سایر منابع:
سایر خبرها
ازدواج های دهه 60 و مهریه های به یادماندنی
در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. همسر او درباره مهریه معنوی که پیشنهاد شهید بود، می گوید: "گفتم من فقط دوست دارم مهریه ام یک جلد قرآن باشد. گفت: نه !یک جلد قرآن نمی شود. یک جلد قرآن با یک دوره کتاب های شهید مطهری." شهید زنگی آبادی درباره ازدواج نیز شرایط جالبی داشته که متناسب با حال وهوای آن روزها بوده است. "یک برگه بزرگ آورد بیرون و بسم الله گفت. شرایطش را نوشته بود؛ همه اش از جبهه و
خبر شهادت پسرم را در خواب شنیدم/ خدا را شکر به آرزویش رسید
، دیشب در خواب دیدم پس دنبالش هم نگردید. عرق از چهره پاک می کند. چادر سفیدش را با یک دست گرفته و لحظه ای از سخن گفتن بازنمی ایستد خطوط پیشانی و صورتش نشان از سال ها سختی می دهند و انگشتانی که بر تسبیح بلند آبی می ساید را گاهی رو به بالا می گیرد و می گوید: هرچه خدا بخواهد ... راضی ام به رضایش ... درباره خاطراتش از شهید می پرسیم شهیدی که به مادرش گفته بود: مادر نکند بعد از
صابری: وزیر بهداشت به قولش عمل نکرده است/ دنیامالی: هنوز کهنه سربازهای خمینی و بچه بسیجی ها نمرده اند/ ...
حادثه تأثر انگیز در ارتباط با سرزمین مکه و منا منجر به شهادت و جان باختن تعداد زیاید از مسلمین شد و این درحالی است که تعدادی هنوز مفقود هستند و طبق پیش بینی ها آن ها نیز به خیل شهدا پیوسته اند. چمران: بی تدبیری آل سعود در مراسم حج/ غرور و تکبر جاهلی آل سعود چمران این حادثه را در پی بی تدبیری مسئولان آل سعود دانست و گفت: این مصیبت را به همه خانواده های داغدار، مقام معظم رهبری و
علی ملاقلی پور: نباید پا روی دمم می گذاشتند
بخش بین الملل جشنواره سال گذشته پذیرفتند. هرچند اصلا جای فیلم در بخش بین الملل نبود، اما دلم می خواست فیلم دیده شود و همه جوره از حقم دفاع می کنم، چرا که به معنی واقعی حقش در بخش ملی فجر خورده شده بود. خب شما مگر نمی خواهید در این سینما ادامه فعالیت دهید، فکر نمی کنید، این اعتراض ها روی آینده کاریتان تاثیر بگذارد؟ من فیلمساز نیستم و از ابتدا به خودم قول دادم که سینماگر باشم
روایت خواندنی ستاره تیم ملی بانوان | در منیریه ما را مسخره می کردند که مگر شما هم فوتبال بلدید؟
فضای مجازی منتشر شده و همه از شما تعریف و تمجید کرده اند؟ بله، شنیدم چند تا از گل ها در فضای مجازی منتشر شده. من مطمئنم اگر آقایان بازی های خانم را ببینند نگرششان نسبت به خانم ها عوض می شود. به جرات می گویم بچه های ما حتی بهتر از آقایان فوتبال بازی می کنند ولی این انعکاس ندارد. 10 سال پیش که ما می رفتیم منیریه لباس بخریم، ما را مسخره می کردند و می گفتند مگر خانم ها هم بلد هستند فوتبال بازی
شاه سعودی شاهد جان دادن حجاج بود
بود که همه حجاج درگیر آن بودند و فقط این پیام بود که می توانست باعث برگشتن آرامش و احساس امنیت در بین حجاج ایرانی شود که خود را بی پناه و اسیر در بین کسانی شده بود که کوچکترین رحمی نسبت به ما نداشتند. تقوایی یادآور شد: نکته ای در اینجا لازم میدانم به آن اشاره کنم این است که مسئولان ایرانی در عربستان سعودی شبانه روز برای ساماندهی وضعیت حجاج ایرانی تلاش می کردند و من از نزدیک شاهد بودم که
مرور سال های پرخطر با حسین واحدی پور
حوزه مطبوعات به حساب می آید- انتشار 10 هزارمین شماره روزنامه خبر جنوب است. خیلی تلگرافی عرض کنم که حسین واحدی پور با برخورداری از 55 سال سابقه مطبوعاتی اکنون صاحب بزرگترین بنگاه مطبوعاتی بخش خصوصی است و روزنامه خبر جنوب، روزنامه خبر ورزشی،روزنامه خبر بین الملل،روزنامه توریسم،هفته نامه کتاب هفته خبر،ماهنامه ادبی نوشتا،خبرگزاری خبرآنلاین و پایگاه خبری-تحلیلی توریسم آنلاین همه به همت او شکل گرفته
خرمشهر : شهر دوشنبه های اشک
میلیارد تومان پول می خواهم که 40 درصد خیابان های خرمشهر را آسفالت کنم، اگر بخواهیم روکش همه خیابان ها را تا حد قابل تحمل آسفالت کنیم 85 میلیارد تومان پول می خواهیم. اعتباری که برای من درنظر گرفته شد در سال 93 بوده 6 میلیاردتومان امسال اما فقط 380 میلیون تومان کل اعتبار عمرانی خرمشهر است، چه کسی باور می کند، من با این 380 میلیون تومان به کدام درد باید برسم؟ آن طور که شهردار خرمشهر می
داستانی که پر از دوقطبی است
منطق آن سال ها سنجیده شود. چیزی که الان شما به آن شعاری می گویید، آن موقع جزیی از زندگی واقعی مردم بوده است. شاید همان بخش های اول چیزی حدود دو برابر این بود که حذف کردم چون نه داستان هارون بود نه ... یحیی، آوا و ارغوان باید مخاطب را درگیر کنند. اول کار اصطلاحا فقط یک مشت می خواستم بزنم یعنی چیزی که تو را وادار کند به خواندن باقی صفحه ها؛ ابزار من برای این هل دادن هم نوع نثر و روایت
یک کوچه و سه آبرودار؛ یک شهر و 509 پهلوان
به گزارش خبرگزاری فارس از قروه، آدرسی که برایم آمده است این بود: خیابان بوعلی، چهارراه پروین اعتصامی، کوچه شهید عزت الله مظفری ، به راه می افتم و پرسان پرسان خودم را به آن آدرس می رسانم، سرکوچه یک ساختمان بلند خودنمایی می کند که نامش کاشانه پدر است، تابلوی آبی رنگ اول کوچه نظرم را جلب می کند کوچه شهید عزت الله مظفری ، به مقصد رسیده ام و از دور هیاهویی به چشم می خورد و رفت و آمدها حکایت از چیزی
پاسخ به سؤالات شرعی مخاطبان درباره مسائل تحصیلی براساس فتاوای رهبر معظم انقلاب
، مسافرتی نیز برود یا تابستان که درس ها تعطیل است به جای دیگری برود، این مشکل ندارد؛ ولی اگر از اول میداند یا تصمیم دارد حداقل هفت هشت سال آنجا بماند و فرقی نمی کند برای تحصیل رفته باشد یا کار یا سکونت یا مثلا از آب و هوای آنجا خوشش آمده؛ فقط می گوید می روم آنجا زندگی کنم، این مکان برای آن فرد حکم وطن را دارد و وقتی آنجا میرود نمازش کامل است و روزه اش صحیح است. چند سالی که به دانشگاه می رویم
یک بازیگر زن: هم دنبال مجری گری هستم هم بازیگری
روشنک عجمیان، متولد 20 بهمن 1355 در تهران است. کودکی هایش را در محله های تجریش، دارآباد و دزاشیب گذرانده است. 19 سال است که بازیگری را به طور حرفه ای دنبال می کند و اولین تجربه حرفه ای او هم به سریال گوهر کمال عباس رنجبر در سال 76 بر می گردد. بعد از آن بازیگری را با فیلم و مجموعه های تلویزیونی زیادی به طور جدی دنبال کرد. وی در مقطعی به عرصه اجرا روی آورد و مسابقه هایی همچون پلکان و
گشت و گذار شاعرانه در خانه اخوان و کاکایی و سبزواری و ...
هایی که در مسیرش روییده، وردآورد شده. زعفرانیه بنا به تعبیری زعفرانیه شده چون پیاز زعفران کاشتند و گل داد و در تعبیر دیگر البته می گویند پادشاه آنجا را به زعفران باجی بخشیده است. ما فکر کردیم این فضای طبیعت با شعر هم خانواده است. من به کسی که متولی کار بود شما را برای سرودن پیشنهاد دادم. در ادامه هم از کاکایی پرسیده شد در کدام محله های تهران زندگی کرده اند و او هم توضیح داد: سال 61 برای
کمک 200 میلیارد تومانی دولت به خودروسازان!/ پیش بینی ردصلاحیت هزار نامزد توسط لابی من مجلس/ زنجانی از ...
ام حضورتان عرض کنم، چهارده سال طول کشید تا متوجه شوم “ خبر ” استخوان دارتر از آن است که بتوانم آن را به رنگ خودم دربیاورم، تلاش هایی کردم، تا حدی هم با هم کنار آمدیم ولی نشد. خبر که نمی توانست بگذارد و برود، پس من با “ خبر ” خداحافظی کردم.... از همین چهارشنبه در شبکه 5، ساعت نه ونیم شب، برنامه ای با نام “توقف ممنوع” را اجرا خواهم کرد، تا همیشه مرهون مهربانی هایتان هستم. عبدالرضا داوری
اروپا در حال ساختن تاریخ است/ بلد نیستیم با خودمان شوخی کنیم
به مخاطب نشان می دهد. آن چه بهانه این گفتگوی تفصیلی شده، پیوندی است که ادبیات با وقایع و اتفاقات محیط پیرامون انسان ها، برقرار می کند. اوایل دهه 80، ترجمه علی امینی نجفی از نمایشنامه های وانیکِ هاول، توسط سهراب سلیمی در مجموعه تئاتر شهر اجرا شد که این اجراها در شهریور و مهر امسال در تماشاخانه باران دوباره اجرا شدند. سال گذشته نیز نمایشنامه شرفیابی با ترجمه رضا میرچی یکی از سه
مخاطب داخلی را دریابیم سپس سراغ جهان برویم
. ما هم با نسلی روبه رو بودیم که براستی انسانهای بزرگواری بودند؛ آدمهایی مانند علی اصغر گرمسیری، اسماعیل مهرتاش و رفیع حالتی نه فقط هنرمندان خوب آن دوران بودند، بلکه از لحاظ شخصیتی نیز چنان منش و احترامی را در برخورد با ما جوانترها نشان می دادند که از همنشینی با آنها لذت می بردیم. و همین منش بود که سبب شده همچنان از آنها به نیکی یاد شود. درست است توانایی هنری یک چیز است و اخلاق اجتماعی یک چیز دیگر
لقب بلبل خمینی (ره) را رادیو عراق به من داد
/> برنامه های ما از آن دوران کمتر نشده و مدام در سفر هستیم و بیشتر کار من هم همین اجرای مراسم هایی است که برای یادوراه های شهدا در شهرستان ها برگزار می شوند. من 30 سال است که نمازم کامل است و شکسته نخوانده ام چون دائم در سفر هستم. در گذشته ضرورت جنگ این سفرها را ایجاد میکرد ولی حالا هم اینگونه برنامه ها. *با بالاتر رفتن سن و سالتان از این همه فعالیت احساس خستگی نمی کنید؟ خدانکنه
کمک 200 میلیارد تومانی دولت به خودروسازان!/ پیش بینی ردصلاحیت هزار نامزد توسط لابی من مجلس/ زنجانی از ...
بویی متفاوت با همکارانش داشت، با انتشار یادداشتی کنایه آمیز، از گویندگی خبر خداحافظی کرد. محمدرضا دلاوری با انتشار یادداشتی از خداحافظی خود با "خبر" سخن راند و البته قول اجرای برنامه ای تازه را داد. دلاوری نوشت: اگر هنوز از یادتان نرفته ام حضورتان عرض کنم، چهارده سال طول کشید تا متوجه شوم "خبر" استخوان دارتر از آن است که بتوانم آن را به رنگ خودم دربیاورم، تلاش هایی کردم، تا حدی هم با هم
این شهید یک دست خوب حاجت می دهد
شهدا به خاک سپرده شد. راوی: همسر شهید همسر شهید موحد دانش در توصیف آن شهید بزرگوار می گوید: جالب است برای تان تعریف کنم که یک دفعه یکی از همسران شهدا که نه اسم حاج علی را می دانست و نه خبر داشت من چه نسبتی با او دارم گفت: سر این خیابان عکس یک شهید را نصب کردند که یک دست ندارد اما شنیدم خیلی حاجت می دهد . بعد دو سه تا از همسرها با هم صحبت می کردند و به من گفتند: خانم مولایی خیلی
بهروز شعیبی/ بچه مسلمان همه فیلم ها و بچه مثبت سینما
سعید ابراهیمی فر که قرار بود در آن کار بازی کنم و همان جا آقای ابراهیمی فر پرسید تو می خواهی توی گروه کارگردانی بیایی؟ من هم از خدا خواسته گفتم بله و بعد از آن به جای بازی به طور جدی فقط دستیاری کردم و با فاصله گهگداری بازی می کردم. تا طلا و مس که دوباره بازیگری جدی تر شد، ولی دستیاری و کارگردانی در این سال ها کار اصلی من بوده است، کاری که در آن مداومت داشتم. لیلا، نخستین کار تلویزیونی
دیدار با همسر پس از 18 سال اسارت
به صورت او. یک مرد ساده و خوش قلب و البته به شدت خسته و رنگ پریده جلوی من نشسته بود. چشم هایش رمق نداشت و با تمام وجود احساس کردم احتیاج به یک محیط آرام دارد. ما سه نفر، انگار در یک تصادف شدید، ضربه ی سختی خورده باشیم و بعد از هجده سال از کما بیرون آمده باشیم، فقط احتیاج داشتیم ساعت ها بنشینیم و به همدیگر نگاه کنیم. ببینیم از لحاظ ظاهری چه تغییری کرده ایم، تا یخ مان آب شود و بعد تازه بتوانیم با
نوجوانی که 6 ماه با شهیدهمت زندگی کرد
... علی ثابت در سال 1349 در محله دروازه دولاب تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر علی در کار تجارت و صنعت بود و از سطح زندگی متوسطی برخوردار بودند. وقتی از او پرسیدیم چرا به جبهه رفتی گفت: نمی توانم بگویم انگیزه مذهبی موجب شد چون در آن سن و سال شناخت کاملی از مذهب نداشتم. اما می توان گفت که تاثیر شور و هیجان جامعه و حس ایثارگری که آن زمان وجود داشت موجب شد تا با تمام وجود، خودم را
حال و هوای یک دبستان در اولین هفته شروع مدارس
/> *حضور در کلاس پایه اول وارد یکی از کلاس های درس در پایه اول ابتدایی می شوم، طاهره شیر بقایی آموزگار کلاس در حال صحبت با دانش آموزان است، وی به خبرنگار فارس می گوید: 27 سال سابقه تدریس در پایه های مختلف تحصیلی در مقطع ابتدایی را دارم؛ با آنکه کلاس اول سخت است، اما شیرین و لذتبخش تر است. وی با بیان اینکه نسل گذشته، منضبط و آرام تر بودند، خاطر نشان می کند: در گذشته با 50 دانش آموز
رنگین کمان نوجوانی، هزارتا رنگ داره
برایم سخت می شود و حتماً یک نفر باید باشد و دستم را بگیرد تا زمین نخورم. هرچه می گذرد و بزرگ تر می شوم و با تجربه تر، بیش تر صبح می شود./فائزه فرزانه از خرامه نوجوانی آبی است، رنگ دریاهای زلال و شفاف. نوجوانی صورتی و نیلی و نارنجی است، همرنگ بچگی هایمان. ولی بیش تر از همه نوجوانی سفید است، چون دنیایی است که هیچ کس در آن زندگی نمی کند و همه کس و همه چیز می خواهند در آن زندگی کنند./فاطمه
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد/ سرباز عراقی موقع دستگیری من گفت: طفل/ با جعل شناسنامه به جبهه رفتم/ ...
بودند. فکر کنم بیشترین درصد شهدا را شهدای دانش آموز تشکیل می دهند. البته وقتی جنگی شروع می شود بعد حماسی و احساسی هم برجسته می شود که من بر روی احساسی آن زیاد تاکید نمی کنم؛ چون اگر همه چیز احساسی باشد باید این روحیه باید بعد از مدتی و در جایی دیگر رنگ ببازد. این نوجوانان اگر صرفا بر اساس احساسات جبهه رفته بودند، در دوره اسارت بعد از فروکش کردن احساسات اصولا می باید طور دیگری عمل می کردند
آرزوهای شیرین بچه های بهکوش/ جوانانی که هنر سنگ صبورشان شد
را داشته و مدت 14 سال است که گبه رازدارش شده است و دردهایش را به پایش می ریزد. از رفتن خود به برنامه خندوانه می گوید که کلی به خاطر آن خوشحال است. به مردم بگویی که ما را به چشم حقارت نگاه نکنند رضا می خواهد با من خصوصی صحبت کند. در کنارش جلوی دار گبه بافی می نشینم و تازه می فهمم چه دنیایی است میان او با دار گبه. می گوید من با تو درد و دل دارم و چه با تمنا این جملات را می گوید
اتهام: ارزان فروشی!
بدهکاری راهی تهران شدم، تازه خدمت سربازی را تمام کرده بودم. رفتم میدان مولوی و از محله مال فروش ها و از میان الاغ ها یک کره الاغ مصری- قبرسی سوا کردم و به قیمت 20تومان خریدم. عصای دستم بود تا اینکه کم کم بزرگ شد و جان گرفت. آن وقت ها حاج طیب حاج رضایی و حاج غلامپور کله گنده های میدان تره بار بودند. بار را از میدان مولوی و سرچشمه می گرفتم بار الاغ می کردم و می آوردم سبلان. حساب و کتابم با میدان باری
نگاهی به زندگی معلم جانباز مازندرانی و گله هایی از نبود دادرسی
اما از سال 86 مشکلاتم افزایش یافته است. * مسئولان حداقل جویای احوال ما باشند اکنون با چه مشکلاتی مواجه هستید؟ مشکل نخاعی پیدا کرده ام و همان طور که مشاهده کردید در راه رفتن، مشکل دارم و نمی توانم تعادل خودم را حفظ کنم، اگر یک دانه ارزن به پای من بخورد، تعادلم به هم خورده و نقش زمین می شوم، ماهی دو بار برای معالجه به تهران مراجعه می کنم و نصف حقوقی که دریافت می کنم
وزیر سابق وزارت امور داخله: دولت بیمار و طالبان دیوانه مشکل اصلی افغانستان است
مورد مبارزه با تروریزم صحبت می کردیم: این مسئول می گفت چند روز پیش یک گروه 27 نفره از اتباع افغانستانی در خاک عراق از سوی حزب الله شما هزاره ها هدف قرار گرفته است. دوستم می افزاید به این مسئول امنیتی گفتم هزاره ها با حزب الله چه سنخیتی دارد! آیت الله سری به نشانه تعجب می جنباند و می گوید داعش آن طور که در عراق و سوریه پیش رفته است نمی تواند در افغانستان به موفقیت برسد. الان تقریباً دو
قیمت مسکن به کجا خواهد رسید؟
محقق نشده است، گفت: مردم توان خرید شیر ندارند و دولت باید حمایت کند. آمار ها نشانگر رکود محض وعدم رونق در بازارمسکن را نشان میدهد هنوز هیچ نشانه ای از پذیرش قیمتهای سه سال قبل وگرانی یکباره آن از اکثریت مردم نیست وبه نظر آحاد مردم حبابهای بوجود آمده در قیمتهای مسکن در حال ریزش است وضمن اینکه دیگر توانی برای دلالان ومالکین که سماجت در فروش قیمتهای کاذب دوسال قبل دارند نمانده وهنوز همه