سایر منابع:
سایر خبرها
رابطه پنهانی با جنایت پایان یافت
تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم نبود بلکه بچه های خودم و بچه های برادرم مهم بودند، به خاطر همین دوباره سکوت کردم تا اینکه برادرم متوجه شد و شوهرم را به قتل رساند.
عروس محکوم به اعدام از قوه قضاییه درخواست کمک کرد
اختلافات را حل کنم. او هیچ وقت جلو دیگران آنطور که در خانه تنها بودیم با من رفتار نمی کرد. همیشه جلو دیگران من را مقصر نشان می داد. چرا از هم جدا نشدید؟ مدتی بعد از ازدواج بچه دار شدیم وجود بچه وضعیت را سخت تر کرد. طلاق هم سخت شده بود البته به خاطر مشکلاتی که داشتم یکبار تصمیم به جدایی گرفتم اما مساله با وساطت خانواده حل شد و من دوباره به زندگی با شوهرم برگشتم. رفتار شوهرم طوری بود که همیشه تحقیر می
دوبار پای چوبه دار رفتم این بار آزادم کنید...
و گفت: محمود صاحبخانه من بود البته برادرم خانه را از او اجاره کرده بود چون مجرد بودم به من خانه نمی دادند بعد با سارا به صورت صیغه ای ازدواج کردم. می دانستم محمود فرد پولداری است به همین خاطر هم وقتی به خانه آمد با او درگیر شدم همسرم در آن زمان در حمام مخفی شده بود. او در قتل دخالتی نداشت فقط چک را نقد کرد. بعد از اینکه سعید را کشتم جسدش را لای موکت پیچیدم و به اتفاق همسرم او را به بیابان های
زنده به گور
من بدبخت بشود. دوستش داشتم؛ بچه ام بود و می خواستم خوشبخت بشود اما هیچ بچه ای با مادر تن فروش خوشبخت نمی شود. از طریق دوستی متوجه شدم خانواده ای هستند که حاضرند فرزندم را قبول کنند. آن خانواده را نمی شناختم اما اعتماد کردم و بچه را به آنها دادم، قرار بود در قبال گرفتن پول، بچه را نگهداری کنند. این زن درباره اینکه چرا برای فرزندش شناسنامه نگرفته یا برای او اسمی انتخاب نکرده ، گفته بود: دوست
اصلاحیه های راهبردی برای سریال های سیما
را نتیجه می دهد که این همه برنامه با کلیشه ی عشق و ازدواج بسازیم؟! عشق یا ازدواج، تشکیل خانواده، اخلاقیات، محبت میان همسران و ارحام و فامیل و همسایه، بخش مهمی از حیات بشر است. اما انسان عقل هم دارد که با آن علم و دانش و فن تولید می کند، هستی، انسان، طبیعت، جامعه، تاریخ و حتی عشق هر کدام صد لایه ی تو بر تو دارند و هرکدام از روزن علم و هنر و خیال در گوش ما زمزمه های متنوع هستی شناختی، زیبایی شناختی
قتل هولناک یک زن توسط میهمان شیشه ای
. سمیه در حالی دل به شوهرش خوش کرده بود که اقوام و آشنایان به خانواده اش ایراد می گرفتند چرا دختر به تبعه خارجی داده اند.با وجود همه این حرف ها جشن ازدواج برگزار شد و آن ها زندگی مشترک خود را در خانه ای واقع در شهر مرزی تایباد استان خراسان رضوی آغاز کردند. زن جوان بی ریا و عاشقانه تن به زندگی داده بود اما شوهرش به کراک و شیشه آلوده شد و وعده هایی که به همسرش داده بود را خیلی زود فراموش کرد.حاصل
جنایت هولناک در شب تاریک خیابان نور نیشابور
، تحقیقات وسیعی درباره کشف راز این جنایت هولناک آغاز شد و اما این راز همچنان در سینه تنها شاهدان عینی حادثه که قادر به بازجویی نبودند، پنهان ماند. وی با بیان اینکه پلاک ایران 11 تنها سرنخ پرونده بود، گفت: با انجام تحقیقات از اهالی محل، چند نفر اظهار داشتند که شب گذشته یک دستگاه خودروی تویوتا کمری مشکی رنگ به سریال پلاک ایران 11 را که مقابل منزل علی رضا پارک بوده، مشاهده کرده اند.
زندگی این زنان به خاک سیاه نشست !
قادر به فهم این موضوع هست که با وقوع یک حادثه، کل امنیت یک شهر زیر سوال نمی رود اما نکته مهم این جاست که چرا عده ای به این حد گستاخی رسیده اند که ارتکاب این جرایم را آسان پنداشته اند؟ این سوالی است که اگر پاسخی درست برای آن بیابیم، آستانه جرایم در کشور را کاهش خواهیم داد. پس به جای آن که نگران برهم خوردن آرامش روانی مردم به خاطر اطلاع رسانی حادثه باشید، فکری برای تاخت و تاز مجرمانی کنید که برای
زندگی زوج جوان به خاطر قسم نخوردن مرد به پایان رسید!
چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده، به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم بعد از 17 سال زندگی مشترک و با وجود یک دختر 12 ساله، پنهانی ازدواج کرده است. چند روز پیش فهمیدم که حسین یک سال پیش به صورت موقت با زن دیگری ازدواج کرده و تا الان هم با او ارتباط داشته است.وی ادامه داد: وقتی موضوع را متوجه شدم اصلا باورم نمی شد. حسین هم اصلا انکار نکرد و به من گفت آن زمان به خاطر اختلافاتی که با هم داشتیم
قاتل: به زنم تجاوز کرد، او را کشتم
شد و درخواست صدور حکم قصاص کرد. سپس حسن اتهام قتل را رد کرد و گفت: قبول دارم مهران را به باغ کشاندم و جسدش را مثله کردم اما قتل کار من نبود. او گفت: برای اینکه با مهربان ازدواج کنم یکصدمیلیون تومان خرج کردم او زن جوان و زیبایی بود و من هم دوستش داشتم البته همسر دومم بود. زن اولم در افغانستان است و دو فرزند از او دارم خودم در ایران زندگی می کنم و در همین کشور هم با مهربان آشنا شدم و ازدواج
دوران عاشقی درباره خیانت نیست
امیدواری وجود دارد. این بازیگر سینما درباره شباهت نقشی که در این فیلم داشته با فیلم لیلا گفت: این موضوع به ذهن خودم هم رسیده بود که شاید به خاطر وجود مشکل و قصه ای است که مرا به یاد فیلم لیلا انداخت. او اظهار کرد: البته مخالف این شباهت ها نیستم چون اصل ماجرا و آدمی که در این فیلم هست واکنش متفاوتی را با لیلا دارد. حاتمی تاکید کرد: واکنش و نقش من در این دو فیلم
داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 میلیون تومانی! / تعطیلی 24 ...
به هم می ریزد و اختلافات شدیدی بین ما به وجود می آید. من دو دختر داشتم و به خاطر سرنوشت آنها چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم
دستگیری عاملان هتک حرمت سریالی به زنان
خودش جلب کند. زن جوان وقتی متوجه شد که من مجرد هستم گفت که برادر پولداری دارد که به دنبال دختری برای ازدواج با او است. زن جوان که خودش را سارا معرفی کرده بود، مدعی شد که من همه معیارهای مورد نظر برادرش را دارم و اگر موافق باشم برای آشنایی بیشتر با او قرار بگذارم. من هم قبول کردم. امروز سارا و برادرش با یک دستگاه پژو سبز رنگ به دنبال من آمدند و سه نفری به جنگل های جوانرود رفتیم. در آنجا سارا در
"برای پشیمانی دیر شده" / پسر جوان: عاشق دختر خاله ام بودم ولی با دختران شیشه ای رابطه داشتم
کنم. از خودم بدم می آمد اما با کمک روانشناس توانستم روحیه تازه ای بگیرم. تا اینکه به دلیل سرماخوردگی مکرر و مشکلات جسمانی به پزشک مراجعه کردم و پس از انجام آزمایش خون متوجه شدم که متاسفانه مبتلا به بیماری ایدز هستم و این مساله به خاطر ارتباطی بود که با آن زن معتاد برقرار کرده بودم و حالا حدود 1 سال از زمانی که متوجه بیماری ایدزم شده ام می گذرد و در این مدت کارهای درمانی لازم را انجام داده ام اما
قاتل استاد دانشگاه پای چوبه دار بخشیده شد
تیر ماه سال 89 زنی میانسال با مشاهده جوانی که سراسیمه از واحدی مسکونی واقع در یک آپارتمان در شهرک راه آهن خارج می شد، علت حضورش را در ساختمان جویا شد اما این جوان، با وارد کردن یک مشت به صورت زن میانسال، از محل گریخت.زن همسایه با ورود به منزلی که جوان متواری از آن خارج شده بود ناگهان با جسد غرق در خون زنی 35 ساله به نام خاطره مواجه شد و در اتاق خواب منزل نیز دختر 4 ساله خاطره به نام "صوفیا" را در
خودکشی دختر دانشجو راز رابطه پنهانی را فاش کرد
روزنامه شرق:این پرونده در پی مرگ دختری 22 ساله به نام مونا که دانشجوی سال آخر رشته رایانه بود، به جریان افتاد و مادر وی ابتدا همکار دخترش به نام محمود را به عنوان قاتل معرفی کرد. این زن در شکایتش گفت: روز حادثه دخترم از خانه بیرون رفت. نیم ساعت بعد از بازگشت به شدت بدحال شد و من سریع او را به بیمارستان رساندم، اما او فوت شد و پزشکان گفتند مونا قرص برنج مصرف کرده است. بعد از مرگ دخترم من تلفن
نگاهی انتقادی به روان شناسی جدید
توانست ما را به عکس آن متقاعد سازد؛ از طرف دیگر، شکی نیست که هر آنچه ما از جهان ادراک می کنیم صرفاً آن تصاویری است که قوه ذهنی ما در خود می تواند نگه دارد، و بدین لحاظ کل نسیج تأثّرات، محفوظات و تمهیدات (خلاصه، همه آنچه در ذهن ما پیوستگی محسوس و انسجام منطقی عالم را تشکیل می دهد) ماهیت روانی و یا لطیف دارد. تلاش برای شناخت عالمی خارج از این پیوستار لطیف بیهوده است، زیرا چنین خارجی وجود ندارد: عالم
بررسی همه تحریم های ایران + جدول
دهند. براساس این قانون، رئیس جمهور آمریکا می تواند هر زمان که وضعیت اضطراری را در رابطه با یک کشور تشخیص دهد، محدودیت هایی را در رابطه با آن اعمال کند.ایالات متحده آمریکا از مارس 1995 از این اختیار در رابطه با ایران استفاده کرده است و چنین وضعیتی را در خصوص ایران اعلام کرده است. از آنجایی که این اختیار برای یک سال مورد استفاده قرار می گیرد، از آن زمان تا کنون، همه ساله اعلام این وضعیت تجدید شده است
مقایسه جمهوری اسلامی با پهلوی
همه جانبه گذاشتند و همین موضوع باعث واکنش منفی ابرقدرتها گردید . چرا که روحیه استقلال طلبی ملت ایران ، باعث تبدیل شدن آن به یک الگو در میان جهانیان شده و همین موضوع باعث بیداری آنان و در نهایت مانع از تحقق اهداف استعماری دولت ها و قدرتهای غربی می شد و راز دشمنی های 34 ساله غربی ها با انقلاب اسلامی همین روحیه استقلال طلبانه ملت ایران می باشد . در حال حاضر بر خلاف دولت پهلوی ، مسئولان کشور بر اساس
پرستار مبارز حماسه نالک بلوچستان
زندگیش قرار داده بود. هرگز به خاطر نعمت هایی که خداوند به او ارزانی کرده بود من جمله جمال و زیبایی دچار کبر و غرور نمی شد. با همه یکسان رفتار می کرد. در زندگی هیچ گاه خداوند را از یاد نمی برد بسیار پرهیزگار و متقی بود تا نیمه های شب کلام خدا را تلاوت می کرد. همیشه لباس سپید می پوشید تا یادش نرود که با قلبی پاک به این دنیا فرستاده شد بنابراین باید مواظب باشد که قلبش و روحش همانگونه پاک، مبرا و سپید باقی
عصر یخبندان ؛ زمانِ حکمرانی خارپشت های همیشه وفادار
بکشد، اگرچه که نیمه دوم فیلم اندکی افت می کند و تا حدی حوصله ی مخاطب جدی را سر می برد ولی پایان آن توانسته است آن را جبران کند. با این حال اما داستان فیلم درباره زن و شوهری است که رابطه شان رو به سردی گذاشته است و شوهر قصه ی ما در تلاش است که علت بی پاسخ ماندن احساساتش به همسر و عشق زندگی اش را بفهمد. منیر که نقش او را مهتاب کرامتی بازی کرده، ازدواج دوازده ساله ی خود با بابک که نقش او را
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
طنزی هم از زبان بازیگران می بینیم. تماشای این فیلم مثل این است که مخاطب دارد به یک زخم و یا جراحت از بیرون نگاه می کند و مخاطب در برخی صحنه ها خدا را شکر می کند که در چنین وضعیت معیشتی و با این مشکلات روبرو نیست. - درست است. برخی مواقع ما پشت دوربین شاهد دعواها و یا اتفاقاتی بین افراد این خانواده ها بودیم که قابل وصف نیست و در بسیاری از جاها من خودم وارد قضیه می شدم اما قصدم این نبود که
فساد فرآگیر امروز، آرزوی حجتیه بود
خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در حاشیه دیدار اعضای ستاد بزرگداشت شهدای منصورن با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: حاشیه نگاری این دیدارها هم نوشتنش فرق می کند و هم بازتابش. مثل حاشیه نگاری دیدار آیت الله با خانواده شهید قدوسی. قریب نیم قرن بود که حقیقتی در غبار تغییر چهره ها خاک می خورد. ولی آن حاشیه نگاری به برکت کلام آیت الله، نقاب از چهره این حقیقت 50 ساله برداشت. راز سر
جشن فجر در میان حصارها
میله های رنگ ورو رفته پنجره اسارتگاه، قدرت عمل را از او گرفته بود و تنها می توانست دستش را از پنجره بیرون آورد. با آنکه دلش به برنامه بود اما همه حواسش به آیینه شکسته و رفت وآمدهای نگهبانان بود. باید مراقب می بود تا به محض رسیدن یک نگهبان عراقی فورا هم آسایشگاهی هایش را با خبر کند. با آنکه سال ها در اسارت بودند اما دل هایشان شاد بود و این شادی در ایام فجر به اوج می رسید. از چندهفته قبل برای این
قتل وحشیانه زن بی گناه توسط شوهرش
همسرکشی هولناک را فاش کرد.احمد 44 ساله در اعترافات اولیه خود که د ر مراحل اولیه بازجویی عنوان کرده بود به ماموران گفت: من زنم را دوست داشتم و نمی خواستم او را بکشم اما قضایای پیش آمده باعث شد تا دست به این کار بزنم. او به من دروغ می گفت و آزارم می داد. من به خاطر کارم خیلی پیش خانواده ام نبودم. دائما یا باید می رفتم بندرعباس یا دوبی. سال 88 وقتی که از سفر برگشتم فهمیدم که او درخواست طلاق داده و
مادری که قربانی خشم پسر شد
. اعضای خانواده ام می توانند شهادت دهند من چقدر او را دوست داشتم و چقدر به او رسیدگی می کردم. من به دعای مادر و نفرین مادر خیلی اعتقاد دارم. همیشه از این که دلش را بشکنم و باعث شوم نفرینم کند، نگران بودم. به همین خاطر هیچ وقت آزارش نمی دادم و هر کاری از من می خواست انجام می دادم. در حال حاضر همسر داری؟ از همسر اولم که جدا شدم با زن دیگری ازدواج کردم. با او رابطه خوبی داشتم و زندگی مان خوب بود تا
عامل جنایت در یک تماس تلفنی از داخل زندان پرده از جنایت تلخ برداشت
در پشت میله های زندان عذاب وجدان داشتم و تنبیه شده بودم. از آنها خواستم تا به خاطر فرزندم که سال هاست او را ندیده ام من را ببخشند. اما آنها داغدیده بودند و حرف های من تأثیر چندانی روی آنها نداشت. وی ادامه داد: وقتی طناب دار به دور گردنم افتاد با خودم گفتم همه چیز تمام شد اما درست در لحظه آخر خدا به کمکم آمد و خانواده مهدی اعلام کردند اگر تا یک هفته دیگر 400 میلیون به آنها پرداخت کنیم
سرقت اینترنتی 7هزار شماره حساب بانکی به دست جوان 25 ساله
استفاده می کنند و به این صورت امکان هک کردن این حساب ها و دسترسی به اطلاعات حساب بانکی آنها امکانپذیر نیست. من تنها به حساب هایی وارد می شدم که موارد ایمنی را رعایت نکرده بودند. چطور شد که ردیابی شدی؟ من معمولاً نیاز چندانی به پول پیدا نمی کردم . چون خودم در یک عکاسی کار می کردم و قادر به تأمین هزینه زندگی ام بودم. یک بار مشکلی پیش آمد و برای حل آن نیاز فوری به پول زیادی پیدا کردم. با این که همه موارد
اشک های تازه عروس در آشیانه شیطان !
وطن امروز:این زن که بعد از ازدواج پی برده بود شوهرش یک ابلیس است نمی دانست وی و دوستانش به خاطر تجاوز به زنی در برابر دیدگان پسر خردسالش تحت تعقیب هستند. چندی پیش تازه عروس 20 ساله ای به همراه مادرش و در حالی که آشفته و گریان بود به کلانتری 12 مرند در آذربایجان شرقی رفت و پرده از سرنوشت وحشتناک خود برداشت. این زن به افسر پرونده گفت: من دختر بزرگ خانواده ام هستم و 2 خواهر
زنی به خاطر حسادت به هوویش دست به دزدی میزد
کرده ام و از وی بچه دار نشده ام و با توافق یکدیگر و به خاطر مشکل بچه دار شدن از سوی وی با زن جوانی ازدواج کردم که برایم بچه بیاورد. وی در ادامه افزود: با توجه به اینکه همسر دومم باردار بود مجبور بودم بیشتر به وی سر بزنم و برای رفاه حالش وسایلی تازه بخرم و کنارش بمانم، این رفت و آمدها همسر اولم را آزار می داد و باعث اختلاف بینمان شده بود ولی من با توجه به اینکه همسر اولم را نیز دوست دارم نمی خواستم