سایر منابع:
سایر خبرها
افشاگری بی سابقه درباره تیم کشتی فرنگی
اردوهای ما حضور نداشت و ما هم نمی دانستیم که او در اندیمشک چه کار می کند. او اول در وزن 66 کیلوگرم بود و بعد به 71 کیلوگرم آمد و بعد هم از آنجایی که ما پشتوانه ای در وزن 75 کیلوگرم نداشتیم او به این وزن آمد. عبدولی در شرایطی که خورد و خوابید به ر قا بت های انتخابی تیم ملی آمد و چون کسی هم نبود مقابلش قد علم کند خیلی راحت به دوبنده تیم ملی رسید. حتی مقابل گرمسیری با فاصله بسیار کمی به
تجاوز به حریم سرزمین ما یک رویای پوچ است
. سین : عشق پرواز برای شما از چه زمانی آغاز شد ؟ جیم : از زمانی که به یاد دارم ، عاشق پرواز بودم . در کودکی وقتی از تلویزیون تصاویر فضانوردان خارجی را دیدم که به ماه رفته بودند شروع به گریه کردم . وقتی بزرگترها علت را از من پرسیدند گفتم من می خواستم به کره ی ماه بروم چرا آنها رفتند ؟ سین : از چه سالی وارد نیروی هوایی شدید ؟ جیم:من احساس می کنم از سال 1352
آوای تار یحیی سراغ مقطع مهم تاریخ رفت/ کاش سیاست و مشروطه پس زمینه داستان بود/ باید روایت عفیفانه عشق را ...
نزدیک بشود و وقتی که نزدیک شد و شخصیت ها باور پذیر شدند بعد نویسنده کره خودش را از این آب بگیرد. چون این مراحل مقدماتی صورت نگرفته و به سر دستی ترین حالت ممکن پرداخته شده مخاطب به شخصیت ها نزدیک نشده و با آنها همراه نمی شود. به همین خاطر هم عموما تصعنی به نظرش می آید. رفاقت پدربزرگ یحیی با مسلمانان برایش تصنعیه، مسلمان شدن یحیی تصنعیه، ارتباط یحیی و آوا در کودکی تصنعیه و قس علی هذا.
بدترین مسیر برای حرکت زائران انتخاب شد/ بی مهری بسیار نسبت به ایرانی ها در فاجعه منا
سربازیم برای آمدن به حج دچار مشکل شدم ولی خدا را شکر درست شد، مادرم به جدیت بنا دارند که من ازدواج کنم و بعد از حج قرار است در این زمینه اقدام کنند . وی با بیان اینکه در حال حاضر به همراه دیگر حجاج در مکه حضور داریم، ابراز کرد: امسال سه نفر از ایران در مسابقات بین المللی قرآن موفق به کسب مقام برتر شدند که محسن حاجی حسنی کارگر، حسن دانش و بنده بودیم و الان این عزیزان در کنار ما نیستند اما خیلی دوست داشتم به این دوستان بپیوندم.
دو چشم صدام را در کربلای3 کور کردیم
از لشکر28 را گرفتند که امام سریعاً پیام دادند که بروید سنندج را آزاد کنید و ما هم سریع تصمیم به بازگشت گرفتیم. به محض رسیدن شروع به پاکسازی کردیم و بیمارستان توحید را گرفتیم. اصول رزمی را خیلی بلد نبودیم اما در کردستان ساخته شدیم. فرمانده ای مثل شهید همت در کردستان ساخته و در جنگ فرمانده لشکر شد. آنجا ما یک سال جنگ سخت داشتیم. بعد از کردستان جنگ شروع شد و خودتان را به منطقه عملیاتی
گفتگو با حامد حدادی، آسمانخراش ایرانی
دارند. دو سال پیش از فنرباغچه ترکیه پیشنهاد داشتی چرا قبول نکردی؟ - دو سال پیش از فنرباغچه و سال قبل از رئال مادرید پیشنهاد داشتم اما قبول نکردم. خب من پنج سال در NBA بودم و بازی نکردم و تقریبا داشتم بسکتبال را فراموش می کردم. دوست داشتم جایی باشم که بازی کنم. 28 سال سن داشتم و می خواستم در تیمی باشم که زمان بازی زیادی در اختیارم قرار بگیرد. من از 23 سالگی در آمریکا بودم و
سایه یک شک معقول
نخستین آشنایی نسل ما با هما روستا، به فیلم دیوار شیشه ای ، به کارگردانی ساموئل خاچیکیان محصول 1350 برمی گردد؛ فیلمی تین ایجری درباره دختران امروزی و شیطنت هایشان. هماخانم (نامی که همسرش به کار می برد) در این فیلم نقش یکی از این دختران را بازی می کرد. بعد ها که فهمیدیم او کیست، فکر می کردیم چرا با آن سابقه و تحصیلات این نقش سخیف را پذیرفته است. او دختر رضا روستا، یکی از قدیمی ترین مبارزان جنبش چپ
تصمیم احساسی/// بر اساس داستان واقعی
این پسر جوان شده بودم و به هیچ چیز جز او فکر نمی کردم. زن جوان ادامه داد: دو ماه طول کشید تا با اصرار و لجبازی های من، پدرم به این ازدواج رضایت داد و من لباس سفید عروسی را پوشیدم. وقتی که سر سفره عقد نشستم و همه برایم دست می زدند و عاقد سوال می کرد "آیا من وکیلم ؟" من احساس غرور داشتم و خودم را فاتح میدان می دانستم و با یک نیشخند موذیانه ای "بله" را گفتم. مراسم عروسی ما، در یکی
محمد بنا: 2 ماه فرصت بدهید!
می دهم. من با یک کلمه حرف، کشتی گیرانم را به آمادگی می رسانم. باباجان زاده در آن زمان هم همواره در این شرایط بوده است، اما با توجه به راه هایی که بلد بودم طوری عمل می کردم که او را نگه می داشتم. بنا تصریح کرد: در حال حاضر هم 4 سنگین وزن خوب داریم و حتی کشتی گیران جوانی داریم که می توانیم به آنها میدان بدهیم، اما چون امسال فقط باید به فکر نتیجه باشیم تمرکز خود را روی باتجربه ها می
خبر فوت هما روستا و گذری بر زندگی شخصی ایشان
زندگی خصوصی هما روستا + تصاویر 4٫7/5 144 منبع : خانواده سبز
آب سرد مجلس روی اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی
بودم. نیمه های سال تحصیلی بود که یک روزی عمویم که بعد از فوت پدرم، خانواده ما را بخشی از اموال خودش می دانست، شریک پاکستانی اش را به خانه مان آورد. انگار پسر شریکش مرا دیده بود و از من خوشش آمد. در آن شب درست نمی فهمیدم چه اتفاقی دارد می افتد. اما چند ساعت بعدش به عنوان هدیه به پسر شریکش تقدیم شده بودم. مادر و برادرانم تمام تلاش شان را کردند تا جلوی این اتفاق را بگیرند. اما عمویم با زور
مخاطب داخلی را دریابیم سپس سراغ جهان برویم
اینکه ممکن است خطا کنم، چون در سنی بودم که نیازم تجربه بود، اما اکنون دیگر زمان اثرگذاری است. با این حساب باید جزو بازیگرانی باشید که جوانان را به تجربه کردن سوق دهید تا اینکه مدام از آنها بخواهید سراغ کاری دیگر جز هنر بروند؟ - هنر باید در ذاتت باشد تا هنرمند باشی. جوانی که درونیاتش را درست شناخته و پیش من آمده و می گوید به من توصیه ای کن، طبیعی است من هم کمکش می کنم تا اینکه او
روستا در کنار سمندریان آرام می گیرد/ پرواز هما تا حمید
در زادروز تولدش، به سوی حمید سمندریان پرواز کرد و صحنه از فراغش داغدار شد. اما تا همیشه در خاطر دوستداران هنر نمایش جاودان خواهد ماند. پس از انتقال او به تهران، روستا در قطعه هنرمندان، کنار سمندریان آرام می گیرد. چه می توان گفت در این فقدان؟ گلاب آدینه در سوگ بانوی هنرمند، هما روستا، چه چیز می توان گفت، جز ابراز تأسف؟ جز ناتوانی در انجام کاری که بتوان از این مرگ
فرهاد یک جنتلمن واقعی بود
استاد ساز گیتار را یاد گرفتم.آن روزها عاشق و.دردریان بودم و توو سن کم وقتی شنیدم در بیمارستان سینا بستری شده رفتم عیادت و توانستم ببینمش و خب این برای من اتفاق بزرگی بود عشق به موسیقی بعد ها هم باعث شد تا روزنامه نگاری را در دانشگاه نیمه کاره رها کنم و به رشته موسیقی بروم. از چه سالی شروع به فعالیت حرفه ای کردید؟ نوجوان بودم که به خاطر شرایط خانواده و علاقه به موسیقی مستقل شدم و در
شکار نخبگان پشت پرده استارت آپ ها
بخشی از موضوع صرفا ایده ای ایرانی محسوب می شوند. حسام آرماندهی مدیر کافه بازار می گوید در شرایطی که از رفتار شرکت های سیلیکون ولی- دهکده تکنولوژی های نوین در آمریکا- نسبت به ایران نا امید شده بودم به زادگاهم ایران برگشتم. وی در این باره می گوید: اگر به ایران باز می گشتم همه چیز را از دست می دادم؛ هر چیزی که خارج از ایران به دست آورده بودم. موقعیت کار در Airbnb و اندروید مارکت را داشتم. در
شهرام و حافظ ناظری:عاشق بودیم و عاشقانه کارکردیم
بعد از این سال ها فکر می کنید به جایی که پدر یا خودتان می خواست رسیدید؟ حافظ ناظری: نه استاد مرا وادار به رفتن کرد و نه خودم اصرار بر عزیمت کردن داشتم. جریان سفر من به یک حس و نیرویی غیر زمینی برمی گردد که از زمانی که به خاطر دارم همراهی ام کرده. این نیرو باعث حرکت و تصمیم من شد. شاید نتیجه آن را پنج سال دیگر راحت تر بتوانم عنوان کنم که چرا رفتم. شاید اگر امروز در هنگام این گفت و گو دو
لقب بلبل خمینی (ره) را رادیو عراق به من داد
نداشتم. همه فرماندهان سپاه حضور داشتند بعضی ها همچون آقا رحیم صفوی خیلی با محبت هستند درواقع سردار سلامی من را دعوت کرده بود و از برنامه هم راضی بودند و تشکر کردند. در دیدار با مقام معظم رهبری دوست داشتم دوباره لباس سبز سپاه را بپوشم .بالاخره ما مدیون سپاه هستیم چون جدا از اهل بیت که همیشه حافظ ما بوده اند، سپاه هم ما را از هر لحاظ، چه اقتصادی، چه جناحی و چه ... حفاظت کرده است
تماشاگران "عامدانه عاشقانه قاتلانه" با یاد هما روستا گریستند
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از پانا، نمایش عامدانه عاشقانه قاتلانه به کارگردانی ساناز بیان شب گذشته در حالی روی صحنه رفت که بازیگران و تماشاگران این نمایش در فضایی متاثر با یاد هما روستا این هنرمند فقید را تشویق کردند . نسیم ادبی در پایان این اجرا گفت:من افتخار داشتم که در دو اثر به کارگردانی هما روستا ایفای نقش کنم.بسیار از ایشان آموختم.زمانی که بسیار جوانتر بودم ایشان به من
روایتی از آخرین لحظات قاری بین المللی جان باخته ایرانی در منا
با خیلی ها فرق داشت. اصلا دنبال مسابقات نبود. همین امسال بعد از چند سال در مسابقات شرکت کرد. من خودم دوست نداشتم در مسابقات شرکت کند و دوست داشتم مخلصانه و خالصانه قرآن خودش را بخواند و جلو رود تا اینکه خودش خواست و با هم مشورت کردیم و من هم قبول کردم . می دانستم یک استعداد بکر است. سال گذشته در مسابقات استانی با هم افتادیم و رقیب بودیم.
قول قهرمانی المپیک نمی دهم
از مشکلات بزرگی که سبب شد چند سالی از کشتی فرنگی دور باشم، به خاطر بیماری مادرم بود چون او از یک بیماری سخت رنج می برد و از تمرکز لازم برخوردار نبود به همین خاطر 24 ساعت مراقبش بودم. حتی سال های آخر بیماری اش قادر به حرف زدن نبود و همیشه آرزو داشت که من را دوباره در کنار تشک کشتی ببیند و شاهد بازگشت من به فدراسیون کشتی باشد. وی علاقه زیادی به حمید سوریان داشت و عاشقانه او را ستایش می کرد. حال با
زنان، نیمه پنهان حماسه ها/ امروز همه ما باید راوی دفاع مقدس باشیم
/> هدف ما پیروز شدن بر دشمن است دکتر اکرم رحمانی(خواهر سردار شهید اردشیررحمانی، فرمانده گردان زرهی لشکر 25 کربلا) نیز با بیان خاطراتی از برادر شهیدش بیان می کند: برادر شهیدم زمانی که به جبهه رفت تازه دیپلم گرفته بود، حدود 19 سالش بود که بعد از چهار سال و اندی شهید شد . وی افزود: در آن دوران جوان ها خیلی زود ازدواج می کردند، اما این برادرم زیر بار ازدواج نمی رفت، برادرم از من بزرگ
دوست داشتم در جشن تولد پروین شرکت کنم | شماره 7 علی آقا حالا حالا ها به من نمی رسد! | خداحافظی با دنیای ...
. دفعه قبل هم توانست ایران را به عنوان تیم اول گروه خود بالا ببرد و اگر مسئولان حمایت کنند این بار هم می تواند چنین کاری کند. راستی دوست نداشتی در جشن تولد علی پروین شرکت کنی؟ چرا، اتفاقاً خیلی دوست داشتم در جشن تولد علی آقا شرکت کنم ولی دعوت نبودم. ایشان در مصاحبه ای که داشت مرا شرمنده خودش کرده بود و امیدوارم بتوانم با فوتبالم در پرسپولیس این لطف ایشان را جبران کنم. دلت
ناگفته هایی از سقوط C130 حامل فرماندهان ارتش و سپاه
بودند. همان سال (1354) تشکیل خانواده می دهد. محیط کار و زندگی برای همسرم نامانوس بود و با فضای خانه های سازمانی آشنایی نداشت. من همان موقع به او گفتم امروز که با من می آیی شاید فردا دیگر من را نبینی. حاصل این ازدواج پسری به نام امید بود که 6 ماه بعد از تولد، پدر و مادر متوجه بیماری و معلولیت او می شوند. این مسئله، بار سنگینی بر دوش ما خصوصا همسرم گذاشت اما
ادعای تکان دهنده بازیکن محبوب استقلالی ها؛ علی کریمی نگذاشت پرسپولیسی شوم، منم رفتم استقلال!
سینما می دیدیم... چه شد که در مراسم اکران خصوصی فیلم ناصر حجازی شرکت کردی؟ من سینما را دوست دارم ولی معمولا وقتی به سینما می روم که خبرنگارها آنجا نیستند(خنده) برای مراسم اکران فیلم ناصر حجازی هم مرا دعوت کردند و چون خیلی دوست داشتم فیلم حجازی را ببینم، در این مراسم شرکت کردم. وقتی مرا به این مراسم دعوت کردند خیلی خوشحال شدم. فکر می کنم که یک شب خوب برای استقلالی ها بود. با
این شهید یک دست خوب حاجت می دهد
به گزارش الف، علیرضا اولین فرزند خانواده موحد در سال 1337 در تهران به دنیا آمد. در سال 1355 بعد از اخذ دیپلم به سربازی اعزام شد و پس از فرمان امام خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، وی نیز از پادگان گریخت و به جمع انقلابیون پیوست. [روایتی دیگر: در سال 1355 بعد از اخذ دیپلم وارد دانشگاه تبریز شد و در رشته مهندسی برق به کسب علم مشغول گشت.]پس از پیروزی انقلاب، در کمیته انقلاب اسلامی
مخابره ی پیام ها برای تسلیت هما روستا
بر دل علاقه مندان سینمای ایران نشاند. هما روستا تجسم شور و خلاقیت بود و چه بسیار هنر آموزانی که از کلاس های درس استاد گرانقدر شادروان حمید سمندریان و ایشان به جامعه سینمای کشور راه یافتند. در گذشت این بانوی گرانقدر را به شما ، شورای مرکزی انجمن بازیگران و دیگر همکاران ایشان و جامعه تئاتری کشور صمیمانه تسلیت می گوئیم. پیام تسلیت دبیر جشنواره ی تئاتر فجر
چهره ها در شبکه های اجتماعی (165)
/> بانو هما روستا ناباورانه پر کشید. هیچ خبر و مطلبی درباره بیماری ایشان و یا سفرشان به خارج از کشور برای درمان در هیچ جایی درز نکرده بود. همین موضوع باور این اتفاق را خیلی سخت تر کرد، مخصوصا وقتی این اتفاق در روز تولدشان رخ داد. تسلیت به جامعه هنری، امیدواریم روح خانم روستا در کنار روح همسر فقیدشان استاد حمید سمندریان همواره شاد و در آرامش باشد. عکس مربوط به جشنواره فیلم فجر سال های
چهره ها در شبکه های اجتماعی (166)
از پدرش بیشتر میشود! خاطره بازی سحر زکریا با عکسی قدیمی مربوط به سریال خاطره انگیز پاورچین. وحید مهین دوست، ساعد هدایتی، علی کاظمی و مهراب قاسمخانی در تصویر قابل تشخیص هستند. رضا رشید پور و "هاردتاک" جدیدش که فقط از طریق آپارات قابل پخش است و اجازه پخش در جای دیگری را پیدا نکرده است، فضایی بود برای مصاحبه با امیر تتلو. یک معامله برد برد، چون هم جناب تتلو دوباره در صدر اخبار
گفتگو با یک شاهد عینی حادثه منا / با مرگ 5 ثانیه فاصله داشتم
انجام دهم نمی توانم، بالای در رفتم روی چادرهای الجزایری ها، خودم را به پایین پرت کردم و از الجزایری ها خواستم که کمکم کنند. وقتی به هوش آمدم خدا را شکر کردم که توانسته ام نجات بیابم. زمانی که در میان انبوه حجاج گرفتار بودم، پسر یکی از دوستانم را که میان جنازه ها قرار داشت دیدم که اسم مرا صدا می زد، او تنها سرش بیرون بود، به او گفتم که تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که سرت را
بهروز شعیبی/ بچه مسلمان همه فیلم ها و بچه مثبت سینما
به هر قیمتی نمی خواهم متفاوت باشم. شاید آن کارها چون دیده نشده الان همه فکر می کنند شبیه آن کار می کنم. مثلا من دوبار صادق هدایت بازی کردم یکی برای حسن هدایت و یکی برای آقای سینایی، یا در سریال مهرآباد که دو یا سه سال پیش بازی کردم که آن هم متفاوت بود اما اگر بدون تعارف و واقعیتش را بخواهم بگویم من تا مهمان داریم با بازیگری یک رودربایستی داشتم. یعنی خودم به عنوان بازیگر برای خودم تثبیت نشده بودم و