سایر منابع:
سایر خبرها
در حال ارائه گزارش هفتگی بودم که انفجار صورت گرفت/ با صندلی پرتاپ شدم
تمام نشده بود که من دو دستی بر سرم کوبیدم و بیحال شدم. با هر زحمتی بود خودم را جمع و جور کردم و بلا فاصله با منزل تماس گرفتم اما خبری نبود به محل کارشان زنگ زدم گفتند چیز مهمی نیست به شما اطلاع می دهیم که از منزل تماس گرفتند و گفتند بروید بیمارستان سوانح و من متوجه وخامت حال ایشان شدم. تا خیابان را گریه کنان دویدم و خودم را به تاکسی رساندم راننده هم که من را با آن حال دید
سایه سنگین محرومیت برسر هریس / شهرستانی که تاکسی و ترمینال ندارد
را به این شهرستان برسانم ولی متوجه می شوم که به مقصد هریس اتوبوسی وجود ندارد و مسافران این شهرستان مجبورند یا با خودروی شخصی مسافرت کنند و یا با خودروهای سواری اهالی. بالاخره بعد از نیم ساعت منتظر ماندن و دست تکان دادن به خودروهای عبوری راننده نیسانی مرا به مقصد هریس سوار می کند و باهم به طرف این شهرستان حرکت می کنیم. در راه با این راننده که کشاورز است و در هریس مزارع کشاورزی دارد هم
حضور 49 مقام بلند پایه دولت در 27 شهر طی هفته گذشته برای رسیدگی به مشکلات مردم و نظارت بر دستگاهها
سرعت بخشی در روند اجرای پروژه آب شیرین کن یکصد هزار مترمکعبی این شهر تاکید کرد. -- راه اندازی خانه سلامت بهزیستی کرمانشاه با حضور وزیر کار کرمانشاه - ایرنا - خانه سلامت بهزیستی کرمانشاه روز سه شنبه با حضور وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی با پنج میلیارد و 564 میلیون ریال اعتبار به بهره برداری رسید. به گزارش خبرنگار ایرنا علی ربیعی در این مراسم گفت: جهت گیری بودجه در بهزیستی باید به سمت آوردن خدمات این
می خواهند وطن فروشی را به اسم وطن دوستی به مردم قالب کنند/ جوان ها آماده مبارزه اند/ هنوز پای مرگ تدریجی ...
، فیلمسازی آمده و تلاشی از خود نشان داده است. خب فیلمساز ممکن است یک جاهایی اشتباه کرده باشد، خب او که اشتباهات را رد نمی کند اما در نهایت تلاشش، نه قصد خدشه وارد کردن به چیزی را داشته، نه قصد تحریف داشته.من می خواستم قهرمان سازی کنم، از آدمی که با سلاح می رود در یک خانه امن و با همان اسلحه چندنفر را می کشد و دختر و دامادش را نجات می دهد. دلم می خواست قهرمانم اینطوری نشان بدهم، برای اینکه دیده بودم در
زندگی سخت خانواده “پشمالو”ها +(تصاویر)
پسرعموهایش بچه بودند از سوی شهردار به آنها داده شده بود، چرا که کسی حاضر به اجاره دادن منزلش به آنها نبود. یکی از خانه ها برای مادر آسیوس بود و خانۀ دیگر متعلق به مادر لری و دنی. امروز در هر یک از این خانه ها ده عضو خاندان ساکنند. آسیوس سه دختر دارد که همگی با هایپرتریکوسیس به دنیا آمده اند. بزرگترین دخترش، کارلا، حالا در اوایل دهۀ سوم زندگی خود است. مادر او وقتی که بچه بود، رهایش کرد و
وایسا تا برگردم
با خود به تماشای پهلوان ببرد. روز جمعه است، جمعیت زیادی برای دیدن نمایش آمده اند، محل اجرا حیاط باشگاه ورزشی است. دست برادرم را محکم گرفته ام که در ازدحام گم نشوم، بالاخره بعد از کلی هل دادن، در میان فشار جمعیت جایی را برای نشستن پیدا می کنیم، جایی درست در حاشیه ی حلقه ای که جمعیت ساخته بود؛ نزدیک ترین جا برای تماشا. پهلوان که به میدان می آید برایش کف و سوت می زنند
ثروتمند شدن به روش فاطمه دانشور
بدانیم، هم نظرش را درخصوص کسب روزی حلال. اگر خیلی صریح و ساده بخواهم شروع کنم، سوال اولم این است که چه شد وارد فضای کار اقتصادی و پول درآوردن شدید؟ این موضوع به دوران دبیرستان و کودکی من بر می گردد که از همان ابتدا با مطالعه و کتاب خواندن آشنایی داشتم. از دوران راهنمایی به بعد در خانه به خواندن کتاب های غیردرسی تشویق شدم به خصوص من و برادر بزرگ ترم. مشوق ما هم مادربزرگ مان بود
از سقوط قریب الوقوع خودروها در رده بندی کیفی تا ممنوع شدن ذبح شتر در حج امسال و شایعه ای که پس از 5 سال ...
/> عامل قتل پسربچه تهرانی دستگیر شد و به ارتکاب این قتل دلخراش اعتراف کرد. راننده تاکسی، کیف پر از پول و طلا را تحویل داد راننده تاکسی که بعد از پیدا کردن کیف پر از پول و طلا در خودرواش جستجو برای یافتن صاحب آن را آغاز کرده بود پس از ساعتی توانست کیف را به پیرزن برساند.
آزیتا لاچینی:11 ساله بودم که ازدواج کردم، 13 ساله بودم که فرزند اولم متولد شد.دخترم هم در 14 سالگی ...
همیشه بساط چای خوش عطرش به راه است مثل همه مادرها . خاطره بازی را دوست دارم از اینکه زنگ در خانه ام را یک خبرنگار زد تعجب کردم، این روزها دیگر کسی سراغی از من نمی گیرد. حال و روز خوبی ندارم. نه می توانم بنشینم نه راه بروم اما خاطره هایم را دوست دارم. حافظه ام در زنده نگه داشتن خاطرات خوب است. حالا که قرار شده درباره امروز و دیروزم حرف بزنیم بهتر است داستان زندگی ام را از 11
سفرنامه خداآفرین، بهشت گمشده ایران زمین
خداآفرین نرسیده به جانانلو، سمت چپ جاده از مسیری فرعی و خاکی به سمت سد حرکت می کنیم که مسیر را کوههای سربه فلک کشیده پوشانده است. در طول مسیر، راننده خودرو که از اهالی منطقه است توجه مرا به پیکر تراشیده مادری در بلندای کوه جلب می کند؛ دقت که می کنم متوجه می شوم طبیعت با دستان خود سنگی را به شکل یک زن که فرزند خود را به پشت دارد، تراشیده است . 'اردشیر بهجت' می گوید: در آن سوی رودخانه ارس
یک فنجان چای با فرشته مرگ!
علیکم”. و او سکوت کرد. ما دو نفر در صبح یک روز سرد ماه مارس سال 2012 در یک چایخانه که در واقع یک کلبه حلبی نامطبوع در یک خیابان پر رفت و آمد و خاکی شهر راولپندی بود با هم ملاقات کردیم، در همان چایخانه ای که راننده های کامیون ها صبحانه خود را در آن جا می خوردند. چند ماه پیش از آن به رابطم با گروه طالبان پاکستان گفته بودم که مایلم با یکی از آن مردان جوانی ملاقات کنم که به اصطلاح در جهاد
بازی با گوگوش نابودم کرد / اعترافات بازیگر مرد به ارتباط های نامشروع
دختر خانم استفاده می کرد. همان جا از پدر بدبختش دستخط می گرفتند که دخترش باکره نیست تا بعد از عقد قرارداد با او هر بلایی که سرش می آید، پدر حق اعتراض نداشته باشد. فیلم رضاموتوری در آریانا فیلم آقای شباویز تهیه شد. من خودم در آنجا شاهد بودم که یک پدر بسیار فقیر، دخترش را که شاید بیش از 15،16 سال نداشت و باکره بود، آورد. قرار گذاشتند دختر نقشی را بازی کند و تبدیل به ستاره شود. کل پولی که آقای شباویز
بهرام رادان: شانه خالی کردن در مرامم نیست
برای من کمتر می شود و برعکس. فکر می کنی الان و در این روزها مردم ایران نسبت به بهرام رادان چه احساسی دارند؟ اگر بخواهیم نظرات را یک مجموعه در نظر بگیریم، برداشت های متفاوتی وجود دارد و بنا بر آن احساس هایی متفاوت. مخصوصا بعد از اتفاقات اخیر. فاصله نظرات سفید و سیاه زیاد شده و تعداد نظرات خاکستری کم. مقداری نسبت به گذشته تغییر کرده و کماکان در حال تغییر است و این سیر تغییرات در
دردسر پانسیون های بدون مجوز در تهران
. وی افزود: چند روز بعد با مراجعه ماموران مسوول شیفت دستگیر و پانسیون پلمب شد. خودداری از پس دادن ودیعه و اجبار برای اسکان در پانسیون بنا به اظهار لیلا موسس پانسیون بعد از پلمب شدن آنجا به ساکنان گفت که نمی تواند پول های ودیعه آنان را پس دهد و افراد می توانند به جای پول هایی که به عنوان ودیعه به او داده بودند در پانسیون دیگری که او به تازگی با نام دیگری تاسیس کرده
سه هزار تاکسی مازاد در تاکسیرانی رشت/ماشین های فرسوده بلای جان تاکسی داران
در شهر رشت با جمعیت ثابت حدود 700 هزار نفر که در طول روز جمعیت شناور آن به بیش از یک میلیون نفر نیز می رسد و همچنین در فصول مختلف سال به ویژه بهار و تابستان که با حضور پررنگ گردشگران رو به رو است، اهمیت فعالیت تاکسیرانی بیش از پیش خودنمایی می کند. استهلاک و عمر بالای تاکسی ها، تردد بی رویه سواری های شخصی در خیابان های مختلف شهر که در فعالیت تاکسی ها اختلال ایجاد می کنند و به نوعی کسب
"ویراژ" و "پز دادن" با ماشین های میلیاردی در شب های پایتخت
خودرو برای چند دور چرخش خودرو به دور خود است که احتمال واژگونی این خودرو نیز وجود دارد. هر راننده و رهگذری ساعت 10 شب به بعد در برخی اتوبان ها مانند نیایش، همت و یادگار امام تردد کند خودروهای گران قیمت این جوانان را می بیند که با خاموشی و غفلت دوربین های ثبت سرعت پلیس، خط سرعت را شکسته و با 140 تا 180 کیلومتر سرعت با لایی کشی و دادن دنده معکوس مرز اتوبان ها را در نوردیده و به تخلیه انرژی