سایر خبرها
22 بهمن و حماسه دیگری که تکرار شد
مذاکرات هسته ای و رفتار غیر منطقی و باج خواهانه طرف مقابل اشاره و تأکید کردند: ملت ایران در روز 22 بهمن نشان خواهد داد که زیر بار حرف زور نمی رود و پاسخ هر تحقیر کننده ای را نیز با ضربه متقابل خواهد داد. ایشان، علت ناکامی های پی در پی آمریکایی ها در مسایل منطقه و بویژه مسایل ایران را، همین خطای محاسباتی و اشتباهات راهبردی دانستند و افزودند: یک نمونه از این خطاها، اظهارات چند روز پیش یک مقام
تهدید دولت, سرقت کادوهای میلیونی و چندین حادثه دیگر
ردیابی ها نیز متهم سوار بر خودروی ماکسیما ی مسروقه شناسایی شد. سرانجام مهران در یک عملیات تعقیب و گریز مسلحانه با شلیک مأموران در حوالی هشتگرد دستگیر شد. او پس از انتقال به اداره آگاهی لب به اعتراف گشود و به سرقت چهار دستگاه خودروی ماکسیما ، مگان ، پژو پارس و پراید و همچنین اخاذی از اتباع افغانی اعتراف کرد. مرد تبهکار درباره شگردشان گفت: شبنم را به عنوان طعمه در مسیر رانندگان پولدار قرار داده و بعد
خواستگار شیاد،از طریق فیس بوک با دختران دوست می شد و طلا و خودرو آنها را می دزدید
چهار ماه قبل دختر جوانی هنگام چت در فیسبوک با پسری آشنا شد که خود را مهندس و فردی پولدار معرفی کرد. ارتباط دوستی آنها به این ترتیب شکل گرفت و چند بار با هم در کافی شاپ های تهران قرار گذاشتند. با گذشت یک ماه از این آشنایی، پسر جوان با ابراز علاقه به دختر جوان از او خواستگاری کرد و مدعی بود بزودی مقدمات ازدواج را فراهم می کند و همراه خانواده اش به خواستگاری رسمی وی می آید. دختر جوان غافل
محاکمه هایی از جنس پدر کشی و برادر کشی ....
دعوا می کرد. روز حادثه ساعت هشت صبح با صدای فریادهای مادرم از خواب بیدار شدم و دیدم برادرم دوباره مادرم را کتک زده است. او را از خانه بیرون کردم و گفتم بس کن اما دست بردار نبود. دوباره به سمت مادرم حمله کرد و او را زد. به سمت آشپزخانه رفت و چاقو برداشت. چون مادرم چاقوها را مخفی می کرد. کارد معمولی برداشت و به سمت من حمله کرد آنقدر عصبانی بودم که او را زدم و روی زمین انداختم بعد هم با ته لیوان شکسته
مادر و دختر، قربانی وسوسه میلیاردی داماد شدند!
شدم و با کلیدی که داشتم به داخل خانه رفتم و منتظر بازگشت مادر و دختر نشستم.از طرفی آن روز شیشه زیادی مصرف کرده بودم و کنترلی بر رفتارم نداشتم. ساعت حدود10:30 شب بود که آنها رسیدند. من داخل یکی از اتاق خواب ها نشسته بودم که از پشت سر به سمت دختر جوان حمله کردم و دهانش را گرفتم تا جیغ نکشد. بعد از آن چند گلوله شلیک کردم که به وی اصابت کرد. سپس به سراغ مادرش رفتم و به سمت او نیز شلیک کردم. بعد با
تجاوز سارق بی رحم به طعمه های خون آلود
تازه ای شد. در حالی که تحقیقات پلیس در این باره ادامه داشت، ظهر روز چهارشنبه گذشته اهالی ساکن در بولوار حر مشهد با پلیس 110 تماس گرفتند و اظهار داشتند جوانی که به قصد سرقت طلا و به زور وارد خانه ای شده است، را در محل نگه داشته اند و از فرار او جلوگیری کردند. در پی دریافت این خبر و به دستور سرهنگ جانعلی سرگزی (سرکلانتر شرق مشهد) بلافاصله گروه تجسس کلانتری شهرک شهیدرجایی به محل عزیمت
اعتراف به جنایت قدیمی بعد از زایمان
با تاکسی برمی گردد. نیم ساعت بعد وقتی به خانه برگشتم دلشوره به جانم افتاد و بلافاصله با تلفن همراهش تماس گرفتم اما خاموش بود. به همین خاطر بیشتر نگران شدم. حالا هم حدود 24 ساعت گذشته و از برادرم هیچ خبری نداریم. بدین ترتیب با شکایت این خانواده تحقیقات ویژه برای کشف ردی از شهریار آغاز شد. این در حالی بود که کارآگاهان در جریان تحقیق از دوستان شهریار دریافتند او از مدت ها قبل با زنی به نام
سامان ارسطو، بازیگر زنی که تغییر جنسیت داد
. قرار بود در نمایشی نقش اول را داشته باشم اما وقتی سر کار رفتیم به آنها گفته بودند اگر سامان ارسطو در کار شما باشد، اجازه کار نخواهید داشت. آنها نیز کار را با بازیگر دیگری ادامه دادند و اگرچه اولین کار کارگردان بود اما نمایش را در تئاتر شهر به اجرا برد. بعد آقایان حیدری و موسوی زیر حرف خود زدند که ما این حرف را نزدیم. حتی از آنها رسما شکایت کردم اما ترتیب اثری داده نشد. علنا از آنها در
بنگر: با قلعه نوعی رفیقم، اما فقط پرسپولیس
سایت ریاست جمهوری هم عکس من را با اتومبیلم منتشر کرد و گفت بازیکنان پرسپولیس پورشه گرفتند. همین مسائل به پرسپولیس ضربه زد، می گفتند بازیکنان پرسپولیس پول میلیاردی گرفتند، کدام پول؟ آنقدر در مورد ماشین صحبت کردند که مجبور شدم با آژانس رفت و آمد کنم. بازیکن سال آسیا من چند بار کاندیدای کسب عنوان بهترین بازیکن آسیا شدم. به خصوص در آن 8 سالی که در سپاهان بازی می کردم و با این تیم
پرویز پرستویی:پدرم بلورفروش بود
به گزارش افکارنیوز ، در قسمت های اخیر برنامه رادیو هفت به تهیه کنندگی منصور ضابطیان و محمد صوفی، پرویز پرستویی به عنوان مهمان حضور داشت و در چند قسمت متوالی ضابطیان به گفتگو با او نشست. گفتگویی چند قسمتی که قرار است پنجشنبه 23 بهمن نسخه کامل آن از شبکه آموزش روی آنتن برود. مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید: *چه شد که پرویز پرستویی بازیگر شد؟ - از دلایلی که
استخاره کردم که از ساواک بروم
دکتر دستگیر کردند حتی به خاطر قرآن و نهج البلاغه، ساواک افراد را دستگیر و بازجویی می کرد. سوال شد: منبعی که مرحوم اندرزگو از آن طریق لو رفت روشن کنید کی بود؟ تهرانی گفت: عرض کردم منبع نداشت. ایشان از طریق تلفن لو رفتند. بر اثر کنترل تلفنی. من در شهادت ایشان سخت متاثر شدم در همان حال که خون از او می رفت، با کمال وقار و اطمینان دفترچه را درآورد و چند برگش را کند و جوید تا در اسید معده حل شود و مدارک از
شغال پیری که به زن معلول هم رحم نکرد
ایسنا: در 22 اردیبهشت ماه سالجاری،زنی جوان با مراجعه به کلانتری 141 شهرک راه آهن به مأموران کرد که از پایانه میدان آزادی به سمت خلیج سوار یک دستگاه اتوبوس بنز قدیمی به رانندگی پیرمردی حدودا 6560 ساله شدم اما در بین راه راننده اتوبوس قصد سرقت اموال و همچنین آزار و اذیت مرا داشت که خود را از اتوبوس به بیرون پرتاب کردم.با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران
زورگیری در فیسبوک!
پلیس فتا به جستجو در این رابطه پرداخته و در ادامه تحقیقات موفق شدند هویت متهم فراری را به دست بیاورند و دو روز پیش با اعزام به خانه اش در یکی از محله های تهران، او را دستگیر کنند. در بازرسی از رایانه متهم تصاویر دختر جوان به دست آمد. متهم در بازجویی ها به سوء استفاده از عکس های دختر جوان برای اخاذی اعتراف کرد که تحقیقات از او ادامه دارد.
نامه ای که شهیدمنتظری به تاریخ نوشت
اگر چه می دانست ترتیب اثری به آن داده نخواهد شد، اما شاید برای تاریخ این چنین می نویسد: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم اهدنا الصراط المستقیم از دادگاه تقاضامندم اجازه دهد مطالبی چند به عرض برسانم. و اینک اینجانب را به جرم دینداری در تاریخ 1/1/45 بازداشت و بعد از سه روز تحویل زندان قزل قلعه دادند. در آن زندان چه شکنجه هایی بود که به من ندادند. بازجویی بیش
قتل پایان کینه قدیمی + عکس
) اعتراف کرد و به کارآگاهان گفت: مدت هاست که بهروز - مقتول - را می شناسم. سه سال قبل بود که به جشن تولد یکی از دوستانم به نام پرویز دعوت شده بودم و در آنجا من و بهروز باهمدیگر دعوایمان شد و او مرا کتک زد. بعد از آن روز، بهروز همیشه درباره روز دعوا صحبت می کرد و بین بچه های محل مرا سوژه خود کرده بود؛ دیگر بین بچه های محل آبرویی برایم نگذاشته بود و هر زمان که با یکی از بچه های محل صحبت می کردم ، آنها با
لیست سیاه مرد هفت تیرکش برای قتل / اعدام عاملان جنایت آبپخش
ساچمه ای به قتل رساند.کارآگاهان پلیس شهررضا وقتی از این جنایت باخبر شدند تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده و پس از 5 ساعت قاتل را دستگیر کرده و در بازرسی خانه اش اسلحه ساچمه ای کشف شد. متهم به قتل پس از اعتراف به جرم خود گفت: مدتها بود به نسترن علاقه داشتم اما هر بار که به خواستگاری او می رفتم با مخالفت پدرش روبرو می شدم تا اینکه چند روز پیش متوجه شدم او قصد ازدواج با پسر دیگری را دارد. این موضوع
واکنش میقاتی به اظهارات هیلاری
ادامه دهد. وی روز چهارشنبه در گفت وگو با رسانه های خبری افزود: من می خواهم موضوع دادگاه حریری به صورت کامل از طرف متخصصان امر بررسی شود؛ سپس آنچه که به نفع لبنان است با توجه به خون کشته شدگان (در حادثه ترور رفیق حریری) اتخاذ خواهم کرد و پرونده شاهدان دروغین در هیأت دولت بررسی خواهد شد. وی گفت: مرا به ایجاد شکاف در گروه اهل سنت متهم می کنند. این اتهامات به هیچ وجه درست نیست و
بوسه رئیس زندان پهلوی بر دستان آیت الله طالقانی
رابط و دوستی با آیت الله طالقانی نزدیک به 29 روز در بازداشت بسر بردم. بعد از بررسی مسئولان اطلاعاتی شاه، ساواک به این نتیجه رسید که سیاسی نیستم رهایم می کنند. همزمان با رئیس زندان شدن من، قرار شد اعضای نهضت آزادی از جمله آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان را از زندان برازجان به زندان قصر منتقل کنند. علاقه مند به دکتر مصدق بودم. قبل از اینکه دست حادثه آیت الله طالقانی را به
پسران متجاوز، دختر را از مقابل آرایشگاه ربودند
شرق:یک ماه قبل دختری جوان به پلیس مراجعه کرد و گفت سه پسر او را مورد آزار قرار داده اند. این دختر گفت: روز حادثه من در آرایشگاه بودم و برای بازگشت به خانه آژانس خبر کردم. وقتی ماشین آمد و سوار شدم یکدفعه سه جوان به خودرو حمله کردند. راننده خواست از دست آنها فرار کند اما نتوانست. آنها شیشه ماشین را خرد کردند و گاز اشک آور هم زدند بعد مرا از داخل ماشین بیرون کشیدند و سوار خودرو خودشان کردند و با
تجاوز به گردشگران زن ایرانی در سواحل دوبی!
ملیتی که دوبی را برای سفر خود برگزیدند، ایران تنها کشوری بود که آمارش دچار تنزل شد. اما جدا از مسائل اقتصادی ، نقش امنیت مسافران هم در بروز چنین آماری بسیار پررنگ است. داستان حادثه ساحل جمیرا از آنجا آغاز شد که این دو زن 22 ساله ایرانی در ساعت 3 نیمه شب در ساحل قدم می زدند که خودرویی حامل سه مرد جلوی آنها را می گیرد. یکی از مردها کارت شناسایی پلیس به آن ها نشان می دهد و آن دو را به نوشیدن مشروبات
راز سرقتهای سریالی از آرایشگاه های زنانه +عکس
شدم ، بعد از چند دقیقه به صاحب آرایشگاه گفتم که چند لحظه بیرون رفته و دوباره باز می گردم . به این بهانه کیف خودم را با کیف دستی شاکی برداشتم که وی متوجه شد و فریاد زد "دزد" . ترسیدم و به سرعت از آرایشگاه خارج شدم و با وجود آنکه سوار موتورسیکلت شدم اما توسط اهالی محل که ما را تعقیب کرده و مسیر موتور را با مسدود کردند ، دستگیر شدم .همسر متهم به نام محمد 25 ساله نیز که به عنوان همدست همسرش دستگیر شده
شکار زنان دم بخت در سایت های همسریابی!
داده و پس از گذشت چند روز ، دیگر او جوابگوی تماس من نشد . تلفن همراهش را نیز خاموش کرد . آن زمان بود که متوجه شدم در این مدت من هیچ گونه اطلاعات دقیقی در خصوص خانواده و حتی محل سکونت عباس ندارم . کارآگاهان پایگاه هفتم با بهره گیری از اطلاعات به دست آمده از مالباخته ، به شعبه بانک در خیابان شهید رجایی رفته و در بررسی تصاویر به دست آمده از دوربین های مداربسته بانکی و بهره گیری از بانک مجرمان
همه همسران رؤسای جمهور ایران +عکس
پیوندی) انجام شد پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) است.صاحبه که داغدار فوت نابهنگام یکی از پسرانش است، در طول این سال ها بیشتر در قالب یک بانوی خانه دار نقش ایفا کرده؛ چنانچه در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، خانواده روحانی نیز در کنار خانواده های جلیلی و ولایتی از حضور در برنامه تلویزیونی خانواده های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری که قرار بود برای اولین بار از شبکه 2 سیما پخش شود استقبال
محاکمه دولت ژاپن با شکایت کشتی گیر ایرانی
مترجم نزد او بردند. یک روز به یاد او افتادم و تصمیم گرفتم برای آزادی خودم را به دیوانگی بزنم. به همین خاطر در عرض سه ماه 33 نامه به وزیر دادگستری ژاپن نوشتم و در آن برای ایران سفارش خودرو ها مدل بالا می دادم. همچنین در یکی از خودروها از وزیر دادگستری خواستم دستور بدهد به دور ایران دیوار چین بسازند. این نامه ها باعث شده که آن ها فکر کنند من روانی هستم یک بار قصد کشتن من را داشتند که هنگام انتقالم در
برای پیدا شدن مائده کوچولو به ما کمک کنید و مژدگانی 200 میلیونی بگیرید+ عکس
ماه و چند روز قبل چهارم خردادماه سال جاری یکی از تلخ ترین روزهای خانواده کبریایی بود. در این روز دختر 7ساله آنها به طرز مشکوکی از مقابل مدرسه اش ناپدید شد.با ناپدید شدن دختربچه جست وجو ها برای پیدا کردن ردی از او آغاز شد اما پس از چندین روز هیچ خبری در دست نیست این در حالی است که در این میان بازار شایعات نیز رونق گرفته و در میان مردم حرف های زیادی پیچیده است. بعضی ها معتقدند پای قاچاقچیان انسان
ابراهیم نبوی: برمی گردم و به زندان می روم!
دلتنگی برای میهن که برای آن ور آبی ها ژست معمولی است. اما حالا او بسیار جدی و برنامه ریزی شده می گوید اگر برنامه هایش ردیف شود، به ایران می آید، حتی اگر از روی همان پله ها کت بسته به اوین منتقل شود یا گوهردشت. هفته نامه حاشیه با این مقدمه، گفت وگوی خود با سیدابراهیم نبوی را منتشر کرده که مشروح آن در پی می آید:من ده سال قبل برای اینکه یک سالی از ایران بروم از کشور خارج شدم و از همان سال اول قصد
سارق تجهیزات عکاسان و خبرنگاران در کاخ جشنواره فجر دستگیر شد
کردند و در بازرسی از وی، موفق به کشف یک عدد گوشی تلفن همراه مدل بالای بدون سیم کارت کردند که برای ادامه تحقیقات، وی را به کلانتری 137 گیشا منتقل کردند. متهم پس از انتقال به کلانتری و در خلال بازجویی ها، نسبت به سرقت تجهیزات عکاسان و خبرنگاران مستقر در سالن محل استقرار خبرنگاران در کاخ جشنواره برج میلاد اعتراف کرد. سرهنگ رضا صادقی پور رئیس کلانتری 137 نصر در گفت وگو با خبرنگار
اگر شاهنشاه دستش را دراز کرد زانو بزنید!
/> بعداً معلوم گردید آن آقای آجودان کشوری، برای خودشیرینی، حرف های مرا به شرف عرض رسانیده است و طوفانی در خاطر همایونی برپا ساخته است. چند روز بعد شنیدم که این مطلب را در دربار و در محافل رسمی دیگر دنبال و بازجویی می کنند . روزی که موعد شرفیابی من بود، آن گونه که به یادم مانده، روز 12 یا 13 تیرماه، قرار بود یکی از فرماندهان ناتو که قرارگاهش در ناپل ایتالیا بود به ستاد بیاید. من از
مرد شیطان صفت در کمین دختربچه مدرسه ای
، سراسیمه با شوهرم تماس گرفتم و او هم با عجله خودش را به خانه رساند و دخترمان را به درمانگاه منتقل کردیم. با اظهارات این زن، درحالی که دختر خردسال نیز حرف های او را تایید می کرد، تحقیقات ماموران برای شناسایی و دستگیری مرد شیطان صفت شروع شد. از آنجا که دختربچه مدرسه ای مشخصات کامل این مرد را به خاطر داشت، تیم های گشت پلیس وارد عمل شدند و با استقرار در محدوده مورد نظر به گشتزنی پرداختند تا اینکه موفق شدند
قاتل: کشتم که به من تعرض نکند
جابه جا کنیم و من دست تنها هستم. من هم رفتم اما به او اعتماد نکردم و چاقویی با خودم بردم وقتی به خانه ای که گفته بود رفتم متوجه شدم دروغ گفته و دوباره قصد تعرض دارد، وقتی مقاومت کردم با چاقو به من حمله کرد و من هم چاقویم را در آوردم و به او حمله کردم چندضربه به او زدم و وقتی چاقوی مقتول را گرفتم آنقدر از خود بی خود شده بودم که دوباره به اوضربه زدم، یادم نمی آید چند ضربه زدم اما می دانم ضربات زیادی