سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)/ مشاوره یک روحانی به شکنجه گر ساواک
؛ من با عبا و قبا بیایم من را مسخره نمی کنید؟ گفتند: بله. گفتم: قبول دارید هر جایی آدم باید لباس مناسب همان جا را بپوشد؟ گفتند: بله. گفتم: مگر اینجا دانشگاه نیست؟ شما باید لباس علم بپوشید. نه لباس رقص، نه لباس مهمانی شب، لباسی بپوشید که رابطه ای که با پسرها برقرار می کنید رابطه علمی باشد. درس تان که تمام شد هر کاری دوست داشتید انجام دهید. از آن روز دیگر سر به سر من نمی گذاشتند و اذیتم نکردند، از
زن تاکسیرانی که خجالت می کشد کرایه بگیرد (+عکس)
آشنایی داشتید؟ چرا این شغل را برای پول درآوردن انتخاب کردید؟ ده سال می شود که رانندگی می کنم. مدت سه سال و نیم است که راننده تاکسی هستم. یک بار تبلیغ تاکسی بی سیم بانوان را در تلویزیون دیدم. هم رانندگی را دوست داشتم و هم احتیاج به کار داشتم. به این فکر کردم که حداقل در این کار کارفرمایی بالای سرم نیست که دائم امر و نهی کند. به خاطر همین شدم راننده تاکسی. حالا که
چهار قلو ها،منتظر همت بلند مردان روزگار +تصاویر
حاج آقا جمالی زاده، امام جمعه جیرفت مشکلاتت را می گفتی شاید او راهی جلوی پایت بگذارد یا حاج آقا افشارمنش امام جمعه عنبرآباد راستش دو بار رفتم دفتر حاج آقا جمالی زاده، خودشان نبودند دو نفر آنجا بودند، مشکلم را گفتم، آنها گفتند ما خودمان هم ا ینجا بی حقوق کار می کنیم، شما باید بروید فرمانداری. از آنجا هم دست خالی برگشتم. حالا فرصتی پیش بیاید می خواهم بروم پیش حاجی افشارمنش، شاید بتواند
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
کنیم . در پاسخ شما باید بگویم متولد 1322 مشهد هستم و آغاز فعالیت سیاسی بنده هم پس از ازدواج (در هجده سالگی) بود. شروع زندگی مشترک ما در طبقه دوم منزل برادر همسرم بود و فرزند اول ما (حسن آقا) در سال 42 همان جا به دنیا آمد . فضای منزل ما از ابتدا سیاسی و دینی بود. زیرا حاج آقای رحیم پور یک فعال سیاسی مذهبی شناخته شده و هنگام ازدواج در متن مبارزات نهضت امام خمینی(ره) در آغاز دهه چهل بودند
شقایق، مهراب و زندگی متفاوتشان (1)
کنند. گفت و گو با شقایق دهقان اولین باری که مهراب را دیدید خاطرتان هست؟ - بله، کاملا. برای نویسندگی برنامه ای قرار بود به سازمان بروم و طبق قوانین، سازمان تعاریف معینی برای پوشش و حضور در آنجا دارد. من دیدم که مهراب با موهای بلند و شلوار جین و یک پیراهنی که شکلی عجیب و غریب داشت و سندلی که پوشیده بود، ایستاده تا وارد سازمان بشود. با خودم گفتم این آقا را بابت هرچیزی
گفتگویی متفاوت با رامبدجوان، هنرپیشه ای که عاشق دیزی وفلافل است
را که پیتر جکسون ساخته بود دیدم و باز هم زار زار گریه می کردم. جوان در پاسخ به اینکه آیا صحت دارد او آدم بداخلاقی است، گفت: مگر می شود من از صبح تا شب فقط بگویم و بخندم و شاد باشم؟ می شود؟ کارگردان پسر آدم دختر حوا با بیان اینکه زمانی با ضیاء درباره جسارت زندگی کردن صحبت می کرده، یادآور شد: در آن صحبتمان گفتم چطور می شود اسکورسیزی در 70 سالگی فیلمی پر از جوانی و هزار دنگ و فنگ
پیشگویی آیت الله قاضی درباره امام خمینی (ره)/ماجرای هدیه توهین آمیز کندی به فرح
؟ به امام گفتم: آقا، خطر مهمی است، خودتان چه طور می بینید؟، امام در جواب فرمود: علی التحقیق پیروزیم، یک روحانی، غیر از یک کاسب است که این حرف را بزند، دیدم از یک طرف، امام خمینی است و عظمت دارد و من نمی توانم از ایشان بپرسم چرا پیروزیم؟ ولی پرسیدم که آیا به محضر امام عصر(عج) شرفیاب شدید و ایشان این خبر را داده است؟ امام نفی و اثبات نکرد و فقط گفت: قطعاً پیروزیم، گفتم: الهامی به شما شده است؟، گفت
پولدارترین زن ایرانی را بشناسید + تصاویر
خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر می کنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه می کنید من نمی توانم چک هایتان را پاس کنم. یعنی مردم برای پاس کردن چک های برگشتی شان هم با شما تماس می گرفتند؟ بله و من پاسخ می دادم چنین توانایی ندارم.ولی راهنمایی شان می کردم مثلا به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و کمکت کنم و این کار را
دو اشکالی که قرائتی به امام گرفت!
صلواتی مسجدی داشت به نام مسجد رضاییه رفتم به اقای صلواتی گفتم شما مرا می شناسید؟ گفت بله، گفتم بلند شوید و بگویید من این شیخ را می شناسم. فردا که می آیید مسجد برای نماز، بچه تان را هم بیاورید. آقای صلواتی بلند شد و مرا معرفی کرد. فردا شب دو سه نفر بچه هایشان را آوردند. با آن بچه ها جلسه داشتیم، جلسات رونق گرفتند و آن ها را کشاندیم به خانه ها. خانه آقای مشکینی پشت میدان میوه فروش ها بود و بچه
متن کامل مصاحبه با شهرام جزایری؛ راز لبخند معروف در دادگاه چه بود؟!
دهد.اما شایعات چیزهای خلاف واقع است در زندان درسالن کارگری کنار زندانیان عادی در بند عمومی مشابه همه محکومان و محروم از مرخصی و یا عفو تحمل کیفر می نمایم و هر روز مقامات مسئول و بازدید کنندگان محل نگهداری مرا در زندان زیر و رو می کنند و خارج از زندان شایعات خلاف واقع پراکنده می شود و غافل از اینکه به عدالت دستگاه قضائی و مدیریت سازمان زندانها خدشه وارد می شود.امروز با شما مصاحبه می کنم تا دیگران راهی
خاطرات بسیار خواندنی از دختر امام
خواستند برایشان درست کنم، آبگوشت درست نکرده ام. یک بار که حدوداً 9 - 8 ساله بودم در فصل تابستان بود و امام وضو گرفته بودند و داشتند از پله بالا می آمدند و من ظرف گوشت کوبیده دستم بود. چشمم که به آقا افتاد، بشقاب را به طرف دیوار پرت کردم و گفتم: کی گفته هر کس بزرگتر است، باید حرف، حرف او باشد؟ شما چون بزرگترید و آبگوشت دوست دارید، من هم باید آبگوشت بخورم؟ ایشان آمدند بالا و به خانم گفتند: بچه ها را
تهران، بدون فروش تراکم هم اداره می شود
تقوایی از همین جا شروع شد. زیرا قبل از وقوع این سیل غیر مترقبه و قبل از تمام این مشکلات من به عنوان شهردار تهران به شورای اقتصاد زمانی که آقای موسوی نخست وزیر وآقای غرضی وزیر نفت و آقای نوربخش رئیس کل بانک مرکزی بودند رفتم و گفتم 100 میلیون می خواهم تا بتوانیم مسیل هایی که رودخانه می گفتند و طی انقلاب پر از لجن وزباله شده است را تمیز و لایروبی کنیم که آقایان گفتند در این شرایط جنگی پول نداریم و اتفاقا
عفت مرعشی: من روابط ایران و عربستان را درست کردم
رئیس جمهور همراه آنها بروند؟ بله می رفتند، الان هم می روند. فکر می کنم که الان هم می روند. شما بهتر می دانید. * اینکه می گویید فکر می کنم الان هم می روند معنی اش این است که شما با همسران رؤسای جمهور بعد از آقای هاشمی ارتباطی ندارید؟ با همسر آقای خاتمی از اول ارتباط داشته ایم، الان هم داریم ولی با خانم آقای احمدی نژاد، نه. از اول ارتباط و نشست نداشتیم، هنوز هم نداریم
این سریال از 90 هم جذاب تر است!
مرتبط با فوتبال هم به عمد، کمدی کنار گذاشته شده. در این صورت فکر نمی کنید حضور یک خانم به عنوان مدیرعامل اصلا با واقعیت جور درنمی آید؟ - ما مدیرعامل خانم انتخاب نکردیم. این خانم جای پدرش آمده. بله اما اینکه می گویید قصد داشتید روی مسائل کاملا جدی و تخصصی فوتبال دست بگذارید، اصلا فضای فوتبال ما طوری هست که یک خانم بتواند حتی همین اندازه هم در یک باشگاه نقش داشته باشد؟ این
آیا صاحب این عکس را می شناسید؟
، خودشان را برای دین و ناموس و کشورشان فدا کردند. حالا بچه ها مثل بچه های زمان جنگ نیستند. این بچه ها پرورش و هدایت می خواهند، باید کسی باشد که راه آنها که به جبهه ها رفتند را ادامه بدهد. این بچه ها باید از یک جایی شروع کنند، باید به کشورشان وفادار باشند. ایثار و فداکاری باید زنده بماند. ما در زمان جنگ در حال دفاع بودیم. ما فقط از خاک خودمان دفاع می کردیم. فقط به فکر کشور خودمان بودیم، می خواستیم مرز خودمان را نگه داریم. خدا را شاهد می گیرم که باید مرزهایمان را با قدرت نگه داریم. همین حالا هم برای دفاع از وطنم، خودم حاضرم از روی مین رد بشوم و فدایی بشوم. ...
چهره ها در شبکه های اجتماعی
اس کرد " ساعت گلدون دیوار آینه پشمک شمعدون باغچه پارکت نمیخوااام نمیااام نمیخواااام!!" عکس یاس و دوستانش در کنار استاد امیرمحمد متقیان پیشکسوت اجرا، بازیگری، خوانندگی و حتی ترانه سرایی! فقط امیدواریم فردا یاس با امیرمحمد به قول دوستان فیت (feat) ندهد! کلوز آپ آزاده زارعی از صورتش. بله. همین. اسکرول را پایین بگیرید. نیکی مظفری در گریم بانوان قجری. دوستان هنرمند ما
کلیه ام را 30 میلیون تومن می فروشم!
خیابان به دنبال مشتری هستند به نتیجه برسی؟ که پاسخ می دهد: ببینید خانم! کسی نمی دونه که من قصد چنین کاری رو دارم، حتی خانواده ام، تنها کسی که می دونه یکی از دوستان قدیمی منه، اگر به او گفتم که خبر فروش کلیه من را در سایت و وبلاگ ها منتشر کنه به این خاطر بوده که میخوام زودتر به نتیجه برسم. این نوجوان 18 ساله در معرفی خود عنوان کرده بود که دارای چه گروه خونی است و حتی ورزشکار بوده و در دوره های مختلفی
جایگاهم با فیلم هایی که بازی نکردم معنی پیدا می کند
را دوست دارم. در تمام این سال ها هیچ گونه محدودیتی برای خودم در زمینه بازیگری قایل نشدم، همان قدر که دوست دارم با یک کارگردان باتجربه و نامدار کار کنم همان قدر هم به کار با کارگردانان جوان یا کار اولی به شرط داشتن تجربه و سواد لازم علاقه دارم. فیلمنامه خوب و نقش متفاوت بهترین دلیلی است که شما را ترغیب می کند در سینما ریسک کنید و از این لحاظ بازیگری هستم که حتی با داشتن ترس و لرز اولیه از ریسک
اتحادیه: مادرم می گفت نمی شود تاریخ کشورمان را ندانی/ بسیاری از مشکلات امروز ما ریشه در ناآگاهی از تاریخ ...
چه شد که شما وارد رشته تاریخ شدید و تحصیلات خود را در این رشته ادامه دادید؟ از آن جا که پدر من علاقه زیادی به تاریخ داشت و نسبت به زمان خود انسان باسوادی محسوب می شد و کتابخانه ای شخصی داشت، از زمان کودکی علاقه به تاریخ در من ایجاد شد. به یاد دارم در بچگی، نخستین کتابی که خواندم، کتابی درباره زندگی کریم خان زند و جنگ های وی بود. یعنی از وقتی به یاد دارم علاقه به تاریخ داشتم و هرچه بزرگتر
چهره ها در شبکه های اجتماعی
داشته باش، مگر چه دیده ای؟! خوب است حالا عکس خودت است نه شخص دیگری! در یک برنامه تلویزیونی، فرزاد حسنی از مهداد هویدا خواست تا کفش هایشان را در بیاورند و پا برهنه روی میز بنشینند. مهرداد هویدا هم کم نیاورد! اگر مهرداد را از خاطر برده اید، کافی است تیتراژ سریال پرطرفدار مسافری از هند را بخاطر بیاورید. گویا امیر خان عابدزاده زیادی جلوی آفتابِ ساحل مانده است و متاسفانه از مرحله
گفتگویی خاص و متفاوت با عراقچی
چگونه تعریف کنید. بله، خانواده ما وضع خوبی داشت. ساکن کدام محله تهران بودید؟ محله خیابان بهار محدوده پیچ شمیران و هفت تیر. شما در ابتدا عضو سپاه پاسداران هم بودید؟! چه شد که از وزارت خارجه سردرآوردید؟ دوران جوانی بنده مصادف بود با انقلاب و بلافاصله با دفاع مقدس. ما از یک خانواده بسیار مذهبی، سنتی و ریشه دار بودیم و هستیم و غیر از آن هم، ورود بنده در عرصه جدی زندگی با پیروزی انقلاب همراه شد. لذا
وزیر اسبق بهداشت چرا عزل شد؟؟؟
کارم تلفنم زنگ زد و گفتند از طرف ریاست جمهوری با شما کار دارند.وی ادامه داد: آقای شیخ الاسلامی که آن زمان مسئول دفتر رئیس جمهور بود پشت خط تلفن بود و از من دعوت کرد که روز چهارشنبه ساعت 11 آنجا باشم. من گفتم تا 12 درگیر هستم و بعد گفت 12 و نیم. در این فاصله به خود گفتم به چه علت بنده را دعوت کردند گفتم شاید به عنوان مشاور امور زنان و از این قبیل موارد باشد وقتی جلسه با آقای شیخ الاسلامی برگزار شد
اخبار لحظه به لحظه از نشست خبری روحانی ،از متن سخنرانی ها تا حواشی
مهمترین محورهای سخنان رئیس جمهور در این نشست خبری به شرح ذیل است: رئیس جمهور سخنان خود را با تبریک میلاد امام زمان(عج) آغاز کرد. وی همچنین به ملت ایران و رهبر معظم انقلاب به مناسبت 24 خرداد، سالروز انتخابات شکوهمند و تاثیرگذار سال گذشته تبریک گفت.روحانی: در سال 92 هم انتخابات ریاست جمهوری و هم شورای شهر برگزار شد که به اعضای شورا هم به خاطر بار اداره شهرها وبخش های مورد نظر خودشان تبریک می
حرف های هاشمی پس از بازداشت 2 فرزندش
مطرح کردید، چه بود و چه دغدغه ای را شما مدنظر قرار دادید؟ من به همراه آن، مسائل دیگر را هم گفتم. ما با وحدت ملت پیروز شدیم و آمریکا را بیرون کردیم و رژیم شاه را شکستیم و هزار فامیل را سر جای خودشان نشاندیم. با وحدت توانستیم شرّ آن شورش های اول انقلاب را که بسیار خطرناک بود، از سر خودمان کم کنیم. والاّ اگر در آن دو سال اینها را آرام نکرده بودیم، مثل افغانستان و عراق می شدیم. جنگ با آن عظمت را که همه
کشتن آدم ها در ذهن
فرستادم. ایشان پس از مطالعه، کار را به زبان روسی ترجمه کردند و به مرکز (میرهولد) ارایه دادند... . حسین نورشرق: این کار در واقع بخشی از پروژه ای بین فرهنگی در باب تعاملات فرهنگ نمایش بین ایران و روسیه است. برنامه ما این بود که تمام کار مربوط به پروژه از صفر تا صد در داخل خود پروژه تولید و انجام شود. فراموشی تنها کاری است که جدا گانه نوشته و به پروژه وارد شد. این کار را با خانم الهام لشکری ترجمه
صریح و بی پرده با مسعود کیمیایی
فایده ای دارد که بگویی.... الان هم چیزی که مانده، بقایای گذشته است. همان است. مگر می شود بعد از جنگ بخواهی شهر را نشان بدهی. موشک و بمب همه جا را تخریب کرده. همان آدم هایی که موشک ها و بمب ها را می شمردند، زیر آن بمب ها مرده اند. موسوی: بحث را عوض کنیم. حالمان گرفته شد. البته اول این نکته را بگویم بعد بروم سر یک بحث دیگر. باز هم می پرسم این شرایط باعث نشد که شما در ادامه کارتان رندی پیشه
گفتگو با مرد سه زنه: اشتباه کردم آمدم تلویزیون!
عالم و آدم باید بفهمند تو سه تا زن داری؟ گفتم مگر عیبی دارد؟ گفت این کارت روی شوهران ما تأثیر می گذارد خب راست گفته! کار شما روی خیلی ها تأثیر می گذارد. چون رسانه ای است و تأثیر گذاری عمومی. به نظر من چرخاندن یک زندگی شق القمر است، چه برسد به سه تا زندگی معلوم نیست من چطور توانسته ام برای همین هم خیلی از افراد فقط دوست دارند همه چیز شان مخفی باشد و اصلاً رو نمی کنند ولی من جراتش
سینمای ایران هیچکاک زده است
را مطالعه کردیم و دیدیم داستان واقعاً از آنچه از دور به نظر می رسد فاجعه آمیزتر است. اما در جریان ساخت این فیلم اتفاق جالبی افتاد. روزی قرار شد که در اهواز به بازدید دو زندان کارون و کانون اصلاح وتربیت برویم. قبل از اینکه وارد زندان ها شویم، خوب یادم هست که به آقای فرخ نژاد گفتم امروز روز خطرناکی است. قرار است با آدم هایی سروکار پیدا کنیم که خواهر خودشان را خفه کرده اند، خاله ی خود را
انتظار آرمان شهر، سینمای ایران را زنده می کند
خوردند. خفته نتوانست آن معمای جنایی را حل کند و قاتل خودش با پای خودش به کلانتری آمد و آرمان شهر مختار هم ابتدا در کاخ حکومتی محصور شد و سپس در کوچه پس کوچه های شهر ذبح شد. ظاهراً شما به امکان تشکیل یک آرمان شهر زمینی اعتقادی ندارد. دوست دارم بیشتر درباره ی امروز صحبت کنیم. این آرمان شهر ذهنی همه ی ما قابلیت تحقق عینی در شرایط امروز جامعه را ندارد؟ میرباقری: نه، ندارد. ما جدا از جامعه ی
گفت و گوی غافلگیر کننده حدادیان با روز آنلاین
می خوام دو سه تا سئوال ساده بکنم که بر می گرده به انتخابات. من یادم افتاد شما گفته بودین انتخابات بشه، کاندیدا می شین ونماینده می شین و می روید مجلس پشت سر آقای مشایی می شینین. ولی نکردین این کارو که حاج آقا! [خنده]نه بابا قرار بود این بزرگوار کاندید بشه من فقط گفتم اگه یکی از این آقایون کاندید بشه منم کاندید می شم، او نشد منم نشدم دیگه. نه بابا؛ ما نوکری امام حسین و به هیچ کاری نمی دیم خانم. من