سایر منابع:
سایر خبرها
بیرانوند: از صحبت های منصوریان دلگیر شدم
این حد حاشیه ساز شد. مطمئنا در همه تیم ها چنین اتفاقی می افتد. مثلا در استقلال و پرسپولیس اگر یک چنین چیزی می شد، سریع مساله را جمع می کردند ولی آقای منصوریان که همیشه حامی من است، بعد از بازی و در رختکن صحبت هایی کرد که من خیلی دلگیر شدم چون من نه به کسی بی احترامی کردم، نه با رفتار و قهرم به تیم ضربه زدم. حاضرم آبدارچی تیم ملی باشم و به ایران خدمت کنم یادم می آید که فصل پیش هم 4
خانم اجازه! شغل پدر من شهادت است
زندگی جدید بود. سال های زیادی از نخستین روز مدرسه ام می گذرد شاید خیلی از جزئیات آن روز را به خوبی به خاطر نیاورم، اما چهره زنی خوش سیما در خاطرات دور به من لبخند می زند. خوب به خاطر دارم، دخترکانی که همه مقنعه های سفید با گل های صورتی به سر داشتند با نگاه های کنجکاوانه و پر از شوق خود به دنبال یک دوست جدید می گشتند، یادم می آید خجالتی بودم و کوچک، دستی به سمتم دراز شد: اسم من
سکوت زندگی ام را دوست دارم
حاضر نیستم سکوت زندگی ام را با هیچ چیز عوض کنم. روابط خانوادگی ام محدود می شود به آدم هایی که شاید تعدادشان به اندازه انگشتان دو دست نباشد. سکوت زندگی ام را دوست دارم. چون شغلم به اندازه کافی سر و صدا دارد، می خواهم در زندگی ام آرامش برقرار باشد. من نه اینستاگرام دارم، نه فیس بوک، نه لاین و... اما در اینستاگرام با اسم تو... - بله ولی به خودم ربطی ندارد. من نمی دانم چه کسی راه انداخته
شهید همت در سپاه مظلوم بود
برای کشاورزی و کار. در آنجا با یکی از بچه ها که الآن سردار سپاه است، سردار شعاعی فرم پر کردیم و بعد از آن قضایای گنبد و پاوه پیش آمد. رفتیم پادگان ولی عصر که از آنجا اعزام بشویم، گفتند که چون وسیله نیست، نمی توانید بروید و نشان به آن نشانی که ما بعد از آن در سپاه ماندگار شدیم. در پاوه گروهی بودند به نام دستمال سرخ ها که فرمانده شان شهید اصغر وصالی بود. ایشان بچه محل ما بود. یادم هست سال
فرهنگ در رسانه
امام خامنه ای با جانبازان حکم جهاد می دهم، جهاد فکری کنید میهمان ها دور تا دور حسینیه نشسته اند و چشم دوخته اند به درِ ورودی و منتظر ند تا آقا وارد شوند البته میهمان ها همگی ننشسته اند، یعنی همه شان نمی توانستند که بنشینند. بعضی هایشان روی تخت دراز کشیده اند. نه فقط الان، که 28 سال است! 94 را که امسال باشد منهای 66 که آخرین مرحله مجروحیت یکی از همین میهمان ها باشد
بادیگاردهای مشهور ایرانی را بشناسید
و هیچ مشکلی هم با آن نداریم. اعتقاد من این است تازه زمانی که رقیب داشته باشیم، معلوم می شود ما خوب هستیم یا بد اما این که هر کسی فکر کند با پوشیدن کت و شلوار مشکی و قد بلند توانایی انجام این کار را دارد و خیلی خودسرانه این کار را انجام دهد، واقعا حالم بد می شود. به جهت این که ما از سال 85 تا امروز برای این موضوع تلاش می کنیم و جذاب است بدانید بچه های ما تا الان که حدود 230 نفر شده اند، ریالی برای
به من گفتندچون به مهمانسرای موسوی نژادرفتی به تو کمک نمی کنیم
به گزارش "سپاس"، به نقل از آفتاب آپخش،سبحان خادمی هنرمند مجسمه ساز جوانی است که از نوجوانی به شکل تخصصی روی مجسمه های کلاسیک و فیگوراتیو کار کرده است. سبحان خادمی برازجانی هنرمند مجسمه ساز و طراح آناتومی سال ها است که در زمینه هنرهای تجسمی در سطح ملی و بین المللی فعالیت دارد. او در سال 2008 موفق به کسب مقام نخست رشته مجسمه سازی در پانزدهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی جوانان شد
چند نکته درمورد تسهیلات مسکن
بدی.بدو برو طبیعی ملکت رو بفروش ببینم می تونی . زهی خیال باطل خودتم نفهمیدی چی گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلال جان وظفه همه رو مشخص کردی! خودت این وسط چه نقشی داری؟ نخودی یا بیخودی؟ همه باید قبول کنن که قیمت مسکن از این پایینتر نمیاد. چون در بعضی مناطق که قیمت زمین پایین میباشد سودهی به حداقل رسیده. بطوری که سود حاصل از ساخت و ساز کمتر از بهرهدبانکی میباشد. در مورد افزایش
انزلی چی هستم اما برای پرسپولیس جان می دهم! | از داور چهارم پرسیدم چرا؟ من چی گفتم؟! | داور وسط هم نمی ...
) هیچی نگفتم. چرا به سمت داور چهارم حمله کردی؟ من حمله نکردم! از شما بعید است که این حرف را می زنید. آن لحظه عصبانی شدم چون فهمیدم دوکارته ام کردند و رفتم جلو، پرسیدم آقای داور چهارم من چی گفتم که به داور گفتی به من کارت زرد بدهد! با داور وسط هم صحبت کردی؟ از آقای البرز حاجی پور هم پرسیدم دلیل این کارت زرد چه بود که جواب جالبی داد و گفت داور چهارم گفته به تو کارت بدهم
محمد مایلی کهن: با مصاحبه بزرگ نمی شوی
ملوان یک قمه کم داشت؟ من دنبال تخریب کسی نیستم. این بازکنان بچه های من هستند. بیشتر آن ها با من کار کردن و باروحیات من آشنا هستند. اشاره نکردید ماجرای سوشا مکانی چه بود؟ سوشا مکانی باید قدر حودش را بداند. از همین جا می گویم آقای سوشاخان تو توانایی هر روز بهتر شدن را داری. من فکر می کنم خودت دلت نمی خواهد و یک موقعی پشیمان می شوی که دیگر سودی ندارد. اما
وحید قلیچ: این که گلر نیست دیو دوسر است
. اصلا نمی توانند به تیم کمک کنند. کمبود یک پنجعلی یا باقری در تیم حس می شود؟ نمی خواهم از کسی اسم ببرم که باعث دلخوری شود. این تیم این قدر بازیکن بزرگ و لیدر داشته که می ترسم از یکی اسم ببرم و دیگران ناراحت شوند. ولی این را می دانم که پرسپولیس این روزها یک بازیکن بزرگ آن هم وسط کم دارد تا در مواقعی مانند بازی با ملوان همه از او حساب ببرند و به حرفش گوش کنند. بازیکن بزرگی در این حد در تیم نداریم و این مشکلات به وجود می آید.
از آزمایش دی ان ای تا ....
بتوانیم رهرو خوبی برای خانوده معظم شهدا باشیم... همانطور که سرهنگ صحبت می کرد با خودم می گفتم به قول خانواده شهید بچه های بسیج و سپاه قبل از تشییع و بعد از تشییع چند بار خدمت خانواده شهید خراط رسیده بودند ...حس ششم من می گفت این بازدید چیز دیگری غیر از این صحبتهاست... بعد از چند لحظه یکی از بچه های سپاه به جمع اضافه شد...بسته ای دردست داشت ... همه نگاهها به بسته دوخته شد...تقریبا
جن گیری 4 میلیونی در پایتخت!
؟ پری آهی کشید و گفت: راستش خسته ام اما راه برگشتی ندارم؛ هر وقت می خواهم توبه کنم اجنه آزارم می دهند، حتی چند بار به فکر خودکشی افتادم آرزو دارم مثل مردم زندگی کنم. پری کتابخانه ای کوچک در کنار پنجره داشت که حدود 40کتاب را در خود جای می داد. از او پرسیدم که مطالعه هم داری؟ بی هیچ تاملی گفت: کتاب های روانپزشکی می خوانم، در دبیرستان رشته انسانی می خواندم و دوست داشتم روانپزشک شوم اما
مازراتی پسرم دروغ است؛بنز دارد!
ماستمالی کردید چه بوده؟ اخرین موضوع مرخصی اقای کیروش بوده.. خیلی ها می گفتند کجاست؟ چون یک هفته بیش تراز زمان معمولی به مرخصی رفته بود. من گفتم نگران نباشید رفته هواخوری، استراحت کند. آیا واقعا به اقای کیروش تسلط دارید؟ من همه را در مدیریت خودم همکار میبینم. حتی کسی که چایی می ریزد برای من.ما یک جنگ و جدلی همیشه با هم داریم. چون او همیشه بهترین ها را می خواهد. مثلا
انصاریان: من بلال فروش بودم
ببینند و حمایت کنند چون درصدی از فروش فیلم هدیه برای بچه های سرطانی است.من این آدم ها را دیدم و دوست هایی دارم که سرطان دارند پس دست به دست دهیم و آنها را هم کمک کنیم. اگر فیلم بدی بود هیچ وقت نمی گفتم که ببینید. همیشه یادی کردم از پدرم امیدوارم که همیشه از من راضی باشد. مادرم هم مشهد است این روزها و امیدوارم به او خوش بگذرد و همه ما را دعا کند. در آخر امیدوارم روزهای خوب برای همه آدم ها باشد. من فکر می کنم شما هر روز می توانی یک پیراهن بپوشی ولی ذات آدم عوض نمیشه. امیدوارم ذات هیچکس عوض نشه! ...
زندگی با ترکشی درجمجمه
خودم آنقدر دارم که برای پسرم خرج کنم؛ او برای خدا این کار را انجام داده است. اما او فوت کرد و متأسفانه اموالش دست یکی از وراث ماند و همه چیز را از دست دادیم. حالا ما مانده ایم و کلی بی پولی و بدهی و همسری مریض. همسرم برای جنگ اینطوری شد، اگر وضع جسمی اش خوب بود، هرگز از کسی کمک نمی خواست. آن زمان هایی که در پالایشگاه نظافتچی بود، هرگز دستش را جلوی کسی دراز نکرد. اما حالا روزگار با ما بد تاکرده است
عشق یعنی از خودگذشتگی
که بسیار برایم عزیز و محترم هستند در قید حیات بودند سعی می کردم حتما به آنها سر بزنم. من فکر می کنم پدر و مادر که جای خود دارند، با همه آدم ها اگر مهربانی کنیم مهربانی هم خواهیم دید. شما دو فرزند دارید، نظرتان درباره تعداد فرزندان چیست؟ من دو فرزند دارم ولی قبل از ازدواج دوست داشتم چهار فرزند داشته باشم، چون من در یک خانواده شلوغ بزرگ شده ام که 9 فرزند داشته است
گفت وگویی با پدیده خندوانه
ریخت! آقای مسعودی می گوید آن دوران همه چیز با کتک شروع می شد. اگر کسی می خواست با کسی دوست شود، تا یک مدت حسابی کتک کاری می کردند. تمام سیستم های تربیتی نیز کتک کاری داشت. زمان ما تربیت با کتک شروع می شد. مثل الان نبود که با بچه گفتگو کنند و قانعش کنند تا کاری را انجام ندهد. کتک حرف اول و آخر را در تربیت می زد. اما شیوه مادر من فلفل قرمز بود. مثلا فکر کنید درماه اگر مادر من می رفت 2 کیلو
تنها پسرم را خودم به جبهه فرستادم/ عاشقانه های من و اصغر تمام نشدنی است/ آرزویم دیدار با مقام معظم رهبری ...
! شب قبل از اعزامش رختخوابم را در کنارش پهن کردم، برگشت نگاهی به من کرد و گفت: مادر جان فرزندان زیادی هستند که حسرت مادر در دل دارند، به ویژه الان در جبهه بچه ها در سخت ترین شرایط هستند، آنها هم دوست دارند در کنارمادرانشان باشند؛ من دلم نمی آید شما در کنارم باشی، لطفا امشب را در کنار من نخوابید. آن شب اصغر با حالتی سرشار از یقین به من گفت من فردا می روم و می دانم که برنمی گردم
پیش بینی افزایش قیمت مسکن در زمستان
برعلیه مسکن با خیال باطل کاهش قیمت آن بلکه افزایش قدرت خرید متقاضیان متناسب با افزایش تورم است که در سالهای گذشته تعمدا از ترمیم قدرت خرید باتصور جلوگیری از افزایش قیمتها امتناع شده است. طرح افزایش وام خرید مسکن به مبلغ 150 میلیون تومان در راستای سیاست خروج از رکود است که قطعا در سال 95 اجرا وقطعا (به کوری چشم حسودان)منجربه جهش قیمت مسکن خواهدشد بهزاد جان فعلا موتورمحرکه ات سوخته چون
ظریف: هدف بازیکنان برکناری کواچ نیست/ بازی های تیم ملی را نمی بینم، اعصابم خرد می شود
اتفاقی افتاده. فکر می کنم کادر فنی باید جوابگوی این اتفاقات و نتایج ضعیف تیم ملی باشد. *شما در جایگاه یک کارشناس بگویید که مشکل تیم ملی از کجاست. من اصلا خودم را در حد یک کارشناس نمی بینم. الان هم شرایط من طوری است که هر حرفی بزنم دو سر سوخت است. بگویم تیم ملی خوب بوده، دروغ گفته ام و بگویم بد بوده، می گویند چون خودش از تیم ملی کنار مانده این حرف را می زند. *به هر
والدینی که کودکانشان از مدرسه فرار می کند، بخوانند
بیان مدرسه بشینن توی کلاس درس، اما می گفتم مامانا یه خرده اون ورتر بشینن که بچه ها باهاشون حرف نزنن چون حواس شون پرت می شه، با سواد نمی شن. تازه من اجازه می دادم هر پسری که ماشین اسباب بازی داره هم ماشین شو بیاره که زنگ تفریح ها همه باهم بازی کنن. راستش من الان هم یه ذره از کلاس اول می ترسم، اما به کسی نگی ها. چرا شاگردان ما از معلمان می ترسند؟! مهدی عیوضی
بنی صدر خائن نبود!/ سال 88 به کروبی رای دادم/ حرف بزنم خیلی جاها به انقلاب صدمه وارد می شود
کنید؟ حق رفاقت سر جای خود اما منطق آنها یک منطق جمعی بود و منطق من منطقی فردی بود. آنها احتمالا درباره من می گفتند که چون نمی خواهم وارد مشکلات شوم این حرف ها را می زنم اما رفاقت های مان در همین حرف و حدیث ها هم برقرار بود. یکی از مشکلاتی که میان آیت الله هاشمی و آیت الله مصباح وجود دارد سر همین مسائل است. آقای هاشمی مدعی اند که در دهه 40 آقای مصباح حاضر نبود از مبارزات حمایت
گیبادولین: نامه آیت الله خامنه ای برای ما، یادآور نامه امام به گورباچف بود
چه دارم از مطالعه آزاد و شخصی خودم است. چه شد که به ایران علاقمند شدی و درباره اندیشمندان مسلمان ایران کار پژوهشی را آغاز کردی؟ گیبادولین: دانشجوی سال اول که بودم، موضوع پایان نامه ام تاریخ امپراتوری اردوی زرین و تاریخ دولت تاتار بود و بعد از آن چون به دو زبان ترکی که شبیه زبان مادری ما بود و عربی که در مدرسه اسلامی آموختم، تسلط داشتم، به ایران و زبان فارسی هم علاقمند شدم
پدیده کشتی جهان و تیتری که ماند برای المپیک
دوست نباشم اما با حسن یزدانی چون چند سال هم تیمی بودم رابطه بسیار خوبی دارم و در آمریکا نیز با او هم اتاق بودم. *تفریحم گوش دادن به موسیقی است تفریح که اصلا نداریم اگر هم وقت داشته باشم بیشتر به موسیقی گوش می دهم و تفریح دیگری ندارم. *سر زدن خشک و خالی مسئولان فایده ای ندارد پس از این که برنز جهان را به دست آوردم فرماندار و رییس اداره ورزش فردیس فقط از
همدلی جانبازها با آقای جانباز/ میزبانی شانه های رهبر جانباز از اشک های فرزندانش/ آقا گفتند این را به ...
دوخته اند به درِ ورودی و منتظر ند تا آقا وارد... نه، این دیدار حتی همین شروع حاشیه نگاری اش هم فرق می کند. میهمان ها همگی ننشسته اند، یعنی همه شان نمی توانستند که بنشینند. بعضی هایشان روی تخت دراز کشیده اند. نه فقط الان، که 28 سال است! 94 را که امسال باشد منهای 66 که آخرین مرحله مجروحیت یکی از همین میهمانها باشد می کنم و می شود 28. علاوه بر این، میهمانها همه چشم ندوخته اند به در، یعنی همگی
مهدی باقربیگی، نوجوانی ام بعد از مجید تمام شد (عکس)
/> می خواستم خدمتی به مردم شهرم بکنم حدود 22 سال است که از قصه های مجید می گذرد. نمی توانید تصور کنید در این سال ها مردم خوب اصفهان و حتی همه مردم در ایران چقدر به من لطف داشته اند و خدا را شکر هنوز هم دارند. همیشه هم برایم سوال بوده است که چرا برای من اینطور است و فکر می کنم فقط لطف خدا بوده است. به همین دلیل دوست داشتم در ازای این همه لطف، خدمتی به مردم شهرم بکنم. سال ها
فیلم تنهایی لیلا بعضاً در فضای فمنیسم قرار داشت/از موانع مهم ازدواج، تفکر اشتغال گرای خانم هاست
. فردگرایی یعنی فقط خودم. متاسفانه در رسانه ها مدام پمپاژ می کنند که فقط خودت. در ادامه ی این بحث، حسین مروتی با اشاره به قسمت هایی از مستند به همین سادگی ، از خانم احتسابی پرسید: در مستند راهکاری برای ازدواج آسان ارائه می شود. در حالی که آمارها نشان می دهد از سال 90، تعداد ازدواج ها رو به کاهش است. آیا واقعا با ترویج ازدواج آسان آمار ازدواج افزایش می یابد؟ *وظیفه ی رسانه ها ذائقه
شبی نبود که به بخشش یا قصاص فکر نکنم
اید هم آیا هنوز شب ها به ماجرا فکر می کنید؟ بله، راحت شدم و فکر می کنم راه درست را انتخاب کردم. با این کار از خدا می خواهم اگر خطاکار هستم، من را ببخشد. با وجود این همه سختی چه شد که درنهایت تصمیم به بخشش گرفتید؟ من خودم اگر از یک پریز یک بار دچار برق گرفتگی شوم، دوباره این اتفاق برایم نمی افتد اما قاتل برادرش را دیده و درس عبرت نگرفته بود، من نگرانی داشتم که اگر من
من حالا دانشجوی دانشگاه تهرانم
درس خواندم، از همان روزها همیشه به این فکر می کردم که بالاخره یک روز به دانشگاه می روم. از قانون جدید و اجازه تحصیلی که به بچه های اتباع غیرمجاز داده شده خبر داری؟ بله. خیلی هم خوشحال شدم، من خودم سختی های درس خواندن در مدارس خودگردان را کشیده ام و می دانم هنوز هم بچه های زیادی هستند به خاطر این که خانواده هایشان اجازه اقامت در ایران را ندارند، نمی توانند درس بخوانند. امیدوارم