سایر خبرها
به خاطر استقلال به پیشنهاد آلمانی ها نه گفتم/ به خاطر علی دایی از پرسپولیس رفتم
شاید از خودتان بپرسید چرا پس من حاضر شدم در تست فنی او شرکت کنم، لحن ایشان فرق داشت، آقای مایلی کهن به من گفت سه روز به صورت آزمایشی در تمرینات شرکت کنم، بازی هایم در تیم ملی جوانان را دیده بودند، می دانستم نگاه شان به من مثبت است، بعد از تمرین دوم مرا فرستادند برای قرارداد، این آغازی بزرگ در فوتبال حرفه ای ام بود، با جرأت می توانم بگویم فوتبالم را مدیون مایلی کهن هستم و او نقش بزرگی در پیشرفت من
شمرهایی که برای امام حسین گریه کردند
شمر بوده است. برای همین کلی خاطره دارد. پیرزنی گفت تو مسلمان نیستی؟ در تعزیه صحنه ای دارد که وقتی حارث طفلان مسلم را پیدا نمی کند خسته به خانه می آید و از زنش غذا می خواهد. آن روز در تعزیه غذا آماده نبود. یک جعبه خرما گوشه صحنه بود. من که نقش حارث را بازی می کردم در اجرا به آن خرما اشاره کردم و ایشان آورد. یک خانم مسنی از تماشاگران که خرما را آورده بود بعد از تعزیه زد به
خورش قیمه امام حسین 10 ساعت کار دارد
از شیرین ترین خاطره های حاج سیدعباس است: من برای اینکه مکه بروم هیچ وقت نیاز نداشتم کار کنم. پول داشتم همینطوری عادی مکه بروم. اما به دلیل علاقه ام به خدمت کردن به زائران همیشه به عنوان خادم و آشپز کاروان عازم خانه خدا می شدم. یک بار ماه رمضان مکه بودم که باید 2هزار غذا پخت می کردیم. قرار بود یک روز ماهی درست کنیم. ماهی های کوچکی بود که از پاکستان آورده بودند که برای هرکس 2تا می دادیم.
فرهنگ در رسانه
اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم . *** آرمان/فرهاد قائمیان: ایفای نقش حُر بار سنگینی بر دوشم گذاشت فرهاد قائمیان گفت: بدون اغراق می گویم که بار
نصب پله برقی در کوه سنگی مشهد
پشمچی زاده، معاون شهردار تهران، گفت: تمرکز ما بر حفظ بافت تاریخی و نمایه هویت شهر است چراکه بافت تاریخی به دلیلی ماندگاری و پذیرش اجتماعی خاطرات جمعی زیادی برای شهروندان دارد . تهران آه کشید و گفت: جونِ پشمچی زاده دست روی دل من نذار و نمک روی زخمم نریز. خاطره جمعی کجا مونده؟ حتی به پله های خیابون ولیعصر هم رحم نشد. پله رو برداشتند جاش پله برقی بذارند؟ چهارراه ولیعصرم رو دیدی چی شد؟ به جون
این دل شده هیأت اباعبدالله(36)/ باید که از نیزه سرت را پس بگیرم
/> تمام دغدغه ی من زماجرا این است که خم نگشت در آن روز هیچ ابرویی نادر حسینی شاعر تمام دفتر خود را مرور کرد بعدش نشست و قافیه را جفت و جور کرد اذنی گرفته است دوباره برای شعر خوشحال از این عنایت و حس غرور کرد اول نوشت "مادرم اما..." و بعد از آن از روضه های سخت مدینه عبور کرد: "قدش هلال و دست بر کمر
داستان موفقیت مبتکر مرغ کنتاکی
روزها روی جعبه های KFC می بینیم؛ پیرمردی با ریش کمی بلند که کت و شلواری سفید می پوشد و بند مشکی رنگی بر گردن می زند تا همیشه شبیه یک کلنل واقعی به نظر برسد. او در طول 30 سال بعد، هیچ گاه لباس دیگری را در انظار عمومی به تن نکرد تا خاطره آن مرد در ذهن مردم رنگ عوض نکند. مرغ کنتاکی که هارولد سندرز آن را تولید می کرد، طعمی خاص داشت خوشمزه متفاوت مرغ کنتاکی چه تفاوتی با
برای این اسطوره "پرسپولیس" داشتم زندانی می شدم
را از کیفم درآوردم و داشتم سر و صورتم را می شستم که دیدم یکی پشت سرم بشکن می زند. اول فکر کردم کسی دارد اذیت می کند بعد دیدم یه نفر گفت بیرون! کف روی سر و صورتم بود. نمی توانستم جایی را ببینم. خلاصه کف ها را پاک کردم و دیدم رضا شاهرودی است. گفت اول بزرگ تر! جمع کردم و آمدم بیرون. آن روز رضا شاهرودی به خودش سه بار لیف زد چند بار هم کیسه کشید. تا بیرون بیاید، همه به خانه شان رفته بودند و برنامه
علائم عزاداری به بلندای علم
گزارش اختصاصی به گزارش اصفهان شرق: با شروع ماه محرم فضا سازی خیابان ها و معابر یکی از نشانه های ماتم مردم در این ماه است. مساجد و حسینیه ها با نصب پلاکارد ها و پرچم نوشته هایی با نام اباعبدالله نشان از پا گذاشتن به خیمه گاه حسینی می دهند. در این میان برخی جدا از عوض کردن لباس های رنگین و پوشیدن پیراهن مشکی به تن خود، این اقدام را در جهت به تن کردن لباس های علم های دسته جات انجام می
جلال طالبی:می خواستند تیتر بزنند طالبی ایران را به آمریکا فروخته!
ها و خلاصه همه چیز را آتش می زدند. تمام ادارات تعطیل شده بود. من از اندونزی به آمریکا برگشتم و بعد از 6 ماه نامه ای به دستم رسید از طرف باشگاه بهمن که می خواستند سرمربی شان شوم. 150 بار گفتم چطور سرمربی تیم ملی شدم چند سالی در تیم بهمن بودم که یک روز صفایی فراهانی خواست که در فدراسیون من را ببیند. رفتم و ایشان گفتند که می خواهم عضو کمیته فنی باشی. منتهی سخت بود که در آن شرایط
روزهای پر مرارت این سه زن در توالت های عمومی شهر
دست کم سالی یک بار توسط مراکز بهداشتی- درمانی معاینه و آزمایش شوند و نتیجه آزمایش ها نیز در پرونده کاری شان ثبت شود. آنها از هیچ کدام از این قوانین خبر ندارند. فقط کار می کنند و کار. نمی دانم روز کاری شما چطور تمام می شود؛ اما برای مریم، خاطره و اکرم که با بوی مواد شوینده، صدای سیفون و تی کشیدن و شستن چندباره توالت ها تمام می شود همان گونه که روزشان را شروع کرده اند. روزهای تکراری و پر از مرارتشان را. ترانه بنی یعقوب /روزنامه ایران
به شهرام جزایری احترام بگذارید!
نالیدن. از آقای کرباسچی گفت و بعد فاضل خداداد و مرتضی رفیق دوست تا اینکه رسید به شهرام جزایری. فحش رکیکی داد و گفت این فلان فلان شده همیشه پول نفت را می دزدید، سهم آقایان را می داد. آن سال سهم شان را نداد ، گرفتند انداختنش زندان . زندانش هم که زندان نبود بیشتر اوقات توی کانادا بود. من هم چند بار رفتم زندان دیدمش" گفتم دیدیش؟" گفت: آره ، گفتم: چه شکلی بود؟ گفت: موهایش بلند و دم
چرخی که به عشق امام حسین می چرخد
که خاکش را برای مهمانش با پارچه ای زدود، نشستم. مقابل صندلی من می نشیند و بعد از نام خدا می گوید: چهل سالم بود که این کار را شروع کردم، اما از بچگی علاقه به نوحه و شبیه خوانی داشتم، عمو و برادرم مداح و شبیه خوان بودند و این عشق از بچگی همراهم بود. میقانی کارش را با آوردن لباس از تهران و توزیع آن آغاز کرده و ادامه می دهد: یک سال، فقط یک سال این کار را انجام دادم، کیفیت لباس
گفت و گوی جنجالی رضا رشیدپور با اکبر عبدی
؟ شاید به جای آن کلمه چیز دیگر بگویم ، ولی دوست داشتم که در خاطره را بدون دروغ تعریف کنم و از طرفی واقعا نمی دانستم برنامه زنده پخش می شود و معمولا در دیدارهای حضوری مردم دوست دارند هنرمندشان را بدون سانسور و بدون واسطه ببینند. رشیدپور: پس می توان گفت این ادبیات در وجود اکبر عبدی وجود دارد؟ بله من هم تافته جدا بافته نیستم من در میدان شوش بزرگ شدم و کفتر بازی کردم و
امریکایی ها ما را در منطقه نمی بینند با روح و روانشان احساس می کنند!
مجدد برای ساعت 6:30 صبح فردا گذاشته شد. روز بعد ساعت 6:30 مجدداً ادامه مصاحبه که پیرامون دفاع مقدس بود را پیگرفتیم و سردار به تفصیل درباره عملیات کربلای 4 و مصائب آن توضیح داد. در انتهای گفتوگو نیز نقبی به مسائل منطقه زدیم. سردار میگفت جنگ است نمیشود تو هر چه دلت بخواهد به دست بیاوری. دشمن تا بن دندان مسلح است اما امکانات ما در محاسبات دشمن نمیگنجد. او حمله موشکی انصارالله یمن به پایگاه نظامیان سعودی و اماراتی در منطقه الصفر در استان مآرب یمن را مثال زد. سردار قاآنی تمام پیروزیها در منطقه را ناشی از تجربههای دفاع مقدس دانست. ...
منافع ملی ایران یعنی منافع همه مظلومان جهان
التحصیلان دانشگاه امام صادق (ع) است که از دوران سفارت او در لبنان به عنوان یکی از درخشان ترین سال های ایرانیان در این کشور نام می برند. سال های سفارت دکتر در بیروت برای بسیاری از ایرانی ها خاطره انگیز است؛ چراکه واقعاً سفارت، خانه ایرانیان شده بود و بسیاری از هموطنان که پایتخت مقاومت یا همان عروس خاورمیانه را برای سیاحت انتخاب می کردند، معمولاً گذری هم به سفارت ایران داشتند. گروه های دانشجویی و جوانان
گل آرای دربار محمدرضا شاه، گل آرای حرم امام حسین شد
سرگروه گل آرایی راه کربلاست، به من گفت که می خواهیم شما را به کربلا ببریم. من تا آن روز کربلا نرفته بودم؛ بنابراین خوشحال شدم و به خانواده ام اطلاع دادم، آنها نیز خوشحال شدند و چند روز بعد آقای فرجی گذرنامه ام را گرفت. اولین سفرم به کربلا قبل از عید نوروز در عید غدیر و هوا هم بسیار سرد بود . شما در اولین سفر آقای فرجی همراه ایشان بودید؟ نه . برای بار دوم من همراه آنها رفتم. درباره شرایط
نخستین پیروزی بعد از غم بزرگ
ایران آنلاین / در دیدار دیروز که ورزشگاه ثامن مشهد محل انجام آن بود، رامین رضائیان در دقیقه 40 و فرشاد احمدزاده (72) برای پرسپولیس و علیرضا نقی زاده (81) برای میزبان گلزنی کردند. هر دو تیم فرصت های بیشتری را نیز برای گلزنی داشتند که به خاطر بی دقتی از دست دادند. برای سرخ ها که دیروز به احترام هادی نوروزی یک بار دیگر لباس مشکی بر تن داشتند، این برد بسیار مهم بود زیرا کمک کرد غم فراوان ناشی از
دیشب در برنامه نود چه گذشت؟
حاشیه های دیشب برنامه نود را در مطلب زیر بخوانید برنامه نود دیشب بیست و هفت مهرماه با موضوع انتخاب بهترین دفاع چپ بعد از انقلاب آغاز به کار کرد. اصغر حاجیلو، رضا شاهرودی، مجتبی محرمی، مهرداد میناوند و صادق ورمزیار 5 بازیکنی هستند که نامشان در فهرست بهترین چپ پای بعد از انقلاب وجود دارد. بازیکنانی که علاقمندان فوتبال در ایران از هر یک از آنها خاطرات خوبی دارند. البته از حالا می
گفت و گوی حمید نعمت الله با مسعود کیمیایی:جارموش را دوست ندارم بیشتر سیرک بازاست تا فیلمساز
اصلاً حافظ چه طور با بچه اش، با زنش صحبت می کرده، وقتی می خواهید از زندگی حافظ فیلم بسازید، باید یک زبان کهن – تازه بسازید. همان کاری که من در مورد داش آکل و یا فیلمنامه عین القضاه کردم. اول آهنگ کلمات و جملات را پیدا کردم، مثل موسیقی، میزان تیزی کلمات مشخص شد و بعد شکل تلفظ کلمات مشخص شد و بعد شکل تلفظ کلمات که کاری است مربوط به روی صحنه. تلفظ کلمات با خودش فرهنگ و طبقه خاص می سازد. به دو شکل تلفظ