سایر خبرها
شهرام جزایری:بزودی عالم بوجودم افتخارمی کند
اتهامات اقتصادی برائت گرفتم. چند عید فطر، عفو عمومی شامل حالم بود اما قرارموقوفی عفو تأیید نشد. بلافاصله بعد از ابلاغ حکم قطعی رد مال حکم کیفری پرونده ام را به ریال تسویه حساب کردم، تا اینکه سال آخر حبس بنا به فرموده مقام محترم قضایی، رد مال یادشده را به دلار آمریکا محاسبه و مابه التفاوتش را نیز پرداخت کردم اما متأسفانه برخلاف فرموده، باز هم عفوم تأیید نشد. حساسیت های رسانه ای، موجب شدت در پرونده قضایی
همسرم به جای ماه عسل به دیدن مادرش در شهرستان رفت
و تصور می کردم شوخی می کند. ولی واقعا رفت و مرا تنها گذاشت. از این رفتارش خیلی شوکه شدم و حتی با خودم گفتم شاید موضوع مهمی در خانه مادرش رخ داده باشد. ولی وقتی پیگیری کردم، متوجه شدم هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده است و شوهرم بی دلیل مرا تنها گذاشت. زن جوان ادامه داد:او فقط می خواست که مرا به ماه عسل نبرد و با اینکارش مثلا با من لجبازی کرد. من هم هرچه فکر کردم دیدم که نمی توانم این کار او را تحمل کنم و با این مساله کنار بیایم برای همین درخواست طلاق و جدایی دارم. بعد از صحبت های این زن شوهرش هم به دادگاه احضار شد تا قاضی صحبت های او را هم بشنود. ...
واکنش اهل سنت به ادعای وهابیت بر عدم جواز عزاداری
/> فرمان پیامبر(ص) بر گریه کردن؛ در اسد الغابه با سند صحیح چنین آمده است: جعفر بن أبیطالب از فرماندهان جنگ موته بود؛ رسول خدا(ص) با شنیدن خبر شهادت جعفر به دیدن فرزندانش رفت؛ وقتی وارد خانه شد، فرزندان جعفر را صدا زد و بر زانوان خود نشانید و آنان را می بویید و همچنان محزون بود، ناگهان فریاد اسماء همسر جعفر، بلند شد؛ زن ها دورا دور او حلقه زدند؛ فاطمه زهرا(س) وارد منزل شد و گریه می کرد و می فرمود: وای
200 شهید گمنام را به خانواده هایشان رساندم
چه حقه ای از مادر نمونه بگیریم! بالاخره دوباره این نمونه گیری انجام شد و شهید شناسایی شد. رفتند و به مادر گفتند علی پیدا شده. می گفت: نه من قبول نمی کنم. همان شب پسرش را خواب می بیند که می گوید: مادر بعد از 27 سال برگشتم، باز هم مرا تحویل نمی گیری؟ خاطره ای هم از شناسایی اوس عبدالحسین جبهه ها می گوید شهید برونسی قبل از آخرین باری که که به جبهه بروند، به خانواده خود می گویند من دیگر
همسر رویاهایت را فراموش کن!
هر وقت از کسی بپرسید که چرا می خواهد ازدواج کند، لیستی از نیازها، خواسته ها و تمایلاتش را برای شما ردیف می کند. می خواهم کسی را داشته باشم که در کنارش احساس آرامش کنم. می خواهم یک نفر باشد که تا آخر عمر در کنار من بماند. باید کسی را پیدا کنم که من را به خاطر خودم دوست داشته باشد و نیازهای عاطفی و جنسی مرا برآورده کند. می خواهم با کسی زندگی کنم که تنهایی هایم را با او قسمت کنم. همسرم باید مرا به
خبرنگاری را برای شغل خانگی رها کردم
پریدری متولد 16 مهر در محله پیروزی تهران و بچه آخر خانواده است. در دانشگاه خبرنگاری خوانده و بعد از چندسال کار خبری حالا یک دختر4 ساله به نام ستاره دارد. من به واسطه اینکه بچه آخر بودم. معمولا کارهای خانه روی دوشم نبود. به خاطر همین هیچ وقت آشپزی نمی کردم. شاید فقط دوبار ماکارونی درست کردم. برای همین در جلسه خواستگاری مادرم به خانواده شوهرم گفت که نجمه چیزی بلد نیست. اما وقتی آدم مسئولیت قبول می کند
زنی شوهرش را کشت
9 ساله و یک دختر هفت ساله است. شوهرم از ابتدا اعتیاد به مواد مخدر داشت و اکثر اوقات شبانه روز را در منزل به سر می برد، بسیار بدبین بود حتی به من اجازه نمی داد که به دیدن خانواده ام بروم یا در مراسم جشنی شرکت کنم. در طول زندگی به خاطر رفتار شوهرم بارها تصمیم گرفتم خودکشی کنم اما هربار با دیدن بچه هایم از این تصمیم منصرف می شدم.چهار سال قبل شوهرم برای تامین معاش خانواده نزد یک
از اهداء طلای خود برای کمک به جبهه و ازدواج با یک جانباز تا کم لطفی بنیاد شهید + تصاویر
، زیرا نمی خواستم شخصی با یک نصیحت که ممکن است از روی خیرخواهی هم باشد مرا از این تصمیم بازدارد. آغاز زندگی مشترک با عشق در سن 20 سالگی و در 18 فروردین 67 با عشق زندگی مشترک را آغاز کردم. در دفترچه ای، خاطرات آن روزها که با شوق و علاقه در کنار یکدیگر زندگی مان را شروع کردیم را یادداشت کرده ام. چند ماه بعد از ازدواج مان بود که قطع نامه 598 امضا شد. همسرم در زمان ازدواج
آبروی همسرتان را حفظ کنید!
. رفتار خود را نیز مرور کنید و با خودتان بگویید شاید من رفتاری در زندگی مشترک از خود نشان داده ام که باعث شده همسرم دست به چنین رفتاری بزند. حتما در این حالت ریشه موضوع و مشکل را پیدا خواهید کرد. در این صورت حتما آن را با همسرتان در میان بگذارید و با او به صورت آرام و ملایم صحبت کنید تا با کمک یکدیگر بتوانید این مشکل را حل کنید. خانه را محل آرامش بسازید! همانگونه که شما دلتان می
نجات زن شوهرکش از چوبه دار
تصمیم بگیرم از او جدا شوم. من حدود یک سال ونیم پیش به حالت قهر به خانه پدرم رفتم؛ اما تورج با طلاق مخالف بود. از او شکایت کردم، ولی فایده ای نداشت. شوهرم حتی یک بار مرا با چاقو زخمی کرده بود، با وجود این باز هم با طلاق موافقت نمی کرد و به آزارهایش ادامه می داد. چند روز پیش ما برای پیگیری پرونده مان به شورای حل اختلاف احضار شدیم. وقتی به آنجا رفتیم تورج یک بار دیگر مرا کتک زد و به سرعت فرار
هدیه سالگرد ازدواج دردسرساز شد!
به خانه پدرش برود، ولی من مانعش شدم و باز هم با هم درگیر شدیم. برای همین از روی عصبانیت او را در خانه حبس کردم و بیرون رفتم. این صحبت ها در حالی مطرح شد که زن جوان نیز از شوهرش به اتهام اختفا و ضرب و شتم شکایت کرد. وی در شکایت خود به مدیر روستا، بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران گفت: شوهرم تنها به خاطر یک دعوای ساده مرا به شدت کتک زد و بعد از آن در حالی که موبایل و تبلتم را برداشته بود
این جا دست ها می بینند و می آموزند
بینند زنگ تفریح تمام شده اما هنوز بچه ها در راهرو در حال رفت وآمد و سروصدا هستند. قبل از این که معلم ها سر کلاس بروند فرصتی دست می دهد تا با زهرا صحبت کنم. او که اهل رشت است، 15 سال دارد و کم بیناست. زهرا تا سال آخر مقطع ابتدایی در رشت درس خوانده، اما چون شهرشان راهنمایی و دبیرستان نداشته برای ادامه تحصیل به تهران آمده است. او ساکن خوابگاه است و می گوید: در اتاق 5 نفره ما سه نفر اهل رشت، یک
اشعار شب دوم محرم؛ ورود به کربلا
/> دلربایانِ دل زکف داده چقدر دل - جقدر دریایی جاده ها زیرپایشان محکم وطنین صدایشان محکم قلبشان ازگُل اجابت پُر اعتقاد دعایشان محکم شده در سینه ها نفس ها حبس بانگها ناله ها جرس ها حبس همه آماده عروج عشق بال و پرهای در قفس ها حبس شدنی گشته غیر ممکن ها از جلا و صفای باطن ها بعد ا... - شد علی اکبر اشهد اول مؤذن
آزار سیاه دو پسر
مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه روز گذشته: وسوسه 300میلیون تومانی!/ اعدام نوعروس به جرم قتل شوهر/ سرنخ تازه در پرونده قتل زن مقیم سوئیس/ شوهرم مرتب نگران هزینه قبض هایمان است/ آزار سیاه دو پسر/ قتل پسر دانشجو برای سرقت خودرو/ حبس در خانه، مجازات از دست دادن گردنبند قیمتی/ شوهرم قبل از ازدواج زندان رفته است/ جاسازی محموله افیون در کوله پشتی/ تجاوز دو افغانی به یک استاد زن دانشگاه کد خبر: 539290 نام: ایمیل: * نظر:
مرد سیاست و کارهای اجرایی نبودم
زیاد است و چشم اکثر افرادی که آنجا هستند، لوچ و هم رشد قدشان کم است. نتایج تحقیقات ما نهایتا در سال 1366-1367به جایی رسید که مرا مطمئن کرد مسئله عمده بهداشتی درمانی کشور کمبود ید است و باید اقدام موثری انجام داد. دکتر مرندی در آن زمان وزیر بهداشت بودند. از ایشان خواهش کردم که جهت طرح موضوع بسیار مهمی، به یکی از جلسات شورای معاونین وزارت بروم. به آن ها توضیح دادم که
شعر خوانی شاعران آیینی در رثای موذن کربلا + متن اشعار و گزارش تصویری
روضه می خواهد باز بی روضه قلبها مرده روضه ما را به کربلا برده حال بی روضه سخت حال بدیست زنده بی روضه مرده ابدیست باز بی روضه سینه ها تنگ است طاقتی نیست، دل مگر سنگ است روضه خوانیم این نشانه ماست که حسینیه راه خانه ماست روضه گفتم بریده شد جگرم به فدایت، بریده باد سرم روضه حال و
معجزه ای د ر منا
خانه د وست موهبتی است که آرزوی هر مسلمانی است. 4سال قبل به حج عمره مشرف شد ه بود اما حج تمتع و به جا آورد ن اعمال آن لذتی د ارد که برای چشید ن آن سال ها بود که لحظه شماری می کرد . سرانجام مسافر خانه خد ا شد . کاروان شماره 35005از شهر قم به سوی مد ینه پرواز کرد تا پس از زیارت مزار پیامبر و مسجد الحرام به مکه برود . حاج محسن خازنی از روزی که برای اعمال حج به مکه وارد شد اینگونه می گوید : به همراه همسرم
آزار و اذیت دختر 28 ساله توسط آدم ربای شیطان صفت
خود را در این خصوص شروع کردند. کارآگاهان در ردیابی ها توانستند مخفیگاه مهرداد را شناسایی کنند و وی روز دوشنبه دستگیر شد. او روز گذشته برای بازجویی به دادسرای جنایی تهران منتقل اما منکر آدم ربایی و آزار و اذیت شد. وی در بازجویی ها گفت: 3سال پیش همسرم را طلاق دادم چون به من خیانت کرده بود. از آن روز به بعد زند گی ام دگرگون شد و از همه زن ها تنفر داشتم. اما هرگز اتهام آدم ربایی و آزار و
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
پذیرایی کنم و ناراحتی ام به خاطر این است که نمی توانم آن طور که دلم می خواهد، پذیرایی کنم. با هم قرار گذاشتیم مثلاً هفته ای دو یا سه روز، همراه خودشان مهمان بیاورند. حالا اگر غذا آبگوشت یا نان و پنیر بود، فوراً تخم مرغی چیزی اضافه می کردم و از اینکه مهمان می آمد و پذیرایی می کردم، نه تنها ناراحت نمی شدم که خوشحال هم بودم. این نمونه ای از رفتارهایی بود که ایشان دوست داشتند، یعنی همیشه در خانه ما باز بود
اعدام نوعروس به جرم قتل شوهر
را بپذیری. من دوباره پای سفره عقد نشستم اما با شوهر جدیدم هم نمی توانستم کنار بیایم و مرتب درگیری داشتیم. من او را دوست نداشتم ضمن اینکه نمی توانستم از او هم جدا شوم به همین خاطر یک روز به دوستم گفتم می خواهم شوهرم را بکشم او هم پیشنهاد داد اول بی هوشش کنم و بعد او را بکشم. روز حادثه وقتی با هم به دفتر فرهنگی مسجد رفتیم غذا خوردیم، بعد من به بهانه خرید داروی سردرد به داروخانه رفتم، مقداری داروی
پسر پیتزا فروش به دادگاه می رود
کار می کنم. من همیشه به خاطر حق و حقوقم با او مشکل داشتم تا اینکه چند سال قبل او ازدواج کرد و الان هم یک دختر یک ساله دارد اما من مجرد بودم تا اینکه مدتی قبل به خواستگاری دختری رفتم و او را عقد کردم. ما با هم زمینی را شراکتی خریدیم و در حال ساختن آپارتمان بودیم به همین دلیل برادرم حقوق مرا به صورت کامل پرداخت نمی کرد. چند روز قبل به او گفتم که من هم زن دارم و احتیاج به پول بیشتری دارم اما او
برنده نوبل ادبیات: از کافکا یاد گرفتم چطور ترس ایجاد کنم
همکاران کانادایی ما ملی گراهای سرسخت و کوته فکر نیستند. اما من تعجب می کنم! کسی احساس تبعید شدن می کند؟ وقتی من به خانه در میلرپورت در نیویورک برگشتم و حوالی لاک پورت را دیدم تغییرات خارق العاده ای که رخ داده بود باعث شد من احساس غریبگی کنم. گذشت زمان خودش همه ما را تبدیل به تبعیدی می کند. شاید این موضوع یک وضعیت مضحک و خنده دار است زیرا که قدرت جامعه در حال تحول را بر فرد و
بیماراورژانس:باید بمیرم تا راضی شوند!
با لباس خونین می دهد. باید بمیرم تا راضی شوند گوشه اورژانس دو زن خوابیده اند. یکی از آن ها چهره 20 ساله ای دارد که به علت بیماری کیسه صفرا سه روز است ساکن اورژانس شده. از زمین و زمان شاکی است. خانم دخترم 20 روزش است و نیاز به شیر من دارد. همسرم همین جا توی ماشین اتراق کرده و هر چند ساعت بچه را اینجا می آورد تا به او شیر دهم. بین این همه بیماری و عفونت. زن رنگ به رو
بیمارانی که در این بیمارستان بدحال تر می شوند
ارتوپد بستری کرده و به پدرش سپرده. شنیده این جا بیمارستان خوب و مجهزی است اما 10 روز در نوبت مانده تا تخت به پسرش برسد. همین باعث شده تا برخلاف میل مادر جراحی فرزندش به مهرماه بیفتد. هر روز از ورامین راه می افتاده و برای پیدا کردن تخت خالی خود را به بیمارستان می رسانده .او می گوید: پرستار ها گفته بودند تلفنی خبر می دهند اما دلم طاقت نمی آورد. دخترم را خانه همسایه می گذاشتم و 3 ساعت در
سجاد افشاریان چگونه محبوب شد؟
زندگی ایده آل : ایطور ایطور برزیلته؟ بله سجاد برزیلته. سجاد افشاریان همین جور ساده و راحت برزیل مسابقه خندوانه شد. این دو رگه برزیلی -شیرازی اهل هنر است و تئاتر. همین رفت و آمد ها برای اجرای تئاتر از تهران تا شیراز باعث شد به یکی از تاثیرگذاران تئاتر های دانشجویی تبدیل شده تا و به بدنه زرخیز نمایش ایران اضافه شود بعد ها به قلاب رامبد جوان گیر کرد و نویسنده برنامه او هم شد. درشش سالگی
عجیب ترین همسرکشی هایی که طی یک سال و نیم گذشته اتفاق افتاده + جدول
مادرهمسرش گفت: از مدتی پیش به رفتار همسرم سوءظن داشتم و به همین دلیل همسر و دو فرزندم به خانه مادرهمسرم رفتند. متهم روز قبل از حادثه بچه ها را نزد خود می آورد و روز بعد، برای بازگرداندن همسرش اقدام و با مادرهمسرش مشاجره می کند. به همین دلیل به قصد انتقام هر دوی آن ها را با یک قبضه سلاح شکاری می کشد. 11. شهریور 93 اراک/ میقان خودکشی بعد از همسرکشی طبق اعلام
جنگ ما را واکسینه کرد
هنوز مدرسه نمی رفتم. قبل از دبستان بود. 5ساله بودم که پدرم مرا فرستاد پیش پدر شهید مطهری ، آن زمان مرسوم بود بچه ها را قبل از دبستان می فرستادند مکتب خانه که قرآن یاد بگیرند و آن هایی هم که آموزش قرآن ندیده بودند معمولا در همان دوره ابتدایی در کلاس دوم و یا حداکثر سوم تابستان می فرستادند قرآن یاد بگیرند. در شهر ما کسی نبود که بچه اش را نفرستد برای یادگرفتن قرآن؛ چه دختر چه پسر. دو تا کار