سایر منابع:
سایر خبرها
حکم جهاد می دم،ولی هنوز جهاد نظامی لازم نیست...
نیست هر 5سال یک بار مبلِ خانه مان را عوض کنیم. آقا می خندند و می گویند: هر 5سال یک بار مبل را عوض می کنید؟ خانمِ خانه هم لبخند به لب دارد. جانباز درباره اقتصاد مقاومتی صحبت می کند و می گوید این که 120روز در سال در کشور تعطیلی هست، به نفع اقتصاد مقاومتی نیست. آقا می گویند: حق با شماست . جانباز بعدی جهرمی است و می گوید پیر شده، چون نوه دار شده است و بچّه ها به او می گویند آقا بابا. آقا هم می
مرد 700 میلیارد دلاری، تکذیب کرد!
پول پیمانکار ایرانی در بانک مرکزی ایران مطلع می کند و ایشان بلافاصله به بانک مرکزی دستور پیگیری می دهد. این نشان می دهد که من رابطه ای با دولت قبل نداشتم و گرنه مشکل را مستقیم به رییس جمهور می گفتم و به کارفرمای خارجی متوسل نمی شدم. من حتی یک دلار و ریال از مملکت وام و اعتبار نگرفتم در حالیکه طبق قانون مشمول اعتبارات صادراتی می شدم ولی حتی یک دلار و ریال در این بیست ساله از هیچ بانک و نهادی بهره
آقا گفتند دیداری هم با مردم اردبیل در برنامه بگذارند
روی زمین نشسته اند. با چند تایشان گپ میزنم. بیشترشان برای بار اول است می آیند دیدار آقا. بعضی ها در سفرهای استانی ملاقات داشته اند. یکی شان که دو چشم و دو دست ندارد، می گوید که در دیداری نامه ای نوشته بودم برای آقا و توی جیبم بود. موقع روبوسی به آقا گفتم توی جیبم است و خود آقا از جیبم برداشتند. دیگری از جمله ای که چند سال پیش از آقا شنیده می گوید: دستها رو زودتر فرستادی بهشت تا بعد خودتم بری
چند حکایت از سبک زندگی امام باقر علیه السلام
دیدبان : به مناسبت سالروز شهادت امام باقر علیه السلام چند روایت را که حاکی از گوشه هایی از شیوه و سبک زندگی و حیات طیبه آن امام همام است، از کتاب شریف بحارالانوار جلد 46 با ذکر منبع اصلی آن برای شیفتگان آن حضرت نقل می کنیم: دوستی خود را در قلب برادرت به آن اندازه بدان که تو او را دوست می داری سلمی کنیز حضرت باقر علیه السلام می گوید: هر یک از برادرانش که به خانه آن جناب می آمدند
به لحاظ توانایی بازیگری چیزی از بازیگران خارجی کم نداریم/ کارکردن در پروژه های بین المللی از نظر من ...
ارگنچ (بازیگر نقش سلطان سلیمان) هم بازی بودم. فیلم دیگری که در این مدت بازی کردم، در ارمنستان فیلم برداری شد، به نام آخرین مقیم . وجیوار اواتسیان آن را کارگردانی کرده است. او کارگردانی است که تا به امروز فیلم های موفقی ساخته است و بازی در این فیلم برای من تجربه خوبی بود. نکته ای که در ارتباط با جنس کار شما وجود دارد این است که سال هاست به عنوان یک بازیگر بین المللی فعالیت می
پسر اسیدپاش با حکم دادگاه آزاد شد
. اسیدی را که از قبل در مغازه ام گذاشته بودم، برداشتم و به سراغ شاکی رفتم. من تنها قصد داشتم اسید را روی دستانش بریزم، ولی در آن جا هول شدم و اسید را رویش خالی کردم. خودم هم در این ماجرا مصدوم شدم. هنوز هم باورم نمی شود که این کار را من انجام داده باشم. خیلی پشیمانم و از خدا و خانواده شاکی طلب بخشش دارم. در حال حاضر نیز، پس از فروختن خانه پدری ام، 80 میلیون تومان پول به خانواده شاکی دادم و
حبابه والبیه؛ زنی وارسته در میان شاگردان امام باقر علیه السلام
رفت و لباسش را از بدن بیرون کرد، اثری از آن بیماری در بدنش باقی نمانده بود. آن گاه حضرت فرمود: الآن به جانب خویشاوندان برو و لطف خدا را درباره ما، به ایشان بنمایان. (18) و البته معجزات دیگری از این دست در مورد حبابه، فراوان نقل شده است. (19) حبابه در هنگام مرگ عمری بالغ بر 220 سال داشت (20) و بعد از مرگ نیز، در پی یک عمر مجاهدت و دلبستگی به ولایت، باز هم مورد تفقد ائمه اطهار
سریع تر از یک زیرنویس تلویزیون دویدم
علی ملاقلی پور، فرزند رسول ملاقلی پور، فیلم اولی و کارگردان مستعد جوان سینمای ایران زیاد روبه راه نیست، می گوید با جیمی جامپ شدنش شاید فیلم آخری شود. از اینکه سانس های نمایش فیلمش را کم کرده اند آشفته است و حالا می گوید با رفتن در خیابان و تبلیغ فیلمش با تی شرت قندون جهیزیه و ماندن میان مردم و توضیح دادن به آنها حالش را خوب می کند. پس از حواشی که برای فیلمش پیش آمد و پریدن وسط زمین فوتبال در مسابقه ستارگان قدیمی ایران و جهان، عده ای با او همراه شدند و عده ای هم نسبت به این حرکت فیلمساز جوان خُرده گرفتند. ...
فتاح: در غزه پارک نساخته ایم
دفاع مقدس و اینکه بعد از ما وزیر شده و الآن هم دوست صمیمی ما هستند. نادر قاضی پور: همشهری ما و نماینده محترم ارومیه مجلس هم هستند. اول انقلاب سال 59 با هم کاراته بازی کرده و به من به عنوان مربی آموزش می داد. حمید چیت چیان: برادر و دوست صمیمی بنده و از یک خانواده ارزشی هستند. برای وزارت به وی رأی داده و از ایشان دفاع کردم. البته بالاترین رأی را در طول انقلاب کسب کردند.
اخلاق امام محمد باقر علیه السلام
خودش را برای من زینت کرده بود و من هم باید خود را برای او زینت می کردم. بنابراین، گمان بد به دل خویش راه مده . او گفت: فدایت شوم! سوگند که در مورد شما بدگمان شده بودم، ولی اینک خدا بدگمانی را از دلم بیرون کرد و دریافتم که حقیقت، همان است که شما فرمودید . آشکار است که امام برای جلب رضایت و خشنودی همسر خود بسیار تلاش می کرد تا با ارتباط عاطفی بیشتر، بنیان خانواده خویش را استحکام بیشتری ببخشد
دختری که شانس المپیکی شدن دارد:دروازه بان می شدم کسی جرات نداشت به من گل بزند!
داند که من از قبل ازدواج قهرمان و ورزشکار حرفه ای بودم و بعد با او ازدواج کرده ام، فکر نمی کنم پشیمان شود. بعضی ها پشیمان می شوند . من در جریان کامل زندگی خانم ایشان نیستم و نمی توانم در این باره نظری بدهم. اما اگر شریک زندگی من پیشرفتی داشته باشد و برای کشور افتخاری بیاورد، من به خودم می بالم که با او زندگی می کنم. ما خانم های ایرانی خیلی پوشش مان با پوشش افرادی که با ما رقابت می
گفت وشنود منتشر نشده با آیت الله خزعلی
شنودهای خویش با آن بزرگ را که در بازشناسی منش مبارزاتی وی صورت گرفته، به خوانندگان ارجمند جوان تقدیم می دارم. امید آنکه برای تاریخ پژوهان انقلاب مفید باشد. در آغاز گفت وگو مختصری به سوابق خانوادگی و تحصیلی خود اشاره بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. در سال 1304 در بروجرد متولد شدم و همانجا به مکتب رفتم و تحصیل کردم. 10 ساله بودم که پدر، مادر و جدم به مشهد رفتند. پدر و مادرم
شاید خودشان قصد قتل بابک زنجانی را دارند! / رامبد جوان: جنجال ها را به رسمیت نمی شناسم
آغاز دولت آقای روحانی تفاوت نکرده؟ کمی فکر می کند و به موبایلش نگاه می کند. گویی منتظر تماس مهمی است، جواب می دهد: واقعیتش این است که نمی دانم چرا آقای روحانی را بیشتر دوست دارم. شوهر و بچه هایم هم همین حس را دارند و می گویند که همه چیز خیلی بهتر از قبل شده است. از شغل همسرش می پرسم و می گوید: مهندس است و ساختمان می سازد. راستش را بخواهید چند سال بود که پروژه های شرکت همسرم خوابیده بود و او آنچنان
حاج حمید مشوق من در فعالیت های هنری بود + گزارش تصویری
بعدی ام هدی، ندا و دختر چهارمم منا. - با وجود این که مادر شده بودید کار کردن برایتان سخت نبود؟ تا قبل از به دنیا آمدن فرزند دومم به فعالیت بیرون از منزل ادامه می دادم، اما بعد از آن دیگر نتوانستم؛ زیرا من هم مانند همسران بسیاری از رزمندگان روزهای زیادی را بدون همسرم گذراندم و این موضوع فعالیت بیرون از خانه را سخت می کرد. - برخورد شهید تقوی با فرزندانش چگونه بود؟
شاگردی حضرت ام البنین(س) هم عالمی دارد
حسین (ع) دارم که اجازه نمی دادند همسرانشان راهی جنگ با یزیدیان شوند و در رکاب مولایشان باشند. امروز هم خواهرش حضرت زینب از ما یاری می خواهد. می دانستم خداوند امتحانم می کند. برای همین راضی شدم که برود، برود برای به اهتزاز درآمدن پرچم اسلام. راضی شدم به رضای خدا و او هم رفت. اما ته دلم می دانستم که این رفتن را بازگشتی نیست. همیشه مصطفی می گفت: توکل کن به خدا اگر تو خدا را باور داشته باشی، چیز سختی
وصیت نامه اش با یا علی اکبر لیلا آغاز شد و شهادتش را هم از امام رضا(ع) گرفت
زهرا(س) با حضور مردم شهر مقدس قم تشییع و در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه (س) به خاک سپرده شد. متن گفت وگوی تفصیلی تسنیم با حجت الاسلام صابری پدر شهید مدافع حرم مهدی صابری در ادامه می آید: *بحث همیشه با آشنایی شروع می شود، از معرفی خودتان و چگونگی آمدنتان به ایران شروع کنید. من سال 1365 وارد جمهوری اسلامی ایران و در قم ساکن شدم. در حوزه علمیه قم تحصیل را شروع کردم و
می گفت ان شاءالله در میدان جهاد می میرم/ به آقا گفتم همه دلتنگی ها با دیدار شما محو شد
کرده و دو روزه برگشته است. و من هم در این دو سال و هشت ماه 7 بار با ایشان همسفر بودم که آخرین بار ما را به مرز مهران رسانید و خودش راهی سامراء شد. از نحوه شهادت شهید نوروزی در دفاع از حرم امامین برایمان بگویید، شهید نوروزی چگونه به آرزویش رسید؟ از روز اول آشنایی دائماً تاکید داشت که زندگی اش شهدایی باشد. همیشه دعایش این بود که با مرگ طبیعی از دنیا نرود، حتی برای اعضای
سورپرایز رامبد جوان در خندوانه!!
افرادی در بیرون از استودیو ، این هنرمند در خانه سالمندان برای حاضران آنجا آهنگ بخواند و در انتها ، یاد بود برنامه را به مادرش تقدیم کرد. سروش صحت کسی بود که پس از رفتن این مهمان ، وارد شد و گفت: من و امین حیایی در مسابقه ، شونه به شونه هم پیش رفتیم ، فقط یک و نیم میلیون رای فرق داشتیم! و الان باید از بعدِ اتفاقاتی که در حین دیدن برنامه درخانه رخ داد تعریف کنم: شب با مادربزرگ ، پسرم و دوستم
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
نامشخص نسبت به آن حضرت، کینه داشت، از این رو دهان به بدگویی گشود و با تغییر اندکی در اسم امام باقر (علیه السّلام) گفت: تو بقر (گاو) هستی! امام بدون این که خشمناک شود و عکس العمل شدیدی نشان دهد، با آرامش خاصی فرمود: من باقرم. مرد نصرانی که از سخن قبل به مقصود نرسیده بود و احساس می کرد نتوانسته است امام را به خشم وادارد، گفت: تو فرزند زنی آشپز هستی! امام فرمود: این حرفه او بوده است (و ننگ و عاری برای او
شهید همت در سپاه مظلوم بود
حجمی از کاغذها و پرونده هایی است که نشان از مشغله های فراوان او دارد. مصاحبه مان سر وقت آغاز می شود. از خاطرات کودکی و فعالیت های سیاسی شروع کردیم و به فرماندهی او بر لشکر 27 محمد رسول الله(ص) رسیدیم. در نهایت هم به روایتی ناگفته از فتنه 88 و حواشی آن رسیدیم.
پدربزرگم قاری قرآن روستایمان بود/ ساعت ها پیاده روی برای پیدا کردن یک کاست از عبدالباسط
/> اولین جلسه قرآن در حضور استاد طایفه یادگاری تصریح کرد: قبل از انقلاب از قرآن شناختی به دست آورده بودم؛ در سال 55 و 56 در خیابان سمن جنوبی در تهران نو جلسه قرآنی با حضور استاد سالار طایفه برگزار می شد که پدرم نیز حضور داشت؛ در این جلسه قرآنی با احکام و همچنین حفظ آیات جزء سی ام و قرائت قرآن آشنا شدیم؛ این استاد بزرگ به دلیل فعالیت های سیاسی که قبل از انقلاب انجام داده بود از تدریس منع
ماجرای سلفی گرفتن "نواب صفوی" با متهم (تصاویر)
رشته کارگردانی و بازیگری بیایم و بعد از آن به توصیه پدرم که می گفت حتما یک نفر از بچه های من شغل من را ادامه بدهد و با توجه به علایقه ی خودم به سمت حقوق رفتم و درابتدا تصمیم داشتم که یک ترم بخوانم ولی خیلی علاقمند شدم و حصوص را ادامه دادم و من هنوز هم دانشجو هستم و مهر که میشود نگرانم که مدرسه ام دیر نشود.
دردی که تا استخوان امیرمحمد را می سوزاند
، نمی دانستم این چه مصیبتی است که به سرم آمده تا آن زمان چیزی در مورد چنین بیماری نشنیده بودم، برایم سخت و دشوار بود. تشخیص سر و بدن فرزندم در این پیله خیلی دشوار بود فقط زمانی که گریه می کرد دهانش را می دیدم. با کمک پرستار و مادرم پوسته را با دستمال از جلوی دهان و بینی اش که به اندازه سوراخی کوچک باز شده بود پاک کردیم و بعد از آن برای اولین بار طفل معصومم را در آغوش گرفتم و شیر دادم. پیله و پوسته
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم . با این که در همه دوران کودکی ... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی ... در سن 18 سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار 33 سال ادامه یافت . فریدون مشیری در سن هجده سالگی همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان به استخدام در اداره ی پست و تلگراف درآمد و در همین زمان بودکه شعر فردای ما از فریدون مشیری در روزنامه ایران ما به چاپ
عرض کردم، مشکل شما در دست بررسی هست
من چند وقتیه دو سه تا سوال مشخص از مدیر یکی از این شرکت های اینترنتی دارم. آقا از روزی که گفتم چند تا سوال دارم، اوه اوه، باورتون نمی شه طرف یا تو جلسه بوده، یا در حال ارایه پاورپوینت، یا در حال رانندگی، یا توی سفر، یا روی صندلی آرایشگاه یا پیامک داده می بخشید من در حال ماهیگیری هستم و موبایلم رو با خودم نبردم! بعد تو همین حین هر روز یه مصاحبه بلند بالا ازش تو انواع و اقسام رسانه ها می
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
خیابان قدم بزند چه برسد به اینکه مدارکی برای اثبات مجروحیت هایش جمع کند تا...گفتگوی تفصیلی تسنیم با این جانباز در ادامه می آید: چند ساله بودید که برای اولین بار به جبهه رفتید؟ من زمانی که به جبهه رفتم حدوداً 16 ساله بودم که برای اولین بار اواخر سال 59 اعزام شدم. خودم هم نفهمیدم چطور شد که به جبهه رفتم. جوّ آن موقع طوری بود که آدم احساس تکلیف می کرد اوایل انقلاب هم بود. من هم از
قدم خیرکنعان مثل یک سرباز برای انقلاب جنگید
گروه جهاد و مقاومت مشرق - در روزهای زندگی مشترک هم حاج ستار زیاد در خانه نبود و شروع جنگ این با هم بودن ها را کمتر از قبل کرد. حاج ستار فرمانده بود و باید روزهای زیادی در جبهه می ماند. سال ها از شهادت حاج ستار گذشت تا بهناز ضرابی زاده برای نگارش خاطرات شهید به همسرش برسد و ماحصل این رسیدن و آشنایی کتاب دختر شینا شود. کتابی که هم مخاطبان را با زندگی حاج ستار آشنا می کند و هم یکی از نمونه های موفق
آهنگساز ایرانی-فرانسوی ابتلا به بیماری سرطان را تکذیب کرد
بودن نیست و من هم از برنده شدن موسیقی ام در این فیلم کاملاً بی اطلاع بودم. زمانی هم که متوجه شدم نامه ای تهیه کردم و در آن به خاطر غیبتم عذر تقصیر خواستم. رضاعی ادامه داد: پیش از دعوت به جشن خانه سینما برای رونمایی موسیقی متن فیلم “در دنیای تو ساعت چند است؟” از مدت ها پیش به یک کتابخانه ای قدمت دار در رشت دعوت شده بودم و جمعیت زیادی نیز به این برنامه دعوت شده بودند. به همین خاطر چاره ای جز
دکتری برای درختان بیمار شهر
. درخت بزرگم 18سال دارد در حیاط خانه اش 5درخت به چشم می خورد؛ باغچه کوچکی که خودش آن را درست کرده است. می گوید برای هرکدام از درخت ها چاله ای به عمق یک و نیم متر کنده؛ 3، 2 تا از این درختا به بار اومدن اما بقیه تا سال بعد بار میدن . به درختانش مرتب سرکشی می کند و به آنها آب می خوراند؛ درخت بزرگم 18سال داره و این یکی 7سالشه . دست می کشد روی تنه درخت و نگاه عمیقی به شاخ و برگ آن می
امام محمدباقر؛ امام علم و عمل
. سپس امام باقر(ع) و فرزند عالی قدرش را در جایگاه مخصوص کنار خود جای داد و فوق العاده تجلیل و احترام کرد و رو به امام کرد و گفت: قریش از پرتو وجود تو شایسته سروری بر عرب و عجم است، این تیراندازی را چه کسی به تو یاد داده است و در چه مدتی آن را فراگرفته ای؟حضرت فرمودند: می دانی که اهل مدینه به این کار عادت دارند. من نیز در ایام جوانی مدتی به این کار سرگرم بودم ولی بعد آن را رها کردم، امروز چون تو