سایر منابع:
سایر خبرها
دکتر احمدی نژاد: برخی به جای دفاع درصدد مذاکره بودند + تصاویر ، حواشی
ابراهیمی است که راز عزتمند و آزاد زیستن و رمز عید عظیم قربان است. این عید را به امام زمان(ع)، رهبری گرانقدر و عزیز انقلاب و ملت ایران و همه بشریت و شما عزیزان تبریک عرض می نمایم. اما؛ موضوع دوم دفاع مقدس است. بعد از پیروزی بی نظیر انقلاب اسلامی، دفاع شرافتمندانه ملت ایران بزرگترین حادثه دوران است که صحنه بروز و تجلی آرمانها، فرهنگ و عظمت های ملت ایران وتجربه ای گرانبها
استقبال بی نظیر علاقه مندان به کتابخوانی از کتاب خوان 131 در همدان
شاهنجرین رزن سارا زمانی مقدم اظهار داشت: عنوان دیگر این کتاب سیری در زندگی روحانی شهید حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن شریف قنوتی است نوشته عبد الرحیم سعیدی راد است که درسال 86 توسط انتشاراتی پیام آزادگان به چاپ رسید و نگاهی دارد به سیره زندگی اولین روحانی اسیر و شهید دوران دفاع مقدس، این مجموعه از زبان دوستان و آشنایان خانواده و همرزمان شهید به باز گویی ابعاد مختلف زندگی پر برکت این
خاطره ی آزاده سرافراز حاج محمد محمدی نژاد از اسارت و سرنوشت 72 اسیر عملیات عاشورای 2
مقام معظم رهبری: می دانیم ما که شما در دوران اسارت در زندانها در اردوگاهها ی دشوار و زیر آن فشارها یکی از چیزهایی که شما را ،دلهایتان را زنده نگه می داشت پر امید نگه می داشت ،یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود . آن بزرگوار هم [...] مقام معظم رهبری: می دانیم ما که شما در دوران اسارت در زندانها در اردوگاهها ی دشوار و زیر آن فشارها یکی از چیزهایی که شما را ،دلهایتان را زنده نگه می داشت پر امید نگه می داشت ،یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود . آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند ،حال پدری را که فرزندانش با این شکل از او دور شده باشند راحت میشد فهمید خود آن بزرگوار در نامه ای که برای یکی از اسرا نوشته بودند این حالت را تشریح کرده اند نشان داده اند که ایشان واقعا داغدار فقدان این عزیزان هستند . حقیقتا جای امام این روزها خالی است البته روح بزرگوار و پر فتوح آن جلیل قدر متوجه به ماست شادی ملت ما موفقیت های ملت ما پیروزی های اسلام و مسلمین روح امام را مانند ارواح طبه ی همه ی اولیا ء، شادمان و مسرور می کند. خدارا شکر میکنیم که ثابت کردکه آن دست قدرتمندی که ار روز اول پشت سر این انقلاب و کشور بود همچنان پشت سر این انقلاب و کشور هست. آزاده سرافراز حاج محمد محمدی نژاد شب عملیات عاشورای 2 به تاریخ 64.5.23 در منطقه چنگوله و در میان دره و تپه ماهور هایی که چادرهای تیپ 72 زرهی محرم مستقر بود اعلام کردند که به چادر تعاون مراجعه کنید . دوستان وسایل غیر ضروری و وصیت نامه ها را بنویسند و تحویل دهند همه ما شروع به نوشتن نمودیم آنچه به ذهن می رسید سفارش به یاری امام و رزمندگان و هم امورات خانواده و روحیه آنها شد. در صورت شهادت ما ، وصیت را نوشتیم چند مرحله اراده کردم به نوشتن توصیه ای در خصوص اسارت و دلداری خانواده که اشاره ای به مصائب حضرت زینب (س) دوباره برگه های اسارت را جدا نموده و مجددا این کار را چندین مرتبه تکرار کردم و در نهایت با توجه به تاکید فرماندهان که وقت حرکت است با عجله گفتم که من اسیر نمیشوم چه لزومی دارد در این خصوص چیزی بنویسم .تقدیر که اسیر شویم روز اول اسارت : بعد از به محاصره در آمدن هر یک از همراهان چیزی می گفت . یکی پیشنهاد داد دو دسته بشویم .یک دسته بجنگند و بصورت تاکتیکی دسته دیگر عقب نشینی کنند . دسته دوم شلیک آتش کنند دسته اول عقب بنشینند. و به همین منوال از محاصره خود را برهانیم . دیگری می گفت بیایید همه با هم از داخل شیار بیرون آمده به دشمن شلیک کنیم و درهمان حین هم عقب نشینی کنیم هرکسی زنده ماند، سهراب کاو سوار گفت آقای شاهین آقای یازده و آقای... شما می دانید من چندین مرحله اسیر شدم و فرار کردم رفتم تو صف غذای عراقی ها و ... اما این صحبت هایی که شما گفتید همه مصداق خود کشی است. برادران، من الان میتوانم فرار کنم اما خودم را مدیون این همه بچه کم سن وسال میدانم . بگذارید هرچه بر سر اینها آمد به سر ما هم بیاید . بچه ها، برادران خودتان را برای اسارت آماده کنید اسارت دری دارد که احتمال دارد یک روزی باز بشود .فکر کنم عزیز قبادی بود پیراهن خود را درآورد و زیرپوش سفید را به عنوان تسلیم بالا گرفت دشمن هم دست از تیراندازی برداشت و به صورت اسلحه آماده شلیک به سمت ما حرکت کرد. اینجا بود که من که بیسیم چی بودم با مرکز که مسئول محور جناب مرتضی میریان بود تماس گرفتم و اعلام کمک مجدد کردم و گفتم این آخرین تماس من است داریم آماده اسارت میشویم بیسیم را خاموش قطعه ای را جدا و رموز را زیر خاک مخفی کردم که دست دشمن نیفتد، عراقی ها بالای سر ما رسیدند و ما را به خط پشت سر هم دستها روی سر به اسارت گرفتند. ( یا زینب کبری س) وسط راه در یک سر بالایی تپه ای برگشتم برای آخرین بار ایران را نگاه کردم که یک تانک مان نزدیکی میدان منهدم و در حال سوخت بود و آثار نیروی کمکی پیدا بود ” ولی آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ” دیگر دیر شده بود ما را پشت یک تپه که جاده ای بود و آخر خط ماشینی عراقی برای بردن یک نیروی عراقی آمد ما را به خط کرده اسلحه گرفت مسلح کرد و با نهایت خشم که ما را به دیوار تپه به تیر ببندد صدای ماشینی آمد برگشت دید یک جبپ آمد توقف کرد و یک جوان خوش تیپ پایین آمد و گفت ( های شینو ) چیه چکار میکنی؟، محمد حمیدی از بچه های عرب خوزستان ترجمه می کرد، او گفت اینها پسر خاله یا عمه من رو تو سنگر کمین کشته اند باید به انتقام او اینها رو بکشم . باهاش صحبت کرد این افسر قانع نشد در نهایت با تندی اسلحه را از او گرفت ما را حرکت دادند به سمت پشت خط خودشان که یکی دیگر از عراقی ها امد و یک اسیر کوتاه قد و ضعیف را بلند کرد که اسمت چیه : جمعه . تو عربی گفت : آره. چرا به جنگ ما عرب ها آمدی ؟ میخواهیم تو رو بکشیم که باز تعدای از ما با خواهش و تمنا نگذاشتیم و حرکت کردیم از داخل دره و راه باریکی که اطراف آن میدان مین و سیم های خاردار بود یک لحظه متوجه عبور مورچه ای از عرض معبر شدم با خودم گفتم خدایا به عظمتت شکر این مورچه الان از من آزادتر و قوی تر است و من از این مورچه هم ضعیفتر و اختیاری از خود ندارم . ما را به جلوی سنگرهای خودشان بردند اکثرا مجروح و تشنه بودیم که سربازان عراقی از آن آب تانکرها که داغ هم بود به ما دادند و از نان خشک ها به بچه ها میدادند. خودم دیدم لباس های تن خود را پاره میکردن و زخم بچه ها رو می بستن این یک شگفتی بود تا الان میخواستند ما رو بکشند. گذشت تا اینکه در این حین ایران یک آتش تهیه را ریخت و نزدیک بود که ما با توپخانه ایران با دستان بسته کشته شویم .انها هم ما را رها کرده به سنگرهاشان پناه بردند، ولی واقعیت این است وقتی اسیر میشوی با سن و سال کم ماه وسط تابستان گرمای عراق و خستگی و... فکری برای فرار برای ما نمانده بود در نهایت آتش فروکش کرد دیدیم یکی از پاسداران که لباس خاکی بر تن داشت و آرم سپاه بر سینه و نزدیکی آرم هم تیر خورده بود را عراقی ها زیر بغلش را گرفته و آوردند و روی زمین انداخته که دیدیم شهید مومنی از بچه های گراب بود که بعدش هم شهید شد. مجروحین سخت را سوار آمبولانس کرده و بقیه را که زنده و سر حال تر بودن را سوار ایفا یا ریو کردن (خاور مانندی ) ساعت 2 بعد از ظهر بود دو نفر مسلح همراه ما را به یک بیابان 20 کیلومتری برده حدودا 3 ساعت تو این گرما، خسته ، زخمی این ماشین از این طرف بیابان ما را می برد به قسمت دیگر وهمین کار را ادامه داد. خاک لوله می شد میامد داخل خفه می شدیم . جاده پر دست انداز، خلاصه ما را زجر کش کردن تا اینکه ماشین از حرکت افتاد و خراب شد .بیسیم زدند و ماشین دیگری امد. با ماشین جدید یک سرباز فارس زبان از منافقین آمده بود. خلاصه مقر سپاه دوم رسیدیم ، پشت گردن ما را میگرفتند از بالای ایفا پرت می کردند و مینداختند پایین ، با دست های از پشت بسته و با این کاری نداشتند تو سالمی ، زخمی ، پات شکسته، دستت تیر خورده یا قسمت دیگری از بدنت و روی اون محوطه و سربازان و فیلم برداران داخلی و خارجی اطراف ما را گرفتند تمسخر کردند و.... ما هم از تشنگی خاک و گرما و خرابی ماشین بی حال بودیم داد میزدیم بر سر خبرنگاران خارجی که به ما آب بدهید ، تشنه ایم کمی آب داغ دادند.( لایوم یومک یا ابا عبدالله) که اینجا یکی دو تا از بچه ها شهید شدند و پیکرهای مطهرشان بردند . بعد از این مرحله ما را سوار بر اتوبوس کرده و راهی بغداد شدیم داخل اتوبوس کولر داشت خواب رفتیم بعد از مدتی دیدم یکی جیب هایم را تفتیش میکند بیدار شدم آن منافق فارس همراه عراقی ها بود با فحش و ناسزا هرچه پول و مدارک و مهر نماز و... برد من مجدد خواب رفتم که روبروی من یک نفر اهوازی به نام جمشید عشایری بود (لحظات اسارت تلاش کرد خود را به سنگر کمین دشمن که بالای تپه ای بود و تیر باری و چند جنازه عراقی در آن بود برساند که با شلیک تک تیر انداز عراقی زخمی و غلطان غلطان پایین آمد و مرتب می گفت خدایا منو اسیر اینها نکن من اینها را میشناسم و....) . این منافق بالای سر جمشید رفت توی اتوبوس و پرسید کجایی هستی ؟ فهمید از خوزستان است شروع کرد به اهانت کردن که ناگهان با صدای سر جمشید به سر و صورت این منافق و افتادن او داخل راهروی اتوبوس ما بیدار شدیم و متوجه منافق توی راهرو شدیم. از هر طرف با لگد بهش زدیم داد و فریاد زد و الان دیگر شب بود و به استخبارات یا سواک بغداد رسیده بودیم آمدند به کمک فرد منافق و او جمشید را نشان داد ،جمشید را پایین بردند او رو ب پشت و رو به پایین انداختند روی آسفالت محوطه با پوتین و کفش به سر و کله و کمر او میزدند تا اینکه کمر و گردنش را شکستند او را برگرداندند سرش را بالا گرفتن داد میزد و آب می خواست لیوان آب را نزدیک لب های جمشید می آوردند سر را می کشید بخورد دست و لیوان را عقب می کشیدند این کار را زیاد تکرار کردند باور کنید کربلایی زنده بود برای ما خلاصه ما را از اتوبوس پیاده کردند یک تونل را سربازان درست کرده بودند همه باتوم و کابل به دست، اولی میزد به دومی و همینطور تا آخر و آنجا راهرویی بود و یک اطاق 3 3 که 36 نفر را ریختند انجا تا لحظاتی بعد ما را برای بازجویی بردند بیرون. یک نفر یک نفر باز تکرار همان تونل وحشت و کتک با کابل و باتوم و می رفتیم توی دستشویی. ما چیزی که نخورده بودیم فقط سر را زیر شیر آب برده خیس می کردیم که آرام بگیریم و از آب شیر توالت سیر میخوردیم .بیرون می آمدیم این بار بدن خیس بود و کابل می چسبید به بدن و ما را میزدند تا می رسیدیم به میز بازجویی که فرمانده شما کیست ؟ افراد اسیر کی هستند ؟ چه سمتی دارند ؟ شهر شما چه تاسیساتی دارد؟ و.... که ما به دروغ جواب میدادیم و اگر جواب خوب نبود و می فهمیدند دو سر سیم را به گوش هایت وصل می کردند و شوکی وارد می شد انگار انفجاری در مغز سرت رخ داده و نهایتا به همان اطاق میرفتیم جمشید هم در حال جان دادن استدعای آب داشت یکی از عراقی ها شیلنگ را داخل انداخت رفت آب رو باز کنه یک بعثی رسید و شیلنگ را کشید ، جمشید گفت باشد آب به من ندادید شکایت شما رو به آقام می کنم و انتقام مرا خواهد گرفت و همانجا جان را به جان آفرین تسلیم کرد روحش شاد و راهش پر رهرو باد . این هم مختصری از یک روز از اسارت و سرنوشت ما 72 اسیر عملیات عاشورای 2 درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...
از توهین به روستاییان توسط پدر تا بی شرف خواندن ملت از سوی دایی ! + تصاویر
، و مهدی هم یکی از آنهاست. متاسفانه شرایطی شده که بچه های همه ملت در زندان هستند و بلایی است که خاص خانواده هاشمی نیست. *فائزه هاشمی در بخش دیگری از گفت و گویش با این رسانه ضدانقلاب به نقل از مادرش(عفت مرعشی) گفت: مادرم دیروز جمله ای گفتند که "انقلاب از اوین شروع شد و زندان ها و فشارها و کسانی که در زندانها بودند عامل مهمی در شکل گیری انقلاب داشت و حالا به همین شکل” بنابراین تاریخ نشان
سیاست ورزی دنیامدارانه
پیش از انتخابات مجلس ششم نخست در قالب مقالات و یادداشت های مطبوعاتی در روزنامه های جریان اصلاحات از صبح امروز و فتح گرفته تا صبح آزادگان و آفتاب امروز و ... به چاپ رسید و سپس با حمایت جریان اصلاحات در شمارگان زیاد و چاپ های متعدد در سراسر کشور توزیع گردید و بر سر آقای هاشمی آن آمد که همه می دانیم. برخی از این موارد را به اجمال مرور می کنیم: پس از اشاره به نامة نود تن از چهره های ملی
گردانندگان خانه تیمی شبکه رسانه ای ضدانقلاب چه کسانی هستند + تصاویر
، به عنوان یک روزنامه نگار آماتور از نشریه خانه ، متعلق به مؤسسه خانه روزنامه نگاران جوان (به مدیریت حجت الاسلام محمدرضا زائری) آغاز کرد و دبیر سرویس خبر و گزارش این نشریه شد. بعد از دو سال، به روزنامه ایرانیان پیوست و بعد از مدتی کوتاه، با تأسیس روزنامه زن توسط فائزه هاشمی در مرداد 77، به همکاری با سرویس اجتماعی آن پرداخت. اولین بار با مصاحبه با مریم مختاری ، همسر محمد مختاری، از
مبانی سیاست خارجی دولت تدبیر و راستگویی: مذاکره تحت هر شرایطی و توافق به هر قیمتی/ افسانه پردازی های ...
اگر چنین است پس چرا آمریکایی ها این چنین بر این بازرسی ها و بازجویی ها از دانشمندان و مقامات امنیتی و دفاعی اصرار دارند؟ پاسخ، خیلی ساده، این است: برای کسب اطلاعات هرچه بیشتر و دقیق تر از همه چیز! و این هم، به نوبه خود، برای قلع و قمع کردن هرچه دقیق تر و کامل تر تمام توان و قدرت دفاعی ایران در فرصتی مقتضی و مناسب. 5- اعتماد به افرنگیان مؤلفه مهم دیگر سیاست خارجی دولت تدبیر این
اخبار ویژه روزنامه های چهارشنبه 1 مهر
طیف خود در استانداری ها هستند! این دلواپسان به فکر ایجاد شکاف در میان دولتی ها هم هستند بدین نحو که اظهارات هر یک از آنها را منتشر و متضاد می نامد اما غافل هستند که ماهیت اصلی این اظهارات هیچ تفاوتی با هم ندارد و همه آنها به یک هدف می رسد و آن هم تحقق خواست ملت است. مثلا نوشته اند که بعد از استان مرکزی استانداران فارس، قم و کرمانشاه هم تا کنون جا به جا شده اند در حالی که محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت
عملکرد ولی الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی در سال دوم دولت یازدهم
نمی آییم و با این مسئله حتماً برخورد خواهیم کرد برای بانک های متخلف خط و نشان کشید. اما به زودی معلوم شد این تهدیدها اثر نکرده اند و بانک ها با توجه به نظارت منفعلانه بانک مرکزی به رویه پیشین خود ادامه دادند. هرچند مسئولان بانک مرکزی علت این اتفاق را نرخ شکنی مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز اعلام کردند اما به نظر می رسد ریشه مشکل در جای دیگر است. دکتر سیف با اشاره به این رقابت ناسالم در
17مرداد روز تجلیل از خبرنگاران و ارائه یک پیشنهاد
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد خداوند رحمان و رحیم در آغاز سوره مبارکه قلم، به قلم و آنچه را با قلم می نویسند سوگند یاد کرده است. حدیثی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) روایت شده که می فرماید: سه صدا است که پرده و حجاب ها را می شکافد و به پیشگاه با عظمت خداوند می رسد: صدای گردش قلم های دانشمندان به هنگام نوشتن، و صدای قدم های مجاهدان در میدان جهاد، و صدای چرخ نخریسی زنان عفیف و پاکدامن. البته آنچه که گفته شد درباره قلم هایی است که در مسیر حق و عدالت و در صراط مستقیم گردش می کند اما قلم های مسموم و گمراه کننده بزرگترین بلا و عظیم ترین خطر برای جوامع انسانی محسوب می شود 1 شهیدمحمود صارمی به عنوان خبرنگاری مومن و مسلمان و مدافع مردم رنج کشیده و مظلوم روز 17 مرداد ماه سال 1377 قربانی جریان های افراطی و تحجرگرا شد و در مزار شریف افغانستان مظلومانه با گلوله های سلاح عده ای خشک مغز متحجر به شهادت رسید. یاد و خاطره آن شهید بزرگوار و همه فعالان عرصه مطبوعات اعم از خبرنگار، عکاس، تهیه کننده گزارش، فیلمبردار و کلیه کسانی که طی سال های دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل با شهامت و شجاعت و ایثار در امر اطلاع رسانی فعالیت نموده و حقانیت رزمندگان اسلام را به جهانیان مخابره کردند، بیدادگری های استکبار غرب و شرق و نوکران دست نشانده آنان را برملا ساختند، ظلم و ستم صدام معدوم را در ضربه زدن به این آب و خاک به مردم سراسر جهان اعلام کردند و در نهایت جان عزیز خود را در راه بقای اسلام و پاسداری از میهن مردانه فدا کردند، گرامی می داریم. مناسب آن که روزنامه نگاران بدون ترس و واهمه حقایق و واقعیت های جامعه را بنویسند. حقوق مسلم خود را از قبیل مسکن، تهیه امکانات مناسب زندگی، استفاده از بیمه و حقوق بازنشستگی طلب نمایند و هنگام پیری و از کارافتادگی امید به کسب درآمد و تامین زندگی داشته و مدیران نشریات هم درآمد مکفی و یا حداقلی داشته باشند و مسئولان ذی ربط از هر قوه ترتیبی اتخاذ نمایند که توقیف نشریه آخرین راه حل باشد. فعالان عرصه مطبوعات باید بتوانند در انجمن صنفی امور مربوط به شغل و حرفه خویش را مطرح و در صورت لزوم برابر با قانون از حق خود دفاع نمایند. روزنامه نگار موفق و وظیفه شناس هر روز برای دسته و گروهی مجیزگویی نمی کند. راه و روش زندگی شرافتمندانه را بر می گزیند، از صنف متملقان دوری می گزیند. مدیران هم بدانند نباید تنها سالی یک بار مجلس بزرگداشت برای خبرنگار برگزار نمایند یا هدیه ای به آنان بدهند و به احترامشان سخنرانی کنند بلکه علاوه بر انجام امور فوق که به جای خود قابل ارج نهادن می باشد باید به خواسته های به حق آنان رسیدگی و اقدام لازم مبذول نمایند. در 150 سال اخیر به دنبال پیدایش روزنامه و جراید پادشاهان و حاکمان ظالم و ستمگر دشمن اصلی روزنامه نگاران و اصحاب مطبوعات دلسوز و علاقه مند به پیشرفت جامعه بودند. ناصرالدین شاه که به قدرت تاثیر جراید در پرورش افکار عمومی پی برده بود به وزیر انطباعات دستور می داد مجلات و روزنامه هایی که از خارج برای دربار می فرستند بسوزاند تا خشم و غضب خود را فرو نشاند و به خیال خام خود مردم را از تاثیرات بد روزنامه ها دور بدارد. دوشنبه دوم ربیع الثانی 1302 ه.ق... خدمت شاه رسیدم بعد از ناهار روزنامه ترجمان حقیقت را که روزنامه رسمی عثمانی است و در آن تفصیلی از ایران نوشته بود با ترجمه اش به نظر شاه رساندم... شاه روزنامه را ملتفت نشد و ترجمه را سوزاند. یکشنبه 2 محرم 1303 ه.ق در روزنامه طمس منطبعه لندن تفصیلی نوشته بودند تعریف از ظل السلطان و تکذیب از ولیعهد و تحریک به شاه که ولیعهد را از ولایت عهد معزول کند و ظل السلطان را ولیعهد نماید روزنامه را ترجمه نموده به شاه دادم خیلی متفکر شدند فرمودند کتابچه را بسوزان. 2 روز خبرنگار فرصتی است تا فعالان سیاسی، احزاب و انجمن ها از جمله مدیران نشریات و خبرنگاران از مبارزان راه قلم و نویسندگانی که حقایق را گفتند و از قدرتها هراسی به خود راه ندادند، به زندان افتادند، لبهایشان را دوختند، از شهر و دیار خویش تبعید شدند و یا جانشان را در این راه فدا کردند یاد کنند و بر آنها درود بفرستند. و راه و رسم شان را سرمشق خویش قرار دهند. هر روزنامه نگاری با نشریه ای که منتشر می نماید یا مقاله ای می نویسد باید به خوانندگان و جامعه ثابت کند از دروغ، تحریف، تهمت و افترا دوری می کند و به دنبال چاپ روزی نامه نیست، سرسپرده این یا آن مقام و تسلیم زر و زور نمی شود، اخلاق حرفه ای را رعایت و در نهایت استقلال خود را حفظ می کند تا در جامعه ارزش بیشتری داشته باشد. روزنامه سفینه نجات در سال 1325 ه.ق در یزد منتشر شد. آخرین شماره منتشره سفینه شماره 28 سال سوم مورخ 14 رمضان المبارک سال 1329 ه.ق است. در پایان آن شماره تعطیل روزنامه را با این عبارات به خوانندگان و مشترکین اطلاع داده است: از آنجا که راست گفتن را نسبت به بعضی از محترمین جسارت و دروغ را منافی مقام و مسلک خود می دانیم از این نمره عجالتاً دوستان را وداع و طبع سفینه را به زمانی یسر(آسان) ان شا ء ا... حواله می دهیم... سرمقاله آن شماره زیر عنوان آزادی مطبوعات این گونه آغاز می شد:انسان آزاد علت العلل تمدن و مایه ایجاد آبادی است هر انسانی که آزادی حقیقی و حریت خدا داد خود را شک نماید انسانیت خود را تردید کرده است... روزنامه طوفان در تهران به صاحب امتیازی و موسسی فرخی یزدی و مدیر مسئولی موسوی زاده تاسیس و شماره اول آن... در سال 1300 شمسی انتشار یافته است... طوفان در طول مدت انتشار پانزده مرتبه توقیف گردیده و باز منتشر شده است تا اینکه بالاخره در سال 1307شمسی که فرخی به عنوان نماینده مجلس شورای ملی در دوره هفتم تقنینیه از طرف مردم یزد انتخاب گردید در مجلس جزو اقلیت بود و به ناچار ایران را ترک کرد، طوفان برای همیشه تعطیل شد. در آذر ماه سال 1300 که وزارت داخله (کشور) اخبار را به دفتر طوفان نفرستاد، فرخی مسمطی با مطلع خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست درباره شهرها از جمله یزد چاپ و منتشر نمود. یزد امن است و اهالیش دعاگو هستند بهر ابقای حکومت به هیاهو هستند پی تقدیم هدایا به تکاپو هستند راست گویی همه در روضه مینو هستند الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست! خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست! 3 دکتر محمد مهدی فرقانی – روزنامه نگار- می گوید: با آنکه از انقلاب مشروطه تاکنون دارای قانون مطبوعات هستیم اما این قانون حتی با تغییرات مکرری که پیدا کرده همچنان فاقد یک فصل مستقل و قابل اعتنا در مورد حقوق روزنامه نگاران است. هر چند که وقتی درباره حقوق روزنامه نگاران صحبت می کنیم باید روی دیگر سکه را هم ببینیم که همانا مسئولیت های اجتماعی خبرنگاران است. به بیان دیگر حقوق و مسئولیت های روزنامه نگاران دو روی یک سکه هستند اما به نظر می رسد قوانین مطبوعاتی ما بیشتر به مسئولیت های خبرنگاران توجه کرده و حتی در مواردی آنها را بر شمرده است اما در مورد حقوق مادی و معنوی آنها جز در موارد اندکی، خست زیادی به خرج داده و توضیح مبسوطی نیز ندارد. بنابراین به نظر می رسد ما نیازمند نظام حقوقی جامع رسانه ای هستیم که نخست حقوق آنها را در چارچوب قانون به رسمیت بشناسد و به دنبال آن مسئولیت های اجتماعی روزنامه نگاران را بیان کند. اما می توان به جرأت گفت که ما در هر دو مورد دچار نقصان و آسیب هستیم. عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی می افزاید: متأسفانه چون این حقوق در چارچوب قانون بیان نشده هر کسی تفسیر به رأی کرده و بنا به سلیقه خودش آن را کم و زیاد کرده است. البته هیچ مرجعی هم برای احقاق حق وجود ندارد. در نقطه مقابل این مطلب باید گفت در حوزه حرفه ای روزنامه نگاران نیازمند آن هستیم که مسئولیت های اجتماعی خود را به درستی بشناسیم و به آن پایبند باشیم. این اصول به طور عمده در چارچوب موازین اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری مطرح می شود در حالی که ما فاقد یک مرامنامه اخلاق حرفه ای رسمی هستیم که روزنامه نگاران و تشکل های صنفی روزنامه نگاری بر آن صحه گذاشته و خبرنگاران به آن متعهد باشند 4 از جمله موضوعاتی که در یکسال اخیر در آیینه یزد بدون وابستگی به انجمن و دسته و خطی مستقلاًٌ درج گردید مقاله مفصل و مستدلی بود تحت عنوان آیا ممنوع التصویری سید محمد خاتمی قانونی است؟ گرچه عده ای بر نتافتند و در بعضی از سایت ها انواع و اقسام اتهامات را بر نویسنده وارد آوردند. چند نفری هم که پاسخ دادند نخواستند به قوانین مدون و مصوب جمهوری اسلامی ایران گردن نهند. گرچه محترمانه پاسخ آنها هم داده شد و در تاریخ جراید و مطبوعات یزد ثبت گردید. اما هر چه زمان بگذرد خوانندگان بیشتر به درستی مطالب مندرج در آیینه در این زمینه پی خواهند برد چون به یقین قانون اساسی و آیین دادرسی بدون تشکیل دادگاه صالح و در نهایت صدور حکم، بر ممنوع التصویری هیچ فردی صحه نمی گذارد و دعا برای رفع حصر و یا درخواست آزادی زندانیان نیز حامی و وابسته بودن به آنها را ثابت نمی کند. بعضی از سایت های محلی گاهی در وارد کردن اتهام، نسبت های دروغ دادن عدم رعایت احترام به دیگران ید طولایی دارند بنابراین از جامعه روحانیت دارالعباده، مدیران و مسئولان استان و صاحبان تریبون های رسمی و همه علاقه مندان به نظام جمهوری اسلامی ایران درخواست می گردد ترتیبی بیاندیشند تا با تذکرات دوستانه و مشفقانه به هر یک از نویسندگان و فعالان سیاسی و طرفداران گروه ها و احزاب شناسنامه دار به ویژه اگر هزینه آنها از بیت المال تامین می گردد یاد آوری نمایند در جهت گیری ها با مدرک و دلیل انتقاد کنند رعایت صداقت، امانت، کرامت انسان ها را بنمایند که این راه به صلاح و صواب نزدیکتر است آرزوی نویسنده این سطور به عنوان یک معلم و روزنامه نگار این است که خداوند کریم وسایل آزادی خبرنگاران و روزنامه نگاران دربند در سراسر جهان را که پدران و مادران و فرزندان خردسال و همسران آنها لحظه ای آرامش خاطر ندارند فراهم نماید. به امید آن روز. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- تفسیر نمونه ، جلد 24، صفحه 377 2- خاطرات اعتمادالسلطنه ، چاپ امیرکبیر، سال 1350 ه.ش، اگر مقصود روزنامه تایمز لندن باشد در سال 1785 میلادی توسط جان والتر تاسیس و انتشار یافت. 3- آیینه یزد، شماره 376 4- روزنامه ایران، 17/5/ ...
وظیفه ناشناسی یک خبرنگار و سعه صدر استاندار
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد ساعت 5 بعدازظهر سوم شهریورماه به مناسبت هفته دولت جلسه مصاحبه استاندار با خبرگزاری ها، مدیران مسئول نشریات و نمایندگان روزنامه های سراسر کشور در سالن مرحوم حمیدیا تشکیل گردید. گزارش تصویری و شرح تفصیلی نشست 3 ساعته در سایت استانداری و بعضی از رسانه ها منتشر شده است. حقیر به عنوان مدیر مسئول آیینه یزد چند دقیقه قبل از ساعت 5 بعدازظهر وارد سالن حمیدیا شدم و روی اولین صندلی خالی مقابل در ورودی نشستم، چندین نفر از حاضران با لطف و محبت فرمودند بروم و نزدیک جایگاه مسئولین بنشینم. ضمن اظهار تشکر از آنها قبول نکردم و همان جا کنار در ورودی نشستم. یکی از خبرنگاران هم که از استاندار درباره میدان امیرچقماق پرسش نمود در آخرین ردیف نشسته بود. نوبت طرح پرسش که به اینجانب رسید پس از عرض سلام و ادب گفتم: گرامی می داریم یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر و دیگر شهدای انقلاب اسلامی و برای تعالی درجات عالیه آنها صلوات برمحمد(ص) و آل محمد. بعد از اینکه حضار صلوات فرستادند از استاندار به خاطر صدور دستور پیگیری موارد قبلی مطرح شده در آیینه یزد و هم چنین به علت اقدام ارزنده ای که توسط استاندار دولت تدبیر و امید صورت گرفته و نشست های هم اندیشی با اصحاب مطبوعات برگزار گردیده بود سپاسگزاری و پرسشی بدین مضمون مطرح کردم: جناب آقای استاندار! اخیرا انتصاباتی داشتید، از خبرگزاری و فرد خاصی هم نام نمی برم، یکی از افرادی را که منصوب نموده اید تنها به اسم می شناسم و هیچ گاه آشنایی قبلی با او نداشته ام، اما چون یکی از سایت ها علیه آن شخص و نحوه عملکرد استانداری گزارشی غیرمنطقی و توهین آمیز داده بود، باعث شد به رزومه کاری فرد انتخاب شده مراجعه کنم و بدین نتیجه رسیدم که در حق وی جفا شده است. استاندار هنگام پاسخ دادن به آن سئوال از جمله گفت ماه زیر ابر نمی ماند و... در این هنگام توضیح مختصری دادم و عرض کردم: عذر می خواهم جناب آقای استاندار! رییس صداوسیمای یزد گفته است بیشتر بازدیدکنندگان سایت انتشار دهنده آن خبر از نخبگان جامعه هستند!! ضمنا ً نباید انسان خود را در مظان سوء ظن قرار بدهد، حتی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدمصطفی(ص) به همراه همسرشان به تنهایی در کوچه عبور می کردند یکی از صحابه رسید، حضرت برای اینکه آن شخص فکر نکند پیغمبر بزرگوار در کوچه ای با زن بیگانه ای همراه است فرمودند: فلانی! این زن همسر من است 1 بنابراین شایسته بود بخش مطبوعات و رسانه ای استانداری در این زمینه ها بیشتر اطلاع رسانی کنند. بسیاری از اصحاب رسانه نحوه پاسخ گویی درباره خودتان را مناسب می دانند اما در مورد افرادی که منصوب استانداری می باشند، بهتر است روشنگری شود که بخش آخر این گفتگوی چند دقیقه ای مورد تایید و موافقت استاندار قرار گرفت. در این شماره لازم می داند حدود 14 خط از 70 سطر گزارشی که خبرنگار وظیفه ناشناسی پیرامون مصاحبه اخیر استاندار با نشریات در سایت یزدرسا درج نموده عیناً در این ستون نقل گردد تا دروغگویی آن شخص حتی درباره محل نشستن افراد و دیگر بحث های مطرح شده و عدم رعایت ادب در نوشتن و تشویش اذهان عمومی که شاید از عادات ناپسند گزارشگر یا خبرنگار مورد بحث شده است بر همگان مشخص گردد. در چند جلسه گذشته پس از سفر دکتر علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به یزد هم بدترین تهمت ها از قبیل رانت خواری و رسیدن به آلاف والوف و زشت ترین کلمات را در یزدرسا درباره مدیرمسئول آیینه یزد نوشتند. اینک گزارش خبرنگار یزدرسا: ...بر خلاف جلسات چندنفره مطبوعاتی گذشته استاندار و با توجه به دعوت عمومی روابط عمومی استانداری یزد از خبرنگاران برای شرکت در این نشست، هر چند خبرنگاران فعال رسانه ها برای نشستن در جلسات، صندلی انتخاب نمی کنند اما عناصر قلم به دست اصلاح طلب جراید حامی دولت که همیشه در دلسوزی برای رفع حصر سران فتنه طلایه داری کرده اند با قیافه حق به جانب و لبخند طلب کارانه! صندلی های جلوتر را برای این نشست انتخاب کرده بودند...!! پس از طرح سؤالات چند خبرنگار نوبت به همان عناصر قلم به دست رسید که با دست لرزان از حرف های کهنه و به دل مانده خود عقده گشایی کنند و با تخریب برخی رسانه ها و پاسخ های دل خوش کُنَک به دنبال راهی برای تسلای خشم خود باشند!! نوبت به وی که رسید با طرح اینکه در برخی سایت ها در خصوص معاونان شما مطلبی را خواندم و از آنجا که شناختی بر فرد انتصابی از جانب شما نداشتم تحقیق کردم و فهمیدم در حق آنها جفا شده! چرا روابط عمومی استانداری جواب این رسانه ها را نمی دهد سکوت همه جا جایز نیست؟... خبرنگار یکی از روزنامه ی اصلاح طلب که همیشه در طرح سؤالات حاشیه ای در نشست های خبری سر آمد است در این نشست هم با بیان اینکه رییس جمهور در ابتدای کار خود گفت: باید سینه ها از کینه ها پاک شود گفت: در جریان خاک سپاری شهدای گمنام عده ای در انجمن اسلامی گفتند: دیدید زورمان – در خصوص خاکسپاری شهدای گمنام- از شما بیشتر بود! و این نشان می دهد سینه ها از کینه ها هنوز پاک نشده!... 2 ای کاش گردانندگان سایت یزدرسا که خود را رسانه ای متفاوت برای مردم دارالعباده می نامند نام و نشانی و تلفن و محل استقرارشان را می نوشتند تا اگر افرادی از طرف بعضی از خبرنگاران آنها مورد اتهام قرار گرفتند و یا وقتی نویسندگانی از یزدرسا حرمت قلم را رعایت نمی کنند، حداقل امکان مراجعه و بیان تذکر دوستانه و محترمانه به مدیران رسانه داشته باشند. یا عده ای از مخاطبان بتوانند بنا به صلاح دید خودشان به عنوان تظلم و دادخواهی به مقامات ذی صلاح مراجعه کنند و از حق خود دفاع نمایند و یا به حامیان سایت اطلاع دهند اگر پول هنگفت بابت اداره آن سایت از طرف اشخاص حقیقی یا از محل بیت المال تامین می گردد روزی باید پاسخگو باشند. آیا سایت یزدرسا تا این تاریخ مجوز فعالیت خبررسانی دارد؟ اگر خیرخواهانه می خواهد از خط و سلیقه خاصی حمایت کند آرزوی توفیق داریم اما چرا بعضی از خبرنگارانش دروغ می نویسند، تهمت می زنند و گویا خوششان می آید گزارش خلاف بدهند. خطاب به کارفرمایان و حقوق دهندگان به خبرنگاری که عنان قلم را رها کرده و بدون توجه به فرمایش مولای متقیان حضرت علی(ع) و تعالیم عالیه اسلام گزارش تهیه می کند یادآوری می نماید: شکر پروردگار یکتا را که دستم به ویژه هنگام نوشتن موضوعی که به حق می دانم نمی لرزد. در سن 73 سالگی روزانه 8 تا 10 ساعت در محل مجتمع آموزشی حضرت مجتبی(ع) و 3 تا 4 ساعت برای چاپ نشریه، امور محوله را انجام می دهم و شخصاً رانندگی می کنم. در انتشار آیینه یزد مستقل هستم و تاکنون با ضرر مادی نشریه را منتشر کرده ام. مجیزگویی نمی کنم و برابر با آنچه حضرت سجاد امام زین العابدین(ع) به شیعیان آموخته اند، دعا می کنم: خداوندا عمرم را طولانی گردان، مادام که در راه اطاعت تو باشد و اگر قرار بود چراگاه شیطان شود آن را بگیر و قبض روحم کن پیش از آن که خشم تو بر من سبقت بگیرد... 3 اگر افرادی درباره مطالب مندرج در آیینه انتقاد نمایند یا تذکر دهند و نصیحت کنند به طور قطع و یقین پذیرا هستم اما اگر کسانی باشند که به اصطلاح با چراغ خاموش حرکت می کنند یا آن طور که گفته می شود از طرف اشخاصی پشتیبانی می شوند و نمی دانم برای احقاق حق به چه کسی باید مراجعه کرد چاره ای جز آن نیست که در این ستون به دروغ ها و اهانت های آنها پاسخ منطقی و تذکراتی دوستانه و محترمانه داد و به موقع هم به مقامات مسئول شکایت کرد چون برای چاپ روزنامه و نشریه کیسه ای ندوخته ام. راستی ای جوان! اگر روزی کنار فردی نشستی که هم سلیقه با خبرنگار یزدرسا نبود و بر فرض علاوه بر اینکه با دست لرزان می نوشت با کلماتی دست و پا شکسته هم سخن می گفت آیا در گزارشی که برای سایت یزدرسا می نویسی او را به سخره می گیری که دستش می لرزید و لکنت زبان داشت؟ مگر نمی دانی قرآن کریم مسلمانان را از مسخره کردن یکدیگر نهی نموده است؟ آیه شریفه 11 سوره حجرات نکته دیگر آنکه تقاضای رفع حصر دولتمردان و فعالان سیاسی و دعا برای آزادی آنان تخلفی محسوب نمی گردد و افتخار مسلمانان این است که پیرو پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) هستند که بر اساس تفسیر آیه شریفه 8 سوره انسان امیرمومنان حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و فرزندانشان حضرت حسن و حضرت حسین سلام الله علیهم اجمعین همه طعام در خانه را در سه شب متوالی به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود گرسنه ماندند و غذایی برای افطار به مدت سه روز، روزه نذری در خانه نداشتند در این صورت مصداق اتم و اکمل آیه شریفه هستند که در برابر این گذشت و ایثار نامشان در ردیف ابرار ثبت و ضبط گردید که نه تنها تمام افراد بشر در همه اعصار و قرون بلکه کروبیان و ملکوتیان را به کرنش و تکریم و تعظیم وا می دارد. قابل توجه خبرنگار یزدرسا و دیگر کسانی که همانند وی می اندیشند اینکه بسیاری از مفسران گفته اند: منظور از اسیر در آیه مبارکه سوره انسان ، اسیرانی هستند که از مشرکان و کفار می گرفتند، و به قلمرو حکومت اسلامی در مدینه می آوردند و در سال های اولیه بعثت آزادانه رفت و آمد می کردند... 4 حسن ختام مقاله به درج دعایی اختصاص می یابد که حضرت محمدمصطفی(ص) به درگاه با عظمت خداوند رحمان و رحیم عرضه می داشت: خداوندا یک لحظه مرا بخودم وامگذار و چیزهای خوبی که به من بخشیده ای از من باز مگیر. 5 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- منیه المرید فی آداب المفید و المستفید (آداب تعلیم و تربیت در اسلام) ، شهید ثانی، ترجمه دکتر سیدمحمدباقر حجتی، صفحه 217 2- حواشی سه ساعت جلسه تکراری استاندار یزد برای هیچ!، یزد رسا، 4/6/1394 3- صحیفه کامله سجادیه ، ترجمه استاد مهدی الهی قمشه ای، ترجمه دعای بیستم، صفحه189 4- تفسیر نمونه ، جلد 25، صفحه 353 و 354 5- نهج الفصاحه ، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ جاویدان، صفحه 105 ...
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/06/31
جهت حفظ حقوق مان گفتگو کنیم بخاطر 8 سال ایستادگی ایثارگران و جانبازان در دفاع مقدس است. حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی انسجام، وحدت و یکپارچگی را رمز موفقیت ملت ایران برشمرد و خطاب به جانبازان و ایثارگران تصریح کرد: شما به دنیا اعلام کردید که ملت ایران ملتی صبور، مقاوم و شجاع است که هرگز از حق خود نمی گذرد و تسلیم نخواهد شد. * مجلس برجام را نه رد می کند نه تصویب علاء الدین
فرهنگ در رسانه
ایران جذب خواهند شد. این کارشناس سینما یادآور شد: توانایی های انیمیشن در ایران فراهم است و از شما درخواست دارم انیمیشن به عنوان یک هنر مستقل شناخته شود و در این عرصه تولید انبوه برای صادرات داشته باشیم.به گفته عالمی، باید کارهای هنری در زمینه انیمیشن داشته باشیم و هنر انیمیشن را جدی و جدا از سینما ببینیم و پیشینه این هنر به 4200 سال پیش به شهر بابل می رسد. این کارشناس یادآور شد
آوارگان سوری و ادامه بازی فریبکارانه مدعیان
داشته که در کنار آن باید به اظهارنظرهای غربی ها علیه دولت سوریه اشاره کرد که به دروغ، دولت سوریه را مسئول پدیده مهاجران سوری معرفی کرده اند، مسئله ای که نشان دهنده طرح و برنامه ای است که غرب از پس مطرح کردن مسئله مهاجران به ویژه از ناحیه انسانی به دنبال اجرای آن است. در طول جنگ تروریستی علیه سوریه، کشورهایی که هیچ گاه حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه های تروریستی را متوقف نکرده اند و همین
دفاع از اندیشه امام خمینی(س)/ پاسخی به نوشته "مخالفان شورای نگهبان از منظر امام خمینی"
این خاطر بود، که کم کم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بتدریج این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدار باشیم . ودیگر موضوع انتخابات مجلس سوم و جهت گیری صریح و شفاف حضرت امام و دستور برای برگزاری دور دوم در روز قدس و نامه به شورای محترم نگهبان که : اعضای محترم شورای نگهبان- دامت افاضاتهم / با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگی و گزارش نماینده این
در شبهات مطرح شده درباره خانهٔ موسیقی، نظر وزارت ارشاد فصل الخطاب است
، پول ندادند این پروژه طولانی شد، این طولانی شدن همزمان شد با بد ترین مقطع تاریخ این سرزمین یعنی زمانی که پنج قطعنامه شورای امنیت علیه کشورمان تصویب شد و دلار از هزار تومان به سه هزار و پانصد تومان رسید. وقتی چنین شوکی وارد شد که بی سابقه بود ما با وضعی روبرو شدیم که صبح همه چیز یک قیمت بود و عصر قیمتی دیگر و تازه به شما جنس نمی فروختند چون ممکن بود فردا باز قیمت ها تغییر کنند. همه به خوبی می دانیم
بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب در مجمع عمومی سازمان ملل
کلمه ی سخنانش به تک تک ملت روح و آگاهی و درس میداد - به اتکای خداوند متعال - که همه ی قدرتها در ید قدرت اوست - و با اعتماد به همین اراده ی عظیم و خدشه ناپذیر مردم دولت انقلاب را تشکیل داد. دولت ستمشاهی خود به خود و بی آن که راه دیگری داشته باشد مسند را رها کرد و گریخت. آخرین سنگرها، پادگانهای خالی از سرباز و افسر بود، آنها هم گریخته بودند، و بسیاری به صف مردم پیوسته. بیانات در مجمع عمومی
فرازهایی از دفاع مقدس
حصر آبادان را در هم شکسته بود. و بارقه های امید در دل ملت رشید ایران روشن می شد به علاوه که عملیات ایذایی گردانهای رزمی ایران آرامش و امان و امید صدام را برباد می داد. بیش از چهار ماه از جنگ و دفاع عراق و ایران می گذشت که بنی صدر در چهارم اسفند در دانشگاه تهران ماهیت خود را با سخنان تفرقه انگیز بروز داد. و خشم پاسداران و بسیجیان و نیروهای مردمی را برانگیخت و در حقیقت امام را از خود ناامید کرد و
شیخ های سیاست پیشه سپهر سیاست ایران
احزاب به ویژه جریان اصولگرای سنتی دانسته بود و دو سال پیش از سال 88، دَرِ خروج کابینه را به حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی، عضو دیگر جامعه روحانیت - نخستین وزیر کشور دولت نهم- نشان داده بود. شکاف سیاسی میان اصولگرایان بر سر شیوه و سلوک دولت داری احمدی نژاد و حلقه نزدیکان او نیز روزبه روز گسترده تر می شد. همه اینها سبب شده بود تا جامعتین - جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم- در تردیدی
عکس/ واکنش جالب مسلمانان آمریکا به نامه تهدیدآمیز
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از حوزه نیوز، رئیس مرکز اسلامی شهر گرینزبورو واقع در ایالت کارولینای شمالی امریکا، چند ماه پیش نامه ای نفرت آمیز از فردی که ادعا می کرد یکی از تاجران موفق منطقه است دریافت کرد که از او خواسته بود مسلمانان، کمتر در شهر دیده شوند!! این نامه بر محیط گرینزبورو تأثیر گذاشت، ولی نه آن طور که نویسندۀ آن خواسته بود! مسلمانان مرکز اسلامی گرینزبورو بعد از
نخستین کسی که حمله عراق را به اطلاع رساند
و امام جمعه مطلب را با مردم در میان بگذارم که اطلاعیه ای در این زمینه از رادیو برای مردم خواندم و آن ها در جریان قرار گرفتند. تجاوزات مکرر عراق علیه ایران آیت الله خامنه ای در ادامه اظهار داشتند : نکاتی در این زمینه وجود دارد که ملت عزیز ایران حتما بایستی با آن ها آشنا شوند ، یکی این که اگر چه جنگ ظاهرا در 31 شهریور 1359 شروع شد ولی بایستی گفته شود که جنگ رژیم عراق با ایران
با شرف بودید که یک جانباز شیمیایی را کتک زدید / مرعشی ها هنوز هم پشتشان از محبوبیت مردمی احمدی نژاد می ...
توهین کنند. همه ملت ایران می دانند تنها دولتی که به نفع مردم کار کرد و حرف دل مردم را زد دولت نهم و دهم بود وگرنه هیچکس از دولت سازندکی هاشمی دل خوشی ندارد و در سالهای پس از دوم خرداد نیز وضع معیشتی مردم فرقی نکرد اما این احمدی نژاد بود که یارانه مردم و در واقع حق آنها از نفت را به سفره های آنها برد . اگر مرعشی اینگونه سخن می گوید بخاطر اینست که می داند احمدی نژاد محبوب قلبهای
مروری بر حواشی سفر 5 رییس دولت ایران به ینگه دنیا
به گزارش نامه نیوز، حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور، بعد از توافق هسته ای به منظور شرکت در هفتادمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل پنجشنبه 2 مهرماه عازم نیویورک خواهد شد . رییس جمهور در این سفر علاوه بر سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تبیین نظرات ملت ایران درباره مهمترین مسائل بین المللی، دیدارهایی با روسا و مقامات سایر کشورها خواهد داشت . همچنین دیدار با ایرانیان
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
، کینه داشت، از این رو دهان به بدگویی گشود و با تغییر اندکی در اسم امام باقر (علیه السّلام) گفت: تو بقر (گاو) هستی! امام بدون این که خشمناک شود و عکس العمل شدیدی نشان دهد، با آرامش خاصی فرمود: من باقرم. مرد نصرانی که از سخن قبل به مقصود نرسیده بود و احساس می کرد نتوانسته است امام را به خشم وادارد، گفت: تو فرزند زنی آشپز هستی! امام فرمود: این حرفه او بوده است (و ننگ و عاری برای او نخواهد بود). مرد
روایتِ جمعه ی خونینی دیگر: عمر جمعه به هزاران سال می رسد
آمبولانس های حامل مجروحان نیز یورش می بردند و مانع از جمع آوری آنان می شدند. این جنایت در جمعه خونین مکه، به قدری فجیع بود که برای مرتکبان و بانیان آن، جز لکه های ننگ ابدی در صفحات تاریخ و فضاحت و رسوایی نزد ملت ها، اثری باقی نگذاشت. این حادثه جان سوز که وصف و شرح آن در کلام نمی گنجد، نه تنها قلب مسلمانان جهان که دل آزادگان دنیا را نیز به درد آورد و همه را در عزا و ماتمی بزرگ فروبرد. در