اللَّهِ کُلُّهُ عِنْدَنَا عِلْمُ الْکِتَابِ (29) یک جا هم حضرت می فرماید من در خانه دنبال کنیز خودم می گشتم پیدایش نکردم! لذا فرمود: أَنْتُمْ أَفْقَهُ النَّاسِ مَا عَرَفْتُمْ مَعَانِیَ کَلَامِنَا إِنَّ کَلَامَنَا لَیَنْصَرِفُ عَلَی سَبْعِینَ وَجْها (30) یکی از راه های حل تعارض، درک مقاصد است. وجود مقدس امام صادق (علیه السلام) کسی است که همه ی حقایق کتاب در دست اوست، لذا عالم بما کان و ما یکون
گیرد و اصل موضوع اجماع باید وحدت تاکتیک باشد. منتها خروجی این اجماع باید به نفع قاطبه مردم باشد و من اعتقادم بر این است که تغییر ایجاد خواهد شد، بخصوص در مورد مردمی که به حق و حقوق خود نرسیده اند. در چند دوره گذشته رویکردهایی وجود داشته که ما مخالف این رویکردها هستیم و اکثر مردم که به اشکال مختلف روحیات خاص داشته اند به لحاظ اخلاقی مطالبه گری نداشتند، نابهنجاری در وصول مطالباتشان نداشته اند
؛ بلکه در حوزه اقتصاد روزمره مردم نیز قابل اجراست. اما باید بدانم تا زمانی که دلبستگان تئوری های غربی در ایران حکومت کند، روی اقتصاد سالم را نخواهیم دید. غرب نگاهی به انسان دارد که به تبع آن اقتصاد و جامعه شناسی و مدیریت و سیاست تولید کرده است. ما در اندیشه اسلامی نگاه دیگری داریم. هیچ فیلسوف مسلمانی، نگاه غربی به انسان را ندارد. به تناسب آن، نظام تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش را تعریف
یا هر فرد دیگری، در عرصه اجتماع یک نقش آفرینی مثبت داشته باشد. ایشان به بعضی از مناسباتی که بین برخی روحانیان و مردم شکل گرفته و سابقه تاریخی و فرهنگی هم پیدا کرده بود، انتقاد داشت و لحن انتقادشان هم بعضا بسیار تند بود. ایشان این نوع مناسبات را خلاف آموزه های قرآن و سیره پیامبر اکرم(ص) می دانست. وی از آداب، القاب و نشست و برخاست هایی که بخواهد او را از دیگران ممتاز کند، پرهیز داشت، از دست بوسی و
سیاسی سنتی اسرائیل و پیدایش پژوهش تاریخی اجتماعی و بعدها مردم شناختی بود. او می گوید چون باستان شناسی کتاب مقدس، اساساً رویدادگرا و سیاسی بود دریافت که سلطه اش دارد به تدریج از دست می رود و تازه پس از آغاز انتفاضه اول در 1987 و ظهور صراحت انتقادی بیشتر در عرصه عمومی اسرائیل بود که کاوشگران بی پرده سخن گفتند و صدای شان که خاک مقدس از دیرباز آن را خفه کرده بود خشن شده بود. در نتیجه اتفاقاتی که در سال
شاه را در کنشگری مردم در لغو قرارداد “توتون و تنباکو” نام می برد و ادامه می دهد که با انقلاب مشروطه تردید در باب وساطت الهی شاه بیشتر شده و مطلقیّت نظم اجتماعی- سیاسی زیر سؤال رفت. آنگاه به نکات جالبی از تاریخ معاصر کشورمان اشاره دارد: اینکه مظفرالدین شاه قاجار در نخستین فرمان مشروطیت از دستخط مبارک خویش می گوید و خود را نماینده ی خدا بر زمین معرّفی می کند! و اینکه محمد علی شاه با طرح مشروعه به جای