سایر منابع:
سایر خبرها
ازدواج پس از دوستی خیابانی به جنایت کشید
بدبینی را از ذهنش دور کند، یازدهم آبان با طرح یک نقشه حساب شده، پسر نوجوان را به خانه کشاند و او را با 3 ضربه چاقو کشت. او سپس با همدستی شوهر خواهرش جسد را از شهرستان جوین به بیابان های جغتای انتقال داد و در آنجا رها کرد. تا این که چند روز بعد و در شامگاه هفدهم آبان، مأموران انتظامی جغتای با کشف جسد تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند. فرمانده انتظامی جغتای با بیان
ماجرای انتقام مرگبار داماد از خانواده همسرش
هنگام، زمانی که از محل کار وارد خانه شدم، متوجه بوی خون داخل خانه شدم و زمانی که وارد ساختمان شدم با جسد پدر و مادرم را داخل خانه روبرو شدم.با بررسی به عمل آمده از صحنه قتل مشخص شد هر دو مقتول با لباس خانه هستند و خانم حدود 6 ضربه و "عبدالحمید" با حدود 17 ضربه کارد به قتل رسیده اند و یک دستگاه خودروی پژو Roa متعلق به مقتول که در منزلش بوده، نیز به سرقت رفته است.سریعاً تحقیقات پیرامون موضوع آغاز و
کینه قدیمی رنگ خون گرفت
را داخل رودخانه انداختم. سپس به سمت واوان رفتم و خودروی مهدی را هم آنجا رها کردم اما چند روز بعد با پیدا شدن جسد او کمی بنزین خریدم و خودرو را دور از چشم دیگران آتش زدم تا اثری از آن نماند. محمدرضا درباره علت کشتن مهدی گفت: یک روز مهدی که دوست صمیمی ام بود گفت که قصد دارد با لیلا ازدواج کند. به او گفتم با لیلا رابطه دوستی دارم و با هم قرار ازدواج گذاشته ایم وقتی با اصرار مهدی روبه رو شدم عکس ها و
گرفتاری زن ساده لوح در دام دلسوزی های مرد تبهکار
پیش یکی از دوستانم گفت یک خانواده ثروتمند نیاز به یک کارگر دارند. من نیز پذیرفتم و قرار بر این شد که من شناسنامه ام را به همراه کپی آن به وی بدهم. وی افزود: چند روز پیش برای گرفتن کپی از صفحات شناسنامه ام به میدان منیریه رفتم. همزمان دوستم زنگ زد و از من پرسید که چه کار کردی؟ من سرگرم صحبت با وی شدم، وقتی از مغازه بیرون آمدم با مرد جوان شیک پوشی روبه رو شدم. وی که بسیار مؤدب بود به من
مرد متاهل، متهم به تعرض به دختر بیمار
شبنم در زمان زنده بودنش تعرض شده است. به این ترتیب با توجه به اینکه مادر مقتول به عنوان ولی دم نسبت به هردو پسرش اعلام رضایت کرده و پزشکی قانونی هم تنبیه را در حد مرگ ندانسته بود، پرونده قتل شبنم بسته شد، اما خانواده او همچنان مدعی تعرض به فرزندشان بودند. به همین دلیل پرونده رحیم با اتهام زنای محصنه به عنف به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته بعد از اینکه نماینده دادستان
قتل قهرمان بدنسازی تهران با 50 ضربه چاقو!
خستگی به من دست داد و از هوش رفتم. بعد از این که حالم خوب شد، متوجه شدم او به من تعرض کرده است. او ادامه داد: من خیلی از او کینه به دل گرفتم تا این که متوجه شدم پرویز با همین شیوه به سهراب هم تعرض کرده است. عصر روز جمعه من و سهراب تصمیم گرفتیم پیش پرویز برویم. ما با تلفن همراهش تماس گرفتیم و قرار گذاشتیم شب برای تمرین به باشگاه برویم. ساعت 18:30 دقیقه پرویز در باشگاه را باز کرد و ما داخل شدیم. او
مردی که پسرخوانده اش را آتش زد
قضائیه را در مورد کودک خردسال مقتول مطرح کرد. سپس یکی از افرادی که در حادثه آتش سوزی آسیب دیده بود، در جایگاه قرار گرفت و گفت: روز حادثه من و سعید به اتفاق یکی از دوستانمان به نام مجید در زیرزمین خانه مواد می کشیدیم که یکدفعه آتش سوزی شد. هیچ کدام از ما متوجه نشدیم آتش سوزی چطور اتفاق افتاد، فقط شعله های آتش را دیدیم و بعد هم به بیمارستان منتقل شدیم. مجید بعد از این که از
ماری جوانا را به قیمت طلا می خرند
هستند که از مشروب نتیجه خوبی نگرفته اند، یعنی اولین قشری که جذب ماری جوانا می شوند همین ها هستند. بعد قشر جوان هستند که در آهنگ ها اسمش را می شنوند بعد می روند دنبالش. یکسری ها یکی، دوتا سفر اروپایی می روند، یکسری ها هستند که یک بار مصرف می کنند دیگر نمی کشند. یکسری ها هستند یک ماه یک بار می زنند. آدم هایش خیلی متفاوتند. در پی تفاوت میان مصرف کننده ها بر سطح سواد و آگاهی آنها تاکید می کند و
شاهد قتل، شکنجه و تجاوزهای جنسی عدی بودم
مستقیم و بدون محاکمه به زندان انتقال یافتم. سلولی که در آن بودم، عبارت بود از یک اتاق کاملا قرمز رنگ، ساعاتی بعد همه جا را خون می دیدم. داشتم دیوانه می شدم. یک هفته بعد دوباره من را پیش عدی بردند. فرزند صدام گفت: اگر این بار هم درخواست مرا رد کنی، به خواهران کوچک تو تجاوز خواهم کرد. از روی ناچاری فورا درخواست او را پذیرفتم. یحیی عادل در ادامه گفت: چند روز بعد چندین عمل جراحی روی صورتم
جشن زانتیا...
شده است.با توجه به این اظهارنظر دستگیرشدگان بعدی عبارتند از:الف) سفیر نایروبی در چین - یک خلبان هواپیمای آنتونفب) آبدارچی اداره آبخیزداری شهرستان ملارد - یک راننده اتوبوس اسکانیاج) معاون وزارت راه و ترابری مصر - یک خواننده مبتذل فرانسوید) ننجون من - ننجون تو - ننجون دیگران ***آرمان: جشن زانتیا نشسته بودم توی قهوه خانه و همچنان به سطل آب روبرویم نگاه می کردم و حسرت می خوردم چرا دیروز که بان کی مون
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
فیلم زادبوم قرار شد موسیقی رخ دیوانه را هم بسازم. در ابتدای شروع ساخت این موسیقی جز معدود کارهایی بود که خودمان هم نمی دانستیم به کدام سمت باید برویم. قصد داشتیم موسیقی برای این فیلم کار شود که با فضای جوان پسند آن همراه باشد و مخاطب با آن ارتباط برقرار کند، بعد از جلسات متعدد که با داودی داشتیم به یک بافت و رنگ تازه از موسیقی رسیدیم. ترانه ای که در انتهای فیلم پخش شد به پیبشنهاد داودی بود و کاوه
قتل با ضربات کلنگ فقط برای 35هزار تومانی
مقدماتی با موضوع قتل عمد ، به دستور بازپرس شعبه اول ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت که متهم ضمن اعتراف صریح به ارتکاب جنایت، انگیزه خود از ارتکاب جنایت و درگیری با مقتول را طلب 35 هزار تومانی خود عنوان کرد! و در اعترافات خود به کارآگاهان گفت که به عنوان کارگر روزمزد نزد مقتول مشغول به کار شدم اما پس از پایان ساعت کار و زمانی که
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (94)
/> چون همیشه مامانم وقتی می خواست بیدارم کنه می گفت: پاشو ظهره! 7- اگه زشتیم، حداقلش فتوشاپی نیستیم. 8- از دانشگاه برمی گشتم، تو تاکسی نشسته بودم، دوتا آقای مسن هم عقب نشسته بودن. نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون یکی گفت: به خدا اگه بذارم دست تو جیبت بکنی! من حساب می کنم... بعد از راننده پرسید: ببخشید چقدر شد؟ راننده: هزار تومن
غذا را سوزاند، کشته شد
9 آذر سال 92 ، ماموران پلیس شهرک مسعودیه در جریان وقوع یک مرگ مشکوک قرار گرفتند. آنها بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران، آنها با جسد بی جان زن جوانی روبرو شدند که بر اثر ضربه مغزی جان خود را از دست داده بود. با توجه به مشکوک بودن مرگ این زن جوان شوهر وی تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت به قتل همسرش
28 فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن در آخرهفته
نقض مقررات از کمیته اخراج شده و حالا راننده تاکسی است. جرم او این بوده که در جریان یک تعقیب و گریز، از اتومبیل شخصی یک رهگذر استفاده کرده و بعد همین موضوع منجر به خسارات جانی و مالی شده است. از یک خانه تیمی سندی به دست می آید که نشان می دهد نقشه ترور حسین معتمد کشیده شده است. کمی قبل از آن، جوانی به نام منصور انتصاری به معتمد مراجعه می کند و می گوید که مأمور اجرای طرح ترور اوست، اما چون خودش از
اعترافات هولناک عامل قتل دختر5 ساله
قفل شده بود و باز نمی شد. به همین دلیل لیوان آب در دهانش شکست و من محل جراحت را دوختم. وی ادامه داد: وقتی دختر همسرم به هوش نیامد صبح در آپارتمان را به روی همسرم بستم و گفتم از خانه بیرون نیاید. دختر بچه را به بیمارستان بردم و وقتی فهمیدم مرده است ماجرای ساختگی کشف جسد در بولوار فرودگاه را تعریف کردم.
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتیم و به آن فرد نظامی گفتیم: دلت خنک شد؟ خدا ذلیلت کند که این طور به جوان مردم تیراندازی کردی. آن افسر نظامی گفت: جان شماها هم می خارد؟ بزنم؟ گفتیم: اگر می توانی بزن. البته این را گفتیم و فرار کردیم. پاساژی با درب کشویی بود که با چند نفر از خانم ها داخل رفتیم و در را به سرعت پایین کشیدیم، کس دیگری هم نبود اما ناگهان به سوی درب پاساژ هم تیراندازی کردند و ما از در پشتی فرار
گفت وگو با مردی که خواهر زنش را به قتل رساند!
مرد جوان در جریان مهاجرت از ایران دچار خشم مرگباری شد و خواهرزنش را با ضربات چاقو از پای درآورد. ساعت 17 عصر دهم دی ماه سال جاری ماجرای حمله خونین مرد 39ساله ای به نام حسن به همسر سابقش و خواهر وی به پلیس و بازپرس ویژه قتل مخابره شد. با وجود انتقال پیکر 2 خواهر 35 و 32 ساله به نام های فاطمه و معصومه تاخیری به بیمارستان بهارلو تجسس ها نشان داد که معصومه به خاطر شدت خونریزی به کام مرگ رفته
اقدام شجاعانه این مرد دزدان مسلح را فراری داد
آذرماه سال جاری برای خرید خودرو به پارک چیتگر رفتم و در آنجا خیلی اتفاقی با دو برادر که قصد فروش خودرویشان را داشتند آشنا شدم و قرار شد خودرو را در ازای پرداخت 13 میلیون تومان بخرم. از آنجا که خودرو به نام پدرشان بود دو برادر گفتند وکالتی خودرو را به من می فروشند و فردا پدرشان برای بستن قرارداد به محضر خواهد آمد. بدین ترتیب روز 29 آذرماه برای بستن قرارداد سوار خودروی این دو برادر که مهدی
سیستم های مخابراتی مازندران را مختل می کردیم/امام گفت: مگر من پهلوی هستم که دور من را می گیرید؟!
دست، مرا به نقطه ای نامعلوم بردند که بعداً فهمیدم ساواک بابل است. آنجا توسط سرهنگ تقی زاده معروف که آن موقع رئیس ساواک بابل بود و بعدها با حکم آقای خلخالی اعدام شد، مورد ضرب و شتم قرار گرفتم البته بعد از چند روز آزاد شدم ولی به علت امحای مدارک و عدم همکاری تحت تعقیب قرار گرفتم، بعدها یک بار دیگر یک هفته در ساواک ساری بازجویی شدم و دو سال بعد هم چون به هیچ وجه زیر بار اتهامات نمی رفتم
نجات خریدار پراید از دست برادران هفت تیرکش
نقشه دو پسر جوان برای سرقت پول های خریدار خودرو ناکام ماند. به گزارش جوان، ساعت 11 صبح روز شنبه 29 آذر ماه امسال مأموران پلیس از حادثه تیراندازی در بزرگراه شیخ فضل الله با خبر و در محل حاضر شدند. بررسی ها نشان داد لحظاتی قبل دو پسر پرایدسوار با کلت کمری مرد میانسالی را هدف قرار داده و از محل گریخته اند. همچنین معلوم شد مرد زخمی به بیمارستان منتقل شده است. یکی از شاهدان گفت
شاید من اولین رئیس جمهور زن ایران شدم!
درباره تو تحقیق کرده ایم و احساس می کنیم تو گزینه خوبی برای شهردارشدن هستی، من هم کمی تحقیق کردم و بعد برای انتخابات شهرداری کاندیدا شدم. جالب اینکه در روز رای گیری با اکثر آرا که پنج رای بود به عنوان شهردار انتخاب شدم. تنها شهردار خانم استان سیستان و بلوچستان معتقد است برای آشناشدن با کار شهرداری به تهران آمده و با چند شهردار مناطق مختلف تهران صحبت کرده است: در فاصله رای آوردن تا شروع
گفتگویی متفاوت با رامبدجوان، هنرپیشه ای که عاشق دیزی وفلافل است
می سازد. با خودم فکر کردم چه می شود یک کارگردان 70 ساله آن طرفی اینقدر به روز است اما کارگردان همسن ایرانی چنین خصلت هایی ندارد. دلم نمی خواهد این بلا سر من بیاید و مسیر را سراشیبی طی کنم. در ادامه گفتگو با خواهر رامبد جوان پخش شد که وی در آن گفتگو گفت: وقتی رامبد به دنیا آمده بود خیلی کوچک بود و پوست قرمزی داشت. مادرم مدام قربان صدقه اش می رفت به نحوی که حسودی ام می شد و می گفتم چه
ماهی ها یکی یکی مردند و از داداش رضا خبری نشد
نبود تا اینکه یک نامه از رضا به دستم رسید و خیلی ذوق زده شدم. با خوشحالی رفتم در خانه رضا و نامه را به خواهرش دادم تا اول آنها بخوانند. بعد پدرش متوجه شده بود نامه خودم بوده که برای رضا فرستاده بودم اما چون رضا نبوده که تحویل بگیرد، نامه هم برگشت خورده بود. می گوید: داشت سال دوم هنرستان تحصیل می کرد. یک روز به شوخی به من گفت محمدرضا سال بعد تو می افتی و من می میرم. بعد هم رفت جبهه. یادم می
پیشگویی آیت الله قاضی درباره امام خمینی (ره)/ماجرای هدیه توهین آمیز کندی به فرح
موضوع بود که من به طور خصوصی تذکر دادم، بعد ایشان خداحافظی کرد و رفت. وقتی مرحوم مطهری برگشت، به دیدن ایشان رفتم؛ آن هم در وقتی که کسی نبود، تقریباً اول شب بود، موضوعاتی را که گفته بودم، ایشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند. دیدم آقای مطهری می گوید: آقا! من مبهوت هستم، گفتم: چرا؟ گفت: با وجود این همه نظامی های تا بن دندان مسلح، با آن همه حمایت های آمریکا و انگلستان و فرانسه نتیجه چه خواهد شد
مرد روستایی قربانی خیانت همسرش شد
گشود گفت: حدود 300 میلیون تومان از مقتول پول می خواستم ولی محمد(مقتول) هیچ پولی نداشت که به من بدهد و من نیز بسیار به زنش علاقه داشتم و همسر محمد نیز از زندگی کردن با او خسته شده بود و تنها راه رسیدن من به همسرش کشتن بود.وی ادامه داد: به خاطر همین موضوع نقش قتل محمد را کشیدم به طوری که قبل از جنایت محمد را سوار خودرو ام کردم و به سمت روستای خودمان بردم. در بین راه موضوع پولم را وسط کشیدم تا جایی
زنده به گور
گفت مدتی را خانه خاله می ماند که این اتفاق افتاد و گرفتار شد. پاییر سال 1385 پرونده ای مشابه قتل این کودک بی نام در دادگاه کیفری استان تهران مطرح شد با این تفاوت که قاتل کودک مادر او بود، زنی که خود را سهیلا قدیری معرفی کرده بود. این زن حاضر نبود پدر فرزندش را معرفی کند. آن مقتول نیز نوزادی بی نام بود که پنج ماه بعد از تولد به دست مادرش به قتل رسید. سهیلا هم زنی تن فروش بود که بعد از
پولدارترین زن ایرانی را بشناسید + تصاویر
. چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟ روز جمعه ای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود. چه جوابی می دادید؟احساس ترس و خطر نمی کردید از
اخبار برگزیده فضای مجازی؛ داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 ...
ماموران، جسد غرق در خون را به پزشکی قانونی انتقال دادند و تحقیقات خود را آغاز کردند. متهم در بازجویی ها گفت: مدتی بود متوجه شده بودم همسرم با شخصی رابطه دارد اما هیچ وقت فکر نمی کردم این فرد شوهرخواهرم باشد. همسرم را زیرنظر گرفتم و تلفن همراهش را کنترل کردم در کمال ناباوری متوجه شدم این فرد شوهرخواهرم مهران است. اصلا باورم نمی شد این دو نفر با سرنوشت من و خواهرم و بچه هایمان این طور بازی کرده باشند
عاملان قتل مربی بدنسازی محاکمه می شوند
بازجویی ها به ارتکاب این قتل اعتراف کردند. حمید به ماموران گفت مدتی بود به باشگاه مقتول می رفتم، یک روز او از من خواست برای تمرین های تخصصی به خانه اش بروم، وقتی به آنجا رفتم او مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. به دنبال فرصتی بودم تا از او انتقام بگیرم به همین خاطر موضوع را به دوستم امیرحسین گفتم. او وقتی متوجه ماجرا شد گفت که مقتول او را هم مورد آزار و اذیت قرار داده است به همین خاطر چاقویی تهیه کرده و