سایر خبرها
حاشیه های دیدار رهبر انقلاب با جانبازان
. یکی شان که دو چشم و دو دست ندارد، می گوید که در دیداری نامه ای نوشته بودم برای آقا و توی جیبم بود. موقع روبوسی به آقا گفتم توی جیبم است و خود آقا از جیبم برداشتند. دیگری از جمله ای که چند سال پیش از آقا شنیده می گوید: دستها رو زودتر فرستادی بهشت تا بعد خودتم بری... جانبازها از شهرهای مختلف هستند. زاهدان و کرمان و تهران و مشهد و علی آباد و زنجان و ایلام و خوزستان و... و در عملیاتهای مختلف
برانکو: بعضی وقت ها به فدراسیون شک می کنم
اینکه باشگاه نتوانسته به تعهداتش در قبال من عمل کند می توانستم این تیم را ترک کنم و به پیشنهادهای دیگرم جواب مثبت بدهم و البته تمام پولم را بگیرم اما من به ایران آمدم که کار کنم و طبیعتا در کنار این کار هم باید دستمزد دریافت کنم. من آماده ام دانش و تجربه خودم را به فوتبال ایران بفروشم و از همین طریق برای فوتبال ایران مفید باشم. همین کار را همه مربیان ایران انجام می دهند. آن ها هم در ازای کاری که
پس از درگذشت دختر شینا 6 ماه بیمار شدم
ناراحتی شده بودم. هر زمان می خواستم که کار را بنویسم برایم دشوار بود و نمی توانستم دست به قلم ببرم و بنویسم زیرا یادآوری خاطرات خانم محمدی کنعان من را بی تاب می کرد. *اعتماد مرحوم محمدی کنعان موجب دوستی عمیق بین ما شد او به علت این بی تاب شدن ها نیز اشاره کرد و گفت: وقتی در هفته دو سه جلسه پای درد دل های ایشان می نشستم و او از خاطرات خود برایم می گفت یعنی به من اعتماد کرده که از
طرحی برای رتبه بندی بازیگران دارم
دارند. اما ما نباید بگذاریم که این گونه اتفاقات پیش بیاید. *هیچگاه از حضورم در جبهه های جنگ چیزی نگفتم/ همیشه نیم نگاهی به کارگردانی داشتم -چرا دوباره به سراغ کارگردانی نمی روید؟ من از دوران جوانی که سرباز بودم، کارم را در حوزه کارگردانی شروع کردم، از جمله اینکه در همان دوران فیلم زندگی شهید بابایی را با همکاری نیروی هوایی و به نام پرواز تا دیدار دوست را ساختم و تخصصم از
یک روز پوست فوتبال امارات را می کنم | فدراسیون جواب کار سیاسی اماراتی ها را بدهد
نتوانسته اند بکنند. نفت با زحمت و تلاش فراوان به این نقطه رسید. همه ما تحت فشار بودیم. من حاضر بودم 28 سال فوتبالم را بدهم ولی پرچم عربستان و امارات جلوی چشمم بالا نرود. وقتی این صحنه را دیدم گفتم خدایا تمام عقبه فوتبال من را بگیر ولی برنده این بازی باشم. حاضر بودم تمام افتخاراتم را بدهم تا اماراتی هایی را ببرم که پرچم عربستان را بالا بردند. من دوست داشتم مردم این صحنه ها را ببینند. دوست داشتم مردم
از طرفداران پرسپولیس تشکر می کنم | خدا را شکر اخراج شدم و بردیم! | خوشحالم در 9 بازی 9 گل زدم عاشق عدد 9 ...
بازی یادآور شد: خدا را شکر که پس از اخراج من پرسپولیس برنده از زمین خارج شد وگرنه هرگز خودم را نمی بخشیدم. هواداران پرسپولیس مطمئن باشند غیبت من در بازی مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی احساس نمی شود چون همبازیانم چنین اجازه ای نمی دهند و با ارائه یک نمایش خوب به مرحله نیمه نهایی صعود خواهند کرد. مهاجم گلزن پرسپولیس در پایان افزود: از طرفداران پرسپولیس که پس از اخراج مرا تشویق کردند تشکر می کنم. آنها ثابت کردند بامعرفت ترین تماشاگران دنیا هستند.
همه چیز از مصرف شیشه شروع شد
که چند فقره از دزدی ها را با آن انجام دادم. چه شد که ماشین دزدی را شروع کردی؟ عاشق ماشین بودم، خودم نمی توانستم بخرم برای همین ماشین دزدی کردم. شیوه خاصی برای این کار نداشتم. ماشین های روشنی را که صاحبانشان برای دقایقی آنها را رها کرده و برای خرید به مغازه یا دکه رفته بودند می دزدیدم. از کی زورگیری را شروع کردی؟ قبل عید بود که زورگیری را شروع کردم و اولین بار هم با دختر
گفت وگو با علی مشهدی پدیده خندوانه
توی دهانم فلفل می ریخت! آقای مسعودی می گوید آن دوران همه چیز با کتک شروع می شد. اگر کسی می خواست با کسی دوست شود، تا یک مدت حسابی کتک کاری می کردند. تمام سیستم های تربیتی نیز کتک کاری داشت. زمان ما تربیت با کتک شروع می شد. مثل الان نبود که با بچه گفتگو کنند و قانعش کنند تا کاری را انجام ندهد. کتک حرف اول و آخر را در تربیت می زد. اما شیوه مادر من فلفل قرمز بود. مثلا فکر کنید درماه اگر مادر
مُد نمی خواهیم، هدفمندشدن استارت آپ ویکندها لازم است
آپ ویکند در فاصله سال های 1391 تا 1394 در کشور برگزار شده است ارزیابی شما از این رویداد ها چه چیزی است و نقطه مطلوب کجاست؟ ما در حوزه استارت آپ ها خیلی خوب عمل کرده ایم به هر حال بحث ارزش دادن به جوان ها و کارهای که بدین صورت، شکل می گیرند در دنیا هم بسیار باب است و هم در ایران از آن حمایت می شود. اما یک بخشی از آن بیشتر تبدیل شده است به مد، به روالی که اتفاق می افتد و هدفمند نیست و به
برداشت میلیاردی یک موسسه مالی و اعتباری از حساب مشتریان
پرداخت شود و بعد سند مرا آزاد کنند. وی ادامه داد: من که دچار مشکلات شدید مالی بودم متاسفانه سندی با ارزش بالا را در رهن بانک قرار دادم که با کمال تاسف این اعتماد، دومین اشتباه من به موسسه بود و موسسه مبلغ 25 میلیارد ریال با وثیقه ملک شخصی ام و به نام اینجانب تسهیلات در نظر گرفتند. آخرین دقایق روز کاری مورخ 93/04/16 مدیران آن موسسه بار دیگر به بهانه ضیق وقت چندین سند سفید امضا جهت انجام
دردی که تا استخوان امیرمحمد را می سوزاند
. او افزود: بعد از اینکه امیر محمد به دنیا آمد و ما فرزندمان را در کیسه ای از پوست دیدیم خیلی ترسیدیم ولی بعد از آن برای درمانش هرچه از دستمان بر آمد انجام دادیم. سال های اول ماشین و بعد خانه ام را برای درمان امیر محمد فروختم و پولش را خرج دوا و دکتر او کردیم ولی بعد از مدتی پول هایمان تمام شد و مجبور شدیم هر ماه از کسی مقداری پول قرض بگیریم حالا کرایه خانه هم بر دوشمان سنگینی می کند. پدر
گریه آیت الله خزعلی بعد از مطالعه خاک های نرم کوشک / واقعاً کتاب به اندازه فوتبال ارزش ندارد؟
بوده است. این کتاب را انتشارات کوثر برای اولین بار منتشر کرد زیرا ناشر خصوصی به شکل امروزی وجود نداشت که پس از چاپ آن خودم نیز فکر نمی کردم که کتاب با استقبال مواجه شود. این نویسنده دفاع مقدس گفت: من اولین نویسنده ای هستم که به فکر راه اندازی نشر بودم همچنین اولین نویسنده ای بودم که به مرکز توزیع کتاب فکر می کردم. *می گفتند کتاب دفاع مقدس به درد خاک خوردن می خورد
دختر شینا قصه مردانگی زنان جنگ است
باشم. خاطرات ضرابی زاده از رفتن به جبهه و بمباران شهرهای مرزی خب به هر حال من کودک بودم، نمی توانستم وارد جبهه شوم، اما پشت جبهه کارهایی می کردیم. مثلاً با انجمن اسلامی مدرسه مان یک پایگاهی زدیم و کارهایی انجام دادیم، اما آن کاری که به دل من بنشیند و من را راضی کند، هیچ گاه نبود. همیشه فکر می کردم که اگر می خواهم کاری در خور انجام دهم، باید بروم به جبهه. اقدام هم کردم برای
مرد 700 میلیون دلاری، تکذیب کرد!
خود نداده و از یک تماس تلفنی و یک دعوت به حضور از ما عار داشته اند، طی مصاحبه ای، عینا فیلمنامه باجگیری یک نفر را که بیست سال پیش بازجوی من بوده و اکنون به شغل دلالی وشرخری روزگار می گذراند (و بنده طی نامه ای در تاریخ 14 121392وی را به شعبه رسیدگی کننده معرفی کرده بودم)، در خبرگزاری خانه ملت تکرار می کند و مرا به عنوان کلاهبردار و دزد و فراری و خائن معرفی می کند. تحت بیرق بوقلمون رنگ مبارزه با
والیبال ما منطق ندارد!
خواسته باطنی و حس شان را می گویند. ما والیبال خوبی در دنیا داریم اما ساختار والیبال مان شکل نگرفته است. مثلاً در یک بازی مثل آب خوردن و خیلی هیجانی، 3 بر صفر می بریم اما یک بار دیگر این قدر جلوی آنها بد بازی می کنیم که انتظارش را نداریم. چرا؟ چون والیبال مان مبتنی بر احساسات است و منطق در آن جاری نشده. روزی که بازیکنان ما حس داشته باشند، حال داشته باشند، می بریم. ما هیچ نگرانی برای بازی برابر بزرگان
رضاییان: چرا در آزادی سرمان را می برند ؟
قبل از تمرین با درد بازی کردیم. از خودم راضی نبودم با زور آمپول. میخواستم درخواست تعویض کنم اما با توجه به اینکه دیدم همه با مصدومیت از زمین خارج می شوند نتوانستم. وی ادامه داد: مویرگ سینه ام پاره شده بود و برای پاس دادن هم به مشکل خورده بودم و درد شدیدی تحمل می کردم. خودم از بازی ام راضی نیستم و انتظار ندارم کسی از آن راضی باشد اما تمام بازیکنان می دانند با چه شرایطی در زمین حاضر بودم و
اسیدپاش آزاد شد
دست از مزاحمت بردارد؛ اما خودش به محض روبه رو شدن با من هول شد و با پا به ظرف اسید زد که اسید روی صورت و بدن او ریخت. با آنکه نقاب به چهره داشتم مقداری از اسید روی صورت خودم هم پاشیده شد که دچار سوختگی شدم. او افزود: پدر و مادرم همه دارایی شان را فروختند و به شاکی دادند تا توانستند رضایت او را جلب کنند. من اشتباه کردم و می دانم این پشیمانی بی فایده است. در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور
رئیس خانه مداحان : چرا تلویزیون اول سراغ هلالی می رود؟
عنوان شغل انتخاب شده. بعضی از دوستان همکار ما در واقع شغل شان مداحی است. اعتقاد و باورشان هم این است که اگر به عنوان شغل به آن نگاه کنیم، با یک دست ده هندوانه بلند نمی کنیم و می توانیم سراغ ظرایف و دقایق مهم این کار رفته و از صفر تا صد آن را می آموزیم. این به تعبیر آن دوستان ما خیلی خوب است. اما نوع دیگر شامل آن دسته از مداحانی است که مداحی می کنند اما مداح رسمی نیستند. اینها
دلهره مجید مجیدی هنگام تماشای فیلم محمد رسول الله از سوی رهبر انقلاب
انجام دادن کارهای ویژه نهایی روی فیلم، فیلم را آماده کردیم که حضرت آقا ببینند و اگر اصلاحاتی و نظراتی که لازم است را بگویند، تا انجام دهیم. بعد از نماز مغرب و عشاء بود که برای نمایش به حسینیه امام خمینی(ره) رفتیم. در آنجا دوستان گفتند 3ساعت و 20 دقیقه زمان طولانی ای است و به خصوص که از عمل جراحی ایشان زمان زیادی نگذشته بود و دوران نقاهت را می گذراندند. قرار شد که با حضرت آقا مطرح کنیم که
خلاقیت و ابتکار عمل در روابط انسانی هشت سال دفاع مقدس
همدیگر بوده و هست . انشاا... توجه نمودن به مشکلات نیروهای تحت امر و گوش کردن به درد دل آنها نمونه های خلاقیت و ابتکار دستم از قبل مجروح شده و هنوز التیام نیافته بود، برای شستن لباس مشکل داشتم . به همین جهت از دوستانم کمک می گرفتم . روزی در همان ایام مشغول شستن لباس هایم بودم که آقای عرب (از فرماندهان ) با موتور رسیدند. می دانست مجروحم . از موتور پیاده شد و مرا از سر تشت لباس بلند کرد. هرچه مخالفت می
مهدی باقربیگی، شبیه مجید دهه شصتی ها نیست
شهرداری کار می کردم و به کارش آشنا بودم، به همین دلیل تصمیم گرفتم از این طریق خدمتی به مردم شهر اصفهان کنم. زمانی هم که کاندیدا شدم، فقط به این نیت بود که خودم را تست بزنم تا ببینم چقدر می توانم از عهده انتخابات بربیایم. ژاکت فراموش نشدنی یکی از اتفاقات جالب دوران کودکی ام به نوروز برمی گردد. آن زمان دو ماه قبل از عید لباس را می خریدیم و دل مان نمی آمد دست به آن بزنیم و این دو
واکنش پیشکسوت پرسپولیس به عمدی باختن استقلالی ها!
پژمان جمشیدی پیشکسوت فوتبال و هنرمند کشورمان توضیحاتی درباره فیلم مستند "من ناصر حجازی هستم" ارایه کرده است. به گزارش بانک ورزش، جمشیدی در صفحه اجتماعی اش نوشت: شنبه شبی که گذشت به دعوت آتیلا حجازی عزیز به اکران فیلم مستند (من ناصر حجازی هستم) دعوت شدم و به خاطر ارادتی که به ایشون و خانواده محترمشون داشتم و دارم در مراسم حاضر شدم. دوست داشتم اینجا نظرم رو در مورد این فیلم که بسیار هم
بازیکن پرسپولیس : وقتی مصدوم شدم 20 دقیقه گریه کردم
. من خوشبختانه پیش وجدان خودم راحت بودم که همه تلاشم را کردم و با سهل انگاری مصدوم نشدم. بعد از اینکه دو هفته بازی نکردم شرایطم ایده آل شد اما این موضوع برایم پیش آمد و بازی را از دست دادم. با این همه خدا را شکر می کنم که پرسپولیس بازی را برد و این نشان می دهد من بدشانس نیستم چرا که دیروز همه خوشحال شدیم. من می دانم که مصدومیت جزئی از فوتبال است و شک نکنید که با قدرت دوباره برمی گردم.
رقص عاشقانه یک شهید لابه لای حجله های اروند
: در عملیات رمضان خط شکن بودم که با اصابت گلوله مستقیم دشمن مجروح شدم، شلیک خمپاره و توپ و تیربار لحظه ای قطع نمی شد و این برای من که به شدت دچار خونریزی شده بودم، عذاب آور بود، نمی دانستم باید چه کار کنم، در آن شرایط متوجه کانالی شدم و هر چه در توان داشتم جمع کرده و خودم را به داخل کانال رساندم. زمان می گذشت اما هیچ کس متوجه حضور من نشد، دوست داشتم آنقدر توانایی داشتم که بتوانم بار
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
. غریبه ها هم که درکی نداشتند. خودم هم نمی دانستم درست چه مشکلی دارم. چیزی نبود که به کسی نشان بدهی. حتی دکترها هم نمی دانستند. من فقط یک سال در همدان پیش پزشکی رفتم که سیتی اسکن انجام داد. او یک گواهی نوشت که من بر اثر موج انفجار دچار عوارض پی.تی.اس.دی(p.t.s.d) یعنی نوعی از اختلال روانی شده ام. او درد مرا می دانست. هیچ چیز دست خودم نیست. وقتی بر اثر موج گرفتگی اتفاقی می افتد بعدش ناراحت هم می شوم
حاتمی: داوران بازی های پرسپولیس مشکل داشتند که محروم می شوند
/> وی در خصوص مصدومیتش در این بازی خاطرنشان کرد: بار اول دست بازیکن ملوان به چشم من خورد که باعث شد از زمین برای لحظاتی بیرون بیاییم اما در مرتبه دوم وقتی چرخیدم همسترینگم درد گرفت و باعث شد از زمین بیرون بروم. هنوز شدت مصدومیتم مشخص نیست اما چون برای بازی با تراکتورسازی محروم بودم نمی توانستم جمعه برای پرسپولیس بازی کنم. مدافع تیم پرسپولیس درباره عملکرد محمد انصاری در پست دفاع چپ
آغوش باز خانواده ایرانی برای کالاهای وطنی
بعد اجازه ورود به این مکان را نداشت. مسئول برگزاری نمایشگاه زنان و تولید ملی تأکید کرد: اگر به شعار سال که مقام معظم رهبری فرموده اند توجه و عمل کنیم و هم دلی، هم زبانی و هم افزایی داشته باشیم، با وجود قابلیت صادر شدن تقریباً تمام تولیداتی که در همین دوره از نمایشگاه قرار دارند، می توانیم فرصت ورود به بازار جهانی را برای آنها به وجود آوریم. وی قرار گرفتن تولیدکنندگان داخلی در
منصوریان: پوست فوتبال امارات را می کنم!
اماراتی ها بود که پرچم عربستان را بالا بردند. من پارسال همه اماراتی ها را زدم. خیلی زمان دارم و قول می دهم که پوست فوتبال شان را می کنم. او درباره بالا رفتن پرچم عربستان در کنار پرچم امارات قبل از بازی توضیح می دهد: من حاضر بودم 28 سال فوتبالم را بدهم ولی پرچم عربستان و امارات جلوی چشمم بالا نرود. وقتی این صحنه را دیدم گفتم خدایا تمام عقبه فوتبال من را بگیر ولی برنده این بازی باشم. حاضر بودم تمام
نامه آیت الله خامنه ای برای ما، یادآور نامه امام به گورباچف بود
الله خامنه ای بگویم که وقتی ایران بودم، توانستم 3 بار در محضر ایشان حاضر شوم. البته امکان صحبت خصوصی و مستقیم با ایشان نداشتم. یک بار آن در مراسم سالروز رحلت امام خمینی(ره) بوده است. یک بار در همایش بیداری اسلامی ایشان را دیدم و یک بار هم در یک جمع دیگر. من با بخش زیادی از دیدگاه های ایشان آشنایی دارم. یکی از آن ها همین پیام یا نامه شان به جوانان غرب بود. مدتی پیش این پیام را خودم ترجمه کردم. این
نگاه چرکی که چشم دیدن شادی سالم ایران را ندارد
کردم حال آن که او فقط مانند تماشاگری نبوده که چشمش را بسته و از تیمش حمایت کرده بلکه به مثابه یک رهبر تماشاگران (لیدر) عمل کرده که هم چشمم را بسته و همزمان دهان گشوده و تیم رقیب را با شعارها و الفاظی نوازش کرده که بهتر است انسان نشنود و گوشش را هم بگیرد. 2- کاسبان فتنه ی شبه روشنفکر: در ادبیات سیاسی مخصوصا از سال 90 به بعد، عبارتی به نام کاسبان فتنه ابداع شد که نگارنده برای اولین بار