سه شنبه ۰۲ تیرساعت ۰۴:۵۰Jun 2026 23
جستجوی پیشرفته
همشهری ۱۳۹۶/۰۹/۳۰ - ۰۶:۳۲

نکنه ...

- ترس تمام وجودش را گرفته بود. سفت چسبیده بود به چادر سیاه مادرش و سعی می کرد خون سرد باشد. مادر کلید را توی قفل انداخت و گفت: برو تو مادر. عجب بارونی می آد! خدا رو شکر. پایش را که توی خانه گذاشت، نفسی کشید. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)

برچسب خبرهای مرتبط