سایر منابع:
سایر خبرها
سلطان همیشگی قلب همسر خود باشید
کرده اید، لازم است بار دیگر گذشته تان را مرور و بازنگری کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان به عنوان یک بانوی ایده آل جلوه نکرده اید؟ اگر می خواهید سلطان قلب همسرتان شوید، مانند یک پرنسس خاص باشید معمولا همسر ایده آل مردان، بانویی است که شباهت زیادی با کلیشه تعریف شده همسر در خانواده و عرف جامعه دارد. آنان غالبا بانویی را ستایش می کنند که خاص است و از همه مهم تر مورد توجه و ستایش
تعزیه ی عاشورا هنری دیرپا و پرطرفدار در دهلران
گرایی در آن افزوده است. وی تصریح کرد: بیشتر ابزار و وسایل اجرای تعزیه همچنان سنتی بوده به شکلی که هنوز هم در اجرای آن از وسایلی مانند شمشیر، سپر، نیزه و خنجر و نیز حیواناتی مانند اسب و شتر استفاده می شود. این هنرمند دهلرانی تصریح کرد: با این حال به نظر می رسد امروزه لازم است مکانهایی خاص و با امکانات بهتر برای اجرای این نمایش و نیز رفاه حال تماشاچیان این هنر در نظر گرفته شود.
فردین صحرایی/تحلیل روان شناختی و رمزی نقاشی کودکان کار خیابانی
فردین صحرایی -متولد 1356، کوهدشت -فارغ التحصیل مهندسی آب از دانشگاه شهید چمران اهواز، 1379 -فارغ التحصیل کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشگاه هنر اسلامی تبریز ، 1392 -عضو شورای سردبیری نشریات دانشجویی سوته دلان ، پیام و همدلی متعلق به امور دانشجویی، معاونت دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز، 1379-1377 -همکاری با هفته [...] فردین صحرایی -متولد 1356، کوهدشت -فارغ التحصیل مهندسی آب از دانشگاه شهید چمران اهواز، 1379 -فارغ التحصیل کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشگاه هنر اسلامی تبریز ، 1392 -عضو شورای سردبیری نشریات دانشجویی سوته دلان ، پیام و همدلی متعلق به امور دانشجویی، معاونت دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز، 1379-1377 -همکاری با هفته نامه ی سیمره و چاپ مطالب و مقالاتی پیرامون مباحث نقد ادبی و هنری و مسایل اجتماعی و سیاسی، 1392-1383 -انتشار مقاله ی رهیافتی پدیدار شناشانه به نظریه سینمایی اگزیستانسیالیسم با همکاری سرکار خانم مریم پیردهقان در ماهنامه ی فلسفه ی نو و پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ( www.anthropoloy.ir )، 1391 -انتشار مقاله ی نوای اساطیری مویه پیرامون نقد و بررسی موسیقایی آثار استاد ایرج رحمانپور، در کتاب دایره المعارف موسیقی لرستان ؛ تالیف رضا اقبالی 1392 و شماره ی اول هفته نامه ی سیمره 1383 -انتشار مقالات و مطالبی ، در هفته نامه سیمره و پایگاه های اینترنتی مختلف ، 1391-1390 تحت عناوین ذیل: - زیبایی نامکرر، نازیبایی مکرر - هویت بینامتنی و بینافرهنگیت هویتی - واکاوی یک فرهنگ - میر نامیرا - شورا پلکان قدرت یا حلقه ی مفقوده ی دولتشهر - خودنگاری شبه مدرن - خنیاگر زاگرس، راوی مقام های کهن - تحلیل روانشناختی و رمزی نقاشی کودکان کار خیابانی - شناخت و بررسی ابعاد شخصیت علی میردریکوندی و مکاتبات با کتابخانه ی بادلیان دانشگاه آکسفورد انگلستان - تحلیل رمزی یکی از نقوش سنگ نگاره های میرملاس - صیرروت انسان در عصر مدرنیته در دست انتشار (مقدمه ای بر رهیافتی انسان شناختی به پارادیم مدرنیته انسان معاصر) -تالیف کتاب در دست انتشار با عنوان زیبایی شناسی آوازهای کهن هوره ، پایان نامه ی کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشگاه هنر اسلامی تبریز با همکاری و مشاوره استاد علی اکبر شکارچی، 1394 -تالیف کتاب در دست انتشار تایپوگرافی نور و سایه ها با همکاری آقای سجاد همتی، پایان نامه ی کارشناسی ارشد گرافیک دانشکده ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران، 1393 - در حال ترجمه ی کتاب سفر اکتشافی گروه باستان شناسی هلمز به لرستان ، 1393 ؛ شرح سفر دکتر اریک فردریک اشمیت باستان شناس آمریکایی آلمانی الاصل و هیات همراه به لرستان در سالهای 1398-1934 -تشکیل اولین گروه موسیقی تلفیقی( پاپ-سنتی ) در کوهدشت و اجرای کنسرت موسیقی به مناسبت زلزله ی بم در سال 1382 -تدریس ساز گیتار برای اولین بار در اداره ی فرهنگ و ارشاد کوهدشت طی سالهای 1382-1388 -برگزیده اول جشنواره ی گرافیک و طراحی لوگو به مناسبت ایام قدر ماه رمضان در سال 1386، حوزه ی هنری استان لرستان، خرم آباد -انتشار سلسله گفتارهایی پیرامون مباحث فلسفی، روانشناختی و انسان شناسی تحت عنوان نهان نا آرام درون و شرح و تفسیر منطق الطیر عطار نیشابوری و مثنوی معنوی مولانا در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی 1394-1390 -مصاحبه تصویری با خبرگزاری هنر ایران ( آرتنا ) پیرامون نقد و پژوهش در دانشگاه به مناسبت هفته ی پژوهش در آذرماه 1393 ( www.artna.org ( تحلیل روان شناختی و رمزی نقاشی کودکان کار خیابانی مقدمه: علم روانکاوی و نمادشناسی و تحلیل رمزی نشانه ها و تصاویر هنری پیشینه ای به قدمت قرن اخیر و اوایل قرن بیستم دارد.گسترده گی،پیچیدگی وعوامل دخیل در سرنوشت و احوالات روانی و روحی انسان و پیامد های اجتماعی و رفتاری و ارتباطی آن همواره در ادوار مختلف دستمایه ی خلق آثار هنری و سوژه ی تفکر و اندیشه بسیاری از اندیشمندان،متفکران و هنرمندان بوده است.آدمی از آن رو که با ناشناخته های بسیاری از جمله خود،دیگری و امر متافیزیک و ماوراءالطبیعه مواجه است ، همواره در نهانگاه وجودی اش به این امور پرداخته و کنکاش نموده است.پایه گذار علم روانکاوی زیگموند فروید(1939-1856) روانشناس برجسته ی اتریشی است،نظریه ی وی در مورد ضمیر ناخودآگاه که وی آن را خاستگاه رفتارها و اختلالات روانی می داند از مشهورترین اندیشه های روانشناختی قرن بیستم است.در ادامه ی مباحث وی کارل گوستاو یونگ(1961-1875)روانپزشک و متفکر سوئیسی پایه های روانشناسی نوین را با ارائه ی نظریاتش در قالب روانشناسی تحلیلی و ضمیر ناخودآگاه جمعی و آرکی تایپ ها(کهن الگوها) بنیان نهاد. در این نوشتار نگارنده کوشش نموده تا با تحلیل روانشناختی و رمزی از منظری روانکاوانه- توصیفی وهنری به 4نمونه از نقاشی های کودکان کار خیابانی بپردازد. تصویر 1 الف:تحلیل روانشناختی: این تصویر ترکیبی از رنگهای اغلب گرم و بخش کوچکی رنگهای سرد است به گونه ای که قسمت اعظم تصویر مملو از رنگهای گرم شامل قرمز،زرد،نارنجی و صورتی و اندکی رنگ سرد آبی و خاکستری توام با قرمز است.رنگهای گرم بیشتر دلالت بر برونگرایی،مبادله،ارتباط،پویایی،تحرک و دیگرپذیری توام با نشاط و سرزندگی دارند که البته بر مبنای ترکیب بندی و چینش رنگها و خطوط و اشکال و سطوح آنها می توان به تفسیر های بسیار گوناگون دست یافت.دست یافتن به یک تحلیل جامع و کامل از شخصیت یک فرد بسیار سخت و پیچیده است و این گمانه زنی ها بی شک بر اساس قضاوت ها و پیش متن های شخصی روان تحلیلگر استوار خواهد بود.تمام سطح تصویر از رنگ پوشانده شده و جای خالی و خلایی در آن دیده نمی شود که این گویای شخصیت بسیط و فراگیر و برون گرای فرد است و نگرش به پیرامون،بیرون و جامعه و دیگران و شرایط در وی مشهود است.خطوط و حاشیه های مشخص و روشن و مرزهای واضح در این نقاشی به ندرت دیده می شود که می توان دریافت که فرد دارای گرایشها و تمایلات بسیار و در عین حال متزلزل و تعریف نشده ای است به این مفهوم که مفاهیم و دریافتهای حسی و عقلانی وی به مرحله ی بلوغ و تکامل نرسیده و مرز مشخصی و تعریف درستی از خود و جهان پیرامون ندارد.همچنین شاید مبین تشویشها،نگرانیها و اختلالات شخصیتی و یا تنش های ناشی از مواجهه با پدر یا مادر و نوعی گذار به مرحله ی استقلال شخص و تسلط بر اوضاع زندگی باشد.خطوط در اشکالی چون خورشید،درخت،خانه و پنجره ها،گل و گیاهان،پرندگان و میوه های درخت به خوبی قابل مشاهده است.فرد با برجسته نمودن و مشخص نمودن وضوح حدود و مرزهای اشکال فوق، اشاره ای نمادین به انگاره هایی چون نیل به دگرگونی و پیشرفت،ترس یا نیاز به پدر،نیاز به ارتباط و نوعی بلند پروازی و مفید بودن در جامعه دارد.تاکید بر خانه و درخت های سیاه،تیره توام با ترکیب رنگهای قرمز تیره و خاکستری وجوه پنهانی و درونی عجیب و شگفت آوری از شخصیت فرد را برملا می سازد به این معنی که ترسیم کننده از نوعی نامیدی،رنج و درد و افسردگی وروان نژندیهای بحران زایی سخت آزرده است این در حالیست که سطح رنگ آبی در بالای سمت راست تصویر در قیاس با سطوح رنگی تیره و سیاه و قرمز تند کمتر بوده و نمایان کننده این نکته است که عواطف،احساسات و روحیات شکننده و رویاها و تخیلات آرمانی فرد به شدت تحت شرایط بغرنجی تهدید می شود و به گونه ای کنار هم قرا گرفتن تصویر محو خورشید و لکه ی آبی در بالای خانه نشان از دور از دست بودن و ناامیدی فرد در رسیدن به آرزوها و رویاهایش دارد اما همچنان کورسوی امیدی فراسوی تیره گیها می بیند. ب:تحلیل رمزی: در این تصویر تنها خطوط و سطوح رنگی در یک بافت به غایت مشوش و تیره و تار با فضایی اندوه بار دیده می شوند و اشکالی به شکل سه بعدی و حجیم در آن دیده نمی شود که این گویای سنین قبل از نوجوانی و مرحله ی پیش از ورود فرد به جهان منطقی و عقلانیت است و هنوز شخص در مراحل کودکی و انگار ه های انتزاعی و سطوح رنگی ساده است. رمزگشایی این تصویر بدون اشاره به جنبه های نمادین سطوح و اشکال دو بعدی و اساسا” نوع آنها بی تردید ناقص و الکن خواهد بود.بدین منظور می توان با بررسی این سطوح و کمپوزیسیون آنها به جنبه هایی از روانشناسی شخصیت دست یافت.خورشید،ابر،خانه،گل و درختان و گیاهان،زمین،پرندگان و آسمان از تصاویر و سطوح مشخص و نمادین این نقاشیست.ترسیم بسیاری از اساسی ترین و بدیهی ترین نیاز های بشری و اشاره به بنیادی ترین پدیده ها ی پیرامونی انسان در این نقاشی در فضایی تیره و تار و سیاه و غم بار بیش از هر چیز نشانگر جهان و فضای ذهنی و نگرش شخصیتی است که جهانش سرشار از استیصال و نا امیدی و فروبستگی و تردید و هراس و وحشت است.او خواسته که با برون ریزی و بازنمود و بازنمایی درونیات و مکنوناتش پرده از زیست دردناک خود بر دارد و از نگاهی دیگر علاوه بر اشاره به زندگی و امید وآینده ی روشن آنها را در ترکیبی از رنگهای تیره به نمایش بگذارد تا این تضاد و دوگانگی ابدی ذات بشری را ترسیم کند.پرنده،درخت،خورشید و آسمان گرچه تیره ترسیم شده اند اما نمادی از امید و زایش و الوهیت و تعالی گرایی نیز هستند.همچنین خانه و زمین نمادهایی از خانواده و مادر هستند که پایبندی و وابستگی و رمزگانی از کهن الگوهای مادر و پدر هستند. تصویر2 الف:تحلیل روانشناختی: تنوع رنگ به نسبت کمی در این تصویر مشاهده می شود.رنگها تنها محدود به رنگهای سرد از جمله آبی و سیاه و خاکستری و رنگ گرم زرد و قهوه ای است.احاطه ی رنگهای سیاه و آبی بر فضای نقاشی و استفاده از خطوط شکسته و ضخیم نشانگر جنبه های درونگرا،عواطف و احساسات ظریف و شخصیت لطیف و شکننده ی فرد است.میل به تنهایی و گوشه گیری و انزوا احتمالا”از ویژگیهای رفتاری ترسیم کننده است.سطوح سمت چپ و گوشه ی بالایی تصویر پوشیده از رنگ سیاه با خطوط منحنی است که این نمایانگر فضای تیره و یاس آلود توام با مرارت های زندگی فرد است.شاید نیز اشارتی به احساسات و عواطف فرو کوفته و سرکوب شده توام با تهدید های روحی و اختلالات روانی وی باشد یا اینکه محرومیت از یک فضا و شرایط مطمئن و آرام و مهرورزانه باشد که اینگونه بروز می یابد.خطوط شکسته و تند و ناهمگون و ضخیم در خانه و درخت و تصویر موهوم و نامشخص رشته ی پرندگان در حال پرواز در بالای درخت،اشاره به نوعی نیاز به آغوش گرم خانواده و نیل به پیشرفت و نیاز به زندگی صلح آمیز دارند.آنچه در این نقاشی بیشتر مشهود است پر رنگتر بودن خانه ها و تعدد آنها و نیز رنگ زرد تند آنهاست که مبین نیاز به امنیت و آرامش و وابستگی به خانواده و پدر و مادر است . ب:تحلیل رمزی: نمادها در این تصویر در سطوح و بافت هایی از خانه،آسمان،درخت،پرندگان و زمین ترسیم شده اند.در اینجا نیز پیوند همیشگی فرد را با طبیعت از یک سو و خانواده(کهن الگوهای پدر و مادر)می بینیم.یعنی در واقع می توان خانه و پدر را نمادی از درون،آسمان،الوهیت،عواطف و احساسات و مرگ دانست و از سویی دیگر مادر و طبیعت را نمادی از زندگی،زایش و باروری،برون گرایی و زمین دانست ،که در این تصویر به شکل موجز و زیبایی ترسیم شده است. تصویر3 الف:تحلیل روانشناختی: این تصویر به شدت انتزاعی است ودارای دلالت ها،خوانش ها و مفاهیم بسیار و پیچیده وگسترده ایست.رنگ و بافت به تنهایی بر تمام سطح نقاشی غالب شده و از خط و شکل نشانی نیست.در واقع سطوح رنگی درهم و مغشوش همچون ابری گریزان و معلق در هم تنیده شده اند.توصیف وبیان روانشناختی این نقاشی بیش از سایرین تحریک کننده و برانگیزاننده و شورانگیز است.گویی درایجازی رازآمیز فرد خواسته که بیش از هرچیز شخصیتش را پنهان و مخفی نگاه دارد و ما را به بازی هراس آور هیجان و غلیان احساسات بر انگیزد.رنگهایی شامل زرد تیره و خاکستری و سرمه ای توام با تاشها و ضربه های نرم و گاه تند قلم مو در ترکیب بندی تیره و تار حکایت از روح و روانی درونگرا،آرام و عواطفی شدید و شکننده دارد.بخش اعظم تابلو سرشار از رنگهای خاکستری و تیره است که اشارتی به تیرگی حاکم بر زندگی فرد دارد.از نکات بارز این نقاشی فقدان حضور رنگهای اصلی در تابلوست و آنچه بروز می یابد در رنگهای ترکیبی و امتزاج رنگهای مخلوط است که این نیز به گمانم باز بیانگر درونگرایی شدید و انزواطلبی و تنهایی شخص است.در مرکز نقاشی رنگ زرد را در قالب یک انگاره ی موهوم انسانی می بینیم که البته شاید این تنها یک برداشت شخصی باشد که محوریت اثر را به سمت ترسیم کننده سوق می دهد.علیرغم گستره ی تیره ی تابلو، رنگ زرد در مرکز تابلو اشارتی ظریف به گشایش،درخشش،شادی و خوشبینی و میل به مشارکت و گرایش عمیق به پیشرفت در هیات پیکره ی انسانی نقاش دارد. ب:تحلیل رمزی: در این نقاشی به طور مشخص و موکد تصاویر یا اشکال و یا نمادهای مشهودی که دلالت های برون متنی داشته باشند وارجاعات فرا متنی و رمزی آن معلوم و قابل تفسیر باشد ،دیده نمی شود که این به معنی عدم خوانش و تحلیل رمزی و فقدان عناصر برون متنی در آن نیست،بلکه حتی جای بررسی و ارائه ی تحلیل ها و تفسیر ها و خوانش های متعدد را باز می گذارد.اینجا دیگر عناصر بصری و نمادینی چون زمین ،آسمان و درخت و انسان و گیاه و پرندگان و...گویی همگی حضوری مستمر و رمزآلود دارند و حتی چیزی بیشتر از همه ی اینها هم دارد چرا که همه ی پدیده ها ونمادها ادغام شده و مرز میان حقیقت و واقعیت،جهان واقعی و خیالی و رویا شکسته شده. این اثر به دلیل نوع پرداخت و ترسیم انتزاعی رنگها بسیار تفسیر پذیر و چند بعدی است.محوریت پیکره ی نامتعادل و نامشخص انسان در مرکز تابلو تنیده شده در رنگ زرد و ترکیب آن با فضای پیرامونی تیره نشانگر سرنوشت دهشت بار و پر رنج انسان و مواجهه ی وی با امور رازآمیز این جهان است. تصویر4 الف:تحلیل روانشناختی: آنچه که در این نقاشی با سایر نقاشی ها متمایز و متفاوت است،عدم پوشش تمام سطح نقاشی با رنگ است. به عبارت دیگر فضاهای خالی و سفید در تعادل و توازن با رنگهای سبز و قرمز و زرد و سیاه می باشد.نیز رنگهای سرد سبز و سیاه همین توازن را با رنگهای گرم زرد و قرمز دارند.اما پوشش غالب سطح اثر مملو از ترکیبات رنگی سبز در قالب درختان سبز بهاری و در پیوند با گیاهان و زمین سبز می باشند.همچنین تعداد درختان که هفت درخت دارای بار و سبز هستند خود دارای ارجاعات فرامتنی و رمزی هستند.رنگ سبز غالب شاید اشاره به شخصیت پویا و متحرک و شاد و با طراوت و ارتباط و دگرباشی شخصیت نقاش دارد.درختان در آرایشی منظم و در کنار هم به صورت هفت گانه ی مصوری کانون توجه و مرکزیت اثر را تشکیل داده است.خانه ی تاریک و با خطوط ضخیم سیاه در حاشیه ی پایین اثر نشان از تیرگی و اختلال در روابط خانوادگی و عواطف و احساسات سرکوب شده یا ترس و وحشت ناشی از مواجهه با والدین دارد.مقابل خانه رنگهای سیاه و قرمز به شکلی نامشخص در هم ادغام شده و سطوحی نامعین و نامعلوم از پیکره های انسانی را تشکیل می دهند که تیرگی و سیاهی بر وجودشان سایه افکتده.به لحاظ ترکیب بندی و کمپوزیسیون ،استقرار خانه ی ناقص سیاه و پیکره های نا معین انسانی تیره در قسمت تحتانی گیاهان و درختان سبز گویای بخش نهانی و درونی نا مطمئن وپر تردید و تیرگی فضای حاکم بر عواطف شخص است.در این نقاشی فضای سفید و خالی اثر نشانگر درونیات،ذات و ضمیر ناخودآگاه فر د است که در تعادل با برونیات وی قرار دارند ب:تحلیل رمزی: نمادهای معین و مشخص قابل رویت در این اثر شامل درخت،زمین،گیاهان سبز،خانه وپیکره های موهوم ودر هم پیچیده ی انسانیست.عنصر بصری کانونی و مرکزی اثر که محوریت هدف ترسیم کننده بوده،درخت می باشد و المان های فرعی و پیرامونی خانه،زمین و انسان هستند.شاید این تاکید عامدانه به درختان سبز هفت گانه بی ارتباط با تقدس عدد هفت در تمامی فرهنگها و جنبه ی رمزآمیز و نمادین آن در تشریح و توصیف پدیده ها و مقولات ناشناخته و رازآمیز بشری اعم از گردش کیهان و نجوم و ستارگان تا سرنوشت زیست بشری،نباشد.اگر حتی بر این گمان باشیم که نقاش عامدانه به ترسیم این هفتگانه نپرداخته و ضمیر ناخودآگاه وی در این امر دخیل بوده،باز نمی توان جنبه های رمزی آنرا در نظر نگیریم.تقابل زیبای خانه ی سیاه و درختان سبز و نحوه ی ترکیب بندی عناصر بصری ازجمله اسقرار درختان در مرکز و خانه ی سیاه و پیکره های انسانی در پایین و زیر زمین سبز حاکی از تقابل و تضاد و دوگانگی زندگی و مرگ و زایش و نابودی و هستی و نیستی دارد،اینکه در ضمیر ناهوشیار و نهان درونی ما این امور معنوی و الوهی حضوروپیوندی ذاتی و جدایی ناپذیر دارند.اما در نگاهی جزئی تر در مورد خالق این اثر می توان گفت گرچه خانه ی سیاه نشان از اختلالات روحی و روانی و پریشانی و افسردگی و تیرگی روابط دارد،اما در پس زمینه ی نا هوشیار ذهن وی دریچه و پنجر ه ای از روشنایی و امید و زندگی و پیشرفت به روی وی باز است و حتی این نیل به زندگی بر تمایلات و اختلالات روانی اش می چربد. درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس " ...
نمایش عاشورایی، تاریخ نگاری صرف نیست
به گزارش سایت نسخه هنر به نقل از خبرگزاری ایکنا؛ شهرام کرمی، نویسنده و کارگردان تئاتر گفت: باید به این نکته توجه داشت که تمام وقایع مربوط به عاشورا و به ویژه روز دهم محرم از جنبه های قوی تراژیک و دراماتیک برای خلق موقعیت های نمایشی برخوردار هستند، اما به نظر من به برخی از این مقاطع حساس کمتر از سایر زمان ها توجه شده است که می تواند با دستمایه قرار گرفتن، سوژه مناسبی برای تولید نمایش
آتیلا پسیانی از تلویزیون پول در می آورد و در تئاتر خرج می کند!
مسیر را طی می کنیم و قطعا پس از ما هم این راه ادامه پیدا خواهد کرد. بر مبنای دریافتی که برخی درباره فرم کار های من دارند که اساسا تئاتر تجربه گرا است، نمی شود از این کار ها رمزگشایی کرد. نوع سؤال هایی که مطرح می کنی، در آن قضاوت وجود دارد و این اشکال ایجاد می کند. به نظرم دو تا ذهنیت متفاوت درباره هنر تئاتر داریم. بنابراین من از احمد طالبی نژاد که خودش روزگاری دست اندرکار تئاتر بوده
100 توصیه مهم رهبری به هیات های عزادارای
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف تاریخی همواره بیانات و رهنمودهایی پیرامون هنر شعر و مداحی و چگونگی اداره هیات های عزاداری داشته اند. گزیده ای از این بیانات به شرح زیر است: اهمیت و نقش هیئات مذهبی *اجتماعات دینی: ما مسلمانها و بخصوص ما شیعیان، امتیازی داریم که دیگر ملیتها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینی که به شکل
مروری بر آلبوم های انتشار یافته با موضوع محرم
برساند. در این آلبوم که توسط محسن شریفیان گردآوری شده است نقش سنج و دمام که از مشهورترین آیین های منطقه است، به عنوان مقدمه و پیش درآمدی بر شور آیین عزاداری حسینی برجسته است. غزل عاشورا صدای محمد حشمتی را مخاطبان با قطعه "اذان می گویند" در تلویزیون می شناسند و آلبوم های "خونه خورشید" و "شب نمناک" ادامه ای بر حضور حرفه ای و البته بی حاشیه این هنرمند جوان بوده است؛ اما آلبوم
شفیعی کدکنی؛ شاعر آیینه ها
به تهران در دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران دوره ی کارشناسی ارشد خود را گذراند و سپس دوره ی دکترای زبان و ادبیات عرب را نیز پشت سر گذاشت و به عنوان مدرس دانشکده ی ادبیات تهران در رشته ی سبک شناسی و نقد ادبی به کار مشغول شد. از ویژگی های شخصیتی شفیعی کدکنی این است که در محافل ادبی خیلی کم حضور پیدا می کند و بیشتر در انزوای اهل ادب به سر می برد. بیشتر شعرهای شفیعی کدکنی رنگ اجتماعی دارد و اوضاع
مروری بر 34 سال سینمای دفاع مقدس
اند. از طرفی یا عده ای از دوستان هنرمند و کارگردان از کنارمان رفته اند، همانند مرحوم رسول ملاقلی پور که تا بود راوی روزهای جهاد و ایثار و دفاع بود و اگر بود به نظر می رسید تنها پرچمدار این سینما باشد یا شادروان سیف الله داد خالق "کانی مانگا" که یکی از بهترین فیلم های دفاع مقدس است و زنده یاد ساموئل خاچیکیان سازنده "عقاب ها" پرمخاطب ترین فیلم سه دهه سینمای دفاع مقدس را به یادگار گذاشتند که
جزئیات فیلمبرداری صحنه شهادت حضرت عباس (ع) با بازیگر رستاخیز
برنامه ریزی شده بود و من فقط به عنوان یک ابزار بودم که نه در انتخاب و نه در نتیجه دخالتی نداشتم . * پیش از بازی در رستاخیز تجربه ایفای نقش در سینما نداشتید؛ چه اتفاقی شما را برای اولین بازی به ایفای نقش حضرت عباس (ع) رساند؟ قبل از بازی در رستاخیز هم در سینما و هم تلویزیون از من برای ایفای نقش دعوت کرده بودند. شاید برای نقش حضرت عباس (ع) شرایط فیزیکی و قدی موجب انتخابم شد، قد
فرهنگ در رسانه
و مجلات و روزنامه ها و رسانه های مختلف دیگری که وجود دارد، می توان به همه آن ها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است... به همین دلیل ما در بولتن نیوز سعی کرده ایم تا از این به بعد و در قالب صفحه فرهنگ در رسانه به بازخوانی و بازنشر اصلی ترین مطالب فرهنگی روزنامه ها بپردازیم . به عبارت دیگر، فرهنگ در رسانه تلاشی است برای تبلور روزانه تراوشات فرهنگی روزنامه های کشور . تا به
سفیر فرانسه و داریوش شایگان در شب بخارا؛ "بی لعن و نفرین، هیچ نوآوری ممکن نیست"
من مطمئن هستم که با قلم تان و با توجه به شناختی که شما از فرهنگ های مختلف دارید، در کتاب تان توانسته اید همه زیبایی، جنون و قرابت شارل را معرفی کنید. سپس داریوش شایگان درباره علاقه اش به شارل بودلر و پژوهش هایش درباره او چنین گفت: با اینکه رشته من ادبیات نیست و کارهایی که کرده ام بیشتر به ادیان هندی و فلسفه تطبیقی مربوط می شود، اما همیشه از جوانی به ادبیات علاقه مند بوده ام و پس از
هنرمندانه ترین بیانیه فرهنگ ایران
قله های رفیعی در فرهنگ و ادب ایران زمین اند که میراث به جامانده از آنها، زبان، هویت، فرهنگ و اعتقادات ما را به زیبایی حفظ کرده و رشد و توسعه بخشیده است. لذا یادکرد از چنین بزرگانی چراغ راه آیندگان خواهد بود. وی خاطرنشان کرد: نکات قابل توجه درباره دیوان حافظ، رواج "فال گرفتن"- تفأل - از آن است که سنتی تازه نیست و از دیرباز در میان آشنایان شعر او متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان
خورشید در آثار هنری نماد چیست؟
. نمونه این نماد، نماد خورشید است. انسان های اولیه از ارزش حیاتی خورشید به عنوان نیروی زندگی بخش آگاه بودند و نماد خورشید در همه فرهنگ ها نقش برجسته ای داشته است. اغلب این نمادها خورشید باستانی را نشان می دهند و یا به شکل صفحه ای گرد، یا مارپیچ با صلیب شکسته و فرفره اند که به تدریج برای انسان معاصر و مدرن تبدیل به فرم های آشنایی شده اند. آن چه در همه آنها مشترک است، یک هسته مرکزی است که از آن
بعد از رستاخیز نوبت عاشورا شد
حضرت اباعبد ا... الحسین (ع) و شهید ان کربلا و ساخت آثار هنری متناسب، از آن حماسه شورانگیز و یگانه د ر اشکال مختلف هنرهای نمایشی، تجسمی و موسیقی همواره مورد توجه هنرمند ان متعهد کشور بود ه و بد یهی است این گونه آثار که د ر خارج از کشور نیز مخاطب د اشته، باید با نگاه و معیارهای خاص هنر و استاند ارد های بین المللی مورد نقد و بررسی قرار گیرد و الا د ستاویز سلیقه و خد ای ناکرد ه اغراض شخصی خواهد شد که
تلاقی سنت و مد رنیته د ر نقاشی سقاخانه ای
*محمد عارفی تبار: د ر اینجا هنر مد رن به عنوان یک جنبش وارد اتی د ر ایران به یک جنبش ایرانیزه تبد یل شد که نقش مایه های مذهبی شیعی را د ر د ل خود د اشت. نقوش و عناصر بصری استفاد ه شد ه د ر سقاخانه ها که ریشه ای عمیق د ر فرهنگ اسلامی شیعی د ر ایران د ارد مورد استفاد ه مجد د قرار گرفت و این باعث ارتباط بسیار سریع با تود ه جامعه شد و پیام هنرمند را هر چه سریع تر به مخاطب و مخاطبان بیشمار رساند . د ر
فرقانی: تجربه بومی مولف ارزش کتاب تیتر نویسی را بیشتر می کند/ شکرخواه: تاریخ و جغرافیای رویداد را در ...
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب تیترنویسی با حضور و سخنرانی دکتر یونس شکرخواه، مدیرگروه اروپا و آمریکای شمالی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، دکتر محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، مهدی منتظرقائم، مدیر گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سیدفرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات و پیشکسوت روزنامه نگاری و دکتر مجید رضائیان
یک بار دیگر عشق را با خون نوشتند
در بین این آثار، تعدادی از آنها از نظر قوت شعر و انتخاب موسیقی خوب و مناسب ایام محرم، می تواند به عنوان آثاری برجسته تر انتخاب شود. ما در این نوشتار، تعدادی از این آثار را پیشنهاد کرده ایم که البته می تواند بازهم تعداد دیگری به این فهرست اضافه شود. بعضی از کارهایی که در این سالها منتشر شده است، به دلیل اینکه از نظر شعری قوت چندانی نداشت، در این فهرست نیامده و برخی آثار نیز ممکن است از چشم ما
بررسی آثار آهنگساز فیلم سرپیکو
مشکلی به وجود آید، نداشته است. اکنون نیز تئودوراکیس در کشورش به شخصیت بی بدیلی تبدیل شده است و از او به عنوان یکی از اسطوره های یونان یاد می کنند. در ادامه محمد ضیمران نیز گفت: در میان دهه 40 و 50 در یونان که موضوع التزام به هنر متعهد مطرح بود و فضای سیاسی و دیکتاتوری بر جامعه یونان حاکم بود، شباهت هایی با دهه 40 و 50 شمسی ما وجود داشت و همین شباهت ها موجب شد که هر دو نسل، از دو ملیت
هنر، پنجره ای است گشوده رو به آفتاب
سارا جلوداریان در یادداشتی که در آستانه برگزاری همایش بزرگداشت طاهره صفارزاده به تشریح این شخصیت برجسته شعر و ادبیات متعهد کشور پرداخته است. به گزارش هنرنیوز، سارا جلوداریان: هرکس در این دنیای خاکی، قصه ای دارد پس سعی کن تا برگ آخر، قهرمان باشی هنر، نقطه عطف تمام فرهنگ ها و تمدن های بشری ست. هنر، زبان مشترک قلب های سرشار و مشتاق است. هنر، عرصه تجلی آن
شهر و سرگشتگی سوژه ایرانی
؛ خاستگاه بسیاری از پرسش ها؛ ساحتی هنوز ناشناخته برای من؛ عبارت از کلاژی تاریخی که من می گردم جای خودم را روی یکی از تکه های آن پیدا کنم. *از نظر شما سرگشتگی سوژه در شهر ایرانی چیست؟ آیا این سرگشتگی کماکان مشاهده می شود که خواستید آن را در رمان های قبل از انقلاب جست وجو کنید؟ و چرا این سرگشتگی در پناه مدرنیزاسیون امرانه مورد توجه واقع می شود؟ سرگشتگی وضعیتی ذهنی ست که خصلت ماهوی آن
تلاشی ارزشمند برای حفظ و معرفی هزاران کتاب کُردی
مرکز سه اثر دیگر از من به چاپ رسید. که یکی از آنها بیبلیوگرافی کتاب کُردی از سال 1860 تا سال 2004 بود. دیگری کتاب ره دووکه وتن در فرهنگ کُرد است که استقبال خوبی از آن شد و در محافل روشنفکری کُرد مورد تحسین و نقد فراوان قرار گرفت. در همین رابطه چندین برنامه تلویزیونی انجام دادم و روزنامه گاردین هم با برجسته کردنی موضوع کتاب، مصاحبه مفصلی با من انجام داد. در رابطه با امیر بدلیسی در سفرنامه چلبی تحقیقی
امریکاپرستان داخلی از خود امریکا خطرناک ترند
جریان روشنفکری، دارای دو خصوصیت بارز و همیشگی در طول تاریخ بوده است: غربزدگی و وابستگی. این جریان برای پیشرفت کشور نیز همین دو نسخه را تجویز کرده اند و به همین علت با مفاهیمی چون اتکای به خود و استقلال مخالف اند. برای بررسی این مسأله به سراغ دکتر مظفر نامدار رفتیم تا نظر ایشان را جویا شویم. دکتر نامدار، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و از محققین برجسته تاریخ ایران هستند و کتب متعددی در این زمینه منتشر کرده اند.
پژوهش های کاربردی از فرسودگی علوم انسانی جلوگیری می کند
ایم، ابراز کرد: امروز با تهاجم و نفوذ فرهنگی غرب به شیوه های مختلف در هنر، دانشگاه و ... مواجهه هستیم . به فرموده رهبری غرب با همه وجود می خواهد در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ما نفوذ کند و متاسفانه در این میان برخی دولتمردان نیز خودباختگی دارند گرچه ممکن است آن را با زبان سیاست یا اقتصاد بیان می کنند!. مولف کتاب پلورالیسم دینی و چالش ها کار متدینین را در تئوریزه کردن مبانی انقلاب
شادی و درد؛ در گفت وگو با تامس هورکا
دیوید ادموندز : یقینا لذت یکی از چیزهای خوب زندگی است. اما چگونه لذت را با دیگر خوبیهای انسانی، مثل معرفت و هنر مقایسه میکنیم؟ انواع متفاوت لذت را چگونه در برابر هم قرار می دهیم؟ و چه ارتباطی بین لذت و شادکامی وجود دارد؟ فیلسوف آمریکایی، رابرت نوزیک، ماشین تجربه ای را به تصویر کشید که هرگاه به آن وصل شویم هر احساس لذت بخشی را که ممکن است بخواهیم به ما میدهد، اما برای ما روشن نیست که این تجربه ها واقعی است یا نه. ممکن است باور کنیم که در حال خوردن یک نان خامه ای شکلاتی هستیم درحالیکه سیم های متصل به مغز ما، علت واقعی این احساس لذیذ هستند. پرسشی که نوزیک طرح میکند این است: آیا ماشین را به جای زندگی واقعی انتخاب میکنید؟ او فکر میکند چنین انتخابی نخواهید داشت و این نشان میدهد لذت آن قدر هم که متفکری چون جرمی بنتام، فایده گرای انگلیسی اواخر قرن هجدهم، باور داشت، اهمیت ندارد. راهنمای ما درباره مفهوم لذت، تامس هورکا، [1] استاد فلسفه در دانشگاه تورنتو، است. نیگل واربرتون: موضوعی که میخواهیم درباره آن گفت وگو کنیم لذت است. کاملا آشکار است که لذت چیز خوشایندی است؛ چنین نیست؟ تامس هورکا: امیدوارم که چنین باشد. اگر چیز خوبی نباشد اکثر ما در حال وقت تلف کردن هستیم. اما من میپذیرم که نوعی احساس شهودی نیرومند وجود دارد مبنی براینکه لذت چیز خوبی است (منظور من از لذت تمام انواع احساس خوب است. هر حسی، هر احساس درونی که احساس خوبی است و طنینی مثبت دارد). انسان ها واژه های مختلفی را برای انواع متفاوت احساس خ ...
هنوز قدرتِ رادیو درک نشده است
هیچ کدام از اهالی رادیو یادشان نمی شود سخن مشهور و زبانزد دکتر حسن خجسته معاون متحول کننده و خوش برخورد رادیو را به برخی از نویسنده ها که: شما جزو سرمایه های رادیو هستید! منظور او این بود که اگر به اوضاع تان نمی رسند و کسی اینجا به فکر عاقبت تان نیست نگران نباشید، همین که جزو سرمایه های رادیو هستید خودش بالاترین افتخار برای شماست.او البته این حرف را از ته دل و با حسن نیت می گفت اما رادیو اساسا و ذاتا هیچ گاه
تعزیه های عصر ناصری به روایت کتاب پرسه در دارالخلافه / ماجرای شیر تکیه دولت و شیربان باشی سلطنتی
مانند شیر در تعزیه باعث رونق آن شده و مردم نیز با تماشای چنین تعزیه هایی بیشتر دست به جیب می شدند. درباره ترفندهایی که در آن عوامل تدارکات تعزیه در استفاده از حیوانات وحشی به کار می بردند، می خوانیم: یکی از مراحل اجرای تعزیه در تکیه دولت، حضور شیری بود که به مجلس می آوردند و مردم بهت زده و ترسیده زمانی که شیریان زنجیر او را می گشود، موجب ترس و حیرت بیشتر آنها می شد، به ویژه آن گاه که می دیدند، شیر با