سایر خبرها
جایزه ویژه به رامبد جوان + عکس
/> سپس سجاد افشاریان با بیان اینکه چند سالی است به عنوان نویسنده با رامبد جوان همکاری دارم، یادآور شد: من از زمانی که کار خود را شروع کردم در تئاتر فعالیت کرده ام. وی که خود از کارگردان های جوان تئاتر نیز هست، با اشاره به سخنان رامتین شهبازی منتقد برگزیده سال انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر، یادآور شد: من دل خوشی از منتقدان تئاتر ندارم. اگر تئاتر ما دچار یک میانمایه گی شده به خاطر این
داستان ما را نجات می دهد
و بعضی آدم هایی که خودشان را داستان نویس جا زده بودند، صحبت می کردیم. دوستی که بزرگ تر و درس خوانده تر بود، گفت که دو هفته دیگر که دور هم جمع می شویم هر کدام داستانی بنویسیم و برای مجله ها بفرستیم تا روی این عوضی ها را کم کنیم. هیجان زده و نا آرام از آنها جدا شدم، در طول دو هفته بعد کاملاً آشفته بودم که چه بنویسم، هرگز فکر نمی کردم نوشتن یک صفحه توصیف مکان و گفت و گوی دو نفر با هم آن قدر دشوار
وحدت و ملک مطیعی ستارگان جشن منتقدان تئاتر
از سیدفرید قاسمی که اتفاقا همشهری او نیز بود خواست تا روی صحنه بیاید. قاسمی نیز بعد از دریافت جایزه گفت: تا به امروز در مجالس مختلفی حضور داشته و جوایز زیادی گرفته ام اما جشنی که آقایان ملک مطیعی و وحدت در آن حضور دارند این جایزه را برای من خاص تر می کند. بهترین روز عمرم است و امیدوارم سایه این هنرمندان بر سر ما باشد . رامتین شهبازی نیز منتقد برگزیده انجمن شناخته شد. رامبد جوان نیز به عنوان
در جشن منتقدان تئاتر چه گذشت؟
در سخنانی گفت: خنداندن مردم هنر است و خندیدن هم یک هنر دیگر که رامبد هر دو هنر را خوب می داند. این ورزشکار که مدال های متعددی گرفته است، اضافه کرد: خودِ من اخمو هستم اما با همین قیافه ام نصف حریفانم را برده ام. ساعی ادامه داد: هنر را خیلی دوست دارم به ویژه هنر تئاتر که مظلوم است و امیدوارم جایگاه خود را پیدا کند. در ادامه رامبد جوان در میان موسیقی خندوانه به روی
نکوداشتی همراه با آرزو و گلایه ی تئاتری ها/ ترس "کتایون ریاحی" از بازی در تئاتر
کرد. مسعود رایگان در سخنانی کوتاه اظهار داشت: خداوند محبت است. پس به نام محبت درود می فرستم به مردانی که نمیخواهند یاد گذشتگان فراموش شود. به کسانی همچون ناصر ملک مطیعی و نصرت الله وحدت می گویم که نامهربانی ها رو تاب بیاورید. فرید قاسمی بعد از دریافت لوح تقدیر خود بیان کرد: در مراسمی که وحدت و ملک مطیعی باشند این روز فراموش نشدنی است من بارها پژوهشگر سال و برنده کتاب سال شدم
قندون جهیزیه ؛ اثری بر لبه تیغ عدالت اجتماعی/ دیدن فیلم ملاقلی پور لذتبخش است
پایان فیلم های آقای توکلی تقریبا متفاوت است. دوست دارم که هم حرف خوبی بزنم و هم فیلم مخاطب پسند و شاد باشد و نگاه مستقیم به تماشاچی داشته باشم، نقد بدی نشنیده ام و عموم منتقدین راضی بودند. ایشان درباره سوال مجری مبنی بر تولید اثر دوم گفت: خیلی درگیر اثر دوم نیستم و می خواهم مردم همین اثر اول را ببینند، دلم می خواهد مردم فیلم را در سینما ببینند چرا که طنز در سینما اتفاق می افتد و جمع می
وقتی نیما در خندوانه منتقد شد!
نگا کنی دلمو گره زدم به پنجره ات دارم میرم دوست دارم تا من میام، زود گره ها رو واکنی... وی سپس طنز را نوعی از شوخ طبعی عنوان کرد که با ملاحت کلام و دقت بیشتری بیان می شود و از نوشته ای که در یک مجله سیاسی برای فردی نوشته بود، تعریف کرد. بعد هم به پیشنهاد جوان از کسانی که بابت نوشته هایش شاید به ناحق رنجیده اند، عذر خواست. مجله سه نقطه هم که به گفته او ورژن جدی تری از طنز است
فرهنگ در رسانه
هم اکنون نصف خاک سوریه و یک سوم خاک عراق را در تصرف خود دارد . منطقه باستانی تدمر یا پالمیرا یکی از مناطق باستانی تاریخی سوریه که قدمت آن به دوره رومیان باز می گردد. تا جان دارم خندوانه را ادامه می دهم رامبد جوان گفت: تا جان در بدن دارم خندوانه را ادامه می دهم . به گزارش روزنامه مردم سالاری ، رامبد جوان ظهر چهارشنبه - 28 مرداد ماه - درباره مدت زمانی که
نوشیدنی خنک هم درد منو دوا نمی کنه
دوستت رو زدی(شما پسری، دوستت هم طبعا پسر است. دوست او هم پسر است. قبول نداری؟ به جهنم!) و با اون دوست شدی. خب پس فردا هم دست جمعی پا میشین با هم میرین بیرون، تو هم یک رفیقی داری، ماه، گل، عالی، دبش، توپ، حرف نداره، یه تیکه جواهر، اوووف، آخرش ... طرف هم میاد با این دوست تو درباره کتب درسی، فلسفه (!)، هوش مصنوعی، دیالکتیک، آیس پک، پاستاپز دلونگی، دنیای مجازی، اسپرسو، هاوارد هاکزو .... حرف می
راهنمای گام به گام تحصیل پزشکی، از گهواره تا گور
گذراندن طرح دوباره و در لحظاتی که کشیک، آنکال یا شاغل در مطب و درمانگاه نباشید. (تا پنج، شش سال دیگر مدرکتان هم آزاد می شود.) از حالا مسابقه اصلی شما برای تهیه مبانی اولیه زندگی شروع می شود. برایتان آرزوی موفقیت می کنیم. وضعیت خانوم والده: خدا رو بیامرزه. تا آخرین لحظه هر چی گفتیم پاشو بریم اورژانس، گفت: نه، الاّ و بِلاّ که آقای دکتر جونم باید بعد از کشیکش بیاد منو ببینه. من پسرم دکتره
آن سینما به درد لای جرز می خورد/ برخی فیلم ها براثر سوتفاهم هنری می شوند
به 24 فیلم در سال فکر کردیم. اما الان می دانیم که تعداد زیادی فیلم مناسب این گروه از سال های مختلف وجود دارد که ما باید یک جوری آن ها را در برنامه نمایش بگنجانیم. امیدوارم بعد از اتمام این دوره اوج فیلم های پشت اکران مانده، بتوانیم در سال به همان رقم 12 فیلم برسیم. چون فکر نمی کنم تولید فیلم های تجربی ، خاص یا هنری اصیل سینمای ما در طول یک سال از این تعداد بیشتر باشد. با توجه به این نکته که