سایر منابع:
سایر خبرها
گزارش تکان دهنده از سو استفاده جنسی از پسران افغان
آمریکا در افغانستان می گوید: تصویر بزرگتر جنگ با طالبان بود؛ کسی با آزارهای این چنینی کاری نداشت. این سرجوخه آمریکایی که برای عدم شناسایی نظامیان اطرافش نخواست نامش فاش شود، گفت: یک روز فاجعه بار را به خاطر دارم؛ روزی که وارد اتاقی در پایگاه شدم و سه یا چهار مرد را دیدم که روی زمین دراز کشیده بودند و چند بچه نیز بین آن ها بود. من صد در صد مطمئن نیستم که چه می گذشت... اما می شد حدس زد.
قسمت اول / گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران
تجاری را کنار گذاشتید؟ خاطرم هست یک روز ساعت 5- 6 صبح که در ماشین نشسته بودم احساس کردم خیلی خسته شده ام. یک دفعه به این نتیجه رسیدم این همه کار کردم چه شد؟ پول خوشبختی نمی آورد. قانع بودن و سر روی بالش گذاشتن و به یک خواب عمیق رفتن از همه چیز مهم تر است. از خدا خواستم از این شرایط نجاتم دهد. یک روز در محل کارم رویم نشد به کارگر بگویم آن جعبه را به من بده. روی صندلی رفتم و با
ظاهری متفاوت برای فروش اجناس
/> رواج دستفروشی زنان زمانی برخی از افراد دستفروش با دیدن ماموران بساط خود را جمع می کردند و از فروش اجناس خود تا مدت زمان کوتاهی منصرف می شدند، اما به محض دور شدن مامور از محل دوباره بساط خود را پهن می کردند! این بی خیالی و بی تفاوتی بین دستفروشان مرد باعث شد تا زنان هم در کنار آنها بدون ترس و هراسی به دستفروشی مشغول شوند. مدت هاست که دستفروشی زنان هم به امری عادی تبدیل شده است
پرواز همای: فرصت طلب سیاسی نیستم
دارد که بیش از 20 سال برای این مملکت آواز خواند اما چرا حس صدای زیبای این استاد موسیقی خاموش شده است؟ چرا صدای استادان دیگر اینچنین باید خاموش شود؟ موسیقی سنتی در سراشیبی قرار گرفته اما حالا یک نفر آمده و در عرض سه ساعت فضایی را فراهم کرده که 16 هزار بلیت به فروش می رسد. من آمده ام که موسیقی سنتی را با مردم آشتی دهم و امیدوارم در تحقق این کار بتوانم به نتایج مثبتی برسم. وی به حاشیه های
حرمسرای شاهان قاجارچگونه پرمی شد+تصاویر
زنان حرمسرا شامل دختران یا زنانی بودند که از طریق جنگ ها و یا دزدیده شدن و یا تجارت برده، اسیر و فروخته می شدند و تحت عنوان کنیز در خدمت شاهان قاجار قرار می گرفتند. در دوران آقامحمدخان در قفقاز پانزده هزار دختر به اسارت او در آمدند که تعدادی از آنها روانه ای حرمسرای او شدند و بقیه در بازارها به فروش گذارده شدند. رواج حرمسراهای قجری که نماد برجسته ای از هر حاکم ایرانی در آن زمان بود از
قتل زن و شوهر پس از ضرب و شتم وحشیانه برای پرداخت حق الوکاله
ساعت 2 بامداد دوشنبه مردی با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان خرمدره تماس گرفت و اعلام کرد از خانه همسایه شان که زوجی سالخورده هستند، صدای داد و فریاد شنیده می شود. در این مرحله نخستین گشت انتظامی در کمتر از 10 دقیقه به محل مورد نظر اعزام شد و ماموران مشاهده کردند دو مرد با توجه به تاریک بودن هوا در حال فرار هستند که یکی از آنها متواری شد و ماموران توانستند نفر دوم را دستگیر کنند
تماس قاتل و اعتراف به قتل همکارش پس از خروج از ایران
ساعت 22 دوشنبه شب ماموران کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس در تماس با بازپرس ویژه قتل از کشف جسد کارگر کارخانه پلاستیک سازی در شرق تهران خبر دادند. با حضور تیم جنایی در محل کشف جسد در خیابان احسان، آنها با جسد کارگر 21 ساله در زیر ضایعات پلاستیک روبه رو شدند. پزشک جنایی پس از معاینه اولیه با اعلام این که چهار روز از زمان مرگ می گذرد، علت مرگ پسر جوان را ضربه جسم سخت به سر اعلام کرد.
دختری که مورد خرید و فروش قرار گرفت
درصدد راهی برآمدم تا دختری را به فرزندی قبول کنم. در همین اثنا به واسطه یکی از متهمان دستگیر شده، با مردی آشنا شدم که مدعی بود می تواند دختر خردسالی را برای فرزندخواندگی به من بدهد آن روز که او مهلا را نزد ما آورد؛ مهلا بین 8 تا 12ماه سن داشت و در حضور فرد دیگری که شاهد این ماجرا بود (یکی دیگر از متهمان) او را به مبلغ 800 هزار تومان و به صورت قولنامه ای خریدم. این مرد برای اثبات
کسر از حقوق کارمندان به بهانه کمک به مردم یمن/ زیان تحمیلی 160 میلیارد تومانی به بیت المال در 2 روز/ ...
نوسان برق 83 دیگ ذوب از مدار خارج شده است! که این امر به جز زمان لازم شش ماهه برای بازگرداندن آن به خط تولید، هزینه راه اندازی مجدد هریک از دیگ های ذوب حدود دو میلیارد تومان خواهد بود! دلیل عجیب برای بازداشت یک ایرانی در انگلیس یک مهاجر ایرانی پس از اینکه در اداره پلیس شهر منچستر انگلستان ادعا کرد از این سیر شده می خواهد به ایران برگردد، بازداشت شد. یک مرد ایرانی روز دوشنبه در
گروگان 18 ساله دلگانی بعد از شش ساعت آزاد شد
نمی کند. فرمانده انتظامی دلگان بیان کرد: با توجه به حساسیت موضوع پیگیری پرونده به طور جدی در دستور کار پلیس قرار گرفت و پس از انجام تحقیقات گسترده، تیم ویژه عملیات، مخفیگاه گروگانگیران را در باغ های اطراف روستای چاهشورک این شهرستان شناسایی کرد. وی گفت: ماموران با هماهنگی قضایی به محل اعزام و در اقدامی به موقع دو نفر گروگانگیر را دستگیر و گروگان را آزاد کردند. 222
خاطرات خبرنگاران از اولین روز مدرسه
بسیار خوش اخلاق و مهربان، که باعث شد همیشه تصویر زیبایی از درس و مدرسه در ذهن من بماند. برای جشن شکوفه ها مدرسه ما را به پارک برد و از همان اول خاطره خوبی در ذهنمان شکل گرفت. * آخر ساعت اولین روز مدرسه به زور از مدرسه بیرون آمدم بهاره دهقان زاده: روز قبل از مدرسه، نیمه شب از خواب بیدار شدم کفش و کیف و روپوش مدرسه ام را امتحان کردم و روز بعد همه خانواده مرا بدرقه کردند و با
عباس جوانمرد: با بلیت 160 هزار تومانی نمایش چه چیزی به مردم می دهید؟
با متن پژوهشی ژرف و سترگ و نفر سوم هم کوروش سلحشور با متن آلونک . در همین زمان با نویدی و نوشته هایش آشنا شدم و چند کار از او اجرا کردم. این خان زاده روستایی انسان فوق العاده بزرگی بود. یک حالت تسخیرکردن داشت. با آن خنده های زیبا و درخشان و آن سادگی اش هر آدمی را جذب می کرد. یک روز توی خیابان مرا دید و گفت: ولت نمی کنم. باید برویم ده و مدتی میهمان من باشی . گفتم: می آیم و قرار شد با هم تماس
حضور سرزده شوهر، راز را برملا کرد!
جام نیوز: مرد کارخانه دار وقتی به خانه زن جوان می رفت نمی دانست با حضور همسرش مجبور به فرار مرگبار از طبقه چهارم می شود. ساعت 21 روز گذشته ماموران پلیس پایتخت در تماس اهالی خیابانی در جنوب تهران در جریان سقوط مرگبار مرد جوانی از طبقه چهارم ساختمانی مسکونی قرار گرفتند. با حضور ماموران پلیس و به دستور بازپرس جنایی تحقیقات از زوج جوان ساکن طبقه چهارم آغاز شد. مرد 34 ساله در
درگیری مرگبار نوجوانان به خاطر متلک گویی
دست داد. مأموران، پسران نوجوان را که در این درگیری حضور داشتند، بازداشت کردند و همه آنها انگشت اتهام را به طرف هومن گرفتند و گفتند تنها کسی که در آن محل چاقو داشت، هومن بود. وقتی هومن بازداشت شد و به اداره آگاهی انتقال یافت، به قتل اعتراف کرد و گفت: درگیری بر سر یک دختر بود، من هم نقشی در این درگیری نداشتم، اما در حمایت از دوستانم دست به این قتل زدم. ما از مدرسه به خانه می
انتقام عجیب مرد مسافرکش از زن جوان
: ساعت21 بود که در غرب تهران سوار خودروی پرایدی شدم اما در بین راه راننده تغییر مسیر داد و با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. وقتی مقاومت کردم او با چاقو مرا به قتل تهدید کرد و کتکم زد که در نهایت آنقدر التماس کردم تا رهایم کرد و من در آن لحظه موفق شدم شماره پلاک خودرو را یادداشت کنم. دستگیری با این شکایت، پرونده ای پیش روی قاضی حسین پور بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران
اولین شغل ثروتمندترین های جهان چه بود؟
مجلل او کنار تپه ای مشرف به دریاچه واشنگتن قرار دارد که مالیات سالانه این خانه 991 هزار دلار است. بیل گیتس 58 ساله که اکنون ثروتمندترین فرد جهان است توانست در سال گذشته با افزایش 8/15 میلیارد دلاری سرمایه خود دوباره جایگاه اول را در میان سرمایه دارهای دنیا به دست بیاورد. کارلوس اسلیم هلو، $ 61.8 Billion محال است وارد مکزیک شوید و هر لحظه پول تان به جیب اسلیم نریزد. کارلوس اسلیم هلو، دومین مرد
فیلم های تلویزیون در آخر هفته/ پخش 30 فیلم به مناسبت عید سعید قربان
، پنجشنبه 2مهرماه ساعت 8 صبح در قالب برنامه سینما صبحانه از شبکه دو سیما پخش می شود. در خلاصه داستان آمده است: جَک خرس کوچکی است که از گونه بسیار کمیابی می باشد و نسل آن رو به انقراض است. محل اصلی زندگی جک جنگل های استوایی می باشد اما مدتی است او از سرزمین خود به دور افتاده و در منطقه ای سردسیر به همراه یک روباه به نام ریتا و در نزدیکی خانه مرد مهربانی به نام جان زندگی می کنند. در این بین
بهترین دوست "سپند امیرسلیمانی"کدام بازیگر است؟
دیدیم و او به پدرم گفت من شما را الگوی خودم قرار داده ام. پدرم هم به او گفت: من هم چارلی چاپلین را الگوی خودم قرار داده بودم و به اینجا رسیدم! بنابراین نهایت موفقیت در الگوبرداری نزدیک شدن به یک بازیگر است که خودش هست و دیگر ضرورتی به داشتن بدل ندارد. ایده آل شما در عالم بازیگری چیست؟ من از کودکی در خانواده ای هنرمند تربیت شدم، شرایط آنها را دیده بودم و وقتی تصمیم
پزشک قلابی را شناسایی کنید+عکس
توجه به شیوه و شگرد متهم در کلاهبرداری از بیماران مراکز درمانی و به جهت شناسایی هویت و دستگیری متهم، دستور انتشار بدون پوشش این شخص از سوی مقام قضایی صادر شده است؛ لذا از کلیه شهروندان که موفق به شناسایی تصویر متهم شدند درخواست می شود تا هرگونه اطلاعات در خصوص هویت، محل سکونت و یا محل های تردد این شخص را از طریق شماره تماس های 51055514 و 51055415 در اختیار کارآگاهان اداره چهاردهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دهند.
جنایت پایان دعوای خونین بر سر اسکناس
جلسه محاکمه مردی که به طلبکار خود را به قتل رسانده بود به دلیل عدم حضور اولیای دم تجدید شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، 24 دی سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند و بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل حادثه در اتوبان آزادگان به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد، مرد جوانی با ضربات چاقو به قتل رسیده ست.
انتقام گیری از دختر 17 ساله با کوکتل مولوتف!
پذیرایی از اتاق بیرون دویدیم و همزمان صدای انفجار از داخل حیاط شنیده شد که خوشبختانه همسایه ها با آتش نشانی و پلیس تماس گرفتند و با آمدن مأموران آتش نشانی و پلیس متوجه شدیم کوکتل مولوتف به داخل خانه و حیاط پرتاب شده بود و از آنجا که افشین تهدید کرده بود، به کلانتری مراجعه و از این پسر شکایت کردیم. سحر، دختر نوجوان نیز به دادیار صفریان گفت: 17 ساله هستم و دو سال پیش در فضای مجازی از روی
7 خاطره خواندنی رهبری ازدوران دفاع مقدس
قوی، یک پنجه ی قوی این قلب من را به شدت می فشرد. توی اتاق کار ما - اتاق جنگ در آن محل جنگهای نامنظم - نقشه های گوناگونی بود. چون عملیات نامنظم و چریکی نسبت به آن منطقه ی آبادان انجام می شد، نقشه ی جزیره ی آبادان به طور کامل وجود داشت آن جا. هر وقت من چشمم به این نقشه می افتاد تمام روحم زیر فشار قرار می گرفت، از تصور این که خرمشهر عزیز و این خانه ها و این کوچه ها و این خیابانها و این نخلستانها زیر
روایت نویسنده "دختر شینا" از تفریظ رهبر انقلاب
های مردم شده بود. فرماندهان ما همه 25 و 26 ساله بودند. یک نوجوان 13ساله مانند یک آدم جاافتاده 80ساله رفتار می کرد. جنگ یک آن همه را بالغ کرد، هم دختران ما زود بزرگ شدند و هم پسران ما زود مرد شدند، این خیلی غم انگیز است و حتی بعد از سال ها یادآوری آن آدم را ناراحت می کند، اما این موضوع جذابیت هایی هم داشت. کشانده شدن جنگ میان خانه ها، وقایعی را رقم زد که دیگر در هیچ جنگی نمی توانیم از آن بشنویم
داستانک؛ الماس ساز
ای کرد. بدیوار تکیه داد و با وراجی گفت که چگونه به اطاق من نگاه می کرده و صبح آنروز هم به پلیس اطلاع داده و آنها هم تمام اظهاراتش را یادداشت کرده اند. گفت: مثل اینکه جواهر درست میکنی! ناگهان دریافتم که باید از این دخمه فرار کنم.آری یا باید ماجرا را به پلیس می گفتم و همه چیز را از دست می دادم یا اینکه به عنوان یک تبهکار متقلب توقیف می شدم. به روی مرد مست پریدم و یقه اش را گرفتم
زن جوان رییس باند دزدان پلیس را با اسلحه پلاستیکی تهدید کرد
پول نیوز- سحرگاه روز دوشنبه 30 شهریورماه در پی اقدامات اطلاعاتی پلیس آگاهی، اعضای یک باند سابقه دار که توانسته بودند سرقت های زیادی را در یک ماه گذشته و در محدوده جغرافیایی مشکین دشت انجام دهند، شناسایی و دستگیر شدند پلیس ابتدا یکی از اعضای باند به نام یوسف را شناسایی کرد و وقتی اکیپ عملیاتی، خود را به مخفیگاه وی رساندند، یوسف را همراه زن جوانی دیدند که سوار بر خودروی سیاهرنگ می
48 درصد دختران جوان، تمایل دارند همسر دوم شوند/ دختران مجرد در این رابطه چه می گویند؟
/> راحله می افزاید: خواستگاران زیادی داشتم اما با دیدن پدرم، بهانه های مختلفی می آوردند و من را نمی پسندیدند. این دختر 31 ساله می گوید: هم سن و سالان من هنوز ازدواج نکرده اند، اما کار می کنند و از عهده مخارجشان بر می آیند. همین موضوع باعث شده که مجرد ماندن به آنها آسیب جدی وارد نکند. او نظرش در رابطه با همسر دوم شدن مثبت است و می گوید: اگر شخصی که برای ازدواج مناسب باشد و قرار
زن شجاع مرد هوسران را به دام انداخت
دست داد و تصادف کرد. متهم نیز بعد از مرخص شدن از بیمارستان در بازجویی ها گفت: من معتاد به شیشه هستم. روز حادثه مقدار زیادی شیشه مصرف کرده بودم و توهم داشتم. وقتی زن جوان را به عنوان مسافر سوار خودرو کردم، نقشه سیاهی به فکرم رسید و تصمیم گرفتم او را بربایم و پس از اجرای نیت شومم اموالش را سرقت کنم و با پول آن شیشه بخرم اما هرگز فکرم نمی کردم که او زن ورزشکاری است و این گونه مرا گرفتار می کند. متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی ایلخانی در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت.
معضلی به نام دانشجوی خوابگاهی/حکایت وام ازدواجی که لیلی و مجنون گرفتند
آبادانی هم نیست. سدها هم دیگر نوای خوش آب را به گوش سنگی خود نمی شنوند خالی شده اند از این برکت آسمانی. توربین ها کمتر توان چرخیدن دارند و این یعنی کاهش توان تولید برق. پس چرا گاهی شاهد مناظره این چنینی هستیم صبح شده و چراغ آسمان خورشید همه جا را روشن کرده و هم چنان چراغ های خیابان های شهر نورافشانی می کنند انگار قرار نیست این چراغ ها روز را استراحت کنند نمی دانم مصرف بیهوده و چند ساعته آنها در
قتل مرد دکه دار و شاگردش برای انتقام کور
جنگل سپری کردیم تا این که از طریق یکی از دوستانمان متوجه شدیم آن دو مرد فوت کرده اند. بنابراین مخفیگاهمان را تغییر دادیم و پس از چند روز از هم جدا شدیم. من در کوهستان مخفی شده بودم و هر از گاهی دوستانم آب و غذا برایم می آوردند. سرانجام مخفیگاهم لو رفت و من دستگیر شدم. با اعتراف این متهم، دیگر همدست وی نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و در مخفیگاهش دستگیر شد . موسی نیز به قتل ها اعتراف کرد و گفت: چندی
خاطرات و مخاطرات
توضیح می دهد: بعد از یک روز حضور در خانه ای که کنار شط بود، گفتند که آماده باشیم برای رفتن به طرف بصره. ما آماده شدیم و دیدیم ماشین هایی آمدند که حول و حوش 16-15نفر جا داشت. ما را در آنها جا دادند و حرکت کردیم و رسیدیم به بصره. ساعت از نیمه شب گذشته بود، حاج علی عرب، در بین راه، ما را رد می کرد و با پلیس ها ساخت و پاخت می کرد. یک جایی سرعت حرکت مان خیلی زیاد شد و بعد احساس کردیم از مسیر اصلی خارج و