سایر منابع:
سایر خبرها
جیرانی:از برچسب و قضاوت نمی ترسیم
آقای جیرانی شما بالاخره؟ من خیلی هم شفاف و روشن هستم و عمل کردم. هفت تریبون همه سینمای ایران بود. اما متاسفانه در ایران همیشه سر موضوعاتی که نظرات متفاوت و مخالف وجود دارد، پای اتهام زنی هم باز می شود. ما همیشه همیشه همدیگر را متهم می کنیم. ما در ابتدای هفت به طرفداری از شمقدری و تیم او و جامعه صنفی تهیه کنندگان متهم شدیم و مخالف مثلا خانه سینما. بعد در انتهای برنامه هم متهم شدیم از
خاطره ی آزاده سرافراز حاج محمد محمدی نژاد از اسارت و سرنوشت 72 اسیر عملیات عاشورای 2
مقام معظم رهبری: می دانیم ما که شما در دوران اسارت در زندانها در اردوگاهها ی دشوار و زیر آن فشارها یکی از چیزهایی که شما را ،دلهایتان را زنده نگه می داشت پر امید نگه می داشت ،یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود . آن بزرگوار هم [...] مقام معظم رهبری: می دانیم ما که شما در دوران اسارت در زندانها در اردوگاهها ی دشوار و زیر آن فشارها یکی از چیزهایی که شما را ،دلهایتان را زنده نگه می داشت پر امید نگه می داشت ،یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود . آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند ،حال پدری را که فرزندانش با این شکل از او دور شده باشند راحت میشد فهمید خود آن بزرگوار در نامه ای که برای یکی از اسرا نوشته بودند این حالت را تشریح کرده اند نشان داده اند که ایشان واقعا داغدار فقدان این عزیزان هستند . حقیقتا جای امام این روزها خالی است البته روح بزرگوار و پر فتوح آن جلیل قدر متوجه به ماست شادی ملت ما موفقیت های ملت ما پیروزی های اسلام و مسلمین روح امام را مانند ارواح طبه ی همه ی اولیا ء، شادمان و مسرور می کند. خدارا شکر میکنیم که ثابت کردکه آن دست قدرتمندی که ار روز اول پشت سر این انقلاب و کشور بود همچنان پشت سر این انقلاب و کشور هست. آزاده سرافراز حاج محمد محمدی نژاد شب عملیات عاشورای 2 به تاریخ 64.5.23 در منطقه چنگوله و در میان دره و تپه ماهور هایی که چادرهای تیپ 72 زرهی محرم مستقر بود اعلام کردند که به چادر تعاون مراجعه کنید . دوستان وسایل غیر ضروری و وصیت نامه ها را بنویسند و تحویل دهند همه ما شروع به نوشتن نمودیم آنچه به ذهن می رسید سفارش به یاری امام و رزمندگان و هم امورات خانواده و روحیه آنها شد. در صورت شهادت ما ، وصیت را نوشتیم چند مرحله اراده کردم به نوشتن توصیه ای در خصوص اسارت و دلداری خانواده که اشاره ای به مصائب حضرت زینب (س) دوباره برگه های اسارت را جدا نموده و مجددا این کار را چندین مرتبه تکرار کردم و در نهایت با توجه به تاکید فرماندهان که وقت حرکت است با عجله گفتم که من اسیر نمیشوم چه لزومی دارد در این خصوص چیزی بنویسم .تقدیر که اسیر شویم روز اول اسارت : بعد از به محاصره در آمدن هر یک از همراهان چیزی می گفت . یکی پیشنهاد داد دو دسته بشویم .یک دسته بجنگند و بصورت تاکتیکی دسته دیگر عقب نشینی کنند . دسته دوم شلیک آتش کنند دسته اول عقب بنشینند. و به همین منوال از محاصره خود را برهانیم . دیگری می گفت بیایید همه با هم از داخل شیار بیرون آمده به دشمن شلیک کنیم و درهمان حین هم عقب نشینی کنیم هرکسی زنده ماند، سهراب کاو سوار گفت آقای شاهین آقای یازده و آقای... شما می دانید من چندین مرحله اسیر شدم و فرار کردم رفتم تو صف غذای عراقی ها و ... اما این صحبت هایی که شما گفتید همه مصداق خود کشی است. برادران، من الان میتوانم فرار کنم اما خودم را مدیون این همه بچه کم سن وسال میدانم . بگذارید هرچه بر سر اینها آمد به سر ما هم بیاید . بچه ها، برادران خودتان را برای اسارت آماده کنید اسارت دری دارد که احتمال دارد یک روزی باز بشود .فکر کنم عزیز قبادی بود پیراهن خود را درآورد و زیرپوش سفید را به عنوان تسلیم بالا گرفت دشمن هم دست از تیراندازی برداشت و به صورت اسلحه آماده شلیک به سمت ما حرکت کرد. اینجا بود که من که بیسیم چی بودم با مرکز که مسئول محور جناب مرتضی میریان بود تماس گرفتم و اعلام کمک مجدد کردم و گفتم این آخرین تماس من است داریم آماده اسارت میشویم بیسیم را خاموش قطعه ای را جدا و رموز را زیر خاک مخفی کردم که دست دشمن نیفتد، عراقی ها بالای سر ما رسیدند و ما را به خط پشت سر هم دستها روی سر به اسارت گرفتند. ( یا زینب کبری س) وسط راه در یک سر بالایی تپه ای برگشتم برای آخرین بار ایران را نگاه کردم که یک تانک مان نزدیکی میدان منهدم و در حال سوخت بود و آثار نیروی کمکی پیدا بود ” ولی آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ” دیگر دیر شده بود ما را پشت یک تپه که جاده ای بود و آخر خط ماشینی عراقی برای بردن یک نیروی عراقی آمد ما را به خط کرده اسلحه گرفت مسلح کرد و با نهایت خشم که ما را به دیوار تپه به تیر ببندد صدای ماشینی آمد برگشت دید یک جبپ آمد توقف کرد و یک جوان خوش تیپ پایین آمد و گفت ( های شینو ) چیه چکار میکنی؟، محمد حمیدی از بچه های عرب خوزستان ترجمه می کرد، او گفت اینها پسر خاله یا عمه من رو تو سنگر کمین کشته اند باید به انتقام او اینها رو بکشم . باهاش صحبت کرد این افسر قانع نشد در نهایت با تندی اسلحه را از او گرفت ما را حرکت دادند به سمت پشت خط خودشان که یکی دیگر از عراقی ها امد و یک اسیر کوتاه قد و ضعیف را بلند کرد که اسمت چیه : جمعه . تو عربی گفت : آره. چرا به جنگ ما عرب ها آمدی ؟ میخواهیم تو رو بکشیم که باز تعدای از ما با خواهش و تمنا نگذاشتیم و حرکت کردیم از داخل دره و راه باریکی که اطراف آن میدان مین و سیم های خاردار بود یک لحظه متوجه عبور مورچه ای از عرض معبر شدم با خودم گفتم خدایا به عظمتت شکر این مورچه الان از من آزادتر و قوی تر است و من از این مورچه هم ضعیفتر و اختیاری از خود ندارم . ما را به جلوی سنگرهای خودشان بردند اکثرا مجروح و تشنه بودیم که سربازان عراقی از آن آب تانکرها که داغ هم بود به ما دادند و از نان خشک ها به بچه ها میدادند. خودم دیدم لباس های تن خود را پاره میکردن و زخم بچه ها رو می بستن این یک شگفتی بود تا الان میخواستند ما رو بکشند. گذشت تا اینکه در این حین ایران یک آتش تهیه را ریخت و نزدیک بود که ما با توپخانه ایران با دستان بسته کشته شویم .انها هم ما را رها کرده به سنگرهاشان پناه بردند، ولی واقعیت این است وقتی اسیر میشوی با سن و سال کم ماه وسط تابستان گرمای عراق و خستگی و... فکری برای فرار برای ما نمانده بود در نهایت آتش فروکش کرد دیدیم یکی از پاسداران که لباس خاکی بر تن داشت و آرم سپاه بر سینه و نزدیکی آرم هم تیر خورده بود را عراقی ها زیر بغلش را گرفته و آوردند و روی زمین انداخته که دیدیم شهید مومنی از بچه های گراب بود که بعدش هم شهید شد. مجروحین سخت را سوار آمبولانس کرده و بقیه را که زنده و سر حال تر بودن را سوار ایفا یا ریو کردن (خاور مانندی ) ساعت 2 بعد از ظهر بود دو نفر مسلح همراه ما را به یک بیابان 20 کیلومتری برده حدودا 3 ساعت تو این گرما، خسته ، زخمی این ماشین از این طرف بیابان ما را می برد به قسمت دیگر وهمین کار را ادامه داد. خاک لوله می شد میامد داخل خفه می شدیم . جاده پر دست انداز، خلاصه ما را زجر کش کردن تا اینکه ماشین از حرکت افتاد و خراب شد .بیسیم زدند و ماشین دیگری امد. با ماشین جدید یک سرباز فارس زبان از منافقین آمده بود. خلاصه مقر سپاه دوم رسیدیم ، پشت گردن ما را میگرفتند از بالای ایفا پرت می کردند و مینداختند پایین ، با دست های از پشت بسته و با این کاری نداشتند تو سالمی ، زخمی ، پات شکسته، دستت تیر خورده یا قسمت دیگری از بدنت و روی اون محوطه و سربازان و فیلم برداران داخلی و خارجی اطراف ما را گرفتند تمسخر کردند و.... ما هم از تشنگی خاک و گرما و خرابی ماشین بی حال بودیم داد میزدیم بر سر خبرنگاران خارجی که به ما آب بدهید ، تشنه ایم کمی آب داغ دادند.( لایوم یومک یا ابا عبدالله) که اینجا یکی دو تا از بچه ها شهید شدند و پیکرهای مطهرشان بردند . بعد از این مرحله ما را سوار بر اتوبوس کرده و راهی بغداد شدیم داخل اتوبوس کولر داشت خواب رفتیم بعد از مدتی دیدم یکی جیب هایم را تفتیش میکند بیدار شدم آن منافق فارس همراه عراقی ها بود با فحش و ناسزا هرچه پول و مدارک و مهر نماز و... برد من مجدد خواب رفتم که روبروی من یک نفر اهوازی به نام جمشید عشایری بود (لحظات اسارت تلاش کرد خود را به سنگر کمین دشمن که بالای تپه ای بود و تیر باری و چند جنازه عراقی در آن بود برساند که با شلیک تک تیر انداز عراقی زخمی و غلطان غلطان پایین آمد و مرتب می گفت خدایا منو اسیر اینها نکن من اینها را میشناسم و....) . این منافق بالای سر جمشید رفت توی اتوبوس و پرسید کجایی هستی ؟ فهمید از خوزستان است شروع کرد به اهانت کردن که ناگهان با صدای سر جمشید به سر و صورت این منافق و افتادن او داخل راهروی اتوبوس ما بیدار شدیم و متوجه منافق توی راهرو شدیم. از هر طرف با لگد بهش زدیم داد و فریاد زد و الان دیگر شب بود و به استخبارات یا سواک بغداد رسیده بودیم آمدند به کمک فرد منافق و او جمشید را نشان داد ،جمشید را پایین بردند او رو ب پشت و رو به پایین انداختند روی آسفالت محوطه با پوتین و کفش به سر و کله و کمر او میزدند تا اینکه کمر و گردنش را شکستند او را برگرداندند سرش را بالا گرفتن داد میزد و آب می خواست لیوان آب را نزدیک لب های جمشید می آوردند سر را می کشید بخورد دست و لیوان را عقب می کشیدند این کار را زیاد تکرار کردند باور کنید کربلایی زنده بود برای ما خلاصه ما را از اتوبوس پیاده کردند یک تونل را سربازان درست کرده بودند همه باتوم و کابل به دست، اولی میزد به دومی و همینطور تا آخر و آنجا راهرویی بود و یک اطاق 3 3 که 36 نفر را ریختند انجا تا لحظاتی بعد ما را برای بازجویی بردند بیرون. یک نفر یک نفر باز تکرار همان تونل وحشت و کتک با کابل و باتوم و می رفتیم توی دستشویی. ما چیزی که نخورده بودیم فقط سر را زیر شیر آب برده خیس می کردیم که آرام بگیریم و از آب شیر توالت سیر میخوردیم .بیرون می آمدیم این بار بدن خیس بود و کابل می چسبید به بدن و ما را میزدند تا می رسیدیم به میز بازجویی که فرمانده شما کیست ؟ افراد اسیر کی هستند ؟ چه سمتی دارند ؟ شهر شما چه تاسیساتی دارد؟ و.... که ما به دروغ جواب میدادیم و اگر جواب خوب نبود و می فهمیدند دو سر سیم را به گوش هایت وصل می کردند و شوکی وارد می شد انگار انفجاری در مغز سرت رخ داده و نهایتا به همان اطاق میرفتیم جمشید هم در حال جان دادن استدعای آب داشت یکی از عراقی ها شیلنگ را داخل انداخت رفت آب رو باز کنه یک بعثی رسید و شیلنگ را کشید ، جمشید گفت باشد آب به من ندادید شکایت شما رو به آقام می کنم و انتقام مرا خواهد گرفت و همانجا جان را به جان آفرین تسلیم کرد روحش شاد و راهش پر رهرو باد . این هم مختصری از یک روز از اسارت و سرنوشت ما 72 اسیر عملیات عاشورای 2 درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...
اولین مجری نابینای رسانه ملی +عکس
حال در جلسه خواستگاری به خانم گفته بود من فکر می کنم روی دیوارها یک عالمه میخ بزنم. بعد به این میخ ها طناب وصل کنم. برای اینکه اگر خواستی از اتاق خواب به جایی بروی از طریق طناب بتوانی حرکت کنی. وقتی از نابینا تصویر یک ناتوان ارائه می دهیم همین می شود. عده زیادی از من می پرسند که کارهای خانه را همسرت انجام می دهد؟ وقتی می گویم خیر خودم انجام می دهم. تعجب می کنند. در نهایت ما در جایی کمک
روایت هایی از ناصرخسرو تا دختر فرهاد میرزای قاجاری؛ عید قربان و ورود به سرزمین منا در 4 سفرنامه
سنگ رجم را که به مِنا اندازند از آنجا برگیرند. و رسمْ چنان است که آن شب، یعنی شب عید، آنجا باشند، و بامداد نماز کنند، و چون آفتاب طلوع کند، به مِنا روند و حاجّ آنجا قربان کنند. و مسجدی بزرگ است آنجا که آن مسجد را خیف گویند. و آن روز خطبه و نمازِ عید کردن به مِنا رسمْ نیست، و مصطفی صلی اللّه علیه وسلم نفرموده است. روز دهم به مِنا باشند و سنگ بیندازند و شرحِ آن در مناسکِ حج گفته اند. دوازدهمِ ماه
استقلال – راه آهن؛ تداوم صدرنشینی آبی پوشان در دست 2 پرسپولیسی/ / قرمزپوشان در پی دومین برد
اولین حضورش لیگ برتر را شگفت زده کند. راه آهن که در رده سیزدهم جدول قرار دارد شاید برای گرفتن یک امتیاز مقابل استقلال به میدان برود و هدف اول این تیم گرفتن مساوی باشد اما پسران آبی با حمایت هواداران خود فقط به برد فکر می کنند. برنامه هفته هفتم لیگ برتر فوتبال: پنجشنبه 2 مهر 94 سیاه جامگان – استقلال خوزستان – ورزشگاه ثامن – ساعت 15:30 سایپا – فولاد خوزستان
خاطرات خبرنگاران از اولین روز مدرسه
/> خلاصه مادرم مرا کشان کشان و با زور به سمت مدرسه برد و به نگهبان مدرسه تحویل داد. چیزی نگذشت که همه به صف شدیم و وقتی همه روانه کلاس شدم با نقشه ای از پیش کشیده شده از در حیاط مدرسه بیرون آمدم و راهی خانه شدم. وقتی داخل کوچه رسیدم با خودم گفتم اگر مادرم مرا ببیند حتما به مدرسه برمی گرداند به همین خاطر به پارک محله رفتم و تا ظهر آنجا سرگرم شدم. چند روزی کارم همین بود. مادرم که فقط
پیام صادقیان آرام تر از قبل شده است | بیرانوند می خواهد بزرگ شود باید به بزرگ تر احترام بگذارد
/> پس تو هم مثل پرسپولیس اعتقاد داری داوری ها... نه اصلاً! من حیطه وظایف خودم را به عنوان یک بازیکن می شناسم و هرگز در کار داوران دخالت نکرده ام. اتفاقاً احترام خاصی هم برای همه داوران لیگ قائلم ولی خطای مدافعان استقلال روی مهدی مؤمنی پنالتی بود و حتی در برنامه 90 هم شنیدم آقای فنایی کارشناس داوری این مسئله را تأیید کرده است. در تیم جوان شما هم بازیکنان زیاد اعتراض می کنند؟ چه
از سلفی بهنوش بختیاری با عبدی تا دادگاه مجری فارسی وان + تصاویر
دارم. یه سری دوستان که بعد بازی عنوان کردن من به عمد نخواستم توپ مهدی رو بگیرم لطفا یک بار دیگه صحنه ی گل رو ببنین و بعد منو متهم کنن به خیانت کاری، من تو هر تیمی بودم با جون و دل براش بازی کردم و الانم که تو ملوان هستم با تمام وجودم اینکارو میکنم و خدا خودش شاهده. اگه مهدی هم از من تشکر کرده بخاطر حرفهای بعد اخراجشه که رفتم بهش گفتم حق نداری مصاحبه جنجالی کنی و خودتو ببری تو
ماهینی: به من اتهام خیانت نزنید؛ تشکر طارمی دلیل دیگری داشت+ عکس
هستم با تمام وجودم این کارو میکنم و خدا خودش شاهده. اگه مهدی هم از من تشکر کرده بخاطر حرف های بعد اخراجشه که رفتم بهش گفتم حق نداری مصاحبه جنجالی کنی و خودتو ببری تو حاشیه. همینطور که تا الان ملوان بالای جدول بوده از این به بعد هم خواهد بود. حتی در رده های بالاتر. گفتنی است ماهینی در پی بروز مشکل برای کارت پایان خدمتش، فصل گذشته برای گذراندن سربازی از تیم پرسپولیس به تیم نظامی ملوان منتقل شد.
حمیدرضا آذرنگ: در بازیگری همیشه وحشت دارم!
اشراف دارم خودم هستم، خودم را فراموش کنم. در هر کاری که باشم دوست ندارم برای شخصیت یک شمایل ظاهری بسازم و بعد به آن روح بدهم. خیلی دیده ام وقتی این اتفاق افتاده آدم ها نتوانسته اند به شخصیت نزدیک شوند. فقط کافیست با شخصیت زندگی کنید. روح و احساس و حال و بدن تان را در اختیار او قرار دهید تا خودش عکس العمل هایی که باید را بروز دهد. به همین دلیل است که نمی توانم برایت توضیح دهم چگونه به
سوشا در جو قدرت آزادی!
کردند معلوم نبود چه بلایی سر داور چهارم می آورد. دروازه بان پرسپولیس در ادامه با پایان رافت و مازیار زارع هم درگیر می شود تا روز رویایی اش (!) در حاشیه سازی را تکمیل کند. این اولین باری نیست که سوشا تبدیل به چهره اصلی اکشن های وسط میدان می شود. گویا جو ورزشگاه طوری است که سوشا در آن احساس قدرت می کند و دوست دارد همه را به سبک خودش ادب کند. پیش از این او دوبار در همین ورزشگاه آزادی جنجال
قدرت نمایی آماری تراکتورسازان برابر پرسپولیس
محبی از تراکتور و وسلی برازیلیا، مجتبی زارع و هوار ملأ محمد از پرسپولیس در این دیدار با کارت زرد داور جریمه شدند. جمعه 27 فروردین سال 89 دو تیم در تبریز مقابل یکدیگر صف آرایی کردند. این دیدار با قضاوت سعید مظفری زاده در ورزشگاه مملو از هوادار یادگار امام تبریز برگزار شد. شاگردان فراز کمالوند در این بازی توانستند با حمایت هواداران توپ و میدان را در دست بگیرند و در دقیقه 38 توسط
هر آنچه که باید در مورد انرژی باد بدانید
موجود می توان ادعا کرد که زادگاه ماشینهای بادی از نوع محور قائم ، حوزه شرقی مدیترانه و چین بوده است. در قرون وسطی ، آسیابهای بادی در ایتالیا ، فرانسه ، اسپانیا و پرتقال متداول گردید وکمی بعد در بریتانیا ، هلند و آلمان نیز بکار گرفته شد. برخی از مورخان اظهار داشته اند که ورود این آسیابها به اروپا را باید مدیون شرکت کنندگان در جنگهای صلیبی دانست که از خاورمیانه باز می گشتند. آسیابهای بادی که در اروپا
محسن ترکی داور دیدار تراکتور سازی و پرسپولیس شد
به گزارش ایرنا از فدراسیون فوتبال، هفته هفتم لیگ برتر از فردا (پنجشنبه ) آغاز خواهد شد و روزهای جمعه و شنبه نیز ادامه می یابد. براین اساس، کمیته داوران فدراسیون فوتبال اسامی داوران قضاوت کننده در این هفته را بدین شرح اعلام کرد: پنجشنبه 2 مهرماه/ *سیاه جامگان - استقلال خوزستان/ ورزشگاه ثامن مشهد/ ساعت 15:30 داور وسط: رضا عادی، کمک ها: علی اکبر عظیم پور و امیر آشور ماهانی داور چهارم: وحید کاظمی
داوران چه بر سر فوتبال می آورند؟
محرومیت را مقابل خود دید و در ادامه، پنالتی های مشکوک گرفته شده و نشده صالحی در بازی هفته ششم بین پرسپولیس و سایپا، 4 جلسه محرومیت را برای این داور در پی داشت. در بازی اخیر پرسپولیس و ملوان در جام حذفی هم اخراج بحث برانگیز طارمی و کارت زرد منجر به محرومیت سوشا مکانی، داد مجدد پرسپولیس را درآورد! این فریم ها را کنار پنالتی دیده نشده نفت تهران در بازی معوقه 2 روز پیش لیگ برتر مقابل استقلال بگذارید
انتقادهای برانکو: به بازیکنانم بغل پا یاد می دهم / تصمیمات داوران علیه خانواده پرسپولیس است
کس نمی داند سوشا مکانی چرا اخطار گرفت. ما فقط داور چهارم را دیدیم که فریاد می زند به سوشا کارت بده، به سوشا کارت بده. و هیچ کس نفهمید چه اتفاقی افتاد. بعضی از کارشناسان معتقدند که طارمی کمی مغرور شده است. این درست نیست و من این نظر را قبول ندارم. طارمی در هر بازی سه شانس مسلم گل به دست می آورد و این نشان می دهد که چه بازیکن باکیفیتی است و کاملا در روزهای اوج خود قرار دارد.
آل نعمه: اسکوچیچ باید سکوت کند! / دراگان یک دروغ گو است
هایی پیشنهاد دارید؟ چون هنوز در مورد آنها تصمیم نگرفتم ترجیح می دهم فعلا نام آنها را نگویم. البته کاملا مشخص است چه تیم هایی به من پیشنهاد دادند. یکی از تیم ها حتی پیشنهاد 900 میلیونی داد و قرار بود مبلغ زیادی را هم نقد بدهد اما فکر می کنم فعلا صبر کنم بهتر است. چند روز پیش دراگان اسکوچیچ در مصاحبه تلویزیونی که داشت گفته بود به شما پیشنهاد مربیگری داده بود. این مساله درست است یا نه
رافت: فکر نکنم مازیار با پرسپولیسی ها قرار دعوا گذاشته باشد
زحمت کشید اما 90 دقیقه فقط فحش شنید.اما با او صحبت می کنم و بابت رفتار و حرف هایش از او توضیح می خواهم. سایت ورزش 11، بصورت کاملا خصوصی فعالیت می کند و هیچگونه وابستگی به ارگان و یا سازمان دولتی ندارد، جهت حمایت از این سایت مردمی، ما را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.
90/ پروین بود یک ثانیه هم نمی گذاشت سوشا در پرسپولیس بماند
آنها درگیری شما با سوشا مکانی بود که باعث اخراجتان شد. داستان چه بود؟ او بدجوری به سمت کمک داور رفت و چندین بار اعتراض شدید انجام داد و در یک صحنه وقتی زارع و بنگر با هم برخورد داشتند مجدداً سوشا به سمت آنها رفت و حتی آقای خوردبین سرپرست پرسپولیس هم قبل از من وارد زمین شد و خواستیم از درگیری های احتمالی جلوگیری کنیم ولی داور من را اخراج کرد. 90: شما برای کنترل کردن بازیکنان داخل زمین
90/ وقتی سوشا در حسرت کارت قرمز آواره ترین می شود!
کند و آرامش را به تیمش هدیه دهد یا اینکه بکوشد تا مرز اخراج شدن پیش برود و کمر تیمش را طوری بشکند که دیگر درمانش امکان پذیر نباشد. چه می شد اگر داور به وظیفه قانونی خود عمل می کرد و سوشا را به دلیل حرکت توهین آمیز به داور بعد از دریافت کارت زرد اول اخراج می کرد؟ اگر تیم می باخت و برانکو اخراج می شد چطور؟ اگر تیم می باخت و آن جمعیت عصبانی و هیجان زده و تحریک شده می ریختند وسط زمین چطور؟ این چند صد
اشتباهات داوری اتفاقی نیست، به فدراسیون شک می کنم
. شما تا به حال در بازی ای دیده اید که داور چهارم به یک بازیکن کارت زرد نشان دهد؟ * برخی از منتقدان از شما انتقاد کردند و می گویند تنها انگیزه شما برای حضور در ایران پول بوده است و به غیر از مسائل مالی انگیزه دیگری نداشته اید. نظرتان درباره این صحبت ها چیست؟ اگر فقط به خاطر پول به ایران آمده بودم تا الان چند بار پرسپولیس را رها کرده بودم و رفته بودم و پولم را هم گرفته بودم. چون باشگاه شش
90/ طارمی خیلی مانده تا علی دایی شود
. پرسپولیس در شرایط حساس فعلی باید دور حاشیه را قلم قرمز بکشد و از حاشیه فاصله بگیرد. 90: در صحنه ای از بازی سوشا مکانی به سمت داور چهارم حمله ور شد و با کادر فنی ملوان هم درگیر شد. نظرتان چیست؟ سوشا باید حواشی خود را تمام کند و با تمرکز از دروازه حراست کند. او باید حواسش خیلی جمع باشد تا از این نظر دچار مشکل نشود. حاشیه فوتبال یک بازیکن را نابود می کند. نمی دانم چرا آن رفتارها را کرد
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
آشنا نشدید که مثل آن قاچاقچی کالا بعدا به کارتان بیاید؟ – خیر. در انفرادی بودم. در آن دوران حوادث مختلفی برایم پیش آمد تا اینکه آمدم و پاسپورتم را گرفتم. * دوباره کار پوست گوسفندفروشی را ادامه دادید؟ – این بار به ترکیه برگشتم و پیش خودم گفتم باید دوباره این کار را سر و شکل دهم. به همین دلیل در شهر ازمیر دفاتر مرتبی گرفتم. * با توجه به اینکه یک بار ورشکست شده بودید مردم به شما
طارمی: قول می دهم دیگر عصبی نشوم
هدیه بزرگتری به آنها بدهم. هر چند که آنها با همین گل ها خوشحال می شوند. فقط امیدوارم بتوانم این روند را ادامه بدهم و بتوانم برای تیم ملی و پرسپولیس همینطور گل بزنم. طارمی درباره اخراجش نیز گفت: در صحنه ای که کارت زرد اول را گرفتم سر خوردم و به داور گفتم که سر خوردم اما داور به من گفت بد جایی سر خوردی! مگر من در محوطه جریمه خودمان سر خورده بودم که بخواهد کارت زرد بدهد؟ در صحنه ای که کارت
شهید همت در سپاه مظلوم بود
نیروهای توپخانه گفته ام که بلند شوید این کار را انجام دهید. به من می گویند: برو بابا! مگه تو چکاره هستی که این طوری به ما دستور می دهی. رضا هم نمی خواسته بگوید که چه مسئولیتی در لشکر دارد. رضا به حاج همت گفته بود: شما به من می گفتی که به صبحگاه بروم و برای بچه ها صحبت کنم، اما من گوش ندادم. حالا که به خط رفته ام و به بچه ها گفتم این کار را انجام دهید، گوش نمی دادند تازه متوجه اشتباهم شده ام. البته
پرسپولیس و مشکل ادامه دار اشتباهات داوری
دیدار تیم های ملی ایران و استرالیا و صعود ایران به جام جهانی 1998 فرانسه،افزود: نباید فراموش کنیم که فوتبال ایران یک بار به دلیل همین اشتباهات داوری به جام جهانی رفت. به گفته وی خداداد عزیزی پایه گذار گل نخست ایران که کریم باقری آن را درون دروازه تیم استرالیا جای داد، کاملا در آفساید بود و این گل صحیح نبود اما اشتباه داوری، موجب ثبت گل مردود ایران و صعود ما به جام جهانی شد. داور اسبق و کارشناس ارشد
فرهنگ در رسانه
داریم که حیف است توسط مردم دیده نشود. او در پایان خاطرنشان کرد: همواره افراد مختلفی را می بینم که با دیدن من جلو می آیند و می گویند ببخشید اسم شما چیست؟ من هم می گویم همایون ارشادی هستم. از اینکه خودم را برای این مخاطبان معرفی می کنم به هیچ عنوان احساس ناراحتی نمی کنم. برخی هم مرا به نام سریال یا نقشی که بازی کرده ام می شناسند و عده ای به من می گویند چقدر چهره تان آشنا است. رفتارهای مردم بسیار خوب است
اظهارات تکان دهنده سرمربی پرسپولیس
با صحنه فاصله داشت. نمی دانم چطور آن صحنه را دید و به داور بازی گفت که به بازیکن ما کارت زرد بدهد. هیچ کس صحنه ای که داور چهارم دید را ندیده است. * شما اعتبار خودتان را در پرسپولیس گذاشته اید و برای موفقیت این تیم تلاش می کنید. نگران نیستید که به خاطر اشتباه های داوری اعتباری شما زیر سوال برود؟ کسانی که می خواهند من در پرسپولیس نتیجه نگیرند هیچ کاری نمی توانند با من بکنند چون
چاره ای جز بردن تراکتورسازی نداریم | بازیکنانم از ادامه اشتباهات داوران نگرانند
واقعاً از این مسئله لطمه می خوریم و باید با آن مقابله کنیم. البته باید تأکید کنم کارت هایی که بازیکنانم دریافت کرده اند، اکثراً به خاطر اشتباهات داوری بود. ما از این ناحیه دچار ضرر شده ایم. بازیکن من در زمین لغزنده، به زمین می افتد و پایش به پای دروازه بان حریف برخورد می کند اما داور کارت زرد دوم و کارت قرمز را نشان می دهد. این اصلاً جالب نیست. انگار شما هم مثل بازیکنان تان عصبانی
از موج آر پی جی تا مژده شهادت
زمان انقلاب سیزده ساله بودم که معلم مان کارنگ سر کلاس گفت: بروید کوچه و بگویید جاوید شاه، آمدیم بیرون و شعار دادیم: جاوید شاه... جاوید شاه... وسط راه سیدمحمد اکبری و غفار محمودی ما را دیدند و سیدمحمد گفت: این چه شعاریه می دهید؟ گفتم: مگر چشه؟ گفت: می خواهیم شاه سرنگون شود و اون وقت شما ... از صف بیرون آمدیم و خودمان را جا کردیم داخل صفی که از روبرو می آمد، سیدمحمد