سایر خبرها
شکنجه معلولان ذهنی با استفاده از غل و زنجیر و سگ
! حال و هوای خانه هم خوب نیست و مادرش عصبی و بیمار شده... وقتی سینا آمد پدرش از پشت شیشه های خودرو فرزندش را دید... گریست و بعد گفت: بمیرم الهی چقدر لاغر شده... پسرک خیلی بی تابی می کرد اما بالاخره توانستیم پیراهنش را بالا بزنیم و دیدیم جای بریدگی شدیدی روی شکمش است! و این آثار همان شکنجه ها در آسایشگاه بود! به گزارش خبرنگار مهر، در سال 1379 یک موسسه خصوصی اقدام به ایجاد مرکز نگهداری از
نظر خسرو معتضد در مورد "گزینه" روی میز
می کردند که محل زندگی ایرانیان حلبی آباد و حصیر آباد بود و در کنارش یخچال، استخر، آب یخ منحصر به کارمندان انگلیسی بود. اینها را دقیقا نویسندگان ایرانی نوشته اند. حتی یک آقایی که بعد ها سناتور شد و حقوقدان بود. آبادان 75 شیره کش خانه و تریاک خانه داشت. در حالیکه کارمندان انگلیسی از حداکثر مزایا ویلاهای شیک، کولر، آب یخ ، یخچال و استخر استفاده می کردند و ایرانی ها در پست ترین شرایط زندگی می کردند
دستِ خالی رسانه ملی برای نسل جدید
صداوسیما باید صاحبان اصلی این خانه را بشناسد، کسانیکه می توانند تاثیرگذار باشند و از زمانیکه فعالیتی در تلویزیون ندارند برنامه ها به لحاظ جذابیت و مسایل تربیتی و آموزشی در سطح نازلی قرار گرفته است. تلویزیون اکنون از از انبوه برنامه هایی که در دهه 60 تولید می شد عاری است و تاسف من از این است که این رسانه افرادی را که بیش از 40 سال تجربه دارند به کار نمی گیرد و از آنها استفاده نمی کند. این طراح
سارقان طلافروشی اسفراین دستگیر شدند
به دست آمده از سارق با متهم دستگیر شده مطابقت داشت، خاطرنشان کرد: متهم ابتدا منکر موضوع بوده و در نهایت طی مشاهده تصاویر خود لب به اعتراف گشوده و اذعان داشته به همراه فردی به هویت(الف.د) سرقت طلافروشی را انجام داده است. سردار"مظاهری" اضافه کرد: متهم در خصوص نحوه و چگونگی سرقت بیان داشته با توجه به اینکه با صاحب طلافروشی رفت و آمد داشته روز پنجشنبه دوازدهم شهریورماه سال جاری به همراه
حوصله سینما رفتن ندارم/تهیه کننده هم به جای من یک فرد کارخانه دار را برای بازی انتخاب می کند
به آن فرد می گویند آفرین بالاخره بازی کردی، باز هم بازی میکنی؟ و این اعتیادش از مواد مخدر هم بیشتر است ولی در نهایت فایده ای ندارد! *شما از چه سالی وارد عرصه هنر شدید؟ من از سال 48 وارد این حرفه شدم. آن زمان اول دبیرستان بودم و 15 سالم بود که آقای مصطفی اسکویی و مهین اسکویی که از بنیانگذاران تئاتر علمی بودند به دبیرستان ما آمدند تا برای هنرکده خودشان که آناهیتا نام داشت نیرو
ممفیس یک دروغگو است
است و غیر قابل باور، این اصلاً خوب نیست که چنین حرفی زده شود. او پسر من است و من دوستش دارم. من کسی هستم که برای اولین بار به او توپ فوتبال را دادم و تشویقش کردم که فوتبال بازی کند. من او را ترک نکردم، این حرف واقعیت ندارد. همیشه در دسترس او بودم و کمکش هم کرده ام. پدر ممفیس که گویا از حرف های پسرش به شدت عصبانی است سپس ادامه داده: فیلمی از او در یوتیوب دیدم که داشت در مورد پدرش حرف می زد و می گفت
90/ نگذار اعدام شود
اسمش چی بود؟ آها استاد شهریار! چی شد آخرش مرد! حالا خداییش پسر تو چی بود که مرد؟ نه واقعاً خودت بگو عددی بود؟ بیا و زودی رضایت بده تا ما هم به کارامون برسیم. پدر مقتول: چشم آقا ! به خاطر گل روی شما که بازیکن با اخلاقی هستید رضایت میدم و برای قاتل آرزوی موفقیت دارم. از دار دنیا هم یه حجره کوچیک تو بازار دارم که اونم به قاتل پسرم هدیه می کنم و از شما عذرخواهی می کنم که پسرم یک مقدار موقع کشته شدن
روزگاری که اصلاح طلبان در سفارت را بستند!+اسناد
که صادق کیست و کسانی که حاضرند به بهای چند دلار مقدس ترین مراکز محبوب یک میلیارد انسان را بد نام کنند و حاضرند فحاشی بکنند و حاضرند جنایت و تحریف حقایق بکنند و نسبت هایی که مناسب سردمداران غربی است به پیغمبر اکرم اسلام بدهند. اینها بعد پشیمان می شوند و می فهمند که آلت دست سیاست استکباری جهان قرار گرفته اند. به هر حال ما از این گونه تهدید ها نمی هراسیم و آماده ایم که مسیر خودمان را به هر قیمت
یک هنرپیشه متهم اصلی پرونده آدم ربایی
دهنده ای زد و به بازپرس مدیر روستا گفت: یکی از دوستانم که در فیلمی که من کارگردان آن بودم به عنوان یکی از عوامل فیلم با گروه من همکاری کرده بود و بر سر موارد مالی اختلاف حساب داشتیم. او من را با همدستی 2 مرد ناشناس ربود و با انتقال من به یک کمپ ترک اعتیاد مرا در این مکان حبس کردند. در این کمپ چند ناشناس من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و تلاش کردند تا به خواسته های مالی 2 نفر از همکارانم که در آخرین
اشرافی گری و آیت الله زادگی در میان روحانیون
دیگران بالاتر باشم عجیب نیست اما اشکال زمانی به وجود می آید که خانه ها و اتومبیل ها به شکل کذایی مجلل می شود وقتی یک فرد روستایی با همان ماشین آخرین مدل به روستایی که در آن متولد شده برمی گردد آن مرد چوپان یا کشاورزی که با دست های پینه بسته سهم زکات خود را پرداخت می کند چطور می تواند به این دین پایبند بماند. این استاد حوزه درباره زیست و سادگی امام خمینی (ره) عنوان کرد: امام خمینی(ره) تا
نقشه قتل شوهر در لاین
راه او به من پیامک زد و قرص های خواب آور را یادآوری کرد. من هم قرص ها را در چای ریخته و به شوهرم دادم. پس از دقایقی شوهرم نیمه هوشیار شد و خودرو را در حاشیه جاده متوقف کرد. همان موقع مرد مورد علاقه ام از خودرویش پیاده شد و با چوب و چاقویی که داشت ضربه هایی به وی زد. با اطمینان از مرگ شوهرم، مرا به نزدیکی خانه ام رساند و فرار کرد. در ادامه دیگر متهم پرونده نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دو روز پیش
بحرانی: لهجه جناب خان را از جنگ زده ها یادگرفتم
افزود: سال ها پیش در شیراز و در مدرسه با علی بهرامی فرد (آهنگساز، نوازنده سنتور و همنواز استاد کیهان کلهر) دوست شدم. او مرا با دنیای موسیقی آشنا کرد. وی ادامه داد: سال آخر دبیرستان او در رشته موسیقی دانشگاه تهران قبول شد و به تهران آمد، من برای این که پیش دوستم باشم در کنکور رشته هنر شرکت کردم، تئاتر قبول شدم و به دانشگاه تهران آمدم. ترم اول و دوم خیلی سخت گذشت چون همکلاسی هایم خیلی از من
فیلمی در تبلیغ اُتانازی
/> موارد غیرعقلانی فیلم بحث ما و جناب مؤتمن، از سلیقه گذشته و به غیرعقلانی بودن بسیاری از صحنه های فیلم رسیده است. به این موارد توجه کنید: مگر آدمیزاد به خاطر عشق به همسرش، او را می کُشد؟! چه کسی می تواند به درخواست معشوقش، او را بکشد؟ (یحیی در خانه، ماهرو را صدا می زند و می گوید: من همان کاری را کردم که تو می خواستی). ماهرو در حالت اغماء است اما چرا ماسک اکسیژن
تشریح جزئیات قتل طلافروش اسفراینی و دستگیری متهمان
جاوید مهری امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در اسفراین اظهار کرد: در پی سرقت طلافروشی در روز پنج شنبه گذشته در اسفراین جنازه طلافروش کشف و دو تن از قاتلان نیز در اسفراین دستگیر شدند. فرمانده انتظامی اسفراین تصریح کرد: در ساعت 15:30 روز پنج شنبه 12/06/94 با تماس با سامانه 110 نیروی انتظامی سرقت از مغازه طلافروشی اطلاع داده می شود که مامورین بلافاصله در محل حاضر و با اعلام فرزند مقتول که
چرا کرسنت 13 میلیارد دلاری را بایکوت کرده اند؟/ دو پست پیشنهادی روحانی به عارف/ واکنش افخم به اظهارات ...
: این ساختمان متعلق به کشور است و باید بازسازی و استحکام بخشی شود تا ارمنی ها برای حضور دوباره در آن اطمینان خاطر داشته باشند. ایسنا نوشت؛ مدتی قبل باشگاه اجتماعی ارامنه تهران که با حدود یکصد سال قدمت، واجد ارزش تاریخی دانسته شده، به علت ساختمان سازی و گودبرداری غیراصولی پارکینگ طبقاتی مجتمع جدید علاءالدین فروریخت. این اتفاق از جهاتی می توانست به یک فاجعه تبدیل شود، چرا که قرار بود در همان شب حادثه
زورگیری از دختران به دلیل توهم
اعتراف کرد. متهم در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: از سال 81 تاکنون به مصرف مواد مخدر از نوع شیشه اعتیاد دارم. آخرین سابقه دستگیری ام به تاریخ 20 اسفند سال پیش برمی گردد و 20 فروردین امسال با تأمین قرار وثیقه از زندان مرخصی گرفتم و پس از آن متواری شدم . متهم درباره انگیزه سرقت از دختران و زنان جوان به کارآگاهان گفت: به خاطر توهمی که از دختران داشتم، دختران را به عنوان مسافر سوار
جنایت حین وحشت آفرینی مستانه در خیابان/ قاتل به قصاص محکوم شد
خودم با چاقو به آنها ضربه زدم. دوست مقتول نیز به عنوان شاهد به ماموران گفت: من و دوستم با هم در خیابان خانه مان بودیم که دیدیم این سه مرد مست با خودروی سمند به خیابان ما آمدند. آنها از ماشین پیاده شدند و در محله ما حرکات عجیبی از خودشان نشان دادند، برای همین من و دوستم به آنها تذکر دادیم که یکی از آنها با چاقو به ما ضربه زد. با این اظهارات، متهم اصلی صحنه جنایت را بازسازی کرد
اعتراف تکان دهنده مرد ژله ای
اگر روغن نبرده بودم نیز با روغنی که در خانه طعمه هایم بود این کار را انجام می دادم و پس از چرب کردن خود با تیغ لباس زنان را پاره می کردم. فیلم چند ثانیه ای اقدامات سیاه مرد ژله ای ادامه داشت تا اینکه وی پای در خانه ای گذاشت که مجهز به دوربین مداربسته بود و به همین خاطر یک فیلم چند ثانیه ای از امین به دست آمد و سرانجام هر روز سرنخ های مأموران بیشتر شد تا اینکه تمام پازل ها
کالین فرث، بازیگری که از موفقیت می ترسد
مرده اش می شود اما تماشاگر هرگز نمی تواند با توسل به چشمان فرث پی ببرد آیا او از خودکشی صرف نظر می کند یا خیر. در پایان فیلم وقتی اسلحه جرج پیش دوستش دیده می شود مخاطب آهی از سر خاطرجمعی می کشد که چه خوب شد که نمرد، که ناگهان جرج به رعشه می افتد و می میرد اما نه با گلوله تفنگ، که به خاطر حمله قلبی. انگار مرگ سرنوشت جرج است که از آن حذر ندارد و حتی اگر خودکشی هم نکند، باید بمیرد. از این
فیلم های ایرانی که در تلویزیون سانسور شدند!
سانسور می کنند و هم ناخدا خورشید ناصر تقوایی را اما هفته گذشته سید رضا میرکریمی کارگردان سینما و مدیرعامل خانه سینما هم از دست ممیزی های تلویزیون خونش به جوش آمد. او از نحوه پخش فیلم سینمایی یه حبه قند در تلویزیون و سانسورهای شدید اعمال شده بر آن انتقاد کرد. میرکریمی در متن کوتاهی نوشت: هفته پیش ژاپن بودم که تصادفی شبکه NHK یه حبه قند را برای چندمین بار پخش کرد و با کیفیتی عالی و به صورت
قتل پیرمرد و پیرزن تنها به دست مرد معتاد
مجبور به اعتراف شد و گفت: زوج سالخورده در روستا تنها بودند و من بیکار بودم و برای تهیه مواد پولی نداشتم به همین خاطر تصمیم به قتل آنها و سرقت گرفتم. شامگاه شنبه به خانه آنها رفتم و با جسمی سخت آنها راکشتم. بعد هم طلاهای گوهر را به ارزش سه میلیون تومان سرقت کردم. با اعترافات پسر معتاد او برای تحقیقات بیشتر و رسیدگی به پرونده بازداشت شد. اخبار حوادث - باشگاه خبر نگاران
طلاق فرجام عشق مجازی
تحصیل کردم. دوست داشتم ازدواج کنم. به دنبال کسی بودم که مرا دوست داشته باشد و علاقه فراوانی به من داشته باشد. من بیشتر اوقات در منزل تنها بودم. پدرم مردی عیاش بود که همه چیز او شده بود پول. پدرم نصف شب به خانه می آمد. گاهی هم نمی آمد. من از سمت خانواده ام کنترل نمی شدم. بیشتر وقتم را با چت کردن در شبکه های اجتماعی می گذراندم. در شبکه اجتماعی از طریق لاین و چت با ساسان آشنا
جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد
این همه سال خیلی از گفته ها، حرف ها و اتفاقات بازگو نشده است. خیلی از اصلاح طلبان براین باور هستند که باید اصلاحات یک بازنگری اساسی شود. یک بازنگری که به طبع جامعه خوش آید. محمد رضا خاتمی براین باور است که جامعه همچنان پذیرای اصلاحات است. در ادامه گفت وگو محمدرضا خاتمی با خبرنگار جماران در ذیل آمده است: فرض کنید طی این سال هایی که اصلاح طلب ها خارج از دولت منتقد بودند
پدر و مادر رهبر معظم انقلاب را بهتر بشناسید/عکس
دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال 1351 ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: "من 40 سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در 40 سال پیش همان جای نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است. آیت الله سید جواد
زورگیری از دختران به دلیل توهم
شرق تهران اعتراف کرد. متهم در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: از سال 81 تاکنون به مصرف مواد مخدر از نوع شیشه اعتیاد دارم. آخرین سابقه دستگیری ام به تاریخ 20 اسفند سال پیش برمی گردد و 20 فروردین امسال با تأمین قرار وثیقه از زندان مرخصی گرفتم و پس از آن متواری شدم . متهم درباره انگیزه سرقت از دختران و زنان جوان به کارآگاهان گفت: به خاطر توهمی که از دختران داشتم، دختران را به عنوان
جزییات قتل هولناک مأمور کمپ ترک اعتیاد توسط جوان معتاد+ عکس
.... . به خانه یکی از دوستانم در اسلامشهر رفتم . در طی این مدت فقط گریه می گردم ؛ آن شب را در خانه دوستم خوابیدم تا اینکه پس از چند روز به آگاهی آمدم " . سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است . انتهای پیام/
آدم ربایی برای خرید گوشی ایفون
فروشی پاساژ علا الدین مبلغ 7 میلیون تومان برداشت کرده و با آن گوشی خریده است. در حالی که خبری از دخترم نداشتم و نگران او بودم از کلانتری با من تماس گرفتند و گفتند ماموران کلانتری حرم دخترم را با یک پسر شهرستانی دیگر پیدا کردند . حالا الان دخترم را به من تحویل دادند اما من از این پسر شکایت دارم . با ثبت شکایت این مرد ماموران در یک عملیات پلیسی موفق شدند پسر جوان را پنج شنبه هفته گذشته یعنی
علی پروین: دایی و کریمی توی زمین فوتبال آشتی کنند، نه روی تخت بیمارستان!/ خیلی خوشم آمد فرهاد جواب ...
بیند کلی احترام می گذارد. من هم خیلی دوستش دارم. سریال تنهایی لیلا که از شبکه سوم سیما پخش می شد را هر شب دنبال می کردید؟ باورتان نمی شود از قسمت اول تا آخر را با دقت تماشا کردم. سریال خیلی خوبی بود که همین نزدیکی ما توی لواسان فیلمبرداری می شد. من زن ذلیل نیستم ولی همیشه ساعت 7 یا 8 شب خانه هستم و به خاطر این سریال زودتر هم به منزل می رفتم! اگر علی پروین نمی شدید دوست
روایتی از خلوص نیت مادر شهیدی که ملک 4 میلیاردی اش را وقف کرد
تسنیم در مازندران با بیان خاطره ای از مادر شهید گفت: در سال 83 به عنوان پزشک متخصص داخلی در بیمارستان عزیزی جویبار مشغول به خدمت بودم، که در یکی از روزهای شلوغ بیمارستان که مملو از بیمار بود زمانی که فکر کردم ویزیت بیماران به اتمام رسید و آماده می شدم به سمت منزل بروم منشی گفت بیمار دیگری نیز باید ویزیت شوند و از صبح تا بحال منتظرند که تمام بیماران ویزیت شوند، بعد خودشان نزد شما بیایند. مهدی فتاحیان افزود: حاجیه خانم با آنکه فشار خون و آرتروز داشت شکایتی نکرد و اجازه داد دیگران زودتر از او ویزیت شوند. مردمداری از آن روز به بعد پیوند اخوتی میان من و پسران حاجیه خانم بسته شد. ...
کشتارگاهی که شیفت قصابانش عوض می شود
. روی دیوارهای شهر پر است از تصویر گمشده ها. علی ابراهیم، دوستم، دارد ماشینش، جواهرات مادرش و خانه شان را می فروشد تا پولی را که گروگانگیرهایی که پدرش را دزدیده اند می خواهند به آنها بدهد. ما مطمئنیم که شبه نظامی ها پشت ماجرای گروگانگیری ها هستند. کسانی که پول را نمی پردازند، دفعۀ بعدی که گمشدۀشان را می بینند، در سردخانه است. هیچ جایی هم وجود ندارد که برای کمک سراغش برویم