اینکه او نام "جیو پارسی" را شنید. یک طرح با حمایت مالی دولت که زوجهای پارسی را
قاتل دختر بچه 6 ساله سبزواری دستگیر شد
شد : این مضنون 17 ساله که رابطه خویشاوندی نزدیک با دختربچه مفقودی دارد پس از انتقال به پلیس آگاهی وقتی خود را در برابر ادله و بازجویی های فنی پلیس دید ، به ناچار لب به اعتراف گشود و به هتک حرمت و قتل دختر بچه 6ساله اعتراف نمود . فرماندهی انتظامی سبزوار در عین حال خاطر نشان کرد : پس از اعتراف این متهم اکیپی از ستاد فرماندهی انتظامی این نیرو در معیت دادستان عمومی و انقلاب و نیز تیم پزشکی قانونی در محلی که متهم جسد دختربچه را دفن نموده بود عزیمت و پس از کشف جسد ، متهم به همراه پرونده متشکله جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی گردید. ...
" کونیکو یامامورا" مادر ژاپنی شهید بابایی +عکس
ایران اتفاق نیفتاد بلکه همه آنچه روی داد دفاع بود ، آن هم دفاعی که با ابزارهای جنگی اتفاق نمی افتاد، بلکه دفاعی برخاسته از ایمان و اعتقاد دینی بود و البته رمز پیروزی ایران هم در همین نکته نهفته است. چون هرچند که می دیدم و شاهد بودم که مردم ایران دست خالی هستند و از طرف همه کشورهای دنیا تحریم شده اند، اما ایمان و باور الهی دارند که باعث شده تابع نماینده ولایت فقیه بوده و با پیروی از او در برابر همه
قتل و تجاوز دختر 6 ساله توسط پسرعمویش
/> متهم به قتل در بازجویی گفت: از مدت ها پیش وسوسه های شیطانی سراغم آمد تا این که تصمیم به آزار و اذیت مهدیه گرفتم. روز حادثه او را به بهانه ای به حاشیه شهر بردم و پس از تعرض خفه کردم. در این مدت هم سعی کردم خودم را بی خبر از ماجرا و ناراحت نشان دهم. تصور نمی کردم پلیس به من مشکوک شود. سیدمحمد هاشم زاده هاشمی، فرمانده انتظامی سبزوار در این باره گفت: پس از اعتراف پسر نوجوان، ماموران
محمدرضا را از دکمه لباس شناسایی کردم
انقلابی و فرهنگی زیادی را انجام داده بود. 18ساله بود که به استخدام سپاه درآمد و تصمیم رفتن به جبهه را گرفت. آن زمان متاهل و 3 سال از محمدرضا کوچکتر بودم؛ به همین دلیل کمتر از کارها و فعالیت هایش با خبر می شدم. نظر کردن اهل بیت به شهید شایگان مادرم یازده فرزند به دنیا آورد که برخی از آنها به دلایلی فوت کردند. محمدرضا سومین فرزندی بود که زنده مانده بود. مادرم بانویی
فرزندان شهیدم را با رزق حلال کارگری پرورش دادم
اش را برایمان اینگونه مرور می کند: چهار سالم بود که مادرم به رحمت خدا رفت و پدر هفت، هشت سالی من و خواهرم را به تنهایی بزرگ کرد. می خواست ازدواج کند، اما دوست نداشت نامادری بالای سر ما باشد. برای همین من که 12 سال و خواهرم که 14 سال بیشتر نداشت را به خانه بخت فرستاد. همسرم شاگرد کفاش بود. مردی 25 ساله. کارگری ساده که یک روز بازار کار داشت و روز بعدش هم مشخص نبود کاری برایش باشد یا نه. مدتی بعد
شغل دوم هنرپیشه ها چیست؟
حضورت را / میانه نیمه های شب / به دست واژه های شعر بسپارم که بسیار شبیه مَطلع غزل حافظ است! مرا عهدی ست با جانان / که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را ... در مجموع مطالعه مهر مکتوب تنها به مخاطبانی پیشنهاد می شود که از خواندن دلنوشته های یک بازیگر مطرح لذت می برند. مریم پالیزبان را همه با فیلم نفس عمیق می شناسند. او در نفس عمیق به عنوان بازیگر خوش درخشید و اتفاقا نامزد سیمرغ بلورین
آخرین اخبار واصله از پلیس فتا
. سرهنگ حسینی ادامه داد: نهایتاً پس از بررسی های صورت گرفته مشخص شد فرد برداشت کننده پسر 13 ساله شاکیه می باشد که نهایتاً وی به این یگان احضار و اعتراف کرد زمانیکه مادرم کارت عابر بانک خود را برای دریافت یارانه در اختیارم گذاشت از موقعیت سوءاستفاده و اقدام به خرید کفش کردم . این مقام انتظامی به این نکته اشاره کرد که مشاهده می شود با توجه به هشدارهای مکرر این پلیس متاسفانه بعضی
جزییات قتل دختر بچه 6 ساله سبزواری
خاطرنشان کرد: پس از اعتراف متهم، اکیپی از ستاد فرماندهی انتظامی این نیرو در معیت دادستان عمومی و انقلاب و نیز تیم پزشکی قانونی در محلی که متهم جسد دختربچه را دفن کرده بود، حاضر شدند و پس از کشف جسد، متهم به همراه پرونده متشکله جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شد.
روزهای نکبت بار یک دیکتاتور+تصاویر
جهان قائل بود (تخت جمشید اکتبر 1971 شاه برای رهبران جهان که برای جشن های 2500 ساله به شیراز آمده اند سخنرانی می کند). در لحظات اولیه ورود شاه و بستری شدنش رئیس بیمارستان به ملاقات او می آید و از شاه برای کمک به تجهیزات بخش سرطان شناسی بیمارستان و به عنوان شرکت در یک کار خیر تقاضای یک میلیون دلار می کند. شاه نیز که با مرگ دست و پنجه نرم می کرد چاره ای جز جواب مثبت به این باج خواهی نداشت
رها کردن جسد دختر عموی خردسال در خاکریز های اطراف سبزوار/ جزییات هتک حیثیت دختر جوان در ارومیه/ ...
شهرستان دشتستان با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، تسلیم پلیس شد. پسر ناخلف به دختر عمویش رحم نکرد / رها کردن جسد در خاکریز های اطراف سبزوار + عکس پسر نوجوانی که پس از آزار و اذیت دخترعموی خود، او را در بیابان های اطراف سبزوار خفه کرده بود، راز جنایت هولناک خود را فاش کرد. جزییات هتک حیثیت دختر جوان در ارومیه رئیس پلیس فتای استان آذربایجان غربی از دستگیری فردی
حسادت خواهر شوهر دردسر های بزرگی را رقم زد/ پسر ناخلف به دختر عمویش رحم نکرد / جزییات هتک حیثیت دختر ...
، تسلیم پلیس شد. پسر ناخلف به دختر عمویش رحم نکرد / رها کردن جسد در خاکریز های اطراف سبزوار + عکس پسر نوجوانی که پس از آزار و اذیت دخترعموی خود، او را در بیابان های اطراف سبزوار خفه کرده بود، راز جنایت هولناک خود را فاش کرد. جزییات هتک حیثیت دختر جوان در ارومیه رئیس پلیس فتای استان آذربایجان غربی از دستگیری فردی که با استفاده از نرم افزار پیام رسان "بی
تنگه مرصاد پایانی بر خیانت جاویدان
به نزدیکش رسیدم دیدم بچه 4-3 ساله اش از شدت گرما و تشنگی تلف شده. به مردی که همراهش بود گفتم سوار ماشین من شوید. صدای شیون های آن خانم بعد از این همه سال هنوز توی گوشم مانده است. دفن کودک با دست های مادر منافقین حتی به کودکان و زنان نیز رحم نکردند و حملات آنها مستقیم و غیرمستقیم مرگ خیلی از اهالی این سرزمین را رقم زد. زن میانسالی که در زمان حمله سازمان مجاهدین خلق، 9ماهه
اسیر دست این زن شده ام!
که با آن حال و روز دیدی، دور زد و سوارمان کرد ما را تا در خانه غلام بیگلری پسر دایی ام برد. او و خانواده اش با روی باز از ما استقبال کردند، اما من توی خودم بودم و با هیچکس حرف نمی زدم. پسر دایی ام و خانواده اش دور ما را گرفتند و دائم دلداری امان می دادند چای و نان را که خوردیم بچه ها با خوشحالی شروع به بازی کردند. روز بعد به علیمردان گفتم باید برویم گیلان غرب، شوهرم گفت: فرنگیس، هنوز
قاتل دختر6 ساله، پسرعمویش بود
پسرعموی مهدیه که پسری 17ساله به نام محمد ابراهیم است در این ماجرا دخالت دارد. وقتی او تحت بازجویی قرار گرفت اعتراف کرد که دختر عمویش را ربوده و پس از آزار و اذیت به قتل رسانده است. مأموران با راهنمایی وی جسد دختربچه را در 5کیلومتری محور سبزوار- بردسکن کشف کردند. دیگر سرنوشت غم انگیز دختر بچه سبزواری مشخص شده بود اما افسران آگاهی به دنبال کشف جزئیات این جنایت هولناک بودند. به این ترتیب محمد ابراهیم تحت
گزارشی از زندگی زنان خیابانی معتاد+تصاویر(16+)
کنندگانی بود که تا آن موقع سه بار به خاطر مصرف زیاد مواد اُوردوز کرده بود. در حالی که می گفت 40 سال دارد ولی قیافه اش به زنی 65 ساله شبیه بود. خودش می گفت به خاطر مصرف مواد است. - 14 سالگی ازدواج کردم. الان 40 سالمه. 4 سالم بود که پدر و مادرم از هم جدا شدن و پدرم زن گرفت. مادرمم که من تنها دخترش بودم، منو داد به مادربزرگم. اونم واسه اینکه من زیر دست نامادری نیفتم، 14 سالگی شوهرم داد. 15
زنان ناتوان در جدایی از مردان
نیستم ... و ماجرای آن از این قرار است که مردی به نام سجاد به پلیس خبر داده بود فرزندان و همسرش در خانه اش به قتل رسیده اند. وقتی پلیس به محل اعزام شد و تحقیقات خود را آغاز کرد، متوجه شد سیما - زن 45 ساله- و آرش - نوجوان 16 ساله- با ضربه جسمی سخت که به سرشان وارد شده به قتل رسیده اند اما رکسانا - دختر 25 ساله- خفه شده است؛ ضمن این که پلیس متوجه شد قاتل فردی آشنا بوده که بدون هیچ تلاشی وارد خانه
بنیاد در آینه مطبوعات
گردان ارتش صد تا سپاهی را بگیرد... فرمانده سپاه جوانی به نام رستمی و اهل سبزوار بود و شهید شد. پسر بسیار خوبی بود و جزو چهره های فراموش نشدنی. از خصوصیات این جوان این بود که خیلی راحت با ارتشی ها برخورد و کار می کرد. او زبان آن ها را می فهمید و آن ها هم زبان او را. ارتشی ها هم خیلی دوستش داشتند. تعدادی از نیروهای نامنظم هم در مشت چمران بود و قرار بود جلوتر از همه بروند و خط شکن های اول
دختربچه به جای پول حشیش!
به گزارش پایگاه خبری شباویز به نقل از جام نیوز، پسر افغان که در ربودن دختر سه ساله ایرانی ناکام مانده بود، پس از دستگیری مدعی شد با فروش این کودک به قاچاقی مواد مخدر قصد خرید حشیش داشته است. ساعت 11 شب 27 تیر امسال مردی هراسان همراه دختر سه ساله اش به کلانتری غیاثی مراجعه کرد و گفت: ساعتی قبل همراه دختر سه ساله ام نگین در حال بازگشت از خانه مادرم بودم که یک لحظه مقابل کافی نت خیابان