سایر منابع:
سایر خبرها
مادربزرگ ونوه هایش سند نجات عروس را امضا کردند
سال بعد هوشنگ به ایران بازگشت و در یکی از شهرهای غربی بازداشت شد. این مرد در همان مراحل ابتدایی به قتل معلم بازنشسته اقرار کرد و گفت با همدستی شراره این جنایت را طراحی کرده و به مرحله اجرا گذاشته است. هوشنگ افزود: من فریب نفسم را خوردم و عاقبت گرفتار شدم. هفت ماه قبل از جنایت شراره به کلوپ من آمد تا دو پسرش بازی کنند، در جریان رفت و آمدها می گفت شوهری ندارد و به من ابراز
طناب دار بر گردن 8 قاتل
با چاقو به برادرم زد و از محل گریخت. متهم پس از دستگیری گفت: وقتی تصادف کردیم، مقتول به همراه دو نفر دیگر به من حمله کردند که من با چاقو راننده را زدم. اختلاف ملکی بهرام 45 ساله محکوم دیگری است که صبح فردا پای چوبه دار می رود. وی 15 فروردین ماه سال 88 در پیشوای ورامین مرد 59 ساله ای را به قتل رسانده است. متهم در بازجویی ها گفت: با مقتول اختلاف ملکی داشتم. روز حادثه وقتی فهمیدم او
قتل زن همسایه برای سرقت طلا
خانه اش شدم و طلاها را سرقت کردم اما وقتی می خواستم فرار کنم او من را دید و شناخت. من که خیلی ترسیده بودم با چاقو او را به قتل رساندم. با ثبت اعتراف متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه 113 وقت دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی ارسال شد و متهم در این شعبه با تکرار اعترافش و به دلیل درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. با تایید این حکم در شعبه اول دیوان عالی کشور، متهم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.
متهم به قتل از طناب دار رهایی یافت
بازجویی ها پذیرفت که وی نیز قمه را از دست قربانی گرفته است . کارآگاهان در جریان بررسی ها مطلع شدند که رضا و عبدالله نیز از افراد سابقه دار هستند . پرونده این جنایت با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و محاکمه این دو متهم به قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران انجام شد . رضا متهم اصلی پرونده به خاطر قتل عمد به قصاص نفس و به خاطر شرب خمر به 80 ضربه شلاق محکوم شد و
8 قاتل جنایتکار امروز پای چوبه دار
بلوتوث کرد و همین آغاز درگیری مرگبار ما بود. هرچند او مدعی بود عکس را پاک کرده اما مطمئن بودم دروغ می گوید که سرانجام در درگیری او را به قتل رساندم. هفتمین جنایتکار 7 آبان91 در یک نزاع دسته جمعی و به هواخواهی از پسرعمویش جوانی را به قتل رساند و به قصاص محکوم شده است. اما هشتمین محکوم به مرگ، جنایتکاری است که برای چندمین بار قرار است پای چوبه دار برود. وی چند سال پیش در زندان با شخصی آشنا شد و بعد از
نوجوان 17 ساله زورگیر ر ا کشت
سلامت نیوز :درگیری دو پسرجوان با یک موتورسوار که قصد زورگیری از آنها را داشت با قتل موتورسوار به پایان رسید. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد صبح دیروز جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی برگزار شد. در ابتدای جلسه با قرائت کیفرخواست مشخص شد شامگاه 24 تیر 89 دو پسر 17 و 22 ساله در حال پیاده روی در خیابان ستاری با سرنشینان یک
محاکمه مردی که نوزاد3ماهه اش را کشت/همسرم به من خیانت کرده؛این بچه فرزندمن نیست
قهری برای متهم درخواست قصاص کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهار دادگاه کیفری شماره یک استان تهران فرستاده شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی به این پرونده با توجه به اینکه مادر کودک هم در زندان بود بعد از اینکه نماینده دادستان درخواست قصاص را مطرح کرد و شرحی از پرونده را ارائه داد، قضات تحقیقاتی را در مورد سرنوشت مادر کودک انجام دادند که در تحقیق از فرزند بزرگ این زن مشخص شد او به درخواست پدر مادرش هیچ
کدام محکومان امروز اعدام شدند؟
رساند.حکم قصاص بهنام توسط قضات شعبه 74 دادگاه کیفری صادر شد. اختلافات مالی دو شریک راقاتل و مقتول کرد،قاتل فعلااز طناب دار گریخت پانزدهم فروردین سال 88 در پیشوای ورامین دو شریک 45 و 59 ساله به نام های رضا و مجید که از قبل با هم اختلاف مالی داشتند با هم در گیر شدند. روز حادثه مجید به خانه رضا رفت و با همسر او درگیری لفظی پیدا کرد. رضا هم از این موضوع خبر دار شد و با چاقو او را به قتل
شش سال زندان بدون یک روز مرخصی
. در 24 تیر 1389 وقتی خالدی و چهار همراه دیگرش با شکارچیان درگیر شدند، دوازده گلوله از پنج اسلحه ی کلاشنیکف شلیک شد. خالدی به علم قاضی و به قید احتمالاً قاتل فرض و در حکمی به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم شد. برادر خالدی می گوید: بعد از به زندان رفتن غلامحسین، بیماری قلبی همسرش شدت گرفت و دو پسر و یک دخترش دو سال و نه ماه بعد مردند و اکنون تنها، نازنین دختر چهارده ساله ی خالدی که پدر را
پایان پرونده قتل میانجی در یافت آباد
آنان فرار کنند . محمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت و به قصاص نفس محکوم شد . حکم قصاص وی در شعبه یک دیوانعالی کشور مهر تأیید خورد و پرونده برای اجرای حکم به اجرای احکام فرستاده شد اما قاتل توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند و از یک قدمی چوبه دار رهایی یابد . صبح دیروز محمد تنها به لحاظ جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و دو قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت . قضات عالیرتبه با هم وارد شور شدند و با توجه به مدت زندانی بودن وی محمد را آزاد کردند . ...
قتل زن تنها برای سرقت طلا
اخبار معاصر: پنجم فروردین ماه سال 92 مأموران پلیس پیشوا در جریان قتل یک زن تنها به نام سکینه در خانه اش قرار گرفتند. آن شب مردی تلفنی به مأموران گفت: ساعتی پیش در خانه نشسته و سرگرم تماشای فیلم بودم که سر و صدایی از کوچه شنیدم، همان لحظه پشت پنجره رفتم و دیدم پسر جوانی از درخت بالا رفته است. ابتدا تصور کردم که شیطنت های پسرانه است، برای همین اهمیتی ندادم، اما چند دقیقه بعد ناگهان صدای
زن تنها، قربانی جنایت وحشتناک پسر همسایه
آفتاب : به گزارش جام نیوز، پسر همسایه که زن تنها را در جریان سرقت طلایی به قتل رسانده است، در یک قدمی چوبه مرگ قرار گرفت. پنجم فروردین ماه سال 92 مأموران پلیس پیشوا در جریان قتل یک زن تنها به نام سکینه در خانه اش قرار گرفتند. آن شب مردی تلفنی به مأموران گفت: ساعتی پیش در خانه نشسته و سرگرم تماشای فیلم بودم که سر و صدایی از کوچه شنیدم، همان لحظه پشت پنجره رفتم و دیدم پسر
اخبار حوادث
مردی برای اینکه همسرش را سر سفره شام ساکت کند، او را کشت ضربه چوب دستی مرد، مرگی سریع را برای همسرش رقم زد. این جنایت خانوادگی هنگامی رخ داد که سر سفره شام بین زن و شوهر بابلسری جرو بحث به وجود آمد و در جریان آن مرد 51 ساله با چوب دستی خود ضربه مرگباری را به سر زنش وارد کرده و او را از پای درآورد. ساعت 6 و 40 دقیقه بامداد روز جمعه 6 شهریور ماه امسال بود که یکی از ساکنان
از بغض هایی که به اشک تبدیل شد تا همسران شهدایی که هنوز هم عاشقند/ دعا کنید مادرم شفا بگیرد
است که هرگز آن را از دست نمیدهم تا شاید بتوانم دینی که به گردن دارم ادا کنم و قدمی هرچند کوچک در ثبت خاطرات شهدا و نشر ارزش های آنان بردارم. ساعت 9 صبح از تهران به مقصد مشهد حرکت کردیم از اینکه چنین مراسمی در مشهد مقدس برگزار می شد در پوست خود نمی گنجیدم چرا که در کنار امام خوبیها حتی نفس کشیدن برای ثانیه ای مقدس است و در کنار این بارگاه ملکوتی همراه کسانی میشدم که الگو های صبری هستند که
پایان شاه شکار
اعدام ادامه داشت. جسد در تمام روز چهارشنبه و پنج شنبه، تا زمان تاریک شدن هوا، همچنان آویخته بود! در ساعت 9 شب، جسد را از دار پایین آوردند و به گورستان حسن آباد که بعدها اداره آتش نشانی در محل آن ساخته شد بردند و دفن کردند. ظهیرالدوله که همان روز اعدام میرزا رضا، صبح زود از جعفرآباد شمیران به شهر بازگشته بود، در خاطراتش می نویسد: یک ربع ساعت از طلوع آفتاب گذشته وارد شهر شدم. نزدیک خانه مجدالملک را دیدم
خاطرات آیت الله خزعلی از قیام گوهرشاد،حضرت امام و آیت الله بروجردی
بهتر می سازد. از این رو، وارد حوزه علمیّه مشهد شدم و در مدرسه علمیّه نوّاب مشهد به تحصیل مشغول شدم و مقدّمات و ادبیّات را پیش اساتیدی چون: جناب آقای صدرزاده که الآن مقیم تهران هستند ، مرحوم آقای خدایی، دامغانی و مرحوم محقّق قوچانی خواندم. هم چنین جلدین لمعه، قوانین و معالم را نزد مرحوم حاج سیّد احمد یزدی تلمّذ کردم. رسائل، مکاسب و کفایه را نزد مدرّس بسیار عالی قدر، خوش بیان و دقیق مرحوم آیةاللّه
کاستی در شفقت بزرگترها و حیای کوچکترها مصداق جاهلیت آخرالزمان
: غضب غضب مظهری از مظاهر جاهلیت است؛ زیرا انسان را از جاهلیت طبیعی و فطری خارج کرده و چون پرده ای بر روی قلب و عقل آویخته می گردد و بر اساس هوای نفس در عقل انسان تصرف می کند تا جایی که حتی اگر شخصی را به قتل برساند، اندوهگین نمی گردد. از این جهت غضب مورد نهی شارع قرار گرفته و این عمل از افعال جاهلیت قلمداد شده است. از ناحیه ی ائمه ی معصومان(ع) وارد شده است که: "هر کس غضب نماید
بازجویان من در مالزی آمریکایی بودند
اتفاقی برای همسرم و فرزندم می افتد. بعد از بازجویی های اولیه، من را به بازداشتگاه خیلی مخوفی بردند. به گونه ای بود که به مسئول بازداشتگاه گفتم اگر می شود من را در یکی از این سلول های اول بگذارید که بتوانم نفس بکشم. آن جا از همان لباس های نارنجی معروف تنم کردند. " "ساعت 8 صبح، آمدند و صدایم کردند. اینترپل آمده بود دنبالم. من را به دادگاه بردند. این بار هم متأسفانه مانند روز دستگیری، کسی از
چگونه می توان امید را د ر جامعه ممکن ساخت؟
را بگوید و بعد از منظر د ورکیم، مارکس، وبر و امثالهم شیوه عمل آن کارکرد ها، نظم حاکم بر آنها و تحولات آنها را توضیح د هد . برای طرح فانکشن های امید از یک فیلم شروع می کنم. فیلم رستگاری د ر شاوشنگ، این فیلم فیلم جذابی است. د استان بانکد اری است که مرتکب قتل همسر و معشوقه اش شد ه است. وارد زند ان مخوفی به اسم شاوشنگ می شود . د ر زند ان با پیشنهاد ی که به رئیس بانک می د هد تا کارهای مالی اش را انجام
احمد شاملو:موسیقی ما همه حرف هایش را گفته و در ردیف های خود به سنگواره مبدل شده است
هیچکس کتاب نمی نویسد؟ در مورد ساعدی باید بگویم آنچه از او زندان شاه را ترک گفت جنازه ی نیمجانی بیش تر نبود. آن مرد با آن خلاقیت جوشانش پس از شکنجه های جسمی و بیشتر روحی زندان اوین دیگر مطلقاَ زندگی نکرد، آهسته آهسته در خود تپید و تپید تا مرد. ما در لندن با هم زندگی می کردیم و من و همسرم شهود عینی این مرگ دردناک بودیم. البته اسم این کار را نمی توانیم بگذاریم دخالت ساواک در موضوع خلاقیت ساعدی