سایر منابع:
سایر خبرها
فضای مجازی به درد شعر نمی خورد/ برخی شاعران به چند لایک راضی هستند!
مجازی در زمینه شعر حال و هوای آشفته ای دارد و هیچ حساب و کتابی هم آنجا دیده نمی شود. هر که احساس می کند سر سوزن ذوقی دارد شعرش را در صفحه شخصی اش قرار می دهد و از قضا با چند لایک راضی می شود. وی در پایان یادآور شد: فضای مجازی فضای خوبی برای شعر معاصر نیست. شعرهایی که در فضای مجازی تولید می شوند اغلب سطحی اند و عمقی پیدا نمی کنند. مگر این که شاعر در مسیر درستی قرار داشته باشد و شعرش را
شلیک خونین برای فرار از زندان شوهر بدبین
عمه ام رفتیم. پسرعمه ام که تقریباً 40 ساله بود وارد شد، من او را بارها دیده بودم اما این بار نوع نگاه و کلامش متفاوت بود. یادم می آید یک شب که به خانه آنها دعوت بودیم به شوخی به همسرش گفت: تو به درد من نمی خوری! قدیمی شده ای باید به فکر خودم باشم و سمت مرا نگاه می کرد و بلند بلند خندید.آن شب احساس بدی داشتم دلم نمی خواست در آن میهمانی باشم به خاطر همین به مادرم گفتم می خواهم به خانه برگردم
راز ماندگاری استاد شهریار چه بود؟
های شاعر و خاطرات ذهن او می پردازد. همچنین شهرزاد بهجت تبریزی دختر شهریار درباره پدرش می گوید: تا آن جا که یاد داریم، در تمامی گردش ها یا شب شعرهایی که می رفت، مرا همراه خویش می برد. می توانم به صراحت بگویم که بیش تر از مادرم با او مأنوس بودم و وقتی با او بودم، هیچ وقت سراغ مامان را نمی گرفتم. در همان ایام بچگی کتابچه شعر بابا را ورق می زدم و او بدون این که مانع شود، فقط مواظب بود که
مردی که شبانه از قلب نصف جهان میهمان "بهشت هشتم" شد
آقای اشتری بودم که استاد طلایی به ایشان بابت این موضوع تبریک گفتند. داستان از این قرار بود که بیش از 15 سال پیش، شعر استاد از بین حدود 160 شاعر از کل کشور، برای درب صحن امام(موزه سابق) حرم امام رضا(ع) که به سفارش آستان مقدس رضوی ساخته شد، برگزیده شد. وی افزود: این شعر در 19 بیت از سوی ایشان سروده شده زیرا آستان قدس رضوی از تمام شعرای کشور دعوت کردند که برای درب صحن شعر بگویند. یادم می
کهنسال ترین شاعر یزدهمچون کوهی استوار/شفیق تاریخ زنده معاصر ایران
این شاعر سخن پرداز شیرازی بوده ام. زارع ده آبادی با بیان اینکه با سرودن اولین شعر خود در سن 13 سالگی دنیای دیگری در برابر دیدگانم جلوه گر شد، عنوان کرد: شعر جادوی عجیبی دارد و روح انسان را با لطیف ترین و خالص ترین احساسات در می آمیزد. شفیق درباره مهاجرت خود از قم به تهران و سال های زندگی اش در این شهر نیز بیان داشت: همزمان با حمله متفقین به ایران، مادر و پدرم به فاصله 28 روز
پیشینه حق رأی زنان در مجلس شورای ملی (1290 1341)
هم که مذاکره دخالت نسوان در انجمن شهر اصفهان به میان آمد، مورد اعتراض علمای اعلام اصفهان و اهالی محترم آنجا و حقیر واقع و اجرا نشد .[12] یکی از بحثهایی که از سال 1331 هم مطرح شده بود این بود که آیا شرکت دادن نسوان در انتخابات مخالف قانون اساسی هست یا نه. در این باره در یک متن مفصل که به عنوان اعلامیه مراجع تقلید، با امضای تمامی مراجع برجسته درباره قانون شکنی های رژیم شاه منتشر شد، مطالب
همسرانه های شهید مهدی باکری؛ از کلت کمری که مهریه ازدواج شد تا حسرت دیدار پیکر شهید
شهرداری استعفا داده و برای اعزام به جبهه آماده شد در همین فاصله به خواستگاری آمد. ابتدا به برادرم و بعد توسط او ماجرا را به پدرم گفت. شناخت کاملی از آقامهدی نداشتم ولی می دانستم از بچه های خوب شهر ارومیه است. یک جلسه با هم صحبت کردیم و در مورد تصمیم گیری فکر کردیم و نهایتاً تصمیم به ازدواج گرفتیم. قرار عقد گذاشته شد من خرید عروسی را قبول نکردم و گفتم چیزی نیاز ندارم. دو روز مانده بود به عقد که وقتی از
شعرواره، الگوی پذیرفته شده در ادبیات قرن 21 ایران
دوران قاجار که تقریبا همه چیز راکد و ناپویا بود، شعر فارسی نیز دوران تکرارهای خسته کننده و کلیشه های کهنه را تجربه می کرد؛ تا آنکه ابتدا انقلاب مشروطه به ادبیات تلنگری زد و سپس نسل طلایی شعر معاصر ایران (سهراب سپهری، فریدون مشیری، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و...) که همگی تقریبا هم سن و سال بودند، در فضای آموزش نوین و نوسازی در ایران، با الگوبرداری از نیما یوشیج، قالب ها و نیز مفاهیم کهن را به
ادبیات مازندران همچنان در کُما
وارش نیوز: روزنامه وارش در مطلبی تحلیلی به وضعیت ادبیات در مازندران پرداخته و از مسئولان فرهنگی و هنری این استان خواسته است توجه به مقوله ادبیات را در صدر رفتارهای خود قرار دهند. این روزنامه در یادداشت خود می نویسد: ادبیات مازندران این روزها حال و روز خوشی ندارد. در حد فاصل سال های 1384 تا 1391 بیش از 25 انجمن فعال شعر و 6 انجمن فعال داستان به دلیل برخی تنگ نظری ها و فشارهای مختلف تعطیل شدند و هنرمندانشان با انواع تهمت ها و برچسب ها یا کنج عزلت و خانه نشینی در پیش
شعر محال
کرد. روح تحلیل گر مدرنی که عقل را از اسطوره، و تاریخ را از قصه مجزا می ساخت، بیانگر جهانی بود که در آن نقش ها از یکدیگر مجزا بود، مبنای حکومت، نه دیگر حق الهی، بلکه ناشی از ملزومات عقلانی مدیریت بر نفوس بود. در چنین جهانی نیروهای صنعت، طبیعت را از نمف ها و فان ها زدوده اند و قوانین حاکم بر ارزش تجاری، دیگر ارزش ها را در سطح رفتارهایی فردی تنزل داده اند؛ هنر به درد آن می خورد تا هنردوستان را
آرزوها و تجربه های خبرنگارهای برتر
، اما در اولین سال خبرنگاری افتخاری ام، دوچرخه به خاطر شعرهایم مرا عضو تیم شعر کرد. کلی ناراحت بودم که چرا در تیم داستان نیستم. اما ارتباط با تیم شعر دوچرخه، مرا شاعر کرد. کدام ویژگی شاعرها را دوست داری؟ می گویند شاعرها خیلی حساس هستند و عاشق تنهایی. من حساس نیستم، ولی تنهایی را خیلی دوست دارم. و در تنهایی، شعرها سراغت می آیند؟ بله، اما گاهی یک کلمه یا یک
دور شدن هنرمندان از یکدیگر به هنر ضربه می زند
خرم دارم. در اواخر عمر که ناخوش احوال بودند فرصتی شد که با استاد فخرالدینی، رهبر ارکستر ملی بعد از تمرین ارکستر مهرنوازان به عیادت استاد برویم، از خاطرم نمی رود مسیر رسیدن به بیمارستان دی چقدر تلخ و طولانی شده بود. استاد را که در آن حال دیدم تمام وجودم پر از درد شد، مردی که همیشه قبراق و با نشاط دیده بودم. کسی که حق معلمی به گردن من داشت وصورت مهربانش همیشه با لبخند در ذهنم نقش بسته بود را در این
خاطره دیدار پدر فرمانده ناجا با رهبر انقلاب
/> - پس به مداحی علاقه داشتید؟ بله، از اول علاقه مند بودم، اگر علاقه نداشتم مداح نمی شدم. شاید هنوز مکتب نرفته بودم یا تازه رفته بودم که پدر و برادرم من را همراهشان به جلسات عزاداری و روضه های هفتگی می بردند و همین طور که اشعار را می خواندند حفظ می شدم و می خواندم. - از کی شروع به شعر گفتن کردید؟ در سیزده سالگی مادر عزیزم را از دست دادم و نخستین شعرم را در سوگ