سایر منابع:
سایر خبرها
از سورپرایزی به نام مهران مدیری تا سلفی گروهی رضا عطاران/ خلاقیت جدید فجر؛دیپلم افتخار جایزه ویژه هیات ...
را به سمت من بگیرید چون من خودم کارگردان هستم. در ادامه مدیری با محمد زندوکیلی قطعه ای را همخوانی کرد که با تشویق حاضران همراه شد. در این اجرا سامان احتشامی نوازنده پیانو و بامداد ملکی نوازنده ضرب مدیری و زندوکیلی را همراهی می کردند. باران کوثری به هنگام اعطای سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن روی سن آمد و با بوسه باران مادرش؛ رخشان بنی اعتماد جایزه را از دست او دریافت کرد.
قتل شتابزاده ی یک نوجوان توسط پلیس در نیمه شعبان!
تپانچه اش در دستش بود، وی مچ پلیس را گرفته و ناگهان یک تیر شلیک شده و به صورت جوان اصابت می کند. ادعای دوست قربانی در بازپرسی یکی از دو سرنشین موتورسیکلت که شاهد این ماجرای خونین بود در بازجویی ها گفت: آن شب در پارک اندیشه نشسته بودم که یکی از دوستانم به من اطلاع داد مأموران پلیس در تعقیب من هستند. بلافاصله به پسرخاله ام زنگ زدم و خواستم که با موتور دوستش علی به دنبالم بیاید تا به خانه بروم
نظرات اهالی موسیقی درباره موسیقی و فیلم های پخش شده در جشنواره فیلم فجر
خوبی به جشنواره بخشیدند. جالب است که بهترین فیلم ها از نگاه تماشاگران و مبتنی بر آرای مردمی هم فیلم هایی مثل رخ دیوانه، عصر یخبندان، خانه دختر و ایران برگر بوده اند که شامل سینمای قصه گو هستند و بار دیگر ثابت می کنند که مخاطب هم به اینگونه از سینما بیشتر علاقه مند است. نظر او درباره کارگردانان جشنواره امسال هم اینگونه بود: در جشنواره سی و سوم کارگردان های جوان بسیار موفق ظاهر شده اند
قتل کودکی با والدین معتاد
جمیله نگهداری کند، او را به خانه خودش برد. من هم این کودک را دوست داشتم، خودم دختری هفت ساله دارم. از زمان زایمان دچار افسردگی شده بودم طوری که همیشه فکر می کردم به زودی می میرم و حتی مرتب با اقوام تماس می گرفتم و درخواست می کردم مرا حلال کنند. بیماری من به حدی بود که نزد روانپزشک رفتم و او برایم دارو تجویز کرد البته شوهرم اجازه نمی داد دارو مصرف کنم. او می گفت خود روانپزشکان بیمار
برندگان جشنواره فیلم فجر 33 معرفی شدند
سوی دبیر جشنواره تجلیل شدند. علی نجفی امامی هم از سینماگران ایرانی خواست از استفاده از انیمیشن رئال نترسند و سینما را با استفاده از این صنعت از یکدستی خارج کنند. درخواست خسرو سینایی از سینماگران جوان خسرو سینایی در سخنانی گفت: من خودم خواستم که سخنانی در اینجا داشته باشم. در نسل ما یعنی 50 سال پیش ما آرزو داشتیم سینما هنری ارزشمند باشد نه اینکه فقط برای سرگرمی و تخمه شکستن و بشکن زدن
حسن ز اده: استعدادهای فوتبال ایران یا پیک مو توری می شوند یا ر اننده آژ انس!
یک باشگاه های تهران بودیم. بازی ها در 4 گروه 7تیمی برگزار می شد که یادم هست در 4 بازی اول 5 گل زدم و دعوت شدم دعوت اردوی تیم ملی زیر 13 سال. متأسفانه شب قبل از اردو تب و لرز شدیدی گرفتم و بدنم افت کرد اما با این حال به اردو رفتم و زیر نظر آقای بیداریان و همکارانش بد هم کار نکردم اما خب خط خوردم. بعد از خط خوردن از اردوی تیم ملی چه شد؟ به دلیل مشکلات خانوادگی نتوانستم به مدت دو
جنایتی با 2 قربانی
. فرزند یک و نیم ساله راضیه به مادرشوهر سپرده شده و بعد از آن قتل، اختلاف دوخانواده شدت گرفته است. آنها که زمانی همسایه و دوستان نزدیک بودند، حالا حتی به بهانه نوه کوچک شان هم نمی توانند با هم در ارتباط باشند. راضیه درباره زندگی مشترکش می گوید: شوهرم همسایه ما بود، مادرش برای خواستگاری به خانه ما آمد. من از صحبت های پدر و مادرم متوجه شدم خواستگار دارم. آن زمان خیلی سنم کم بود 14سال بیشتر
قتل نادانسته
از اقوام میهمان بوده و با شوهرش جروبحث کرده و... . راضیه می گفت ساعت ها فکر کردم چطور می توانم از این رنج خلاص شوم تا اینکه تصمیم گرفتم ابراهیم را بکشم. وقتی او را کشتم با خودم فکر می کردم بعد از شش ماه همه چیز فراموش می شود، همه یادشان می رود ابراهیم کشته شده است و بعد هم به خانه برمی گردم و با فرزندم زندگی می کنم. از او پرسیدم به مجازاتی که در انتظارت بود فکر می کردی؟ با همان سادگی
ساندیس با طعم ریزگرد و ماسک/ مردمی که زیر بمباران آمدند ریزگرد برایشان چیزی نیست
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، هشدار، اضطرار، حالت فوق العاده واژه هایی است که این چند روز از طریق رسانه ها به اطلاع مردم خوزستان می رسید. امروز طبق مرسوم همیشه، در ورودی حرم امام رئوف(ع) با پدر بزرگوارم تماس گرفتم، ایشان با بیان التماس دعا به گریه افتاد. تازه از راهپیمایی اهواز به خانه آمده بود. از کسانی می گفت که از او مسن تر بوده اند یا کودکانی که در آغوش مادر آمده بودند اما
کرار: استقلال روی کاکل کرار نمی چرخد!/ رفتم از وزیر ورزش عراق جایزه ام را بگیرم
فوتبال ایران لیگ برتر - جاسم کرار بر خلاف ادعای صریح افشارزاده و سایر مسئولان فنی و مدیریتی استقلال دوباره به عراق رفت! و البته باز هم به طور اختصاصی پاسخگوی ما شد. تو که در مصاحبه قبلی ات به ما گفته بودی به عراق نمی روی و مقابل سایپا عمدی اخراج نشدی، پس چی شد؟! من با سرمربی تیم مان حرف زدم و به دلیل مشکلاتی که داشتم از ایشان مرخصی گرفتم تا به عراق بروم. واقعاً تو
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
توانم آن را تحمل کنم. دومین مسئله این است که نمی توانم ایستگاه اتوبوس را ببینم! اینکه در برف و روزهای سرد من دارم با ماشین تردد می کنم و یک نفر دیگر از روی نداری در ایستگاه اتوبوس ایستاده است، من را رنج می دهد. سومین موضوع رنج آور هم راکب موتور سواری است که زن و بچه اش را سوار کرده است! نقاط عطفی در زندگی سینمایی شما وجود دارد. از نظر شما این نقاط عطف کجا است؟ یک فیلم کار کردم
جزئیات جنایت در سعادت آباد
کارآگاهان گفت: شب جنایت همراه رضا با موتوسیکلت متعلق به خودم برای فروش موادمخدر به سعادت آباد رفتیم. کنار خیابان ایستاده بودیم که مقتول و دوستش با موتوسیکلت از کنار ما عبور کردند. عمویم گفت دنبال آنها برویم. دو جوان را تعقیب کردیم. مقتول در انتهای کوچه ای توقف کرد و ترک نشین آن قصد داشت پیاده شود که رضا از موتور پیاده شد و در حالی که فریاد می زد: گوشی خواهرم را می دزدی؟ به آنها نزدیک و پس از زدن اسپری اشک
قتل زن جوان و خودکشی ؛ پایان دوستی خیابانی
متهم تفهیم کرد و از او خواست به دفاع از خود بپردازد. سعید هم با قبول اتهامش گفت: حدود 6 ماه بود با مقتول ارتباط داشتم اما به دلیل اینکه قصد داشتم با دختر دیگری ازدواج کنم تصمیم گرفتم به این رابطه پایان دهم . ظهر روز حادثه با زهرا تماس گرفتم تا از او بخواهم برای همیشه مرا فراموش کند اما مقتول مرا تهدید کرد که موضوع رابطه مان را به دختر مورد علاقه ام خواهد گفت. از او خواستم این کار را انجام ندهد اما
دو سارقی که به زن صاحبخانه تجاوز کردند +تصویر
چنددقیقه دوباره زنگ خانه زده شد و همین شخص گفت طبقه چهارم او را نزد من فرستاده است. به محض اینکه در واحد را باز کردم، جوانی حدودا 24-22ساله وارد خانه شد و با تهدید چاقو من را مجبور به سکوت کرد. آن جوان با تهدید طلا و جواهراتم را گرفت. وقتی سارق مشغول بررسی طلاها بود تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم اما این شخص به زور و با تهدید چاقو مانع خروج من از خانه شد و با تهدید گفت: اگر سروصدا کنی، تو را می کشم. بعد
متهم در دادگاه: مست بودم، قهرمان وزنه برداری را کشتم !
است، فهمیدم دعوا شده به شدت ترسیده بودم و به سمت شوهرم دویدم و دیدم پیراهن او خونی است پرسیدم چاقو خوردی گفت: نه. فکر کردم خونی که روی لباسش است از بازوی پسرعمه اش ریخته اما هر لحظه خون داشت بیشتر می شد جلو رفتم و لباسش را بالا زدم دیدم خون مثل فواره از سینه شوهرم بیرون می ریزد. او با آن حالش چوب را در دستش داشت و می گفت اجازه نمی دهد کسی وارد خانه شود. متوجه شدم شاهین جوان مهاجم می خواست وارد خانه
ازدواجی که جانباز 60 ساله را جوان کرد+عکس
برخی هم خودم راضی نبودم به جز چند مورد که یکی از آنها هم جانباز بود که متاسفانه قبل از مراسم خواستگاری رسمی در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست داد. بعد به واسطه یکی از دوستانم با عباس آقا آشنا شدم.آیا پدرتان از این وصلت رضایت داشت؟ پدرم خیلی روی ازدواج مجدد من حساس بود. یادم هست یکبار خواستگار 60 ساله داشتم که وقتی موضوع را به پدرم گفتم در حال رانندگی آنقدر عصبانی شد که داشت فرمان ماشین را از
این خانم از دزد خانه اش فیلمبرداری کرده است
، دزد، به سوی من می دود. خیلی ترسیدم و پا به فرار گذاشتم تا این که هنوز چند صدمتری نرفته بودم که نفسم تنگ شد و روی زمین نشستم و همسایه ها که نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است دورم حلقه زدند و این زن به دروغ به آنان می گفت من دزد هستم.وی در ادامه افزود: من دزدی نکرده ام که بخواهم بازداشت شوم. اگر من داخل خانه دستگیر می شدم حق با زن جوان بود ولی من داخل کوچه بودم و هیچ سرقتی انجام نداده ام و تصمیمی نیز
اعدام برای متهم تجاوز به 10 زن
گرفته اند. در حالی که پرونده در حال تکمیل بود خبر رسید زنی جوان که از شاکیان این دو نفر بود اقدام به خودکشی کرده است. این زن که قصد داشت به زندگی خود پایان دهد سریع به بیمارستان برده شد و از مرگ نجات یافت. او سپس گفت می خواهد جزییات جدیدی به ماموران بگوید. زن جوان توضیح داد: دو مرد وقتی من را ربودند سعی کردم خودم را از ماشین به بیرون پرت کنم اما درها از داخل قفل بود و نمی شد کاری کرد. خیلی فریاد
مرگ، هدیه دوست قدیمی بود!
زیادی داشت و خانواده اش هم از این موضوع بی اطلاع بودند. به این ترتیب بود که حسام به عنوان اولین مظنون پرونده شناسایی شد. با بازداشت این مرد 30ساله راز جنایت فاش شد و پلیس دریافت عامل قتل حسام و همسرش مینا هستند. حسام در بازجویی ها گفت: مدت ها بود با فریبا در ارتباط بودم تا اینکه تصمیم گرفتم با زنی ازدواج کنم، به فریبا گفتم رابطه ما به جایی نمی رسد و من باید دنبال زندگی خودم باشم. او هم خیلی منطقی
رمزگشایی از چهره مرموز دولت احمدی نژاد
آن ضدانقلابی ها اعدام شدند. این 12 نفر هر کدام از یکی از خانواده های بزرگ رامسر بودند. این موضوع باعث شد خود آقای مشایی بعد از آن اتفاق ها دیگر در رامسر نماند و به شهرهای دیگر رفت. اما با اینکه روستا نشانی از اسفندیار رحیم مشایی ندارد، یک اتفاق بامزه همه را به اشتباه می اندازد؛ یک کتابخانه عمومی که ساختمان نوسازی دارد، روبروی در خانه پدری رحیم مشایی ساخته شده. نام کتابخانه در نگاه اول آشناست
حفظ قرآن، شرط بخشش قاتل والدین
نظر نمی رسید به همین دلیل پلیس به بازجویی از او ادامه داد تا اینکه بالاخره مهرزاد انگیزه اصلی اش را از قتل توضیح داد و گفت: ما مشکل مالی داشتیم و همیشه در خانه بحث برسر نحوه تامین هزینه های زندگی مان بود به همین دلیل تصمیم گرفتم اعضای خانواده ام را از این وضعیت نجات دهم. نقشه قتل آنها را کشیدم و شب حادثه ابتدا پدر و مادرم را با گلوله کشتم. بعد شیر گاز را باز گذاشتم تا برادر و خواهرم هم بمیرند
کلیمی ها و روزهای انقلاب
/> دخترک پی مادرش دوید و تقریبا فریاد زد: مادر این آقا از خودمان است، بلکه بتواند کمکی بکند، عکس حمید را بدهید. عکس جوان در دست مادرش بود. دستش را باز کرد و عکس را به من نشان داد و مثل اینکه تردید داشته باشد، پرسید: شما بن عبری (یهودی) هستید...؟ وقتی جواب مثبت دادم، ملتمسانه گفت: شما را به خدا بچه ام را پیدا کنید. عکس را گرفتم و داخل بیمارستان شدم، خودم جرأت ورود به سردخانه را نداشتم
دستگیری زوجی که جسدی را در صندوقچه منزلشان دفن کردند
صریح مژگان به ناچار لب به اعتراف گشود و ضمن معرفی همسرش به عنوان شریک جرم به کارآگاهان گفت که پس از اطلاع از اعتیاد همسرم و این موضوع که شهرام مواد مورد نیاز مژگان را در اختیار او قرار می داده تصمیم گرفتم تا از او انتقام بگیرم و برای همین مژگان را مجبور کردم تا با او تماس گرفته و به بهانه خرید مواد، او را به داخل خانه بکشاند. این متهم در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان اداره دهم گفت: پس از
دختر جوان در دام دوستان برادر بی غیرت
دوستان شیطان صفت او با توسل به زور و تهدید مرا سوار خودرو خود کردند و به خانه ای که نمی دانم کدام نقطه مشهد بود بردند و زندانی ام کردند. من سه روز در آن لانه شیطانی زندانی شدم و... پس از گذشت 3روز بالاخره از چنگ دوستان هوسران برادرم رها شدم و به سختی خودم را به خانه رساندم مادرم به محض آن که مرا دید به گریه افتاد و پرسید: دخترم از دیروز که از سفر برگشته ام نگرانت هستم و گم شدن تو را به پلیس
محاکمه زنی که با چاقو همسرش را کشت
داد مریم بعد از درگیری با شوهرش با ضربه چاقو او را زخمی کرده و مرد جوان بعد از دو روز در خانه جان داده است.متهم چندی قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و قضات دادگاه قتل را غیرعمد تشخیص دادند. در ادامه با اعتراض اولیای دم پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم را نقض و برای رسیدگی دوباره به شعبه 71 دادگاه کیفری فرستادند.صبح امروز زن جوان در دادگاه
قطار جشنواره سی و سوم به ایستگاه پایانی رسید/ اسامی کامل برگزیدگان
حاتمی در فیلم دوران عاشقی و مهتاب کرامتی در فیلم عصر یخبندان هیأت داوران در این بخش یک دیپلم افتخار و یک سیمرغ بلورین اهداء کرد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن به باران کوثری برای فیلم کوچه بی نام اهدا شد. دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن نیز به لیلا زارع برای فیلم شیفت شب رسید. *بهترین صدابرداری و صداگذاری سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری به محمود
پدر خشمگین دختر 8 ماه اش را خفه کرد
من در خانه مادرم زندگی می کردم و همسرم هم با مادرم سازگاری نداشت مجبور شدم از همسرم جدا شوم. او بچه را با خودش نبرد و من مسوول نگهداری از مهیار شدم. از آن به بعد من و پسرم با مادرم زندگی می کردیم تا اینکه چند سال بعد با زنی به نام فرشته آشنا شدم و با او ازدواج کردم. فرشته می دانست یک بار در زندگی ام شکست خورده ام او می دانست فرزند دارم و شرایط مرا قبول کرد. ما زندگی مان را شروع کردیم. اوایل رفتار
عامل تجاوز به زنان خانه دار در ملاء عام اعدام می شود
جوان را تحت نظر می گرفت و بعد مرتکب جرم می شد. او گفت: چند روز قبل از اینکه به سراغ زن مورد نظرم بروم خانه را تحت نظر می گرفتم و متوجه می شدم چه زمانی زن جوان در منزل تنهاست و وقتی از ساعات تنهایی طعمه ام مطمئن می شدم خودم را مامور شهرداری معرفی می کردم و وارد خانه می شدم. بعد هم زنان جوان را مورد تجاوز قرار می دادم و با به دست آوردن شماره آنها از این زنان اخاذی می کردم ضمن اینکه هنگام حضور در خانه
همسر اولم مرا از مرگ نجات داد
، دختری که همه می گفتند بسیار خوب و متین است. با هم مشکلی نداشتیم اما با زنی دیگر نیز آشنا شدم و تصمیم گرفتم تا زمانی که سر خانه و زندگی خودمان نرفتیم زن جوان را به صورت صیغه ای عقد کنم. این طور بود که من و کتایون به صورت موقت ازدواج کردیم و کسی از ماجرا خبر نداشت. برایش آپارتمانی اجاره کردم و خرج زندگی اش را هم می دادم تا اینکه شب حادثه به من تلفن زد، صدایش می لرزید، با ترس خاصی گفت، نزدیک خانه
هنرمندان در اختتامیه جشنواره ی فیلم فجر چه گفتند؟
اعتلای سینمای ایران را فراهم کنند. فائزه عزیزخانی برگزیده بخش هنر و تجربه با اهدای جایزه خود به کاراکتر نقش مادر که مادر واقعی خودش نیز هست، از عباس کیارستمی تقدیر کرد که به او یاد داد تا به سلیقه خود اعتماد کند. باران کوثری هم که سیمرغ بلورین بهترین نقش اول زن را از دستان مادرش، رخشان بنی اعتماد دریافت کرد، گفت: باعث افتخار هر بازیگری است که از این هیات داوران جایزه بگیرد و برای