سایر خبرها
آزادی مهران را زیر آتش شدید دشمن مخابره کردم
که چند باری هم ترکش می خورد و جانباز می شود. در حالی که روز خبرنگار را به تازگی پشت سرگذاشته ایم، گفت و گوی ما با این خبرنگار با سابقه دفاع مقدس را پیش رو دارید. چگونه پای شما به عنوان خبرنگار به جبهه و مناطق جنگی باز شد؟ من در امریکا دانشجوی رشته علوم سیاسی بودم. پس از مدتی در صحبت با بچه ها به این نتیجه رسیدم رشته ای بخوانم که با قشر کارگر بیشتر در ارتباط باشم. بنابراین
پاسخی به کمپین سازی مخالفان هاشمی
قم و نمی دانم کجا هستند. خداوند این گونه خواسته بود که ما به سربازخانه بیاییم و ببینیم در اینجا چه می گذرد؟ ما که مطلع نبودیم. ولی چیزهایی را که در اینجا دیدیم، به شما می گویم. هر چند خیلی حرف دارم، ولی وقت شما محدود است اول قضیه حمام بردن اجباری جوانان را می گویم. نوعاً سربازانی را می آورید که جوان های روستایی هستند و اینها از فضای پاک و بی آلایش و سرشار از عطر معنویت روستاها و از میان خانواده
روشنفکران مشروطه را ناکام کردند
خبرگزاری فارس ، احمد خلیلی، نوه مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین خلیلی از پیشوایان مشروطیت در نجف و دانشمند پرآوازه و 94 ساله ایرانی است. او به لحاظ برخورداری از اطلاعات خانوادگی، در تحلیل زمینه ها و پیامدهای مشروطیت، سخنانی شبیه به مشروعه خواهان دارد که شمه ای از آنها را در این گفت و شنود باز گفته است. *به نظر شما ویژگی های دوره مشروطه نسبت به دوره قبل از آن چیست؟ این
شهید سید محمد اسحاقی، خبرنگار شهید گیلانی و روایتگر جنگ
بسیار طالب علم بود و در ثبت تاریخ جنگ و حماسه های بزرگ ایثار مردم ایران زمین نیز نقش بسزایی را ایفا کرد . در طی هفت بار اعزام، سه سال و هشت ماه و هفت روز در جبهه حضوری فعال داشت و گزارش مفصلی از عملیات های رمضان ، والفجر1 و 2 و 3 و 4 و کربلای 3 و 4 را با قلم خویش به نگارش درآورد . از این شهید والامقام کتابی تحت عنوان نبرد الامیه در سال 1371 از سوی سپاه پاسداران چاپ و منتشر شد که نتیجه ی
حمله به هاشمی با اسم رمز روستا
روز نو : این بار روستاییان بهانه شده اند؛ صفا و صداقت ویژگی بارز اهالی روستاست اما چرا برخی به خود اجازه می دهند اقشار مختلف مردم کشور را بهانه بازی های سیاسی و جناحی خود قرار دهند. این روزها برخی درصدد سوءاستفاده از صداقت و حیای مردم روستانشین هستند و می خواهند آنان را ابزار هجمه به شخصیتی قرار دهند که بیشترین برنامه ریزی را برای توسعه کشور از جمله روستاها داشته و آنچه به عنوان تحولات
از روستایی که شش روز تا قم فاصله داشت تا علی حمامی و جن در کوچه باغ
. تابستان را آنجا ماندم . **زندگی معمولی در روستا قبل از این که به قم بیائیم، همین جور زندگی می کردیم. یعنی ما در روستای بهرمان که زندگی می کردیم، بنظرم یک دوازدهم از آب و زمین روستا مال خانواده ما و مال پدرم بود. آنجا شش دانگ بود، هر دانگی هم 16 حبه، که 12 حبه از آن، ملک ما بود. زندگی ما با آن، معمولی بود، زهدی به آن معنا در آن نبود. بیرون هم که آمدیم و در خانه آقای اخوان بودیم
اوتول در نایین !
دو گروه دیگر همان بار اول تصمیم می گرفتند در اولین فرصت بر گُرده آن سوار شوند و مسافرت با آن را تجربه کنند؛ تجربه ای که گاه بابت آن مجبور بودند روزها و شب های متمادی را در گاراژ اُتراق کنند تا اتومبیلی از راه برسد و چند روزی هم تحمل کنند تا چندتایی مسافر جمع و جور شوند و پس از آن فاصله شهری چون اصفهان را دو روز و حتی بیش تر در راه باشد. گاراژ سالک علاوه بر خدمات مربوط به مسافر، پمپ بنزین
هاشمی درکدام روستاپسته میکارد؟
/> حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در جای دیگر درباره پیرامون وضعیت مالی خود می گوید: البته می دانند که پیش از انقلاب وضع ما ازلحاظ زندگی مرفه تر بود. مثلاً همزمان با پیروزی انقلاب یک خانه 700 متری در دزاشیب داشتم که در همان منزل ترور شدم. ولی بعد از انقلاب آن خانه را کوبیدیم و 5 خانه ساختیم و به بچه ها دادیم که الآن در آن سکونت دارند. هاشمی در باره پسته کاری خود در روستا می گوید: یک
تلخ و شیرین خبرنگاری با چهره های آشنا
رستگار دیگر خبرنگاری بود که در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شده است. یادم می آید سال 1996 برای فعالیت خبری به لبنان اعزام شده بودم. خبردار شدم صهیونیست ها به زنان و بچه ها و سالمندان لبنانی که به کمپ سازمان ملل در قانا پناهنده شده بودند، حمله کرده و تعداد بسیاری از مردم بی دفاع و بی گناه را وحشیانه به شهادت رسانده است. جنایتی فراموش نشدنی بود.وقتی به محل کمپ رسیدم بسیار منقلب شدم. هنوز بعد از سال ها
بنیاد در آینه مطبوعات
که شکل امروزین تیغ شمر بود، به شهادت رسید تا دو هم قسم باز مانده، در اشتیاق پرواز لحظه شماری کنند و لحظات که به ساعات و به روزها رسید و به 3ماه، نوبت حبیب رسید. و حبیب ا... نژادمحمد، رعنا پسر 22ساله ای که با جعفر و حسین در محله پنجم گاراژدارها (کوشش 12 امروز) و در پایگاه بسیج مسجد آل محمد(ص) و مسجد امام علی(ع) بزرگ شده بود پس از چندین و چند بار حضور در جبهه، در منطقه سقز، وقتی ماه مهر، پنجمین طلوع
احمد نجفی: یک موی فردین در تن بازیگرها نیست! (2)
. حتی آن سال طراحی کلبه غزل را آنجا انجام دادم. اولین بار اصلا یک سناریو را از دست کیمیایی گرفتم و خواندم، قبل از آن در استودیوی میثاقیه بودم ولی مسئول پخش بودم. کیمیایی من را به زور برده بود ولی گفت آمدی اینجا برای چی؟ دستیار منی 20 روز است این کلبه فقط 4 تا چوب بالا رفته، گفتم من باید درست کنم؟ گفت بله. گفتم پس شما برو پایین. گفت بله؟؟ گفتم کلبه می خواهی شما برو بقیه اش با من. خلاصه گفت ده روز
مدیریت اسلامی و ضرورت توجه به آن در نظام اسلامی
. جایگاه اسلام در مدیریت مدیریت اسلامی یعنی چه؟ این فرع مسئله کلیتری است که آیا اسلام با علوم، با معارف، با فنون ارتباطی دارد یا ندارد؟ آیا اسلام میتواند تأثیری در این زمینه بگذارد یا نه؟ چه رابطهای بین اسلام و علوم- بهمعنای عام، که شامل فنون و روشهای اجرایی و کاربردی هم بشود- وجود دارد؟ پاسخ این سؤال به اجمال داده شد. از همان اوایل انقلاب و در طول این سی و چند سال، تلاشهای
شهیدی که پیکرش بااسید هم ازبین نرفت
. یکبار می گفت سوار قاطر بودم و داشتم از کمر تپه بالا می رفتم، قاطر را زدند، سرش جدا شد، ولی من یک ترکش ریز هم سراغم نیامد. می گفت یکبار دیگر داشتم با ماشین برای بچه ها غذا می بردم، محاصره شدیم هزار تا صلوات نذر امام زمان(عج) کردم، نجات پیدا کردیم. بار دیگر موج او را گرفته بود و ناراحت بود که چرا فیض شهادت نصیبش نشده است. هر بار که مرخصی می آمد فقط به فکر مقابله با ضدانقلابها و اشرار بود
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
دانشمندان از این سنخ اند اما در مورد برخی مطلب طور دیگری است . یعنی همیشه دارای قدرت فراگیری اند. من از این دسته ام ، من امروز بیشتر از گذشته در خودم آمادگی برای آموختن احساس می کنم . من امروز دلم می خواهد که دائماً مطالعه کنم و بیاموزم و تدریس کنم و بیاموزانم . یکی از تفضلات الهی این است که در حالی که بسیاری از دانشمندان اهل نظر هر چند سال یک بار در نظریات خود تجدید نظر می کنند و به اصطلاح تغییر رأی
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
برخی دیگر نه فقط به اصلاح فرزندان خود موفق نشدند، بلکه خود نیز به دنبال آن فرزندان، منحرف شدند. مروری بر چند نمونه از این موارد هر چند شاید در ذائقه اذهان مردم تلخ و تعجب آور و تأسف بار باشد اما از باب عبرت آموزی بخصوص توجه به واکنش تحسین برانگیز بزرگانی که مصلحت نظام و انقلاب را بر احساسات پدر و فرزندی مقدم دانستند و با انحرافات فرزندان خود بدون کوچکترین تبعیضی برخورد قاطع نمودند و مقایسه
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
/> حالا که ما را محاصره اقتصادی کرده اند، بیاییم با هم پوزه آمریکا را برای چندمین بار به خاک بمالیم. حالا ما که خودمان یکی هستیم، بیاییم پوزه این 5 کشور را به خاک بمالیم. بیایید با هم رفیق باشیم. به خدا اگر کوتاهی کنیم، روز قیامت همه ما را بازخواست می کنند. رهبر ما امروز مانند امام(ره) مثل شیر ایستاده و ما توی دهان اینها زده ایم. مسئولین، رییس جمهور، وزیر خارجه و سپاه هم ایستاده اند.
از زندان تا نیاوران همراه با آیس پک
سالگی پدرش ورشکست می شود و به خانه مادربزرگ پناه می برند، صبح ها با خریدن چند ساندویچ سرد و فروختن آنها در زنگ تفریح به همکلاسی ها، پول توجیبی اش را تأمین می کرد. کسب و کار در دوران مدرسه از دوران نوجوانی علاقه زیادی به کسب درآمد فراوان داشتم به طوری که دور از چشم خانواده رو به روی مدرسه محله بساط پهن می کردم و کیک و نوشابه می فروختم. مخالفت خانواده به آنجا رسید که یک روز
چرا هاشمی به روستاییان اهانت کرد؟
پیروزی و پیشبرد انقلاب اشاره کرده اند و هرکسی این سخنان امام را فراموش کرده باشد، گویی نمی خواهد امام را همان گونه که هست به مردم معرفی کند. برای مثال حجت الاسلام روحانی که در روستا متولدشده باافتخار درجاهای مختلف از دوران کودکی خود در روستا خاطراتی تعریف کرده است. ایشان دریکی از مصاحبه های خود در سال 1386 می گوید: در مغازه یک روستا همه چیز هست؛ سوپرمارکت روستا بود. این قدر در مغازه پدرم