سایر منابع:
سایر خبرها
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد
/> بنده خدایی گفته بود حضور رزمنده های نوجوان ما در جبهه ناشی از فیلم های کابویی و اکشن آمریکایی بود. کسی که این حرف را گفته خیلی از فضای جنگ فاصله داشته است. وقتی دست دشمن می افتید، اولین چیز که به ذهن شما می رسد اصولا باید فرار باشد. این نه تنها برای یک انسان حتی برای پرنده نیز صادق است که وقتی دید جایی محصور شده تلاش کند تا خود را از آن جا برهاند، اما می بینیم که 23 نوجوان 15-16 ساله این قانون ثابت
آخرین دیدار با آزادی
درسهای اسارت قدرشناسی بود و این درس را به عنوان یک دیده بان آموختموی ادامه داد: وقتی اسیر شدم دیده بان بودم و بعد از اسارت فکر می کردم دیگر نمی توانم دیده بانی کنم اما فهمیدم دو چشم دیگر به نام قدرشناسی دارم ما در برزخ بودیم. قرآن می فرماید این ها زنده هستند به فکر آخرت نیستند اما وقتی می خواهند بمیرند تازه به فکر توبه می افتند. اما خداوند با آزادی به ما فرصت داد من از عراق این پیام را آوردم که شکر
برندهای مشهور این طوری تبلیغ می کنند
خوشمزه تر از ایتالیایی ها بود. این پوستر باز هم توسط مردم در شبکه های اجتماعی دست به دست شد و سود قابل توجهی را نصیب اسنیکرز کرد. بلافاصله بعد از اسنیکرز، برندهایی مثل ناندوس و گمیت هم دست به کار شدند و پوسترهایی با مضامین مشابه را در شبکه های اجتماعی پخش کردند. علاوه بر این اقدامات تبلیغاتی، چند بازی آن لاین و غیرآن لاین هم با موضوع گاز گرفته شدن توسط سوارز وارد بازار شد و همان طور که
علیرضا حیدری:بلد نیستم به خاطر شغلم ریش بگذارم/نزدیک بود با جواد خیابانی دعوایم شود،من را نمی شناخت!
نبود؟ عباس خودش مدعی بود . آن جنگ را دوست داشتم. جنگ خوبی هم بود . عباس جدیدی کشتی گیر خیلی بزرگی بود. من دوست داشتم با او کشتی بگیرم، حتی اگر می باختم و همه موقعیتم را هم از دست می دادم، مهم نبود. همین الان باید بروی با کسانی حرف بزنید که مثلا پشت حمید سوریان گیر کرده اند و ایستاده اند تا او خداحافظی کند و بعد بیاید تمرین کند. من نفر اول دنیا بودم
زندگی خالق تلگرام روی میز رستوران
زبانشناسی دارد و یکی از کارشناسان در حوزه تاریخ روم باستان است) در آنجا استخدام شده بود. او ادامه می دهد: من در جماهیر شوروی متولد شدم. سپس وقتی 3 یا 4 ساله بودم به ایتالیا رفتم و وقتی دوباره به روسیه برگشتیم، دیگر خبری از اتحاد جماهیر شوروی نبود. حتی یک بیت اطلاعات فاش نکردم در این رستوران ایتالیایی دکوراسیون شیک، آینه های متعدد و مبلمان خاکستری مایل به قهوه ای چشم نواز، خودنمایی
در امتداد ارس.../ماجرای زنان نخجوانی.../بخش ششم
هستم. ازروی نقشه راه کلیبررا نشان دادم. بعد هم به اوگفتم که بد نیست که ازرانندگان خطی هم بپرسد شاید راه بهتری هم باشد. مرد تشکرکرد ودوباره به سرمیزش بازگشت. تصمیم گرفتم تاساعت پنج استراحت کنم. هم هوا گرم و هم من خسته بودم. رفتم توی باغچۀ کناررستوران وروی یکی ازتخت هایی که آن جا برای مسافرها گذاشته بودند، درازکشیدم. سعی کردم چرتی بزنم تا بدنم تازه شود. چرتم نگرفت. نقشۀ راههای ایران را دست
پدربزرگ عصبانی پرستاران نوه اش را خاطر تشخیص ندادن بیماری کشت + عکس
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ، آقای " بکیر نبیو " 55 ساله اهل " سینفروپول " پس از شلیک به کارمندان یک ایستگاه اوژانس باعث به قتل رسیدن 2 پرستار زن و زخمی شدن 2 کارمند مرد شد . براساس گزارش پلیس آقای " بکیر " که سه هفته قبل ، برای کمک به نوه اش که یک دختر 16 ساله بود و از تب شدید رنج می برد با اورژانس تماس گرفت و پس از رسیدن اوژانس به خانه "بکیر" و
افشای جزئیات پلیس بازی های 2 دوست تبهکار
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، از چندی پیش پلیس شهرستان ملارد خود را در برابر سرقت های سریالی دو مرد با لباس پلیس روبه رو دید و به صورت ویژه این زورگیران را تحت تعقیب قرار داد . یکی از مغازه داران که هدف توطئه این تبهکاران قرار گرفته بود، گفت : در مغازه ام بودم که دو مرد وارد شدند و اقدام به زورگیری از من کردند، وقتی علت را جویا شدم یکی از آنان خود را سروان رضایی و دیگری
اصرار به بی گناهی یک مرد در مرگ نامزدش
پاک کردم و قصد رفتن به آپارتمان خود را داشتم که ناگهان متوجه صدای زنگ موبایل شدم که از انباری شماره هشت می آمد . وقتی به سمت آن رفتم، چون در انباری قفل بود، خواستم آن را باز کنم اما ناگهان با جسد دختر جوانی روبه رو شدم و بلافاصله مدیر ساختمان را باخبر کردم و به پلیس زنگ زدیم . در حالی که تلاش پلیس برای شناسایی مشخصات دختر مرموز ادامه داشت تا سرنخ هایی از چگونگی جنایت به دست آید، مرد 26 ساله ای به
آقای رییس جمهور کدام دانشکده نظامی را گذرانده ای؟
آشوبگران ایستاد، اما به دلیل کم تجربگی دولت موقت هفتم فروردین 58 خانه نشین شد و کمتر از یک ماه بعد توسط گروه چپ و التغاتی فرقان به شهادت رسید. از اسفند 57 بیش از دو لشگر ما در مناطق کردستان درگیر بود.ند. در سناریوی شرق و غرب نابودی انقلاب اسلامی کلید خورده بود و باید این ارتش که بازوی انقلاب بود با گرفتار شدن در جنگ خانگی فرساینده توان مقابله با دشمنان داخلی و خارجی را نداشته باشد و این در
آشپزی به سبک ملیکا شریفی نیا
توانید آن را در بعضی مغازه های تره بار پیدا کنید. اغلب کسانی که به بادنجان حساسیت دارند، می توانند این نوع آن را میل کنند و خوشبختانه بابا هم بعد از کلی وقت که بادنجان را از برنامه غذایی اش حذف کرده بود، توانست این نوع بادنجان را بخورد و کلی هم کیف کرد که باز هم می تواند مرغ و بادنجان های مرا بخورد (می خندد). اتفاقا هر بار این غذا را می پزم مقداری برای بابا کنار می گذارم تا با خودش ببرد و
هاشمی دچار خود پدر پنداری شده است
/> *پدرم نصحیت کرد که وارد مسائل اقتصادی نشوید من از پولدارترین آقازاده های قبل از انقلاب بودم، یعنی کار اقتصادی می کردم و بیزینس داشتم و وضع مالی ام خوب بود. بنده بعد از انقلاب ورشکسته شدم و آنها شدند میلیاردر. پدرم نصحیتی به ما کرد که وارد مسائل اقتصادی نشوید، دو سه جا هم پیشنهاد کردند عضو هیات مدیر فلان جا شوید، اول انقلاب واقعا دست آقای طالقانی بود، آقای طالقانی در تشکیلات همه جا نفوذ
خاطراه یک آزاده از صحنه های منحصر به فرد جنگ
گرفته بودم احساس کردم خیلی سنگین شده , متوجه شدم دوستانم شهید شده اند و به علت سنگینی ادوات فردی به زیر آب رفته اند و اطرافم خالی شده. ناگهان سعید حسنی(ایستاده از چپ سومی) و علیجانی خود را به من رساندن , عزم خود را جزم کردیم تا به خط بزنیم , به هر سختی بود از سیم خاردارها گذشتیم و به لب رود خانه رسیدیم , یکی از سنگرهای تیربار دشمن بدجوری میزد سعید اسلحه من را گرفت و اونو نشانه رفت که
گفتگوی مفصل سیدآریا قریشی، منتقد "کافه سینما" با سام قریبیان کارگردان "360 درجه" - قسمت اول: علاقه به ...
، الآن داشتم موزیکال می ساختم. یادم می آید فیلم هایی در خانه ما دیده می شد که کودکی به آن سن نباید می دید. مادرم هم همیشه به خاطر این مسئله غر می زد. مثلاً درخشش (استنلی کوبریک) را در چهار سالگی دیدم و اثر فیلم روی من این بود که بعد از آن یکی دو سال سوار سه چرخه شدم و دیگر دوچرخه سواری نکردم. چون همیشه می ترسیدم که سر و کله دوقلوهای فیلم پیدا شود. نمونه دیگرش این بود که آرواره ها (استیون اسپیلبرگ
سجاد افشاریان: رامبد جوان یک مهمان را با کمربند تهدید کرد!
/> سجاد افشاریان من از تئاتر وارد خندوانه شدم سجاد افشاریان متولد 31 فروردین 1364 در شیراز است. در دانشگاه ادبیات نمایشی خوانده و از همان سال ها پایش به تئاتر و صحنه باز شده است. بعد از دانشگاه در سال 86 نیز با تئاتر رویای نیمه شب تابستان به کارگردانی حسن معجونی به عنوان اولین اجرای عمومی وارد فضای حرفه ای تئاتر پایتخت می شود و پایش یک جورهایی گیر می کند. اما اینکه چطور پایش به
تنهاترین روحانی غواص+عکس
سینه ی ما را فرا گرفته بود . من اولین بار بود که در عملیات شرکت می کردم برای همین قدری ترس وجودم را فرا گرفته بود . همین طور در صف حرکت می کردم دیدم کسی دست برشانه من زد و گفت: مهدی تو هستی ؟ نگاه کردم دیدم برادرم محمد است گویی فهمیده بود که من کمی ترسیده ام . گفت نترس ، فرض کن خانه است و داری سنگی پرتاب می کنی و کسی هم از آن طرف سنگ به طرف شما پرتاب می کند. من در آن موقع شب در آن وضعیت خطیر
نقش تقیه در عدم ذکر وکلا در منابع غیبت صغرا
و وقتی نظر حسین بن روح را خواستار شدند، وی به آنان چنین گفت: آن چه که صحابه بر آن اجماع دارند، آن است که ابتدا صدیق سپس فاروق (عمر) و بعد عثمان و بعد از ایشان علی(ع) افضل الناس است. روایت دیگری چنین بیان می دارد که زمانی نگهبان درِ خانۀ حسین بن روح به معاویه لعن و نفرین کرد و حسین بن روح نیز بلافاصله او را اخراج کرد و وساطت دیگران را نیز نپذیرفت. در روایت سوم، گاهی ده نفر که بیشتر آن ها
فارنهایت 451
نخستین بار در ادبیات 30واندی ساله اخیر مورد اشاره قرار گرفته. اما ای کاش این کتاب همچنان در محاق می ماند. چون بی آنکه به بنده گفته شود، کتاب در شمارگان 500 نسخه منتشر شد. روزی که سهمیه نویسنده را دریافت کردم، متوجه این نکته شدم و با نماینده ناشر تماس گرفتم و گله کردم که من 12 سال انتظار نکشیدم برای 500 نسخه. پاسخشان این بود که این روال ماست و همه کتاب هایمان در چاپ نخست با همین تعداد منتشر می
قصاص؛ فرجام قتل به خاطر هواداری از یک دختر
محل رفتم و با نانچیکو دو ضربه به داریوش زدم و او را به داخل جوی آب انداختم و بعد به خانه برگشتم. بعد هم به گیلدا گفتم چه اتفاقی افتاده است . هرچند کامران مدعی شد گیلدا در جریان قتل برادرش بود، اما دختر جوان این ادعا را رد کرد و گفت: هیچ وقت از داریوش نمی خواستم برادرم را بکشد او از من خواست با برادرم صحبت کند من هم از این موضوع ناراحت نبودم، چون از دست برادرم عصبانی بودم. داریوش به من گفت می خواهد
سرنوشت نامعلوم گزارش کمیسیون ویژه برجام
مبتنی بر برجام، جمع بندی و تهیه شده است. یک ساعت بعد هم منصور حقیقت پور نایب رئیس کمیسیون ویژه برجام در گفت و گو با خانه ملت درباره طرح گفت: تعداد امضاها قطعا بالای 100 امضا است و به بالای 150 امضا هم می رسد. این طرح آماده است اما منتظر قرائت گزارش نهایی کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس هستیم و پس از آن این طرح در مجلس ارائه می شود. در صورتی که گزارش نهایی کمیسون برجام روز یکشنبه در صحن مجلس قرائت
ادعایی تکان دهنده درباره جابه جایی 2 نوزاد
روز نو : ماجرای جابه جایی نوزادان به خاطر اشتباهات سهوی پرسنل بیمارستان ها از آن دست اتفاقات نادر است که در صورت رخداد در زمان کوتاهی با شکایت خانواده هایی که متوجه جابه جایی نوزادانشان شده اند، پیگیری و با تست تشخیص هویت و آزمایش های دقیق ژنتیکی به نتیجه می رسد اما این بار یک زن و شوهر بعد از 10 سال از زمانی که تصور می کنند نوزادشان در بیمارستان جابه جا شده است، پرونده عجیبی را روی
آیین تجلیل از خادمان ایثارگر آستان قدس رضوی برگزار شد
سیدمهدی باقری افزود: حرف ما با تمام گروه و فرق اسلامی همین است! مادامی که حضرت موسی(ع) برای یک سفر 30 الی 40 روز، جانشین تعیین نمود، و توصیه و سفارش می کند؛ آیا این امکان وجود دارد که پیامبر اکرم(ص)- به عنوان عقل کامل اول و آخر عالم هستی- برای دوران پس از خود، وصی و جانشینی معرفی نکرده باشد؟! کارنامه درخشان آستان قدس رضوی در 8 سال دفاع مقدس در ابتدای این مراسم، اسماعیل زاده
بچه های این زمانه نامهربان شده اند
سالمند به عنوان پدر یا مادر خانواده از بچه ها فقط انتظار محبت و توجه دارد نه کادو و هدیه. وی با بیان دلیل بستری شدنش در خانه سالمندان می گوید: امان از دست این فرزندان بی وفا و چشم و هم چشمی و تجددگرایی. امان از نامهربانی تازه به دوران رسیده ها. آنها با فراموشی ریشه هایشان، ما را از خودشان می رانند و می گویند: شما قدیمی فکر می کنید! این پیرمرد 77ساله لحظاتی سکوت می کند و با آه
برومند:از تکرار فیلم های گذشته سینمای کودک حالم به هم می خورد
. به این معنا که فیلمساز یک سال تلاش می کند فیلمی بسازد تا به جشنواره ای برود و بعد خروجی جشنواره این است که تصمیم گرفته شود یک سری از فیلم ها مورد توجه قرار نگیرد. رمضانی انتقاد کرد: اکثر مدیران هر ساله بعد از جشنواره گفته اند، تماشاگران از بیشتر این فیلم ها خوششان نیامده است و سال آینده باید به سمتی دیگر برویم. تا یک ماه بعد کمیته ای تشکیل می شود و به دلایل و معضلات این موضوع تا حد ی
آیرم؛ وقتی جلاد سخن از ایران آزادی می کند
) ایشان، نام مرا پرسیدند، گفتم عزت بصیرپور. گفت بنشین، مدتی نشستم، و بعد یک افسر آمد و گفت بفرمایید، من هنوز نمی دانستم که کنت چه کسی هست؟ رفتم، از در وارد شدم، یک سالن بسیار بزرگ و مجلل و طولانی بود. یک نفر عینک سیاه زده، و پشت میز نشسته بود. در ابتدا، من او را نشناختم، گفت مرا نمی شناسی؟ تو در برلن بودی، و در سفارت ایران، کار می کردی، من از تهران آمدم برلن، ترا معین کردند، از طرف سفارت در کارهای
شیوه جدید برخی خانوارها برای امرار معاش!
البته معضل بیکاری در بیشتر خانوارها وجوددارد،پیرمردی 80 ساله بازنشسته این طور می گفت که صاحب سه پسر است و به امید اینکه روزی عصای دست پدر شوند، هزینه تحصیل آنها را با مشقت به دوش کشیده و حالا با مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد در خانه کز کرده اند و از پدر پیرشان خجالت می کشند که هنوز پول توجیبی می گیرند. اما بیکاری هرچه باشد، پیامدهای آن هولناک تر است و به دانش آموختگان محدود نمی شود. کافی
فیلم محمد رسول الله(ص) تولید عشق، ایمان و برکت است
تایم او را یکی از صد نفر تاثیرگذار در جهان معرفی کرده است؛می گوید: در میان تمام آثارم برای کشورهای هند، چین و انگلستان، فیلم محمد با هدفی خاص و برای ایجاد وحدت میان مسلمانان بوده است ، بنابر این به آن نگاه ویژه ای داشته ام . وی افزود: با یک نیت پاک و خالص وارد این پروژه شدم و اگر روزی خداوند از من بپرسد با توجه به توانایی هایی که در موسیقی به تو دادم و فرصتی که برای کمک به پروژه پیامبر برایت فراهم
صدای طهرون در شب یلدا
احساس می کنم که کاش بودند و این خوبی ها را با هم کیف می کردیم، بخصوص یک آدم خاص. اگر بود، همین الان خودم را، سراسیمه به خانه اش می رساندم و بهش خبر می دادم که: آقا مرتضی مجوز انتشار بقیه کار ها رو گرفتم!! و لبخندش را می دیدم؛ خنده را در صورت و چشمانش می دیدم و بعد با هم چای در استکام کمر باریک (همان استکان به لهجه تهرانی) می خوردیم و او برایم خاطره تعریف می کرد و برای کارهای بعدی نقشه می کشیدیم و
ما احساس مسئولیت می کنیم در هر شرایطی!
: "من مثل شما، جماعت مغرض و ناآگاه، نسبت به جامعه بی تفاوت نیستم. با این عمل به همگان نشان دادم که یک مادر نمونه در هر وضعیتی مسئولیت خود را انجام می دهد." روز بعد اکبر آقا خوش سبیل، راننده همان تاکسی، تحت تاثیر حرکت تحسین برانگیز اقدس خانم، اقدام به اصلاح سر و صورت در حین رانندگی نمود. عمل مذکور توسط یکی از مسافرین صندلی عقب که از قضا استاد سلمانی بود، در ازای کرایه تاکسی انجام گرفت. با اینکه
برداشت 600 میلیونی از حساب نمایشگاهدار خودرو!
همچنین شناسایی محل های تراکنش مالی در تعدادی از صرافی ها و طلافروشی های خیابان جمهوری، کارآگاهان به بررسی تصاویر به دست آمده از دوربین های مداربسته پرداخته و در تمامی تصاویر موفق به شناسایی جوانی حدودا 35 ساله شدند که اقدام به برداشت پول از حساب مالباخته و در ادامه خرید سکه و ارز کرده است.در ادامه رسیدگی به پرونده و به جهت شناسایی و دستگیری متهم، دستور انتشار بدون پوشش تصویر به دست آمده از این شخص